تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۶۸۹

کارشناسان معتقدند با افزایش متوسط سن ازدواج جوانان، سن جرایمی مانند فحشاء، نزاع های خیابانی، ‏سرقت، فرار از خانه، مزاحمت و سایر آسیبهای اجتماعی و نیز تعداد و سابقه مجرمین کم سن و سال نیز ‏افزایش می یابد. ‏
آنها بر این باورند که در میان عوامل تأثیرگذار بر کاهش سن جرم، مشکلات روانی ناشی از عدم ارضای ‏نیازهای عاطفی، هیجانی و جنسی به طور جدی مطرح می شود و بر همین اساس توصیه می کنند که ‏یکی از راه های پیشگیری از چنین مشکلاتی فراهم شدن امکان ازدواج جوانان در سنین مناسب است.
به ‏گزارش ایسنا آمارهای مرکز ایران نشان می دهد سن ازدواج برای مردان از 24 سال در سال 65 به 7/26 ‏سال در سال 83 و برای زنان از 20 سال به 9/23 سال در این مدت رسیده است. ‏
نتایج پژوهشی تحت عنوان تحولات ازدواج و طلاق در ایران نشان می دهد که در سال 1345 سن ازدواج ‏مردان 5/26 بوده این میزان سپس با کمی کاهش روبه رو شده و بیشترین کاهش را در سال 1365 یعنی دهه ‏اول انقلاب داشته و پس از آن افزایش حدود نیم سال است و سپس سن ازدواج مردان از 5/26 به 27 سال ‏تغییر یافته است. ‏
دکتر شهلا کاظمی پور، جامعه شناس در تحقیق خود در مورد سن ازدواج جوانان بیان می کند : سن ‏ازدواج زنان در سال 1345 18 بوده و هم اکنون به 4/23 رسیده است. ‏
او می افزاید : در سال 1345 سن ازدواج برای زنان شهری 19 سال و برای زنان روستایی 17 سال بود و ‏پس از آن با مقداری افزایش رو به رشد و سپس با یک توقف بعد از انقلاب اسلامی کاهش یافت ولی باید ‏دانست که متغیرهای جمعیتی در جایی توقف می کند و از حدی بالاتر نمی رود، بنابراین سن ازدواج زنان ‏در حدی متوقف می شود. ‏
این آمارها در حالی نشان از افزایش سن ازدواج می دهد که فرهنگ ما هنوز توانایی یافتن همسر مناسب و ‏ازدواج موفق را مهمترین ملاک خوشبختی به خصوص برای دختران می داند، به طوری که حتی گاهی ‏بیشتر فعالیت های زندگی مثل تحصیلات بالاتر، موفقیت شغلی بهتر، ارتقای پایگاه اجتماعی و اقتصادی ‏معطوف به یافتن همسری مناسب است که البته معلوم نیست مردانی که خود از چنین امتیازاتی برخوردارند ‏تا چه حد علاقه مند به ازدواج کردن با دخترانی در سطح اجتماعی و حرفه ای خویش هستند. ‏
از طرفی توقعات خانواده ها در رابطه با ازدواج فرزندانشان بالا رفته و نیز بسیاری از مردان که طبق فرهنگ ‏ما باید پا پیش بگذارند و مخارج و هزینه های زندگی را تأمین کنند از حیث تحصیلات، میزان درآمد و ‏موقعیت اجتماعی و شغلی در وضعیت مناسبی به سر نمی برند و حتی گاهی وضعیت آنها نسبت به دختران ‏نامطلوب است. ‏‏ براساس نتایج تحقیق یاد شده آثار افزایش سن ازدواج می تواند برای دختران و پسران متفاوت باشد، ولی ‏آنچه در هر دو جنس مشترک خواهد بود احساس ناکامی است. ‏به عقیده روانشناسان اگر انگیزه های قوی به وسیله موانع غیرقابل قبول عبور با موانعی که نمی توانیم بر آنها ‏فائق آئیم سد شوند ناکامی به وجود می آید که از بارزترین نتایج آن بروز رفتارهای پرخاشگرانه است. از ‏سویی دیگر مردم از نظر روش مقابله با یکدیگر متفاوتند و در شرایط ظاهراً مشابه وقتی افراد دچار ناکامی ‏می شوند بعضی تسلیم شده، بعضی به کوشش خود ادامه می دهند و بعضی دیگر زیر فشار خرد می شوند. ‏برهمین اساس روانشناسان تأکید می کنند که ناکامی ناشی از وجود موانع متعدد بر سر راه ازدواج جوانان ‏می تواند شماری از آنها را به سوی ارتکاب برخی جرایم بکشاند. این تأکید در حالی است که آمارها نشان ‏می دهد 22 درصد جمعیت ورودی زندان های کشور را جوانان تشکیل می دهند به طوری که سالانه 27 تا ‏‏33 هزار جوان در گروه سنی 19 تا 25 سال زندانی می شوند. ‏
موارد نزاع های دسته جمعی، فرار از خانه، اعتیاد، خودکشی، خانه های فساد و فحشا پدیده مردان ‏خیابانی و... همه بیانگر آن است که اگر به فکر چاره اندیشی نباشیم آینده این تعداد جوانان تیره و تار ‏خواهد بود. از طرفی ازدواج به دلیل آنکه در اغلب موارد به افزایش احساس امنیت، تأمین نیازهای جنسی ‏و عاطفی جوان منجر می شود. البته این تأکید روانشاسان را نیز نباید فراموش کرد که وجود چنین آسیب ‏های ناشی از افزایش سن ازدواج نباید به هیچ وجه منجر به انتخاب راهکار ازدواج به هر شکل و با هر ‏شرایطی باشد، زیرا در این صورت ازدواج نه تنها راهگشا نخواهد بود بلکه خود به جمع عوامل تأثیرگذار ‏بر آسیبهای یاد شده خواهد پیوست. ‏
نیازهای عاطفی مطرح است
دکتر بیرشک، روانشناس در مورد علل افزایش سن ازدواج در کشور به ایسنا می گوید : عوامل مختلف ‏اقتصادی، جامعه شناسی و روانشناسی را می توان در این زمینه مطرح کرد. از جمله عوامل اقتصادی این ‏است که جوانان احساس می کنند امکان تأمین هزینه های زندگی روزمره را ندارند و کسانی هم که جذب ‏بازار کار می شوند ممکن است درامد لازم را نداشته باشند، آنهایی هم که تحصیل می کنند امید زیادی ‏برای یافتن شغل مناسب ندارند. ‏وی درباره ابعاد مثبت و منفی افزایش سن ازدواج می افزاید : تنها جنبه مثبت تحت این شرایط می ‏تواند آن باشد که افراد به بلوغ سنی و جسمی رسیده اند و در نتیجه در انتخاب همسر تنها تابع احساس ‏نیستند، اما تبعات منفی آن این است که افرادی که به ازدواج نیاز و تمایل دارند اگر نتوانند ازدواج کنند ‏سعی کنند که با مشغولیات، رفت و آمدها و معاشرت های مسأله ساز خود را سرگرم کنند و به این ترتیب ‏ممکن است تصمیم گیری برای این افراد مشکل تر شود، چون آنها فکر می کنند که قبلاً معیارهایی برای ‏ازدواج داشته اند. ‏
دکتر بیرشک با بیان اینکه بالا رفتن سن ازدواج تبعات متفاوتی برای دختران و پسران ایجاد می کند می ‏افزاید : در جامعه ای که ما فکر می کنیم مردها باید در ازدواج جلو بیایند و تصمیم بگیرند دخترها شانس ‏کمتری خواهند داشت چون در سن بالا پذیرفتن هر نوع همسری برای آنها کار آسانی نخواهد بود. به ‏خصوص که الان دختران ما بیشتر وارد جامعه می شوند و تجربه درس و دانشگاه را به دست آورده اند در ‏نتیجه در انتخاب همسر بیشتر دچار تردید می شوند و زمان بیشتری صرف می کنند و این مسأله شانس ‏ازدواج آنها را در آینده کاهش می دهد. ‏
او درباره تأثیر بالا رفتن سن ازدواج در گرایش به جرم توضیح می دهد : در ازدواج در کنار نیاز جنسی ‏نیازهای عاطفی مطرح است. یعنی هرکسی نیاز دارد که بداندکسی در زندگی اش هست که در کنار رفع ‏نیازهای طبیعی می تواند با او همفکری و مشارکت داشته باشد، پس اگر فرصت ازدواج را از دست بدهند ‏جذب معاشرت هایی می شوند که خیلی از آنها می تواند زمینه ساز مشکلات احساسی و عاطفی برای آنها ‏باشد، چرا که وقتی پایبندی فردی کم باشد بیشتر جذب لذت های کوتاه مدت و آنی می شود و در این ‏میان امکان معاشرت ها و گردهمایی هایی برای او فراهم می شود که زمینه را برای مصرف مواد مخدر یا ‏روابط نامناسب اجتماعی گسترش خواهد داد. ‏
وی ادامه می دهد : برای جوانانی که امکان ازدواج فراهم نمی شود از یک طرف نیازو از طرف دیگر ‏مشکلات و محدودیت ها وجود دارد، در نتیجه برطبق احساسش جذب موقعیت های آنی و در دسترس ‏می شود. ‏
دکتر بیرشک نقش دوستان را در جذب جوانان به کارهای خلاف بسیار مهم می داند و به ایسنا می ‏گوید : در سنین جوانی و نوجوانی دوستان نقش عمده ای ایفا می کنند، به طوری که جوانان تحت تأثیر ‏دوستان و خواسته هایشان یا به خاطر احساس تعلق به یک گروه و نگرانی از طرد شدن توسط آنها حاضرند ‏هرکاری بکنند. ‏
وی نقش خانواده را نیز بسیار مهم ارزیابی می کند و می گوید : اگر اعضای خانواده ای ارتباط خوبی با ‏یکدیگر داشته باشند می توانند بسیاری از مسایل را با فرزندانشان مطرح کنند. در نتیجه فرزندان هم با ‏علاقه تشریک مساعی می کنند و از نظرات خانواده بهره مند می شوند، اما اگر شاهد گسستگی در روابط ‏خانوادگی باشیم نقش دوستان و همسالان به جای خانواده افزایش می یابد و دوستان هم بیشتر تابع جنبه ‏احساسا هستند.‏
دکتر بیرشک درباره تفاوت آسیب پذیری دختران و پسران توضیح می دهد، دخترانی که سن ازدواج آنها ‏بالا می رود، به خاطر داشتن گرایش ها. حساسیت ها و حسادت ها که لازمه سن و کمی تجربه آنهاست ‏ممکن است بیشتر فریب بخورند و بیشتر مستعد بروز رفتارها و واکنش های برانگیزاننده پرخاشگرانه و ‏درگیرانه مختلفی در آنها بروز می کند و دختران خیلی راحت تر وعده های افرادی را که آماده سوء استفاده ‏از آنها هستند می پذیرند و جذب آنها می شوند. ‏
راه‌حل‌ها روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود
دکتر حسین فرجاد آسیب شناس نیز در مورد علل کاهش جرم متعدد است. مشکلات جوانان و نوجوانان ‏زیاد است، پس جرم از گروه سنی بالا به سمت گروه سنی پایین تر می آید و چون قدرت ریسک و ‏مخاطره پذیری آنها بیشتر است متأهلین کمتر مرتکب جرم می شوند.
پس افرادی که ازدواج نمی کنند در ‏زمینه انواع جرایم احتمال ارتکاب جرم آنها بیشتر است. در کشوری که روز به روز بر تعداد جمعیت جوان ‏آن افزوده می شود و راههای حل مسائل پیش رو روز به روز پیچیده تر می شود اگر اکنون که می توانیم ‏اقدامب نکنیم معلوم نیست که گره کور پیامدهای ناشی از آن را در آینده چه کسی خواهد گشود.