تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۵۱۳۱
سخنی با کمیسیون امور فرهنگی مجلس شورای اسلامی

 علی‌اکبر عبدالرشیدی
در باب ضرورت توسعه فرهنگ و ادبیات فارسی و بالا بردن سطح دانش عمومی غیرایرانیان از تاریخ و فرهنگ ایران تردیدی وجود ندارد. این ملاحظه ای است که در همه جای جهان و در طول تاریخ وجود داشته و صاحبان همه فرهنگ ها و تمدن ها، و نه فقط ایرانیان، سعی در معرفی خود به دیگر اقوام داشته و دارند.
همین چند روز پیش اعلام شد که کشورهای تازه ملحق شده به اتحادیه اروپا سعی در اعلام زبان خود به عنوان زبان رسمی این اتحادیه دارند. فراموش هم نکرده ایم که زبان یونانی و زبان لاتینی چگونه به عنوان مبنای توسعه زبان علم در اروپا قرار گرفته اند.
این که دیگران باید به صورت خودجوش به شناخت فرهنگ ما علاقمند شوند و ما وظیفه ای در معرفی فرهنگ خود به دیگران نداریم و نباید در توسعه زبان و فرهنگمان اقدامی صورت دهیم، قطعاً امری غلط و پنداری نادرست است. انتظار درست این است که خود ما به عنوان میراث داران یکی از بزرگ ترین تمدن های تاریخ، بخشی از مسئولیت توسعه و اشاعه زبان و فرهنگ ایرانی را برعهده بگیریم.
من برآنم که اگر کسی چون رونالد ریگان، رئیس جمهور اسبق آمریکا به خود اجازه می دهد به ایرانیان توهین کند، به این علت است که نه خودش و نه مخاطبانش شناختی از ایران ندارند. او می داند که در آمریکا تعداد کمی افراد موثر وجود دارند که در مورد ایران شناخت حقیقی داشته باشند و بتوانند جلوی نارواگوئی او بایستند.
ممکن است در سفرهای خارجی با کسانی مواجه شوید که خیال می کنند ایران سرزمینی است برهوت که بجز نفت و شتر چیزی ندارد، همچنین به آمریکائی هایی برخورده اید که بین ایران و عراق اصولاً تفاوتی قائل نمی شوند و خیلی از آن ها همین الان تصور می کنند که خاورمیانه یک سرزمین بدون مرز است که ایرانی، عراقی، افغانی، عرب و عجم در هم می لولند!
متقابل این برداشت نادرست گاهی در ما و در مورد برخی کشورهای آفریقایی وجود دارد. می توانید نظرخواهی کنید. از کسانی که آفریقا را ندیده اند، بپرسید چه برداشتی از سرزمین و مردم نامیبیا، گامبیا یا کنگو کینشاسا دارند؟ به علت فقر اطلاعاتی قطعاً تصور ما از این کشورها محدود می شود به صحنه هایی که در فیلم های <تارزان> دیده ایم!
اگر جرج بوش، رئیس جمهوری آمریکا یا پاپ بندیکت شانزدهم به خود اجازه می دهند به مسلمانان توهین کنند، این بدان علت است که اولاً اسلام را نمی شناسند. اما از آن مهم تر این که آن ها در این حملات اصلاً قصد توهین به کشورهایی مثل عربستان، مراکش، تونس و اردن را ندارند، چون آنها را تابعی از منافع خود می دانند. برعکس هدفشان حمله مستقیم به مسلمانان ناب است.
من بسیار کسانی را در غرب دیده ام که باور ندارند ایرانیان اشاعه فرهنگ و تمدن یونانی به غرب بوده اند. باور ندارند که ایرانیان به جز گربه، قالی، نفت و کمی پسته مبتلا به افلاتوکسین چیزی برای عرضه به جهانیان داشته باشند. بی دلیل نیست که <آرتور پوپ>، ایرانشناس مشهور آمریکایی که در ساحل زاینده رود آرمیده، از ناگفته ماندن سهم ایرانیان در تکوین و تکامل تمدن بشری گله مند است. و من معتقدم که خود ما هم در این تقصیر تا حدی شریکیم.
من بر آنم که ما به همت بیشتری برای توسعه فرهنگ ایرانی در جهان نیاز داریم. یکی از مؤلفه های قابل اشاعه فرهنگ ایرانی، زبان فارسی و پس از آن تاریخ اندیشه و تاریخ اجتماعی ما است. اما آیا این همت در ما وجود دارد؟ اگر وجود دارد چقدر ابزار تحقق آن را فراهم کرده ایم؟
اعضای محترم کمیسیون امور فرهنگی مجلس شورای اسلامی! آیا اطلاع دارید که چند مرکز ایرانشناسی در جهان وجود دارد؟ و کدام یک از این مراکز برای تحقق هدف شما در توسعه فرهنگ ایرانی در جهان مؤثرترند؟
آیا استحضار دارید که چرا تعداد دانشجویان این حوزه در دهه های اخیر در حال کاهش است و چرا در برخی موارد اصولاً رشته ایرانشناسی تعطیل شده است؟
آیا اطلاع دارید که حجم سرمایه ای که در دهه های اخیر از سوی کشورهای عربی به <عرب شناسی> در دانشگاه های جهان تخصیص داده شده، چه افزایشی داشته و تا کجا توانسته است ایرانشناسی را از صحنه خارج کند؟
حتماً می دانید که دامنه این کمک ها به ساخت بنای دانشکده و کتابخانه هم رسیده است. آیا می دانید که دانشجویان ایرانشناسی در سراسر جهان با چه مشکلاتی روبرو هستند؟ آیا خبر دارید که این علاقمندان به فرهنگ و تمدن ایران با علم به اینکه دیگر شغل پردرآمدی در انتظار ایرانشناسان نیست، آرزوی توجه از سوی مراکز فرهنگی ایران دارند که راه طولانی پژوهشی و مطالعاتی آن ها را در باب ایرانشناسی هموارتر کنند؟
آیامی دانید که در این مراکز ایرانشناسی چه کمبودهائی در زمینه کتاب، روزنامه، مجله، لوح فشرده و امثال آن وجود دارد؟ آیا می دانید آنها در انتظار بورس های تحصیلی و تحقیقی ما هستند؟
رئیس یکی از این مراکز ایرانشناسی گله می کرد که حتی وقتی حاضر به خرید کتاب از داخل ایران است و آماده است پول کتب خریداری شده را هم بپردازد باز هم مشکلات زیادی سر راه او وجود دارد؟
روزانه ده ها جلد کتاب، نقشه، روزنامه و دیگر مواد فرهنگی از کشورهای عربی به سوی دانشگاه های غرب سرازیر می شود و کتابخانه های این دانشگاه ها را پر می کند. چه سازمان و یا چه کسی در ایران مسئول تامین و تجویز مراکز ایران شناسی است؟ آیا شما از نحوه کار یا اولویت های مسئولان محترمی که به عنوان رایزن فرهنگی در سفارت خانه های ما در خارج از کشور مشغول به کارند اطلاع درستی در دست دارید؟ آیا خبر دارید که این رایزنی ها چه امکانات، چه بودجه ها، چه اولویت ها و چه برنامه هائی را دنبال می کنند؟ و آیا می دانید که توجه آن ها به رونق ایرانشناسی و آموزش زبان فارسی تا کجا جدی است و تا چه حد موفقیت آمیز بوده است؟
آیا گزارشی از عملکرد این نمایندگی ها و افراد شاغل در آن در دست دارید؟ آیا با دانشجویان ایرانشناسی در خارج از کشور صحبت رو دررو داشته اید و می دانید آنها برای سفرهای مطالعاتی به ایران، دریافت روادید و استفاده از همکاری دانشگاه های ما با چه مشکلات احتمالی روبرو هستند؟
شما هم قطعاً از شنیدن خبر مربوط به عرب بودن خیام و غیرایرانی بودن زکریای رازی متأثر می شوید. قصد نیست که این مفاخر تاریخی را انحصاراً در صندوق خانه تملک خودمان حبس کنیم. هدف این نیست که نوعی نژادپرستی را بر میراث فرهنگی خودمان که بخش قابل ملاحظه ای از میراث فرهنگی جهانی است، تحمیل کنیم. اما رسالتمان را که در معرفی مفاخرمان به جهانیان فراموش نکرده ایم. سؤال مهم این است که چگونه می توان این رسالت را پاس داشت؟ آیا راهی به جز آشناتر کردن مراکز علمی و پژوهشی جهان با فرهنگ ایرانی وجود دارد؟ آیا یکی از بهترین راهها این نیست که مراکز ایران شناسی جهان را رونق ببخشیم؟ آ-یا بهتر نیست خودمان گام مؤثرتری برداریم و منتظر علاقه مندی خودجوش غیرایرانیان برای مطالعه زبان، تاریخ و فرهنگ ایران نباشیم؟
عده ای از متولیان ایرانی امر گسترش ایران شناسی در جهان می گویند؛ این توجه در شبه قاره و آسیای مرکزی خوب است. بله، خوب است. اما این علاقه مندی خودجوش است و به دلایل تاریخی وجود دارد. آیا ما در رونق آن تمایل نقش مهمی ایفا کرده ایم؟
از آن گذشته، همچنان معتقدم که توجه به ایران شناسی در شبه قاره و آسیای مرکزی بسیار خوب است. اما آنچه می تواند ما را به اهداف مهم بیشتری برساند، توسعه ایران شناسی در غرب است. درست در همان جا که کمترین شناخت از ایران و ایرانیت وجود دارد. افکار عمومی غرب اصلاً شناخت درستی از ایران ندارند. در مقابل، تبلیغات سیاسی جاری غرب هم چهره ایران را منفی و مخدوش نشان می دهد، رونق ایران شناسی می تواند چهره لطیف و صمیمی ایران و ایرانی را به غرب بشناساند.