تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۵۶۴

فرزانه روستایی
خبررسانی رسانه‌های ایرانی پیرامون آمریکا و روابطش با ایران به‌شکلی است که شنونده‌ی ایرانی متقاعد می‌شود جمهوری اسلامی ایران همواره در صدر اخبار آمریکا قرار دارد و رادیو و تلویزیون آمریکا پیوسته درباره‌ی ایران خبررسانی می‌کنند یا پیرامون آن بد می‌گویند. برخلاف آن‌چه القا می‌شود اخبار مربوط به ایران نه‌تنها در صدر اخبار آمریکایی‌ها قرار ندارد بلکه حتی اروپایی‌ها نیز اخبار مربوط به ایران را به‌عنوان مهم‌ترین خبر دنیا نقل نمی‌کنند. برعکس، کلیه‌ی برش‌های خبری رسانه‌های رسمی ایران همواره پر است از اخبار پیرامون آمریکا و تحولات سیاسی- اقتصادی آن. و باز هم برعکس این اخبار رسانه‌های ایرانی است که همواره مشغول بد‌گفتن از آمریکایی‌ها بوده و هیچ تحول مثبتی را در آمریکا در لابه‌لای اخبار خارجی نمی‌گنجانند. تفاوت نقش این دو به‌ظاهر دشمن 26 ساله حاکی از آن است که یکی از دو طرف نسبت به دیگری ذهنیتی توهم‌‌آمیز دارد و رقیب سیاسی‌اش را آن‌طور می‌بیند که خود می‌خواهد و نه آن‌طور که رقیب در جهان عینی نقش بازی می‌کند یا حتی دشمنی می‌ورزد. مسؤولان رده‌ی اول آمریکا هیچ‌گاه به اندازه‌ی مسؤولان ردیف اول ایرانی سخنرانی تولید نمی‌کنند و در ضمن، در میان همان سخنرانی‌ها هر‌چند معمولاً اشاراتی نیز به ایران می‌شود، نقش ایران هیچ‌گاه ستون فقرات سخنرانی‌های مقام‌های ردیف اول آمریکا را تشکیل نمی‌دهد. برعکس مقام‌های ایرانی پیوسته در حال نقد و بررسی مواضع سیاسی- اقتصادی آمریکایی‌ها بوده و هستند و از اظهارنظر پیرامون هیچ‌یک از مواضع آمریکایی‌ها دریغ نمی‌کنند. ‌ ‌
نوع نگرش آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها به یکدیگر و نیز جنس و عمق تلقی آن‌ها از یکدیگر بیان‌گر حدود و ثغور معضلی است که بحران روابط ایران و آمریکا نامیده می‌شود.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که مسؤولان مذهبی ایران حتی در دورترین شهرها و پراکنده‌ترین روستاها همواره اشاراتی به آمریکایی‌ها و توطئه‌چینی‌های آن‌ها دارند، در‌حالی‌که در آمریکا، به‌غیر از رسانه‌ها و مطبوعات اصلی و سراسری، آن‌هم به‌صورت پراکنده، هیچ‌گاه نامی از ایران شنیده نمی‌شود و بسیاری از مردم آمریکا هنوز فرق بین ایران(‌IRAN) و عراق (‌IRAQ) را نمی‌دانند، زیرا تلفظ آن‌ها به انگلیسی تاحدودی شبیه به یکدیگر است. مقدمه‌ی فوق بیان‌گر احتمالی این واقعیت است که به‌نظر می‌رسد معضل روابط ایران و آمریکا بیش‌تر معضل پذیرش رابطه با آمریکا از سوی ایرانی‌هاست تا این‌که آمریکایی‌ها از مذاکره یا برقراری تماس با ایرانی‌ها امتناع داشته باشند یا حتی آن‌را بد بدانند. وزارت خارجه‌ی آمریکا فعال‌ترین اداره‌ی روابط خارجی است که تاکنون گفت‌و‌گو، رایزنی و چالش با ملّیت‌های دیگر را به اجرا در آورده و خوب یا بد به آن تن داده است. ‌ ‌
آمریکایی‌ها به یک اصل اساسی معتقدند و آن این‌که داشتن رابطه با هیچ کشوری، حتی خصم، فی‌نفسه ناپسند نیست و تداوم تماس‌های سیاسی و ادامه‌ی گفت‌وگوهای دیپلماتیک، همواره ممکن است به تحصیل دست‌آوردهای کوتاه‌مدت یا حتی درازمدت برای منافع ملی آمریکا منجر شود. صدها دیپلماتآمریکایی طی پنجاه‌سال گذشته که آمریکا نقش قطب برتر را برعهده داشته، بحران‌های لاینحلی محصون رایزنی و رابطه با آلمان نازی، اتحاد شوروی، جمهوری خلق چین و ویتنام را تجربه‌کرده و بحران‌های ناشی از آن‌را پشت سر گذارده‌اند. وزارت خارجه‌ی آمریکا از مبتکران اصلی مذاکرات صلح خاورمیانه بوده و برای نزدیک‌کردن مواضع طرف‌های فلسطینی و اسراییلی همیشه تلاش کرده است. گستردگی رایزنی‌های آمریکایی‌ها هیچ‌گاه بدون توسل به دستگاه عریض و طویل جاسوسی، مداخله‌ی خارجی، مداخله در امور داخلی کشورها و بدون بهره‌بردن از توسل به تهدید نظامی نبوده است اما حفظ حداقل روابط حتی با کسانی که منافع آمریکایی‌ها را تهدید می‌کرده‌اند، از اصول سیاست خارجی و دیپلماسی در آمریکا بوده و هست.
آمریکایی‌ها در بدترین شرایط جنگی و در شرایطی که بحران جنگ ویتنام در بدترین نقطه‌ی خود قرار داشت و هر هفته هزاران ویتنامی و ده‌ها آمریکایی کشته می‌شدند، حساب رایزنی با دیپلمات‌های ویتنامی را از حساب میدان‌های نبرد جدا می‌کردند و با خون‌سردی در پاریس بر سر میز مذاکره با ویتنامی‌ها چانه می‌زدند. در شرایط حاضر، سنگینی وزن سیاسی، اقتصادی و از همه مهم‌تر فرهنگی و اجتماعی آمریکا به‌شکلی است که برقراری رابطه یا قطع رابطه با هیچ کشوری برای آمریکایی‌ها معضلی اساسی ایجاد نمی‌کند. برخلاف آمریکایی‌ها ایرانی‌ها منع هرگونه تماس و رابطه با آمریکا را به‌عنوان یک تابوی ایدئولوژیک و به‌عنوان یک موضع استراتژیک، همواره مورد تأکید قرار داده‌اند و از موضع "نهگفتن به آمریکایی‌ها" هیچ‌گاه عدول نکرده‌اند. تردیدی نیست که آمریکایی‌ها عامل کودتای 28 مرداد بوده‌اند و به اعتراف صریح مادلین آلبرایت وزیر خارجه‌ی دولت بیل کلینتون "آمریکایی‌ها زمینه‌ساز شکل‌گرفتن یک نظام دیکتاتور سرکوب‌گر و فاسد سیاسی در ایران بوده‌اند." آمریکایی‌ها در ایران درباری را تأیید‌کردند که به حیف‌ومیل اموال ملت ایران پرداخت و ایرانی‌ها همواره آمریکایی‌ها را عامل سرکوب سیاسی و علت فقر و فساد حاکمیت سیاسی خود دیده‌اند و می‌بینند." ‌ ‌
بااین‌حال درهم‌تنیدگی روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشورها در سطح بین‌الملل و نیز نوع نگرش انسان‌ها به مسایل و بحران‌ها با چنان سرعتی درحال تغییر و تحول است که دیگر نمی‌توان برنامه‌ریزی برای آینده را به دلیل شکست‌های گذشته و نیز به‌دلیل رخ‌دادن آن‌چه که جامعه‌ی ایرانی نیز در شکل‌گرفتن آن بی‌تقصیر و بی‌نقش نبوده است، رهاکرد. همان آمریکایی‌ها که با توطئه‌ی سازمان "سیا" یک دولت ملی و قانونی را در ایران سرنگون کردند، امروز خوب یا بد در همه‌ی صحنه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و از همه مهم‌تر فرهنگی جهان حضور دارند. ‌ ‌
سنگینی حضور آمریکایی‌ها حتی در کانادا و اروپا مسأله‌ساز است، چه رسد برای کشورهای در‌حال توسعه و عقب‌افتاده‌ی خاورمیانه که هنوز بر اساس مدل‌های قدیمی سیاسی اداره می‌شوند. بسیاری از کشورهای در حال توسعه- برای مثال هند- در برقراری رابطه با آمریکا و گسترش روابط سیاسی-اقتصادی با این کشور به‌خود تردید راه نمی‌دهند؛ چراکه برقراری تماس سیاسی و اقتصادی با آمریکایی‌ها تنفس در نظام بین‌الملل را امکان‌پذیر و آسان‌تر می‌سازد. امروزه آمریکایی‌ها نقشی را به‌لحاظ فرهنگی نمایندگی می‌کنند که خوب یا بد قوی‌ترین موتور فرهنگی تاریخ بشر است. بسیاری از مردم کره‌ی زمین هرهفته با یک فیلم و سریال جدید آمریکایی آشنا می‌شوند که بر طرز لباس‌پوشیدن و غذاخوردن و روابط اجتماعی و حتی خانوادگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.
برای این‌که دچار خطا نشویم و از این ذهنیت خارج شویم که ما- یعنی جمهوری اسلامی- مهم‌ترین معضل آمریکایی‌ها هستیم، بهتر است به این نکته‌ی بدیهی و بسیار ساده‌ی فرهنگی اشاره‌کنیم که طی 25 سال گذشته بسیاربسیار به‌ندرت فیلمی از ایران در تلویزین‌های آمریکا به نمایش در آمده است؛ اما رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی، تقریباَ همه‌ی فیلم‌ها و بسیاری از سریال‌های هالیوود را در شبانه‌روز جاروب کرده و می‌کند و اساساً ذائقه‌ی بیننده‌ی تلویزیون ایرانی به سمت‌وسویی متمایل شده است که اصولاً هنر را به‌شکلی می‌پسندد که هالیود آن‌را تولید، پردازش و تعریف می‌کند. از یاد نبریم که در وسط روز مهم‌ترین اعیاد مذهبی ما، خشن‌ترین فیلم‌های پلیسی آمریکایی نمایش داده می‌شود و در برخی از موارد- مثلاً در مورد فیلم ارباب حلقه‌ها "‌Ring of lords-" یک فیلم جدید آمریکایی به‌طور همزمان در سینماهای نیویورک و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران اکران می‌شود؛ به‌همین‌دلیل است که اگر آمریکایی‌ها قوانین ضد مهاجرت خود را تعدیل‌کنند، بسیاری از جوانان ایرانی و نیز تحصیل‌کردگان و متخصصان،خواستار دریافت ویزا و اقامت در آمریکا هستند؛ در‌حالی‌که هیچ آمریکایی حسرت زندگی در ایران را ندارد.
چه‌گونه می‌توان این‌چنین ساده‌‌اندیشانه با نمایش فیلم‌های آمریکایی به فرهنگ آمریکایی اجازه‌ی گسترش و نشر داد اما در صحنه‌ی مهم سیاست خارجی، مذاکره با آمریکایی‌ها را به دشنام گرفت. بی‌تردید لابی‌های یهودی و لابی‌های ضد ایرانی در وزارت خارجه‌ی آمریکا مسؤول تولید بدبینی نسبت به‌ایران هستند اما تجربه نشان داده است که به‌رغم کارکرد منفی این لابی‌ها، نقش و وزن جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان دارنده‌ی بزرگ‌ترین ساحل در خلیج فارس و دریای عمان و نیز دارنده‌ی یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان غیرقابل اغماض است. بی‌تردید وزن سیاسی ایران در عراق در تعیین آینده‌ی سیاسی این کشور اهمیت به‌سزایی دارد. ایرانی‌ها توانایی سیاسی ‌آن‌را دارند که برای بازسازی قطعی و امنیت در عراق به‌نحو موفقیت‌آ‌میزی اقدام‌کنند و نیز به‌همان میزان توانایی آ‌ن‌را دارند تا عراق را ناامن سازند و برای نیروهای خارجی در این کشور معضل بیافرینند.
به‌رغم فرازونشیب روابط دو کشور و با وجود پیچیدگی‌های سیاسی-امنیتی بسیاری که آمریکا و ایران را از ابعادی به یکدیگر محتاج نموده- جدا از بحث فعالیت هسته‌ای- مسأله‌ی‌عراق و بحران سیاسی این کشور مجرای معقول و آبرومندانه‌ای است که می‌تواند زمینه‌ساز گشودن افق‌های سیاسی جدید در روابط خارجی ایران باشد. بی‌تردید آمریکایی‌ها مذاکره‌کنندگانی قوی و صبور هستند که می‌توان تحمل در رایزنی‌های سیاسی را از ‌‌آن‌ها آموخت. قبل از نوشیدن این جام شوکران باید بدانیم که در بسیاری از موارد به افراط رفته‌ایم و بازگشت از راه به افراط رفته، عین عقل و منطق است.