تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۵۰۷۸

سجاد جاویدی
از دریچه نگاه سعودی به تحولات منطقه، فروپاشی عراق و خروج این کشور از رقابت های منطقه ای و حضور ارتش آمریکا در جوار مرزهای ایران که در 27 سال گذشته سیاست خصمانه ای را در قبال واشنگتن داشته است، فرصت مناسبی برای ریاض فراهم می آورد تا با تکیه بر موقعیت ویژه خود در جهان اسلام و برخورداری از پشتوانه مالی، عملاً رهبری خود را در جهان اسلام و منطقه تثبیت کند؛ به خصوص اینکه از زمان اشغال عراق توسط ارتش آمریکا، چالش هسته ای ایران روابط این کشور با غرب و به خصوص آمریکا را به شدت متشنج کرده بود و به طور طبیعی ایران به سوی یک انزوای بین المللی در حال حرکت بود که این امر نیز می توانست به قدرت مانور سعودی بیفزاید.
سیر حوادث و رویدادهای منطقه خط بطلانی براین انتظار ریاض بود و ایران علیرغم درگیر بودن در یک چالش بزرگ بین المللی، توانست به بازیگر اصلی منطقه تبدیل شود، موضوعی که نه تنها آمریکا بلکه تمامی کشورهای جهان بدان معترفند. طبیعی بود که این موضوع برای رهبران ریاض بسیار سنگین آمده و نمی توانستند به راحتی آن را بپذیرند. براساس برخی اخبار منتشره، عربستان سعودی کراراً نارضایتی خود را از سیاست آمریکا در مساله عراق و خاورمیانه که باعث تقویت موقعیت منطقه ای ایران شده، به واشنگتن اعلام کرده است. از دید سعودی، تحولات عراق، خاورمیانه وحتی افغانستان همگی به گونه ای پیش رفت که موقعیت ایران را در هر سه مساله به شدت تقویت کرد و قدرت مانور ایران را در چانه زنیهای بین المللی افزایش داد.
در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به گونه ای تنظیم و هدایت می شد که عربستان سعودی با وجود این تحولات و شکست های دیپلماتیک رقابت خود را با ایران نمایان نکرده و در اعلام مواضع نیز سعی می کرد نزاکت دیپلماتیک را رعایت کند، هرچند همانطور که قبلاً گفته شد، به طور طبیعی <منافع ملی> قطب نمای اصلی هر کشوری در سیاست خارجی است و هیچ کشوری به طور طبیعی آن را دو دستی به کشور یا کشورهای رقیب واگذار نمی کند.
منش و روش دولتهای خاتمی و هاشمی، عربستان سعودی را به این باور رسانده بود که می توان درعین حفظ سیاست رقابت برای برتری موقعیت منطقه ای، به روابط متشنج دوران جنگ تحمیلی پایان داده و روابط دوستانه ای نیز با ایران برقرار کند، اما این روند همچنانکه پیشتر گفتیم، پس از روی کار آمدن دولت جدید عوض شد و به دلیل برخی مواضعی که از زبان جناب آقای رئیس جمهوری و دیگر دست اندرکاران سیاست خارجی اعلام می شد، عربستان را به تفکر دوباره در باره روابط با ایران واداشت.
آیا واقعاً تغییری در سیاست ایران نسبت به عربستان ایجاد شده بود و یا اینکه این مساله نوعی سوءتفاهم بین تهران و ریاض بود؟ سوءتفاهمی که ناشی از عدم درک درست ریاض از تحولات صورت گرفته نشأت می گرفت.
جواب به این سئوال هرچند ساده نیست، ولی می توان براساس گمانه زنیهایی که از رصد کردن اخبار و مواضع اعلام شده از پایتخت های دو کشور منتج می شود، چنین گفت که به طور اصولی در سیاست کلان ایران نسبت به آن کشور تغییری جوهری رخ نداده و آنچه که ظاهر می شود، ناشی از نوعی شتابزدگی در پیشبرد اهداف سیاست خارجی توسط دولت بود، زیرا براساس قوانین جمهوری اسلامی، سیاستهای کلان برعهده رهبری نظام است و شورای عالی امنیت ملی، مسئولیت اصلی تدوین آن را به عهده دارد، اما عربستان سعودی به شدت نگران تغییر استراتژی ایران درباره این کشور و منطقه بود و تصور می کرد که ایران با استفاده از اهرمهای عراق و لبنان و حتی فلسطین قصد دارد که هژمونی خود را به منطقه (و بالطبع آن کشور) تحمیل کند، در همین راستا عربستان بارها ناخشنودی خود را از تحولات عراق اعلام کرد و ایران را متهم به مداخله در امور داخلی این کشور ساخت. سعودالفیصل درحاشیه اجلاس پاریس 3 که برای جمع آوری کمک به بازسازی لبنان تشکیل شده بود، به روزنامه فیگارو گفت: <باید مانع از مداخله ایران در امور داخلی عراق شد> وی حتی از این حد نیز فراتر رفته و از دخالت ایران در جهان عرب اظهار نگرانی کرد. سعودالفیصل در همان مصاحبه گفت: <به عقیده ما دخالت دیگر کشورها در امور کشورهای عرب امری خطرناک است و به همین دلیل ما نگرانی و دغدغه خود را از بابت اعمال نفوذ ایران در جهان عرب به تهران توضیح داده ایم و امیدواریم که ایران همسایه خوبی برای اعراب باشد.>
وی درخصوص لبنان نیز ایران را متهم کرد و گفت: <لبنان نمونه خوبی از همزیستی میان سنی ها و شیعیان است. اگر مردم لبنان را به حال خود رها کنند، خوب می دانند چگونه بحران را حل کنند، اما اگر دیگر کشورها در جستجوی آن هستند که میدان کارزار خود را به لبنان صادرکنند این امر اوضاع را پیچیده تر خواهد کرد.>
برای عربستان سعودی که به محافظه کاری در مشی دیپلماتیک مشهور است و از به کارگیری الفاظ تند در روابط خارجی خود پرهیز می کند، این سخنان نمایانگر عمق نگرانی آنان از رویکرد جدید ایران به منطقه و بی توجهی کامل به اعطای نقش به دیگر کشورهای عرب و اسلامی در تحولات عراق و خاورمیانه است. با درک این نگرانیهای سعودی و عدم تمایل ایران برای بازگشت به جنگ لفظی با عربستان که می توانست به زیان هر دو کشور تمام شود، دیپلماسی اطمینان بخشی از عدم تغییر سیاست ایران در قبال عربستان محور اصلی رفت و آمدهای دیپلماتیک بین دو کشور قرار گرفت.
پس از ابتکار رهبری در اعزام آقای دکتر ولایتی به عربستان، شاهد چندین سفر از سوی منوچهر متکی و سعودالفیصل به پایتخت های دو کشور بودیم که توانست تاحدودی آرامش را به روابط دو کشور بازگرداند؛ ولی سفرهای آقای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و بندر بن سلطان و نیز ملاقات وی با مقام معظم رهبری، نقطه عطفی در بازگشت به <سیاست اعتمادسازی> با ریاض بود. هرچند این سیاست حداقل از دیدگاه تهران هرگز از دستور کار خارج نشده بود و سیر حوادث داخلی در ایران و مواضع تند دولت جدید در موضوعات منطقه ای و جهانی در کنار تحولات منطقه ای این شائبه را نزد رهبران سعودی ایجاد کرده بود. براساس اخبار منتشره، در دیپلماسی رفت و آمد لاریجانی و بندربن سلطان موضوعات عراق، لبنان و فلسطین محورهای اصلی مذاکرات بین مقامات دو کشور بود. تلاش ایران برای ایجاد رابطه بین حزب الله لبنان و عربستان سعودی را می توان از نتایج بسیار مهم تحولات روابط دو کشور دانست که به یقین در بازگشت آرامش به این کشور می تواند بسیار تاثیرگذار باشد. سفر یک روزه اخیر آقای احمدی نژاد به عربستان سعودی را نیز از دیگر نتایج تحولات روابط دو کشور می توان برشمرد.
هرچند قضاوت درخصوص نتایج این سفر بسیار زود و عجولانه است و به طور طبیعی هیچیک از طرفین نباید انتظار داشته باشند که این اقدامات حل و فصل تمامی مشکلات بین دو کشور را درپی داشته باشد، ولی باتوجه به خواست رهبران دو کشور برای حل مشکلات و بازگشت به روابط گذشته، امیدهای بهبود روابط دو کشور را افزایش داده است.
اینکه پادشاه سعودی پس از دیدار با لاریجانی در مصاحبه با روزنامه <السیاسه> تاکید می کند که: <در دیدار اخیر با علی لاریجانی فرستاده ایران به وی توضیح دادم عربستان سعودی با هیچ کشوری علیه ایران متحد نمی شود و به هیچ کشوری برای مخاصمه با ایران کمک نمی کند>، نشان می دهد که دو کشور بزرگ جهان اسلام گام در مسیر درستی گذاشته اند.
بی تردید نزدیکی دیدگاههای تهران و ریاض، حلال بسیاری از مشکلات در عراق و لبنان خواهد بود؛ مضافاً اینکه این تحول می تواند توطئه آمریکا در طرح جدید نزاع شیعه و سنی را به شکست بکشاند.