تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۶۵۷۵

نیکول گنسوتو
مترجم: علیرضا عرب
"نیکول گنسوتو"، مدیر موسسه مطالعات امنیتی اتحادیه اروپا( ( TESUE مقاله ای را در بولتن این موسسه با عنوان "سیاست خارجی و امنیت مشترک اروپا، ایران و قانون اساسی"، نگاشته که در آن چشم انداز سیاست خارجی اروپا و نقش اتحادیه در آینده نظام بین الملل در ارتباط با قضیه هسته ای ایران مورد بحث قرار گرفته است. آنچه در پی می آید، گزیده ای از بخش های مهم دیدگاه نامبرده در این مقاله است:
اتحادیه اروپا با حضور در یکی از حساس ترین پرونده های روز بین المللی که سه سال است ایران را در برابر جامعه بین الملل قرار داده، قدمی مهم برداشت، چرا که این موضوع به آینده عدم اشاعه هسته ای مرتبط است. چرخش در سیاست آمریکا مبنی بر قبول اصل گفتگوی مستقیم با تهران بعد از 25 سال قطع روابط دیپلماتیک، در واقع یک پیروزی مهم در عزم و استراتژی اروپاییان به حساب می آید. چشم انداز بازگرداندن ایران به مذاکره بعد از یک سال گسست بار دیگر محقق شد. وقتی سولانا 6 ژوئن به تهران سفر کرد، این ماموریت را نه فقط در چارچوب منصب اروپایی خود، بلکه به نام مجموعه اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل و آژانس انجام داد.
مطمئناً اعلام نظر در مورد نتیجه نهایی این گشایش نوین در پرونده هسته ای ایران توام بااحتیاط فراوان است. کارتهای بازی بار دیگر توزیع شده اند و هیچ نشانی دیده نمی شود که بتوان استنباط کرد این بازی از این پس آسان است و برنده اش به سادگی مشخص خواهد شد.
با این وجود، مرحله ای که اخیراً سپری شده، در حد خود سرنوشت ساز بوده و شایسته توجه است. می دانیم که روسای کشورهای اروپایی دوره تامل در مورد قانون اساسی اروپا را تا سال 2009 تمدید کرده اند. در این تصمیم درسهایی وجود دارد که اروپا از بحران هسته ای ایران استخراج کرده است. این درسها به دو گروه تقسیم می شوند:
دسته اول آنهایی هستند که به خود اروپا و نقش آ-ینده آن در صحنه بین الملل مربوط می شود. دسته دوم درسهایی هستند که به سهم کشورهای اروپایی در ظهور یک سیستم بین المللی سازگار با واقعیات قرن بیست ویکم مرتبط می شوند.
در مورد دسته اول که به سیاست خارجی و امنیت مشترک اتحادیه برمی گردد، باید گفت که موضوع ایران دو واقعیت را تقویت کرد. واقعیت اول اینکه، وحدت و عزم مشترک به هرروی مثمرثمر خواهد بود. اروپاییان اگر متحد باشند، از یک قدرت واقعی نفوذ به ویژه بر شریک آمریکایی خود برخوردار خواهند بود و اگر متفرق شوند همانگونه که در قضیه عراق رخ داد، به هیچ وجه به حساب نخواهند آمد.
در جهانی که به طور ضمنی چند قطبی نامیده می شود و در حالی که شاهد ظهور برنامه ریزی شده چین و هند و سایرین هستیم، تقویت قدرت نفوذ بر هر یک از قطبها باید تنها بلند پروازی سیاسی اتحادیه محسوب شود. موضوع هسته ای ایران یک واقعیت دیگر را نیز به اثبات رساند که عبارت است از اینکه دولتهای عضو اتحادیه نقش انکارناپذیری در اعتبار بین المللی اتحادیه ایفا می کنند. چرا که جهانی شدن بسان یک رودخانه طویل و آرام به سمت تجارت و صلح جهانی نیست و هنوز هم چهار پنجم کشورهای جهان در چارچوب روش سنتی موازنه قوا و منافع ملی گام برمی دارند و لذا دخالت مستقیم کشورهای عضو اتحادیه اروپا با استفاده از تمامی قدرت نفوذ، شرط اصلی در تاثیرگذاری اتحادیه بر جهان خارج است.
در خصوص درسهای دسته دوم و آنچه که به خود نظام بین الملل مربوط می شود باید گفت که اروپا تاکنون پیشنهادهای رسمی مدونی را برای ایفای نقش در ساخت نظام سیاسی بین المللی که با پدیده جهانی شدن بیش از پیش سازگار باشد، ارائه نداده است.
کشورهای اروپایی البته از سال 2003 خط مشی بین المللی خود را همچون چندجانبه گرایی موثر، پیشگیری از مناقشه ها، مشارکت ، انسجام و مکمل سازی ابزارهای عملی اعلام کردند، بی آنکه این اقدامات را در قالب یک نگاه سیاسی که لازمه نظام بین المللی آینده باشد، به منصه ظهور بنشانند. امروز فقط آمریکا و چین مفاهیمی این چنینی را پیش می برند.
مدل چینی برآمیزه ای از جهانی سازی اقتصادی و رئالیسم سیاسی سنتی استوار است و مدل آمریکایی بر مفهوم دوگانه ارتقای دموکراسی به عنوان فاکتور ثبات و اتحاد بین دموکراسیها علیه انواع تهدیدها خواه تهدید چین و خواه تهدید ناشی از تروریسم بین المللی و اسلامگرایی افراطی استوار باشد.
شاید بتوان مدل آمریکایی را به نوعی نظام دوقطبی تشبیه کرد که درآن جهان به دو دسته کشورهای دموکراتیک و بقیه دنیا تقسیم شده است. در مورد اروپا باید اذعان کرد مدیریت اتحادیه در پرونده هسته ای ایران به هر صورت اجازه نمی دهد که اتحادیه چنین دیدگاه دو بعدی بر جهان داشته باشد.
شاید وقت آن رسیده باشد که اتحادیه با عنایت به موضع مشترکی که در قبال ایران، مونته نگرو، کوزوو و مناقشه اسرائیل - فلسطین داشته و با پندگیری از اختلاف نظری که در قضیه عراق داشت، دیدگاه خاص خود را از نظام بین المللی آینده تعریف کند.