تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۰۶۹۴۱
نویسنده: حسین بابایی - علی قاسمی مقدمه: در قسمت نخست این مقاله به چیستی و چرایی «انقلاب رنگی» و نسبت آن با انتخابات دهم ریاست جمهوری پرداخته شد. در این قسمت مراحل «انقلاب رنگی» و بخشی از ارکان آن مورد بررسی قرارمی گیرد.

مراحل انقلاب رنگی
با عنایت به اینکه انقلاب های رنگین بر بنیاد انتخابات قرار داشته اند می توان تصویری از انقلاب رنگی در عرصه عمل با عطف توجه به آن ارایه نمود.
مرحله اول: پیش از انتخابات
دوره پیش از انتخابات در الگوهای انقلاب های رنگی دارای اهمیت می باشد که مهمترین کارکردهای آن در دو قالب سیاست زیر برای طراحان انقلاب رنگی قابل تعریف ودرک است. در این دوره اهداف اصلی، «تصویرسازی» نزد افکار عمومی است تا از این طریق، مشروعیت عمل حکومت در مراجعه به آراء عمومی مخدوش گردیده و به تعبیر «پرایس» واژگونی معنایی ایجاد گردد. در این حالت عمل دولت برای مراجعه به افکار عمومی به پدیده ای ضد حکومتی تبدیل شده و در نقد فعال می شود. در این مقطع است که ضرورت و فلسفه وجودی انتخابات نزد مردم مورد سوال قرار می گیرد. طرح ایده هایی از قبیل اینکه:
- چرا انتخابات؟ هیچ تغییر نخواهد کرد
- انتخابات نیز در اختیار حکومت است
- نتیجه معلوم است! چرا شرکت کنیم؟!
- شور انتخاباتی اندک است و مردم دیگر مثل قبل شرکت نخواهند کرد.
- رقابت سیاسی وجود ندارد، پس انتخابات بی معناست
و مانند آن پیشاپیش، «ضرورت انتخابات» و «کارکرد مشارکتی» آن را زیر سوال می برند. به عبارت دیگر از طریق فعالیت و اقدام روانی تلاش می شود تا مردم، نسبت به اصل مشارکت احساس تردید نمایند.
این وضعیت در صورتی به وخامت می گراید که برخی از گروه های سیاسی رقیب داخلی و یا پاره ای از اشخاص فعال سیاسی آگاهانه یا ناآگاهانه، به چنین ایده هایی استناد نمایند. (10)
در حقیقت کشورهای بیگانه در هر دوره انتخابات تلاش کرده اند تا حضور شرکت کنندگان را پایین بیاورند و مشروعیت نظام را زیر سؤال ببرند. مقام معظم رهبری با پیش بینی و آگاهی از اهداف شوم دشمن در تلاش چند ماه رسانه های بیگانه برای مخدوش جلوه دادن انتخابات دهم، در سخنرانی خود در ایام انتخابات (14/3/88) درحرم مطهر امام فرمودند: «دشمنان ملت، گاه انتخابات ایران را انتصاب می خوانند و گاه می گویند رقابت نامزدها، بازی کنترل شده درون حکومت است و انتخابات حتماً با تقلب همراه خواهد بود که البته هدف همه این تلاش ها، ضربه زدن به مردم سالاری دینی و جلوگیری از مشارکت قوی مردم در انتخابات است». (11)
مرحله دوم: پس از انتخابات
برگزاری انتخابات، زمان بهره برداری از نتیجه استراتژی های به اجرا گذارده شده توسط نظام سیاسی و طراحان انقلاب رنگی، به صورت توأمان است. اگر چه، زمان اعلام نتایج، و برای حساسیت ویژه ای است. اما از نظر طراحان انقلاب رنگی، نمی توان و نباید صرفاً بر نتیجه تمرکز نمود. بدین معنا که طرح انقلاب رنگی برای این مقطع، سیاست های متعددی را شامل می شود که از طریق حالات مختلف، بتواند به اهدافش، که همان نهادینه کردن اعتراض مدنی و متزلزل نمودن نظام است دست یابد. این مقطع می تواند تطابق چندین سناریوی و گزاره مختلف بررسی شود. و آن هم گزاره اعتراض برخی از نامزدهایی که حائز رای لازم نشده اند، به سلامت نتیجه انتخابات، موضوع جریان تبلیغات حامی انقلاب رنگی با هدف تقویت ضرورت تقدم به اعتراض مدنی خواهد بود. (12)
این مسئله، دقیقا همان سناریویی است که از سوی مخالفین دولت گرجستان که از سوی غربی ها حمایت می شد، با استفاده از «رنگ سرخ» در انتخابات ریاست جمهوری سال 2003 میلادی این کشور اجرا گردید و با کشاندن هواداران سرخ رنگ خود به خیابان ها و گسترش اعتراضات به نتیجه انتخابات و با حمایت های سنگین غربی ها، در نهایت دولت حاکم را وادار به عقب نشینی کرده و مخالفین قدرت سیاسی را به دست گرفتند. به همین سبک مخالفین دولت اکراین در سال 2004 میلادی با «انقلاب نارنجی» و مخالفین دولت قرقیزستان با «انقلاب لاله» در سال 2005 به قدرت رسیدند.
ارکان انقلاب رنگی
با مروی بر تجارب مرتبط با انقلاب رنگی، در کشورهای اروپای شرقی و آسیای مرکزی حداقل سه رکن اصلی برای شکل گیری و ظهور انقلاب رنگی می توان شناسایی نمود:
رکن اول. نارضایتی
نارضایتی که خود شامل مشکلات اقتصادی و یا مسائل برآمده از نظام بوروکراسی است، بیشترین سهم را در افزایش نارضایتی ها دارد. (13)
ولی آنچه در انقلاب های رنگی بیش از پیش مدنظر حامیان و هادیان این جریانات است و باعث افزایش نارضایتی ها می گردد؛ ایجاد ذهنیت منفی در خصوص عملکرد نظام است. ایجاد این ذهنیت با توجه به وجود پاره ای از مشکلات اقتصادی- بوروکراتیک جامعه با ناتوانی عزم و توان سیاسی برای بهبود اوضاع و رفع مشکلات و با القاء ناکارآمدی نظام سیاسی در زمینه رفع مشکلات صورت می گیرد.
در نتیجه همین ذهنیت منفی است که نتایج مثبت، معنادار نبوده و شاهد رشد «منفی نگری» در خصوص «توان» نظام برای حل مشکلات می باشیم. در نتیجه روند نارضایتی ها رو به افزایش می گذارد. این در حالی است که هر فرد، ممکن است وضعیت خود را خوب یا متوسط بداند؛ ولی در نگاه به وضعیت جمعی، عمدتا ناراضی و نگاهی منفی دارد.(14)
مقام معظم رهبری نیز با آگاهی و هوشیاری دقیق از طرح و برنامه دشمن در ایجاد نارضایتی و ناامیدی در همان ایام انتخابات در حرم مطهر حضرت امام در 14/3/88 فرمودند: «دشمن در صدد است با القاء ناامیدی در مردم نظام را از پشتوانه مستحکم خود یعنی آرای مردم محروم کند.» (15)
رکن دوم. کفایت
نارضایتی ها در جوامع مختلف کم و بیش هستند یعنی اینکه در همه حکومت ها و نظام های سیاسی نارضایتی وجود دارد؛ اما آنچه نارضایتی را به مرحله «انقلاب رنگی» نزدیک می سازد ظهور پدیده «کفایت» است. هر نظام سیاسی برای خود دارای ضریب ایمنی ای است که در تضمین امنیت آن، نقش موثری دارد. منظور از «ضریب ایمنی» اصول و مبانی ای است که بازیگران، در آن واحد سیاسی، به صورت پیش بینی و یا قانونی، آنها را می پذیرند و حاضر به پرداخت هزینه برای صیانت از آنها هستند. برای مثال در حکومت نژادگرا، اصل نژادپرستی می تواند چنین نقشی را ایفا نماید. در سایر نظام های ملی گرا و یا قومیت گرا شاهدیم که ملیت و قومیت و یا آرمان های انقلابی، اصول دینی و مانند آن چنین نقشی را ایفا می نمایند. بنابراین با توجه به کشورهایی که انقلاب های رنگی را تجربه نموده اند؛ گرداندگان انقلاب های رنگین با توسعه نارضایتی ها درصدد از بین بردن این اصول هستند که در نتیجه آن شعار «دیگر کافی است» که حکایت از «عدم توان، برای تحمل بیشتر وضعیت موجود» دارد؛ طرح و شیوع می یابد و مقبولیت نظام سیاسی را به شدت تنزل می دهد. (16)
در همین راستا از جمله اقداماتی که از سوی مجریان انقلاب رنگی در خصوص زیر سؤال بردن کفایت نظام شکل گرفته، حجم وسیع تخریب ها، سیاه نمایی ها و القاء ناکارآمدی نظام سیاسی و طرح مسائلی که با حق و انصاف سازگاری ندارد قابل ارزیابی است.