تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۷۰۳۶

خاورمیانه و خلیج فارس همواره  از موقعیت  سوق‌الجیشى و استراتژیکى بالایى برخوردار بوده و از طرف دیگر ایران یکى از کشورهاى با اهمیت این منطقه به حساب مى‌آید که متاسفانه در سده گذشته، حکام آن در نظام دو قطبى حاکم بر جهان توسط ابرقدرت آمریکا، به ابزارى براى چپاول منابع این کشور مبدل شده بودند. این وضعیت ادامه داشت تا آنگاه که خیزش دینى مردمى به رهبرى بزرگمردى بى‌بدیل در سال 1357 هجرى شمسى رهایى این کشور را رقم زد.
این اتفاق ساده‌‌اى نبود که قدرت‌گرایان به سادگى از کنار آن بگذرند. از این رو برخورد با انقلاب اسلامى تازه به ثمر رسیده ایران در اشکال گوناگون آغاز گردید، به طورى که باقیمانده‌ سالهاى دهه 50 را براى نظام نوپاى انقلاب باید سالهاى توطئه و دسیسه با هدف درهم کوبیدن آن نامید، پدیده‌اى نامیمون که سرانجام جنگى طولانى را بر کشور ما تحمیل نمود.
با پیروزى انقلاب اسلامی، سیاست خارجى آمریکا در منطقه دچار شکست بزرگى شد، به طورى که در پى سقوط و سرنگونى رژیم پهلوى در ایران، پیمان سنتو لغو شد و در نتیجه آن حلقه مرکزى کمربند امنیتى غرب به دور مرکزیت کمونیزم و ابرقدرت شرق گسسته گردید و استراتژى منطقه‌اى آمریکا، بازوى قدرتمند نظامى خود را از دست داد.
برژینسکى مشاور امنیتى کارتر - رئیس جمهور وقت آمریکا - اظهار داشت:
استراتژى آمریکا در مقابل انقلاب اسلامى باید تقویت دولتهایى باشد که توان انجام عملیات نظامى علیه رژیم ایران را دارا هستند.
بر این اساس قدرتهاى بزرگ و به ویژه آمریکا براى مقابله با انقلاب اسلامى ایران، استراتژیهاى گوناگون را طراحى کردند. از جمله، تقویت برخى گروههاى داخلی، کمک به مخالفان انقلاب، طراحى کودتا و غیره ولى هیچ یک نتوانست آنها را به مقصود خود برساند. سرانجام دولت عراق براى حمله به ایران مناسب دیده شد و با تایید و تشویق و قولهاى مساعد همکارى نظامى و اقتصادى و سرازیر کردن تسلیحات به این کشور زمینه‌هاى آغاز جنگ تحمیلى فراهم آمد.
صدام حسین رئیس جمهورى وقت عراق در همین زمان گفت: “اکنون ما براى بازپس گرفتن حقوق خود)!( از ایران نیروهاى کافى در اختیار داریم.”
مرحله خاص گذار بعد از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و پیدایش نظامى که منافع آمریکا را به خطر انداخته بود از نظرعراق زمینه‌ مساعدى براى استفاده از منافع مشترک آمریکا و عراق در ایران و جلب حمایت این کشور در حمله به ایران بود.
صدام در سخنانى در جلسه فوق‌العاده مجلس ملى عراق در 17 سپتامبر 1980 ظهار داشت: من در برابر شما اعلام مى‌کنم که موافقتنامه 6 مارس 1975 از نظر ما “کان لم یکن” تلقى مى‌شود. بنابراین وضعیت حقوقى شط‌العرب باید به وضع قبل از مارس 1975 برگردد.
و بدین ترتیب نظامیان رژیم حاکم بر کشور عراق در همسایگى غربى ایران، در 31 شهریور 1359 همچون سیلى مخرب مرزهاى قانونى را در نوردیدند و رسما با تصرف بخشهایى از ایران از هیچ جنایتى دریغ نکردند. جمهورى اسلامى در همان ماههاى نخست شرایط منصفانه و منطقى خود را براى پایان دادن به این جنگ ناخواسته اعلام کرد که اولین شرط آن خروج بدون قید و شرط متجاوزان و اشغالگران از خاک میهن اسلامى بود و بارها در مجامع بین‌المللى با ارائه دلایل متقن، نقض مقررات و اصول بین‌المللى و منشور سازمان ملل متحد را از جانب عراق متذکر و خواستار اقدام جدى این مجامع علیه رژیم بغداد شد.
یکى از صحنه‌هاى دردناک و در عین حال نمونه بارز توحش و نقض حقوق انسانى توسط رژیم عراق حملات مکرر و ارتش آن دولت به مناطق مسکونى ایران بود که اصطلاحا جنگ شهرها خوانده شد.
پس از ناکامى عراق به لحاظ نظامى و سیاسى و روانى در جبهه‌هاى جنگ، سردمداران این رژیم به خیال خام خود با هدف کسب امتیاز و تحمیل صلح، به بمباران و موشک باران شهرها مبادرت ورزیدند.
مردم اهواز در دوم مهرماه 1359، شاهد حملات میگهاى عراقى به این شهر بودند و شهر مقاوم دزفول که در طول مدت جنگ تحمیلى آماج هزاران بمب و موشک گردید، براى اولین بار در 16 مهرماه همان سال مورد حمله چهار میگ عراق قرار گرفت. این قبیل حملات تا سال 1362 ادامه داشت. در کنار بمبارانهاى هوایی، رژیم عراق با حملات موشکى به وسیله موشکهاى زمین به زمین اسکاد - بى‌ و فراک، در طول شبانه روز مردم شهرهاى بى‌دفاع ایران را به خاک و خون کشید. اولین موشک 9 مترى زمین به زمین در تاریخ 17 مهرماه 1359 به شهر دزفول پرتاب شد که بیش از 400 شهید و مجروح به جاى گذاشت.
اگر نبود این همه ددمنشیهاى رژیم عراق، ایران هرگز راضى نمى‌شد قدرت دفاعى خود را با شلیک موشک به قلب بغداد و یا کرکوک به رخ دشمن بکشد.
سازمان بین‌المللى هواپیمایى کشورى (ایکائو) نیز به منظور تسهیل روشهاى حصول به آن اهداف و پى‌ریزى اصول و طریق پیشرفت حمل و نقل هوایى بین‌المللى تشکیل شده بود. با این وجود بارها هواپیماهاى مسافربری، از جمله هواپیماهاى شرکت هوایى جمهورى اسلامى ایران با صدها مسافر زن و کودک بى‌گناه، مورد تهدید و رهگردى واقع شد. در تاریخ 1/12/65 دو فروند جنگنده عراق به یک هواپیماى اف 27 در مسیر تهران - اهواز حمله نمودند و آن را سرنگون کردند. در این حمله 22 سرنشین آن به شهادت رسیدند. در روز 23/7/65 نیز حمله موشکى هواپیماهاى عراقى به فرودگاه شیراز و هنگام سوار شدن مسافران هواپیما، باعث شهادت حدود 30 تن از مسافران گردید و نیز موارد متعددى از این قبیل.
از مهمترین اسنادى که در زمینه ممنوعیت استفاده از سلاحهاى شیمیایى وجود دارد، پروتکل مورخ 17 ژوئن 1925 ژنو که از سال 1928 لازم‌الاجرا شمرده شده است با آن که عراق در 8 سپتامبر 1931 به این پروتکل ملحق شده بود اما در جنگ تحمیلى به کرات این سم مهلک را علیه ایران به کار گرفت.
اما هولناک‌ترین مورد استفاده از سلاحهاى شیمیایى پس از جنگ جهانى اول مربوط به حوادث شهر حلبچه است.
این واقعه موجب شد که استفاده عراق از سلاحهاى شیمیایى به طور گسترده‌اى در معرض آگاهى عمومى قرار گیرد، زیرا این بار عراق علیه مردم کرد حلبچه و اتباع خود چنین جنایت بزرگى را مرتکب شده بود.
داستان مقاومت شجاعانه مردم ایران اسلامى را باید در حماسه‌هاى بزرگ و ماندگار تاریخ بشریت به دفعات باز گفت. مردمى که یک تنه در برابر صف عظیمى از خیل شیطانها و شیطانکها و جنایتکارانى که آمده بودند همه هستى آنها را به تاراج ببرند دلیرانه و صبورانه ایستادند آرى ایستادند تا آنگاه که دشمن خسته و مایوس و ناکام از دستیابى به اهداف شوم و بلندپروازانه خود روى به سوى عقب نهاد.
ابر قدرتها و برخى از کشورهاى منطقه و خارج از منطقه مکررا مدعى مى‌شدند که خواستار حفظ بى‌طرفى خود در جنگ تحمیلى عراق علیه ایران هستند، ولى در عمل تنها کشورهاى معدودى براساس قواعد بى‌طرفى اقدام مى‌کردند.
به خصوص رفتار تبعیض‌آمیز برخى از دولتهاى منطقه خلیج فارس و نیز قدرتهاى بزرگ علیه قربانى تجاوز یعنى جمهورى اسلامى ایران، مغایرت جدى و آشکار با مسئولیت ناشى از بى‌طر‌فى داشته است. متاسفانه همین دوگانگى و سیاست‌زدگى‌ها باعث شد که نظام جهانى به تجهیز عراق بپردازد. به طورى که در بهمن 1359 کشور فرانسه اقدام به فروش هواپیماهاى میرا ژ به این کشور کرد.سلاحهاى شیمیایى توسط کشورهایى از جمله آلمان در حد گسترده متنوع و خطرناک در اختیار عراق قرار گرفت. همچنین براى فشار بیشتر به ایران و تهدید جریان فروش نفت و محدود ساختن منابع ارزى ایران، فرانسه در واقع اینکار با هواپیماهاى میگ با واگذارى هواپیماهاى میگ سوپر استاندارد و موشکهاى اگزو سه را به عراق فروخت. آنگاه برد موشکهاى اسکاد “بی” با واگذارى قطعات رایانه‌اى پیشرفته توسط آمریکا افزایش یافت تا عراق بتواند شهرهاى تهران و دورتر را هدف قرار دهد.
علاوه بر تمامى اقدامات مذکور، آمریکا و سایر کشورهاى اروپایى ایران را به طور کامل مورد تحریم اقتصادى قرار دادند. کشورهاى منطقه نیز با قول حمایت سیاسى و کمک حداقل 30 میلیارد دلاری، صدام را قبل از جنگ پشتیبانى کردند و در راه نهادینه کردن این حمایت و در مخالفت آشکار با ایران در اسفند 1359، شوراى همکارى خلیج فارس را با شرکت عربى حاشیه خلیج فارس تشکیل دادند. در اجلاس چهارم این شورا حاکم بحرین اعلام کرد که جدا از کمکهاى تسلیحاتی، این شورا در جنگ علیه ایران 40 میلیارد به عراق کمک کرده است.
تلاشهاى هشت ساله و مقاومت دلیرانه و بى‌نظیر مردم مسلمان ایران و ایثارگرى و مجاهدتهاى حماسى جوانان کشور برگرفته از فرهنگ ناب اسلامى و حماسه جاودان عاشوراى حسینی (ع) در دفاع از دین و ملک، همچنان ادامه یافت. تا اینکه شوراى امنیت سازمان ملل متحد طى قطعنامه 598 (ژوئیه 1987) به اتفاق آرا و با این وعده که کمیته بى‌طرفى جهت شناسایى و تعیین متجاوز و خسارات عظیم جنگ تامین گردد. خواستار توقف جنگ و آتش بس در جنگ تحمیلى عراق علیه ایران شد. مقامات عالى جمهورى اسلامى ایران این بار نیز بر مجازات متجاوز تاکید ورزیدند، ولى در نهایت معلوم شد که قدرتهاى بزرگ و حامیان بین‌المللى رژیم عراق، همچنان مانع اجراى عدالت بود و براى حفظ دست‌نشاندگان خود از هیچ کوشش، ترفند و تهدیدى فروگذار نخواهند کرد.
داعیه اکثر رهبران و مقامات کشورهاى کوچک و بزرگ این بود که چون رژیم عراق قطعنامه 598 را پذیرفت و مرتبا بر پذیرش آتش‌بس و قبول صلح اصرار دارد، لذا اگر جمهورى اسلامى ایران قطعنامه مذکور را پذیرد، صلح و ثبات به منطقه بازگشته و سازمان ملل متحد ضامن حصول این امر خواهد بود.
رهبران ایران باتوجه به نکات مزبور، اگرچه مجازات و اجراى عدالت را حق قانونى و مشروع خود مى‌دانستند، جهت برقرارى صلح و آرامش و جلوگیرى از خون‌ریزى و خسارات بیشتر و به امید آن که جامعه بین‌‌المللى به زودى متجاوز را شناسایى و محکوم خواهد ساخت، قطعنامه 598 شوراى امنیت را پذیرفت و خواستار اجراى سریع تمام بندهاى هشتگانه قطعنامه براساس طرح اجرایى دبیرکل سازمان ملل متحد شدند. اما جالب است دنیا بداندکه یک روز بعد از تصویب قطعنامه مذکور که در آن سایر کشورها به خویشتن‌دارى از هرگونه اقدام براى گسترش بیشتر مناقشه فراخوانده شده بودند، آمریکا به بهانه حمایت از کشتیهاى کویتى ناوگان نظامى خود را به خلیج فارس روانه کرد و در حمایت از عراق و جلوگیرى از برترى نسبى ایران در جنگ خلیج فارس وارد عمل شد.
حمله به کشتى‌هاى تجارى دول بى‌طرف در آبهاى بین‌المللى توسط رژیم عراق از دیگر اقداماتى است که ارتش عراق بعد از شکست در جبهه‌هاى نبرد و عدم توانایى در مقابله با نیروهاى ایران، از فوریه 1984 به آن مبادرت ورزید.
هدف اصلى عراق از این اقدام قطع جریان صدور نفت و اعمال فشار اقتصادى به ایران و همچنین قطع راههاى دریایى و ارتباطى ایران بود.
در طول جنگ هشت ساله بیش از 540 فروند کشتى در خلیج فارس مورد حمله قرار گرفت.
ایران در امر مقابله به مثل همچنان مدتى دیگر نیز تامین مى‌نمود و تلاش کرد تا شاید مجامع جهانی، عراق را از این جنایت باز دارند ولى نه تنها چنین نشد بلکه بعضى کشورها به خصوص در اروپا، با سرازیر کردن امکانات خود به سوى عراق و در اختیار قرار دادن هواپیماهاى سوپر استاندارد و میرا‌ژ و موشکهاى اگزوسه، بر دامنه جنگ نفتکشها افزودند.
بنابر این باید اذعان داشت که آتش‌افروزى عراق در گستره وسیعى شامل زمین و دریا و هوا، اعم از جبهه‌هاى نبرد، اماکن مسکونى و اقتصادى و آثار باستانی، هواپیماهاى جنگى و مسافربری، کشتیهاى حمل کالا و یا ناوگان هاس نظامی، چه مربوط به کشورهاى متخاصم و یا دیگران، همه و همه را در بر گرفت.