تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۷۰۴۱

همراهی آشکار رژیم های ارتجاعی عرب تدریجا ابعاد گستاخانه ای به خود گرفته است و این رژیم ها ارتباطات پنهان خود را بتدریج علنی ساخته اند. قرار است امروز یک اجلاس بین الملی پیرامون دمکراسی در قطر تشکیل شود که برای نخستین بار وزیر خارجه رژیم صهیونیستی نیز رسما به آن دعوت شده است.
« تسیبی لیونی » وزیرخارجه رژیم صهیونیستی در این اجلاس قرار است سخنانی پیرامون دمکراسی و حقوق بشر مطرح سازد و از مواضع ضد انسانی اسرائیلی دفاع کند.
پیش از این « رونی میلیو وزیر تعاون و محیط زیست اسرائیل برای شرکت در نشست سازمان تجارت جهانی به دوحه سفر کرده بود لکن حضور وزیرخارجه اسرائیل در مقطع کنونی از آن جهت اهمیت دارد که این دیدار پس از تجاوز وحشیانه ارتش صهیونیستی به لبنان صورت می گیرد. اسرائیل در جریان جنگ 33 روزه با کسب حمایت آشکار آمریکا و برخی رژیم های ارتجاعی عرب سعی کرد ریشه حزب الله لبنان را بخشکاند و مقاومت اسلامی در لبنان را از میان بردارد و اگرچه به تمامی جنایات ممکن متوسل شد ولی باز هم نتوانست که به اهداف و ماموریت خود جامه عمل بپوشاند و با شکست خوار کننده ای مواجه گردید.
اگرچه رژیم قطر ظاهرا روابط سیاسی با اسرائیل برقرار نکرده است لکن از ده سال پیش روابط تجاری رو به گسترش را با صهیونیست ها آغاز کرده و حتی مقامات دو طرف نیز در سالهای اخیر با یکدیگر دیدارهای فشرده ای داشته اند. استقبال از وزیرخارجه رژیم صهیونیستی در چنین شرایطی بمنزله دهن کجی به مردم مظلوم و مقاوم لبنان است و هیچ توجیهی در این زمینه پذیرفتنی نیست .
« فوزی صلوخ » وزیرخارجه لبنان بنشانه اعتراض نسبت به حضور وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در اجلاس قطر این اجلاس را تحریم کرد و اعلام داشت که سفر به « دوحه » را لغو کرده است . این اقدام وزیرخارجه لبنان قابل درک است و بایستی از آن استقبال کرد لکن مسئله اینست که چرا سایر کشورهای عرب حاضر نشده اند این اجلاس را تحریم کنندو رژیم قطر را برای پس گرفتن دعوت از وزیرخارجه اسرائیل تحت فشار قرار دهند؟
اجلاس کنفرانس « دمکراسی جدید » در واقع فرصتی برای رایزنی آمریکا و اسرائیل با برخی مقامات سیاسی منطقه است که بموجب آن ارزیابی تازه ای برای تجدید نظر در « طرح خاورمیانه جدید » عرضه شود. واقعیت اینست که طرح نئومحافظه کاران آمریکا برای ایجاد « خاورمیانه جدید » از هر سو با شکست و ناکامی مواجه شده و حتی مورد استقبال رژیم های ارتجاعی عرب نیز قرار نگرفته است.
« همسوئی با اسرائیل » قرار بود که اساس طرح خاورمیانه جدید را تشکیل دهد ولی در میدان عمل صهیونیست ها دریافتند که نفرت از اسرائیل در خاورمیانه بقدری عمومیت دارد و در اعماق جوامع عرب منطقه ریشه دوانیده است که جای هیچگونه امیدی برای صهیونیست ها را باقی نگذاشته است.
اینکه گردانندگان اجلاس بین المللی « حمایت سازمان ملل از دمکراسی جدید » چه اهدافی را در سر دارند و برنامه های پشت پرده در این اجلاس چیست هنوز به درستی روشن نیست اما کاملا بعید بنظر می رسد که با برپائی چنین اجلاسهائی بتوان اهداف آشکار و نهان صهیونیست ها برای همراه کردن کشورها و ملتهای منطقه با اسرائیل را تحقق بخشید حتی اگر چند رژیم مرعوب عرب در پاسخ به فشارهای آمریکا و صهیونیست ها در برابر اسرائیل از خود نرمش و کرنش نشان دهند لکن ملتهای منطقه با مشاهده حوادثی از نوع آنچه در خلال تهاجم 33 روزه اسرائیل به لبنان رخ داد نفرت روزافزونی را در قلب خود نسبت به اشغالگران صهیونیست احساس می کنند و هر لحظه در انتظار فرصتی برای مقابله با صهیونیست ها هستند.
اگر قرار بود که سرنوشت منطقه در چارچوب ذلت پذیری چند دربار بی افتخار عرب تعیین شود اکنون اوضاع منطقه به کام صهیونیست ها و آمریکا بود ولی دنیا به چشم خود می بیند که حتی جنایات بی حد و مرز آمریکا و صهیونیست ها هم نتایج معکوسی به بار آورده و عاملین این جنایات را در باتلاق حوادث فرو برده است . این طبیعی ترین دستاورد صهیونیست ها و حامیان آنها از تحولاتی است که خود به وجود آورده اند و حتی راه گریزی هم برای آنها متصور نیست چرا که زمان به زیان صهیونیست ها به پیش می رود.