مهدی محمدی
چگونه یک کشور اتمی می شود؟ این سؤال مهمی است اما مهم تر از آن این است که بپرسیم وقتی یک کشور اتمی شد چه اتفاقاتی می افتد و نگاه ها در جامعه جهانی نسبت به آن و جایگاه آن در عرصه بین المللی به چه نحو تغییر می کند؟ یک سؤال دیگر هم البته هست، کشورهایی که تا امروز انحصار سلاح های هسته ای را در اختیار خود داشته اند، آیا خواهند توانست این انحصار را همچنان حفظ کنند یا اینکه آنها بخواهند یا نه بازیگران جدیدی در حال ظهورند؟ به عبارت دیگر اگر کشوری اراده کرده باشد که سلاح هسته ای بسازد آیا روش مطمئنی وجود دارد که بتوان جلوی آن را گرفت؟ آزمایش اتمی کره شمالی در روز یکشنبه به ما کمک می کند برای این سؤال ها پاسخ هایی سر راست بیابیم.
اتمی شدن کره شمالی آشکارا محصول لجاجت است. کره نه می خواست اقتدار منطقه ای خود را تثبیت کند و نه سودای تجدید یک امپراتوری کهن از دست رفته را در سر داشت تا غرور ملی خود را پاس داشته باشد. آنچه کره را به اینجا کشاند هیچ نبود مگر لج بازی با آمریکا که نمی پذیرفت با کره به گفت وگوی رو در رو بپردازد و تضمین بدهد که برای براندازی حکومت آن اقدامی انجام نخواهد داد. کرهایها پیش از این بارها گفته بودند که اگر آمریکا اقدامات براندازانه خود علیه دولتشان را متوقف کند و ضمناً اجرای قراردادهایی را که در حوزه همکاری های هسته ای با کره شمالی زمانی بسته و بعد به طور یک جانبه ملغی ساخته است دوباره از سربگیرد، مشکلی با صرف نظر کردن از تلاش های خود برای ساخت سلاح های هسته ای ندارند اما آمریکایی ها با همان کله شقی همیشگی -که دیگر آرام آرام دارد کار دستشان می دهد- سرسختی کردند و حالا دیگر کار از کار گذشته است.
همانطور که روس ها روز دوشنبه در اولین واکنش خود به آزمایش سلاح هسته ای کره شمالی گفتند این لجبازی آمریکایی ها بود که کار را به اینجا کشاند والا اگر واشینگتن می پذیرفت که کمی انعطاف به خرج دهد و با پیونگ یانگ بر سر میز بنشیند مسئله خیلی پیش از اینها و به شیوه هایی بسیار ساده تر و کم هزینه تر حل شده بود. کره جلوی چشم آمریکا و با وجود اینکه سال ها در اثر تحریم های شدید بین المللی تحت فشار شدید قرار داشت بمب ساخت و کاری هم از کسی برنیامد. این دقیقاً به این معناست که اگر به دلایل سیاسی یا امنیتی کشوری مانند کره شمالی به این نتیجه برسد که باید سلاح های هسته ای داشته باشد، اگر تمام دنیا هم نخواهند بالاخره کار خود را خواهد کرد. قدرت های بزرگ شاید بتوانند روند اتمی شدن کشورها را کند کنند یا آنها و ملتشان را تحت فشارهای اقتصادی و روانی قرار دهند اما نهایتاً آنکه به کرسی می نشیند و حرف خود را جلو می برد اراده برانگیخته ملتهاست.
آمریکایی ها اگر به راستی نگرانند که سلاح های اتمی در سطح جهان گسترش یابد، باید اول از همه به رفتارها و سیاست های خود بنگرند و ریشه غائله را در آنجا بجویند. تنها راه منصرف کردن کشورها از ساخت سلاح هسته ای این است که به نگرانی های امنیتی آنها به شیوه معقولی پاسخ داده شود والا در حالی که آمریکا هنوز د رحال نفس کش طلبیدن در عرصه بین المللی و تهدید بی امان این و آن است توقعی جز این نباید داشت که کشورها به روش های مختلف در پی بالا بردن توان دفاعی خود باشند.
تا آنجا که به انحصارطلبی ها و زورگویی های قدرت های بزرگی چون آمریکا مربوط می شود می توان نتیجه گرفت دستیابی کره شمالی به سلاح هسته ای به معنای شکست قطعی سیاست «توسل به فشار و تهدید برای تغییر الگوی رفتار کشورها» است. آمریکایی ها- اگرچه سخت است- دیگر باید بفهمند که فشار و تهدید ابزار مناسبی برای تعامل با جهان نیست چرا که گاهی ممکن است رندی پیدا شود و جلوی چشم خلایق پوزه آدم را به خاک بمالد.