تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۷۰۰۸

قاسم غفوری
یکی از سناریوهایی که پس از جنگ عراق و ناکامی آمریکا دریافتن سلاحهای کشتار جمعی و برقراری امنیت در این کشور از سوی محافل غربی مطرح و بر اساس آن فعالیت‌ها و عملکردهای دولتمردان عراق و اشغالگران تدوین گردید، مبارزه با شاخه القاعده در عراق به رهبری ابومصعب الزرقاوی بود. آنچه در ادامه این سیاست حائز اهمیت است اظهارات مقاومت پنتاگون مبنی بر دست‌یابی به چند پیام از سوی رهبران القاعده عراق و افغانستان می‌باشد. به ادعای مقامات پنتاگون آنها به نامه‌هایی دست یافته‌اند که در یکی از آنها زرقاوی کشتار مسلمانان را توجیه کرده است و از سوی دیگر ایمن الظواهری فرد دوم القاعده در افغانستان از زرقاوی خواسته است که برای ادامه مبارزات برای تشکیل حکومت اسلامی مساجد و گروگانها را هدف‌ قرار دهند. در عین حال ضمن اعتراف به فروپاشی بسیاری ‌از شاخه‌های القاعده درخواست کمک مالی نموده است.
با توجه به متن بیانیه‌های اعلام شده و نیز با عنایت به این اصل که مقامات آمریکایی همواره از تریبون القاعده برای توجیه عملکردهای گذشته و آینده خط بهره‌برداری می‌کنند، انتشار این بیانیه‌ها که ماهیت واقعی آن به اثبات نرسیده است از چند بعد قابل تامل و بررسی است.
1) دولتمردان کاخ سفید در طی روزهای اخیر تلاش نمودند تا بودجه‌ای مضاعف از بودجه نظامی برای جنگ عراق تدوین نمایند، از سوی دیگر گرایش جوانان به حضور در ارتش را افزایش دهند. که این اقدامات یا مخالفت شدید افکار عمومی آمریکا مواجه گردیده است.
با توجه به بیانیه‌های صادر شده که از یک سو بیانگر استمرار عملیاتهای تروریستی و از سوی دیگر شکست رهبران القاعده می‌باشد، این فرصت برای بوش فراهم آمد تا بودجه‌ای 50 میلیون دلاری برای جنگ عراق تصویب نماید و سربازگیری از مدارس و نیز اعزام نیروهای جدید به عراق را توجیه کند(در طی روزهای اخیر بیش از 12 هزار آمریکایی به عراق اعزام شده‌اند).
2) هر چند دولتمردان آمریکا با تبلیغات گسترده سعی نموده‌اند تا جنگ عراق و افغانستان را گامی در راه مبارزه با تروریسم اعلام کنند، اما همچنان افکار عمومی جهان این اظهارات را شعارهایی برای توجیه ادامه اشغالگری می‌دانند. بر همین اساس دولتمردان کاخ سفید با اعلام اعتراف رهبران القاعده به شکست و حتی در خواست کمک مالی و انسانی خود را پیروز مبارزه با تروریسم معرفی تا از فشار افکار عمومی بکاهند. چنانکه در روزهای اخیر نیروهای اشغالگر در عراق عملیاتهای گسترده‌ای انجام داده‌اند که حاصل آن افزایش تلفات غیر نظامیان از یک سو و نیروهای آمریکایی از سوی دیگر بوده است در حالی که مقامات آمریکایی این تحرکات را صرفا در راستای حفظ امنیت و ثبات و استمرار سیاست مقابله با تروریسم اعلام داشته‌اند.
3) یکی از سیاستهایی که آمریکایی‌ها همواره از آنها بهره می‌گیرند ایجاد جنگ روانی میان گروههای القاعده و حامیان آنها برای تشدید اختلافات داخلی میان آنها می‌باشد. از سوی دیگر آمریکایی‌ها سعی دارند تا در مبارزه با مخالفان خود به نوعی مردم عراق را نیز با سیاستهای خود همسو نمایند تا ضمن کاهش تلفات خود به عملکردهای نظامیان جنبه ملی مردمی بدهند. که بیانیه زرقاوی مبنی بر حمله به مساجد و کشتار مسلمانان می‌تواند تا حدود زیادی این خواسته را برآورده سازد و به نوعی از میزان مخالفت‌های مردم عراق با جنایات اشغالگران در رابطه با زندانیان بکاهد.
4) آنچه در عملکرد اروپاییها و آمریکا در عرصه سیاست داخلی مشهود است عملکرد آنها در تدوین قوانینی ضد تروریستی می‌باشد که محور اصلی آن مبارزه با اسلام و مسلمانان می‌باشد. با توجه به این که اقدام آنها با مخالفت گسترده محافل حقوق بشر مواجه گردیده است، لذا پیام زرقاوی می‌تواند از یک سو توجیه‌کننده محدودیتهایی که علیه مسلمانان اعمال می‌گردد باشد و از سوی دیگر نظارت دولت‌ها بر مساجد و بعضا تعطیلی آن را امری در راستیای مبارزه با تروریسم و عملکردهای آنها وانمود سازد.
6) یکی از مواردی که در نامه الظواهری قابل تامل است درخواست وی برای کمک مالی می‌باشد. این درخواست در حالی صورت می‌گیرد که مقامات آمریکایی همواره بر نقش کشورهای همسایه عراق در یاری رساندن مالی و انسانی به القاعده و زرقاوی تاکید دارند. بر همین اساس اشغالگران عراق، سعی دارند تا با استناد به این اظهارات به نوعی عدم موفقیت خود در مقابله با گروه زرقاوی را حمایت‌های مالی صورت گرفته‌از سوی همسایگان وانمود نمایند تا بدین وسیله بر سیاستهای خصمانه خود علیه کشورهای منقه بویژه ایران، سوریه و عربستان ادامه دهند.
6) یکی از ابعادی که در عملکرد اشغالگران در عراق مشهود است. گسترش اهانت‌های سربازان به اماکن مقدسه و مساجد می‌باشد بگونه‌ای که تاکنون چندین گزارش مبنی بر ورود سربازان به مساجد و تخریب آنها انتشار یافته است. در حالی که مخالفتهای بسیاری نیز با عملکرد نظامیان در زندانهای عراق و گوانتانامو صورت می‌گیرد. با عنایت به اینکه مقامات القاعده گروگان‌گیری و تخریب مساجد را جزء اولویتهای جدید خود قرار داده‌اند، این بهانه برای اشغالگران ایجاده شده که کلیه بی‌حرمتی‌هایی را که علیه اماکن متبرکه صورت می‌دهند را با عنوان مبارزه با سیاستهای جدید القاعده توجیه نمایند.
7) از جمله سیاست‌های آمریکا در عراق ایجاد تفرقه میان گروه‌های شیعه، سنی و اکراد می‌باشد. یکی از نکاتی که در پیام رهبران القاعده مشهود است تاکید آنها بر مقابله با کسانی است که با اشغالگران مصالحه می‌کنند (وی از آنها با نام کافر یاد می‌کند.) با عنایت به این که در حال حاضر بیشتر مخالفت‌ها و ناآرامی‌ها در مناطق سنی‌نشین صورت می‌گیرد، یکی از تبعات این بیانیه‌ها را می‌توان به نوعی توجیه‌گر کشتار شیعیان در شهرهای مختلف عراق بویژه حوادث بغداد و کاظمین دانست که نتیجه نهایی آن دامن زدن به جنگ‌های فرقه‌ای در عراق ‌می‌باشد که قطعا در راستای سیاست‌های اشغالگران است.
در نهایت با توجه به این اصل که از ابتدای جنگ عراق، اشغالگران از نیروهای القاعده به عنوان ابزاری در جهت تحقق اهداف خود بهره‌برداری نموده‌اند و با عنایت به سیاست‌ها و اهداف آمریکا در عراق در حال و آینده می‌توان گفت که انتشار بیانیه‌های رهبران القاعده در شرایط کنونی و با محتویاتی که از یک سو بیانگر تغییر شیوه‌ عملکرد آنها است و از سوی دیگر تضعیف و شکست آنها را به نمایش می‌گذارد، گامی دیگر برای همسویی این گروهها با خواسته اشغالگران می‌باشد، بویژه که اینگونه بیانیه‌ها بسیاری از جنایات اشغالگران را توجیه و منطقی جلوه می‌دهد و از سوی دیگر همچنان آمریکا را تنها بازیگر عرصه مبارزه با تروریسم معرفی می‌کند، که می‌تواند در عرصه داخلی و بین‌المللی بسیاری از انتقادات وارده بر سیاستهای جرج بوش را خنثی نماید.
با تمام این تفاسیر باید گفت که القاعده و گروههای معارض در عراق با هر عنوان و دلیلی که به فعالیت می‌پردازند در مقطع کنونی نه برخلاف منافع اشغالگران بلکه کاملا در چارچوب آن حرکت می‌کنند که مسلما این اقدامات نتیجه‌ای جز ادامه اشغالگری و کشتار بیشتر مردم بی‌گناه عراق در پی نخواهد داشت.