بهزاد احمدی
امنیت و دغدغه برقراری آن یکی از نگرانیهای موجود بین مقامات عراقی به شمار میآید. پس از اشغال عراق توسط جمهوریخواهان جنگطلب کاخ سفید این کشور اسلامی هرگز روی آرامش را به خود ندیده است و صدای انفجار بمبها و صحنه کشتار کودکان و زنان بیگناه در جریان ناآرامیهای شهرهای مختلف این کشور لحظهای تمامی ندارد...
ریشه این ناآرامیها را باید در دو مورد مهم جستوجو کرد. در حقیقت مهار کامل شورشها و ایجاد ثبات و امنیت در شهرهای مختلف عراق در مرحله نخست معلول شناخت این دو عامل است. عامل اول به حضور اشغالگران و نیروهای نظامی خارجی در خاک عراق باز میگردد. نو محافظهکاران کاخ سفید از بدو ورود خود به بغداد، کاظمین، سامرا، کرکوک، موصل، نجف و دیگر شهرهای عراق پای بسیاری از نیروهای خارجی دیگر را نیز به این کشور باز کردند. همین امر باعث شد تا بحران امنیت به دردناکترین و اصلیترین بحران موجود در عراق تبدیل گردد.
اگر بخواهیم براساس یک فرمول کلی و شناخته شده در سطح نظام بینالملل بحران امنیت در عراق را ترسیم و تحلیل کنیم باید اشاره کرد که حضور اشغالگران و نیروهای خارجی در هر کشوری بحران امنیت را به دنبال خواهد داشت. شواهد تاریخی نشان میدهند که هر کجا نیروهای آمریکایی پای خود را در آن گذاشتهاند بلافاصله بحران امنیت بوجود آمده است. در کشورهای ویتنام، سومالی و... این بحران در لایههای صفحات تاریخ قابل مشاهده است.
آزار زنان، کودکان، کشتار غیرنظامیان، شورش گروههای فرصتطلب و آشوبمحور و مسائل مختلف از عواقب و تبعات اولیه اشغال در طول تاریخ به شمار میآیند.
این قاعده در مورد کشور عراق نیز صادق است، امروزه بسیاری از ریشههای بحران امنیت در این کشور را میتوان در قبال حضور اشغالگران آمریکایی و انگلیسی به ترسیم کشید. در صورتی که اشغالگران خاک عراق را ترک کنند دیگر امنیت به یک بحران تبدیل نمیشود در حد یک دغدغه بین دولتمردان باقی خواهد ماند.
مورد دوم به تقابل میان احزاب عراق باز میگردد. برخی احزاب عراقی جهت سنگاندازی در برابر شیعیان و طرفداران آیتالله سیستانی در مجلس ملی این کشور و مطرح ساختن گرایشات حزبی خود از هیچ عملی فروگذار نمیکنند و همین امر باعث ایجاد تشنج در امور کشور میشود در زمان ریاست جمهوری نمازی الیاور و نخستوزیری ایاد علاوی در دولت موقت عراق نیز چنین رویکردی آغاز شد که در نهایت باعث فاصله گرفتن شدید مردم از دولت موقت شد. حضور افرادی مانند "حازم الشعلان" در کابینه علاوی باعث شد تا نوعی تشنج مزمن سرتاسر عراق را فرابگیرد. همراهی و همکاری اعضای دولت موقت با اشغالگران آمریکایی باعث شد تا مردم عراق در انتخابات این کشور با قاطعیت تمام به شیعیان رای دهند و افراد موجود در دولت موقت را از قدرت کنار زنند.
اکنون بسیاری از افراد مخالف شیعیان در قالب اقدامات تروریستی و قتل جان هزاران انسان بیگناه مخالفت خود را ابراز میکنند و همین امر اوج دنائب نوعی تفکر مطرود را نشان میدهد. در این مقطع مسئولین عراقی بیش از هر زمان دیگری نیاز به اتحاد در سطح کلان اداره کشور خود دارند.
در این میان کردها، شیعیان، اهل سنت و ترکمنها باید با ایجاد فضایی آرام و مقتدر در سطح کشور در مقابل حرکات افراطی ایستادگی کند. مخالفت با دولت و مجلس ملی عراق در حال حاضر فایدهای به جز تشدید بحران امنیت نخواهد داشت.
در این میان با توجه به این که ادارهکنندگان اصلی عراق شیعیان هستند این روند هماهنگی و تطبیق باید از طرف احزاب و گرایشات دیگر به صورت بارزتری صورت گیرد در نهایت این که برای مهار بحران امنیت در عراق باید هر دو عامل یعنی خروج اشغالگران و هماهنگی میان احزاب با هدف ایجاد امنیت و به صورت همزمان صورت گیرند. مسلماً در این صورت است که مردم عراق طعم واقعی امنیت را خواهند چشید.