تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۵۱۱۸

سجاد جاویدی
قرائن و شواهد موجود در منطقه از شکل گیری فاز جدیدی از تحولات حکایت دارد، تحولاتی که تنش و درگیری ها را افزایش خواهد داد و ممکن است در صورت عدم کنترل رفتاری بازیگران عمده منطقه در واکنش به اقدامات آمریکا، گسترش درگیری ها را در پی داشته باشد.
1- جرج بوش که در آوریل سال 2003 و تنها پس از چند ماه از اشغال عراق با صدور بیانیه ای پایان جنگ در این کشور اشغال شده را اعلام کرده و مردم آمریکا را برای بازگشت سربازان اعزامی نزد خانواده هایشان امیدوار کرده بود، اکنون پس از گذشت چهارسال در باتلاق عراق گرفتار شده و هیچ چشم اندازی برای برون رفت از بحران پیش رو مشاهده نمی شود، آمار رسمی تلفات سربازان آمریکایی از سه هزار نفر تجاوز کرده، صدها میلیارد دلار از جیب مالیات دهندگان آمریکایی صرف هزینه های جنگ عراق شده و مهم تر از همه رئیس جمهوری در نطق روز چهارشنبه گذشته خود رسماً به شکست در عراق اعتراف کرده است.
2- بدیهی است ادامه این وضع برای سردمداران کاخ سفید پذیرفته نیست و باید در فکر تدوین راهکار جدید برای بحران عراق باشند. استراتژی جدید آمریکا در همین راستا شکل گرفت و بوش چهارشنبه گذشته آن را در معرض افکار عمومی قرار داد. رویکرد جدید بوش را به طور خلاصه در محورهای مهم ذیل می توان خلاصه کرد:
ـ اعتراف به شکست راهبردهای قبلی در عراق و پذیرش مسئولیت این شکست (که در افکار عمومی آمریکا بسیار مهم تلقی می شود).
ـ رد توصیه های خروج از عراق - مرتبط کردن شکست در عراق با امنیت آمریکا - اعزام نیروهای نظامی جدید (21500 نفر) به عراق.
ـ تهدید ایران و سوریه به عنوان پشتیبان ستیزه جویان عراقی و اعلام مبارزه با آنان (البته در مورد سوریه این تهدید کمرنگ تر است)
ـ تهدید دولت عراق و اولتیماتوم به این کشور برای پذیرش مسئولیت های خود در تامین امنیت
در سخنرانی بوش به شکل کاملاً واضحی انگشت اتهام به سوی ایران نشانه رفته و اظهارنظرهای مقامات آمریکایی پس از اعلام استراتژی جدید در مورد ایران نشان می داد که سناریو از قبل طراحی شده و منتظر زمان بودند.
3- تغییراتی که در کابینه بوش در تیم مرتبط با بحران عراق رخ داد (حتی قبل از اعلام استراتژی جدید) مؤید این مطلب است که برنامه ریزان آمریکایی برخلاف توصیه های گزارش گروه کاری عراق موسوم به "بیکر - همیلتون" استراتژی رویارویی و گسترش دامنه جنگ را طراحی کرده و منتظر زمان مساعد برای اعلام آن بودند. شکست جمهوری خواهان در انتخابات کنگره و سنا و اوج گیری انتقادات دموکراتها، فرصت مناسبی را برای اعلام رویکرد جدید در عراق برای نئوکان ها فراهم کرد. جالب است مهره چینی جدید در تیم مرتبط با عراق از گرایش صرف نظامی به رویکرد امنیتی - نظامی تغییر کرده است و دونالد رامسفلد نیز قربانی این تغییر رویکرد شد. در رویکرد امنیتی - نظامی در کنار رودررویی نظامی با ستیزه جویان عراقی طرحهای امنیتی در سطح داخل عراق و منطقه برای تحت فشار قرار دادن طرفهای دیگر در بحران به اجرا گذاشته خواهد شد. بدیهی است در این فضا، جایی برای عمل به توصیه های گروه کار "بیکر - همیلتون" وجود ندارد. بخشی از گزارش گروه کار عراق توصیه های معطوف به "گفتگو و همکاری" با بازیگران منطقه ای به ویژه ایران و سوریه است.
رابرت گیتس، وزیر دفاع جدید آمریکا در پاسخ به این سؤال که شما قبلاً مخالف راه حل نظامی و معتقد به گفتگو بودید، می گوید: اکنون شرایط عوض شده است. آن زمان آمریکا در موقعیت آفندی بود، ولی اکنون ما در موضع پدافندی قرار گرفته ایم و ابتکار عمل در دست ایران است.
4- مشخص است که جهت گیری اصلی آمریکا در استراتژی جدید، گسترش دامنه بحران از طریق اوج گیری درگیریها و توسعه آن برای کاهش نفوذ و حوزه عمل قدرتهای منطقه ای در عراق است. تقریباً بیشتر تحلیلگران و دست اندرکاران پرونده عراق در آمریکا محور اصلی رویکرد جدید بوش را، کاهش نقش ایران در عراق و از بین بردن توان عملیاتی ایران در عراق ذکر کرده اند.
این بدان معناست که از این به بعد، ایران طرف اصلی در مناقشه عراق برای آمریکاست. بوش به وضوح گفته است: <من به اظهارنظر افسران آمریکایی که می گویند ایران تسلیحات مدرن مورد نیاز برای کشتن آمریکایی ها را فراهم می کند، مدنظر دارم و این <مسأله غیرقابل قبول است> به همین دلیل به زعم مقامات آمریکایی، <گروه های مسلح عراق و حامیان آنها چه با ایران در ارتباط باشند و چه با سوریه، مورد حمله قرار خواهند گرفت>.
آمریکایی ها حمله به دفتر ایران در اربیل را نیز در این راستا تفسیر کرده اند و لذا می توان گفت که حمله به دفتر ایران در اربیل، فاز اول طرح جدیدی است که بوش برای رویارویی با ایران صادر کرده است. مشاور امنیت ملی آمریکا نیز گفته است: <ما در عراق به دنبال افرادی هستیم که فعالیت هایشان به مرگ سربازان ما در عراق منجر می شود. ایرانیها باید بدانند اگر کاری در عراق انجام دهند که به کشته شدن نیروهای ما بیانجامد، ما با آنها برخورد خواهیم کرد>. وی سپس از قول جرج بوش گفت: <علیه آنها اقدام کرده و خطوط تدارکاتی آنها را متوقف می کنیم>.
5 - مهم نیست که آمریکا برای این اتهامات خود دلایلی داشته باشد یا نه. مگر بهانه جنگ عراق و اشغال این کشور، سلاح های کشتار جمعی نبود، ولی همه جهانیان دیدند که پس از چند ماه جستجو، آمریکا حتی به یک مورد سلاح کشتارجمعی برای توجیه اقدام خود دست نیافت، در شرایط نوین جهان <قدرت> بزرگترین دلیل است، اشتباه است اگر تصور کنیم آمریکا برای برخورد با ایران در عراق نیازمند دلایل و مستندات دخالت در این کشور برای توجیه افکار عمومی است.
در این مرحله اهداف آمریکا در سایه استراتژی جدید در عراق را می توان در موارد ذیل برشمرد:
 ـ کاهش نفوذ و قدرت مانور و تاثیرگذاری ایران در عراق. آمریکایی ها از تکرار ماجرای اربیل (اگر ضرورت ایجاب کند) ابایی نخواهند داشت. احتمالاً هدف آنها عصبانی کردن ایران و ورود به اقدامات تلافی جویانه است که بهانه لازم برای گسترش دامنه درگیریها را فراهم آورد.
ـ از نظر داخلی، پیش بینی می شود تحولات اخیر به کاهش قدرت شیعیان (از نظر آمریکا متحدان ایران) منجر شود. احتمالاً آمریکا در ادامه سناریوی اعدام صدام و رایزنیهای فشرده با متحدان عرب خود، جایگاه بهتری را برای سنی ها در دولت تدارک خواهد دید. این امر هم خشنودی دولتهای میانه رو عرب را به دنبال خواهد داشت و هم ممکن است باعث جدایی سنی های معتدل (و خسته از جنگ) از بعثی ها، تکفیری ها و القاعده شود.
در همین راستا مقابله با گروههای شیعه تندرو در استراتژی جدید آمریکا جایگاه ویژه ای خواهد داشت.
ـ در سطح منطقه ای تحرکات امریکا جهت گیری اتحادی از عربهای میانه رو برای مقابله با ایران را پیگیری خواهد کرد. سفر خانم رایس به منطقه فقط توجیه نزد کشورهای عرب نیست در استراتژی جدید بوش همه این اقدامات با هدف انزوای بیشتر ایران در عراق صورت می گیرد. آمریکا تصور می کرد با سقوط صدام، عراق را خواهد بلعید. اکنون می بیند که ایران دست بالا را در عراق دارد و این برای آنان قابل قبول نیست.
6- تردیدی نیست که ایران و دست اندرکاران مسائل استراتژیک کشور نسبت به همه موارد فوق آگاهی کافی را دارند و اگر نبود، شرایط در عراق اکنون به گونه دیگری بود. نگاه این نوشتار بیشتر معطوف به موارد زیر است:
ـ خنثی سازی اقدامات آمریکا در خصوص کشورمان نیازمند بازسازی روابط با اعراب است. نباید بگذاریم آمریکا این کشورها را با خود همسو سازد. سفر آقای لاریجانی به عربستان اگرچه دیرهنگام انجام شد، ولی حرکت بسیار مثبتی در این راستا بود. باید دیپلماسی کشور در خدمت بهبود روابط با اعراب و همسو کردن آنان با خود برای فشار به آمریکا به منظور اعلام برنامه خروج تدریجی از عراق باشد.
ـ جهان اسلام در معرض توطئه های شیعه - سنی است این امر می تواند نه تنها در عراق بلکه در مسائل لبنان و فلسطین نیز باعث فتنه و تفکیک قوای خودی شود. باید از هر طریق ممکن جلوی آن را گرفت. توان ما در این حوزه کم نیست. آگاهی فحول و نخبگان تأثیرگذار ارتباطات را سرعت بخشید و آنها را نسبت به توطئه ها آگاه کرد. بسیاری از آنان از عمق وقایع و اتفاقات آنگونه که هست اطلاع ندارند.
ـ در حوزه نظامی و امنیتی باید بهانه را از دست آمریکایی ها گرفت. این بدان معنی نیست که ابتکار عمل را به آنان داد. در شرایط نظامی، صف بندیها مشخص است، ولی شرایط امنیتی همچون رنگ خاکستری است که شبهه ایجاد می کند باید به سرعت در سطح داخل عراق و منطقه مشخص کرد که آمریکا طرف و سبب اصلی بحران و خروج نیروهایش از عراق تنها راه حل خروج از بن بست است. نباید گذاشت آمریکا، عراق را به محل منازعه اعراب با ایران تبدیل کند.