تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۹۲۶
میزگرد بی بی سی در بررسی مواضع جدید بوش
ترجمه: حسن عبدی مقدمه: گروه بین الملل: ساعت 30/5 بامداد پنجشنبه به وقت ایران جرج بوش رئیس جمهوری امریکا در سخنانی راهبرد جدید خود برای عراق را اعلام کرد و در آن خصوصاً بر افزایش نظامیان امریکا در عراق تاکید کرد. مواضع جدید رئیس جمهوری امریکا در حالی اعلام شد که پیشتر گروه بررسی مسائل عراق گزارش خود که به گزارش بیکر- همیلتون معروف شد را منتشر کرده و طی آن از بوش خواستار کاهش نیروها در عراق، خروج تدریجی از آن کشور و مذاکره با دولت های ایران و سوریه شده بود.اما اظهارات بوش مبنی بر افزایش نظامیان در عراق و اجتناب از گفت وگو با ایران و سوریه که خلاف انتظارات و توصیه های پیشین بود با واکنش های گسترده در امریکا، پاره یی از کشورهای اروپایی و کشورهای عربی روبه رو شد. تا آنجا که جوزف بایدن سیاستمدار معروف امریکایی آن را اشتباه غم انگیزی خواند. البته عراق، ژاپن، استرالیا و کره جنوبی از معدود دولت هایی بودند که از این مواضع پشتیبانی کردند. در این میان گروه بین الملل روزنامه اعتماد به منظور غنی سازی حوزه نگاه خوانندگان خود میزگرد تلویزیونی بی بی سی - برنامه هاردتاک -با دیوید اوون از وزیران پیشین خارجه انگلستان و ریچارد هاس رییس شورای روابط خارجی امریکا را به فارسی برگردانده و منتشر می کند، که در آن به راهبرد جدید بوش به دیده انتقاد نگریسته شده است.

* آقای ریچارد هاس، به نظر شما طرح بوش موفق خواهد شد؟
** بستگی دارد به اینکه مقصودتان از موفقیت چیست. اگر مقصودتان یک موفقیت چشمگیر باشد یا اینکه بگوییم عراق به یک دموکراسی کارآمد و آرام و الگوی منطقه تبدیل خواهد شد، پاسخ کوتاه این است که خیر. اما اگر ارزیابی واقع بینانه تر و محدودتری بکنیم و بگوییم که آیا می توان شاهد عراقی بود که به نوعی سر پا بماند و حداکثر اینکه میزان خشونت ها کاهش بیابد، به نظرم پاسخ مثبت است. به عبارت دیگر به راحتی نمی توان نتیجه را پیش بینی کرد و من خودم از این کار اجتناب می کنم ولی این یک پیش بینی مشروع و منطقی است.
* آقای لرد اوون، حتی اگر با این تعریف محدودتر نگاه کنیم به نظر شما این طرح از شانس موفقیت برخوردار است یا خیر؟
** فکر می کنم از نظر نظامی این پیشرفت بزرگی است و این کار باید خیلی زودتر از این انجام می شد و عناصر مهم این طرح عبارتند از افزایش تعداد نیروها، استراتژی جدید و مشارکت بیشتر دولت عراق. اما از نظر دیپلماتیک باید بسیار فراتر از این برویم و چه بسا این کار در چند ماه آتی صورت گیرد. اما اگر بوش بخواهد استراتژی نظامی خود را تغییر بدهد ناگزیر باید استراتژی دیپلماتیک خود را هم تغییر دهد.
* مقصودتان این است که بوش برخلاف توصیه «گروه بررسی عراق» در صحبت خود اشاره یی به ضرورت گفت و گو با ایران و سوریه نکرد؟
** درست است. البته به یک معنا خوشحالم که او این کار را نکرد زیرا کاملاً روشن است که هنوز به ضرورت تایید این مساله نرسیده است. اما بدون شک حداقل این مساله هنوز بر روی میز کار او قرار دارد. از بسیاری جهات باید گفت نخستین کسانی که باید با منطقه و کشورهای اطراف صحبت کنند مقامات دولت عراق هستند. بنابراین شاید بوش هنوز ناگزیر به ایجاد تغییر قابل توجه در این زمینه نیست ولی به زودی ضرورت این مساله خود را نشان خواهد داد. به خصوص سیاست امریکا نسبت به ایران باید عوض شود. ممکن است اتخاذ موضع خصمانه علیه ایران و سوریه در زمان حمله به عراق امری قابل قبول به نظر برسد هرچند که من در این هم شک دارم اما اکنون پس از حمله موفقیت آمیز نظامی زمان آن رسیده است که با دو همسایه مهم عراق گفت وگو صورت گیرد زیرا این دو کشور می توانند به استراتژی موجود آسیب بزنند.
* آقای اوون، شما با تایید افزایش نیروهای امریکایی در عراق گفتید که این کار را باید مدت ها قبل انجام می دادیم. پرسش این است که اعزام بیست هزار نیروی اضافی به عراق مثلاً برای مواجهه با شبه نظامیان شیعه چه مشکلی را حل می کند در حالی که این نیروها در گذشته حتی وجود خارجی نداشتند و پس از حمله به عراق پدید آمدند ولی اکنون به یک مشکل بزرگ تبدیل شده اند که ممکن است ارتش عراق را به خود مشغول کنند. به نظر می رسد این شبه نظامیان از خود نیروهای عراقی قوی ترند.
** واضح است که نمی توان به مساله شورش ها در عراق پرداخت و به شهرک صدر و رهبرش مقتدا صدر نپرداخت. اما تا این لحظه نوری مالکی نخست وزیر این کشور آمادگی برخورد با این مساله را از خود نشان نداده است زیرا این نیروها بخش قابل توجهی از حامیان مالکی را تشکیل می دهند. اما حالا تقریباً شکی نیست که این وضعیت تغییر خواهد یافت و در این باره بوش غبا مالکیف به توافق رسیده است که استراتژی برخورد با شورشیان باید همه جوخه های مرگ را بدون استثنا دربرگیرد، خواه سنی باشند یا شیعه.
* آقای هاس، فکر می کنید این استراتژی می تواند برای افکار عمومی امریکا قابل قبول باشد به خصوص با توجه به اینکه مساله صرفاً سخنان بوش نیست بلکه در دو سال آینده آنها شاهد افزایش اجساد امریکایی ها خواهند بود و تحمل این مساله بسیار سخت خواهد بود؟
** کاملاً حق با شما است و ما از هم اکنون شاهد واکنش های اولیه افکار عمومی به سخنرانی رئیس جمهوری هستیم. تلفات انسانی و انواع هزینه های دیگر افزایش خواهد یافت. به نظرم رئیس جمهور هنوز نتوانسته است کشور را پشت سر خود بسیج کند. متاسفانه من به اندازه لرد اوون خوشبین نیستم و اشتباه بزرگ این است که فکر کنیم دولت عراق در عمل به این گونه وظایف عمل خواهد کرد.
* شما در هفته جاری در مقاله یی در یک مجله خبری امریکایی نوشتید: «بگذارید واضح بگویم زخم هایی که امریکا در منطقه برداشته توسط خود امریکا وارد شده است.» جمله دیگری نیز نوشته بودید که برایم بسیار تکان دهنده بود. شما در آنجا نوشتید که «دوران امریکا در خاورمیانه به پایان رسیده است». ممکن است توضیح بیشتری بدهید؟
** حتماً. در طول پانزده بیست سال گذشته و اساساً پس از پایان جنگ سرد، امریکا موقعیت برتر را در منطقه داشت و این یک امر شگفت انگیز و بی سابقه بود. اما به گونه یی شاهد تضعیف موقعیت امریکا و افزایش نیروهای رادیکال منطقه بوده ایم که از جمله می توان به ایران، حزب الله، حماس و شبه نظامیان داخل عراق اشاره کرد. بنابر تهدید واقعی وجود یک جایگزین روشن برای امریکا نیست بلکه حرکت های تندروانه، تروریسم و بی نظمی است. در نتیجه نگران آن هستم که این منطقه در سال های آتی به تهدید عمده یی علیه خود و جهان تبدیل شود.
* آقای اوون، نظر شما در این باره چیست؟
** من با این نظر موافقم. از اظهاراتم نباید چنین استنباط شود که من نسبت به عملکرد دولت عراق خوشبین هستم. مالکی باید موضع خود را به طور بسیار قابل ملاحظه یی تغییر دهد و برای اینکه این اتفاق بیفتد باید خیلی خوش شانس باشیم . اما جرج بوش در اوضاع آشفته یی گرفتار شده است، هر چند که برخی علایم حاکی از تغییر سیاست او به چشم می خورد. از سوی دیگر هیچ قدرت عمده یی نیست که نخواهد از گفت و گوی ایران و امریکا استقبال کند. استفاده از نفوذ روسیه در منطقه نیز مساله را بیشتر تسهیل می‌کند.
* نظرتان درباره نقش ترکیه چیست؟
** نقش ترکیه بسیار مهم است. ترکیه و ایران هیچ نفعی از فروپاشی عراق نمی‌برند.
* عربستان نیز نفعی نمی‌برد.
** درست است. ما باید همه این قدرت ها را در کنار هم قرار بدهیم و ترجیحاً این کار با دعوت عراق صورت گیرد و امریکا و انگلیس نیز بر ضرورت وجود یک روند معقول و آرام پافشاری کنند. این همان کاری بود که بوش پدر در 1991 با موفقیت انجام داد. او مصر، سوریه و عربستان سعودی را برای جنگ با صدام حسین بسیج کرد و این یک دستاورد حیرت انگیزی بود. حال باید پرسید که آیا می توان این وضعیت را دوباره ایجاد کرد؟ بله. امریکا از مهارت های دیپلماتیک برخوردار است و من آن را ممکن می‌دانم.
* آقای هاس، شما با این نظر موافق هستید؟ بسیاری از متفکران برجسته عرب معتقد هستند که برای انجام این کار باید تمام کشورهای عرب همسایه را در این روند دخالت داد نه اینکه صرفاً با ایران گفت و گو کنیم. باید با ایران، ترکیه، سوریه، اردن و عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس وارد گفت و گو شد زیرا همه این کشورها به شدت نگران عراق هستند و قضیه را به خودشان مربوط می دانند. با توجه به اینکه شما در فکر یک کنفرانس بین المللی و دیپلماسی جدید هستید، فکر می کنید که در چند ماه آینده دولت امریکا به ضرورت این کار خواهد رسید؟
** به هر حال این مساله مطرح شده است. هم من آن را مطرح کرده ام و هم گروه بررسی عراق آن را مطرح کرده است. برای این کار نمونه قبلی هم در دست داریم که در مورد افغانستان اتفاق افتاد. در آنجا مکانیسم معروف به 2«6 به کار گرفته شد که شامل شش کشور همسایه به علاوه امریکا و روسیه بود. در مورد عراق نیز می توانیم یک کنفرانس منطقه یی مشابهی برگزار کنیم و کار این کنفرانس تنظیم روابط با عراق باشد و بتواند به برخی از قواعد راه دست یابد تا کشورها از دامن زدن بیشتر به بی ثباتی اوضاع عراق خودداری کرده و راه هایی برای ادغام عراق در منطقه پیدا شود. فکر می کنم این کار یک گام به پیش خواهد بود ولی متاسفانه دولت عراق با آن موافقت نکرده است. شما پیش از این به مساله مهمی هم اشاره کردید که این مساله از اینکه آیا دولت عراق چنین گامی را برخواهد داشت یا خیر، مهم تر است. این مساله طرز فکر حکومت عراق است مبنی بر اینکه آیا دولت تحت رهبری آقای مالکی قصد اعمال برتری شیعیان را دارد یا بیش از آن به رسیدن به یک توافق ملی در کشور می اندیشد که در سایه آن اکثریت شیعیان و اقلیت اهل سنت در امور سیاسی و اقتصادی سهیم خواهند بود. تا این لحظه نشانه های کمتری دلالت بر این می کند که دولت فعلی واقعاً قصد دارد یک دولت ملی باشد. تا این کار صورت نگیرد مسائل دیگر و اینکه امریکا برخورد نظامی با قضیه بکند یا به فکر ایجاد کنفرانس باشد چندان موثر نخواهد بود.