تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۷۱۶۲
نبرد جبهه ملى فرانسه در انتخابات ریاست جمهورى

نام «ژان مارى لوپن» با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهورى فرانسه در سال 2007بار دیگر بر سر زبانها افتاده است.
این پیرمرد لجوج سیاسى که سالها است حزب «جبهه ملى» فرانسه را رهبرى مى کند، چندین دوره متوالى در انتخابات ریاست جمهورى شرکت کرده و آنچه مایه تشویق او تا امروز بوده، رشد تدریجى و قابل توجه آراى او است.
نام جبهه ملى با نام لوپن گره خورده است و امروزه کمتر کسى است که این حزب را بیش از آنکه حزب بدانددستگاه سیاسى قبیله لوپن یا محل آمال و بازیهاى سیاسى خانواده لوپن و یاران او تلقى نکند.
این حزب با همه انشعاباتى که تاکنون داشته و ریزش هایى که تاکنون کرده هنوز سرپا است و چهره کاریزماتیک رهبرى این حزب نشانه و نماد آرمانهاى آن به شمار مى رود.
جبهه ملى هرچند که به سبب گرایشهاى افراطى راست ونژاد پرستى، در میان مردم فرانسه از وجهه خوبى برخوردار نیست ولى با این همه طرفداران و هواداران حزبى خود را دارد و به دلیل جانبدارى از برخى سیاست هاى اجتماعى بخشى از بدنه اجتماعى فرانسه را با خود در این سالها همراه کرده است.
سال 2002براى جبهه ملى فرانسه یک نقطه عطف بود، سالى که این حزب با ورود به دور دوم انتخابات خواب سیاسیون مطرح و سرشناس فرانسه را آشفته کرد و براى اولین بار آنان را ازجناح هاى مخالف با یکدیگر متحد ساخته و دور هم آورد تا «ژاک شیراک» با همه کدورتها و نارضایتى افراد از او با 80درصد آراء الیزه (کاخ ریاست جمهورى فرانسه) بماند.
شاید بتوان گفت طى سالهاى اخیر این اولین بار بود که چنین پیروزى شگفتى براى راست افراطى فرانسه آفریده مى شد و به راحتى مى توان حدس زد که طعم این پیروزى تا سالها در ذائقه رهبران و اعضاى این حزب باقى خواهد ماند و مشوق مشارکت سیاسى آنها خواهد بود.
راست افراطى یا جبهه ملى نه امروز که همیشه از اختلاف میان دو حزب بزرگ فرانسه و بطور متوالى صاحب دولت بهره جسته و کار خود را پیش برده است.
انتخابات گذشته بهترین شاهد این مدعا است. جبهه ملى توانست راست و چپ فرانسه را با احساس خطر از سوى راست افراطى کنار هم بنشاند.
امروز هم این بازى سیاسى در حال تکرار است، در یک سال گذشته که دو حزب راست و چپ فرانسه براى پیروزى در انتخابات رویاروى هم ایستاده اند، تشکیلات لوپن از این اختلاف به عنوان نشانه بیزارى مردم فرانسه از جناح حاکم کنونى یاد کرده و گرایش نوین را اقبال مردم به راست افراطى مى داند و بر همین اساس مدام رقباى انتخاباتى خود را تهدید مى کند.
راست افراطى به اندازه کافى از رقباى سیاسى خود بهانه در دست دارد و از آنجا که خود تاکنون زمام امور را در دست نداشته است مى تواند به کارنامه آنان مدام ایراد گرفته و عملکرد دولت هاى پیشین را در زمینه هاى امنیتى، سیاسى، اجتماعى،اقتصادى و... به نقد بکشد.
«بانلیوها» یا حومه هاى شهرى پرآشوب یکى از بهانه هاى لوپن در این دو سه ساله اخیر است که تبدیل به شعار کلیدى لوپن براى انتخابات شده و از قضا تحولات روى داده در دو سال اخیر مجال را براى انتقادهاى تیز او بیشتر فراهم کرده است. وى در این زمینه به هر دو جناح معترض است از سوسیالیست ها گرفته که با فراهم ساختن زمینه ورود بى رویه مهاجران به این کشور مشکلات اجتماعى و اقتصادى مى آفرینند تا سارکوزى راستگرا و رهبر حزبى آنها که به اعتقاد لوپن، سیاست هاى پلیسى و امنیتى وى براى فرانسه خطر آفرین شده است.
دستگاه حزبى لوپن یک دستگاه کامل است، او سلسله مراتب منظمى در حزب ایجاد کرده، تشکیلات امنیتى خاص خود را دارد و از بخش نظرى یا سیاستگذارى حزبى بهره مند است، از همین روى مى توان به تحول گفتمان سیاسى وى پى برد و دید که او چگونه تلاش مى کند تا با واژگان روز با مردم حرف بزند.
براى این کار او و دخترش که قائم مقامى این حزب خانوادگى را یدک مى کشد از مشاورینى نخبه برخوردارند، در این میان پس از «مارین لوپن» دختر او که ستاره حزبى است و بطور مرتب نمایندگى حزب را در مجالس فرانسه و پارلمان اروپا هدایت مى کند، باید از «برونو گلنیش» نام برد که نفر دوم اجرایى این حزب است.
گلنیش استاد جنجالى و رییس سابق دانشکده حقوق دانشگاه لیون که به دلیل اظهارات یهود ستیزانه بارها ملامت شده و حتى یک بار از دانشگاه نیز اخراج شد، در واقع فرمانده عملیات رقابت هاى انتخاباتى لوپن و حزب تحت رهبرى او است.
تاکنون چندین بار نام گلنیش براى رهبرى حزب بر سر زبانها افتاده است ولى هربار اراده لوپن براى حفظ این میراث خانوادگى و سپردن آن به نزدیک ترین عضو خانواده یعنى دخترش مارین، رویاى دیگران را براى جایگزینى وى نقش بر آب کرده است.
مارین لوپن 38ساله در انتخابات ریاست جمهورى، نقش اول را به عنوان جانشین پدر در سازماندهى تبلیغاتى بازى مى کند و به سبب اظهارات جنجالى خود در بیان مسایل حساس اجتماعى شهرت یافته است.
«لویى الیو» دکتر جوان و 37ساله حقوق و از تبار فرانسویهاى الجزایرى یکى دیگر از ستاره هاى حزب است. او که به خاطر آشنایى با مارین دختر لوپن به رهبرى حزب نزدیک شده است امروز با هدایت حزب به عنوان دبیر کل نقش مهمى بازى مى کند، با این انتصاب به نظر مى رسد که مارین لوپن هم براى رقابت با دوستان کهن سال پدر خود طیفى از مریدان را تشکیل داده تا براى آینده وى نقش آفرینى کنند.
لوپن آشکارا به سمت جوان گرایى در راس هرم حزب حرکت کرده و در این کار سخت به دختر جوان و جسور خود متکى است، در حقیقت بخش اعظم این نیروها را باید پیاده نظام مارین لوپن به حساب آورد.
ارتباط لوپن با رهبران کشورها یکى دیگر از نکته هاى مثبت وى است. بخش مهمى از ثروت کنونى این حزب از راه همین معاملات سیاسى وزد و بندهاى او با رهبران عربى و اسلامى بدست آمده است.
افکار عمومى فرانسه هنوز ارتباط وى با «صدام» را نیک به خاطر دارند.لوپن در ارتباط با سران کشورهاى عربى و اسلامى به عبارتى دلالى سیاسى مى کند و نیازهاى رهبران عرب را در متن جامعه اروپایى دنبال کرده و از آنان به نفع حزب خویش استفاده مى کند.
کمیته هایى با عنوان «کاپ» یا کمیته اجرایى ریاست جمهورى که توسط همین اطرافیان لوپن با مشاوره نخبگان برون و درون حزبى اداره مى شود از جمله سیاست خارجى را در صدر مسایل خود دارد.
یکى از اهداف کمیته خارجى کاپ که زیر نظر برونو گلنیش اداره مى شود، توجیه و جا انداختن چهره بین المللى ژان مارى لوپن است تا از بدبینى عمومى نسبت به او کاسته و یا شایعات و اخبار منفى را در مورد لوپن وارونه کند و از سوى دیگر بتواند نیازهاى مالى حزب را تامین سازد.
امروز همه همت این کمیته ها مصروف آن است تا لوپن بتواند به عنوان یک جایگزین جدى و خطرناک براى «روایال» و «سارکوزى» به میدان رقابت هاى انتخاباتى ریاست جمهورى سال آینده فرانسه وارد شود. حتى اگر لوپن نتواند به ریاست جمهورى برسد که احتمال آن بسیار زیاد است خواهد توانست با آراى بالایى که کسب مى کند بر سراهداف و نیازهاى حزب خود با دولت هاى حاکم چانه زنى کند و همچنان به انتقاد از سیاست هاى حاکم فرانسه ادامه دهد. تجربه سالهاى گذشته نشان مى دهد که سیاست لوپن بى تاثیر نبوده است و حزب او آرام آرام به پیش مى رود.
جبهه ملى فرانسه بر اساس چند محور کلى شکل گرفته که از مهمترین آنها ملى گرایى افراطى، مذهب گرایى بر مبناى کاتولیک سنتى و سلطنت طلبى است. همین محورها و مبانى نشان مى دهد که این حزب در سوداى بازگشت به عصر قدرت امپراتورى فرانسه است و از آن روى که با یهود ستیزى نیز خویشاوندى اصولى دارد، تصویر ایده الى از عصر حاکمیت «مارشال پتن» رییس جمهورى دست نشانده آلمانها در زمان جنگ دوم جهانى نیز در ذهن رهبران آنها است.
علاوه بر اینها این جنبش سیاسى چندان با مدرنیسم و نوگرایى سرسازگارى ندارد و از این نقطه نظر یک حزب سنتى قلمداد مى شود که به تحولات چندان روى خوش نشان نمى دهد و بر اخلاق سنتى پافشارى مى کند. وقتى لوپن از یهود ستیزى سخن مى گوید، قصد خوشنودى اعراب و مسلمین را دارد و وقتى از سیاست هاى مهاجرپذیر انتقاد مى کند، رضایت یهودیان و بخشى از جامعه مهاجر ستیز فرانسه را نشانه رفته است. او در عین حال با روابط گرم خود با دیکتاتور سابق عراق برخى ازاعراب را به سوى خود کشانید.
در موضع گیریهاى لوپن از هر ایده اى مى توان سراغ گرفت و در اطرافیان او مى توان از هر قماشى یافت، همین نکته است که بسیارى از منتقدین این حزب از آن به عنوان مشتى سودجوى فرصت طلب سیاسى یاد مى کند که اصول قابل اعتمادى ندارند.
با این وصف سیاسیون از خطر این حزب در انتخابات به اندازه کافى اطلاع و وحشت دارند و نمى خواهند که بیش از این لوپن و اطرافیان با طرح شعارهاى چند پهلو آراى هواداران آنها را غارت کرده و به حزب خود اختصاص دهند تا از این سو و آن سو باج بیشترى بگیرند.
امروزه رقباى سیاسى لوپن به ویژه روساى الیزه گمان نمى کنند که او بتواند 500امضاى مورد نیاز براى ورود به صحنه انتخابات را از معتمدین سیاسى جذب کند، همین احتمال براى ورود او به انتخابات سال 2002نیزمى رفت که لوپن با عدم توفیق در جمع آورى امضا بطور خودکار از دور رقابت ها حذف شود، ولى عکس این پیش بینى اتفاق افتاد.
با زمزمه بى اعتمادى در این دور از انتخابات ریاست جمهورى و اینکه لوپن نتواند از حمایت کافى معتمدین سیاسى بهره ببرد، رهبران جبهه ملى و طرفداران او این مساله را رد کرده و آن را به شانتاژ تبلیغاتى رقبا تشبیه مى کنند.
از این گذشته جبهه ملى تهدید کرده است که اگر رهبر این حزب نتواند به امضاهاى کافى از سوى معتمدین دست یابد اداره کشور فرانسه براى هر دولتى مشکل خواهد بود، چرا که این حزب از طرفداران خود خواهد خواست تا انتخابات مجالس و شوراهاى مناطق را تحریم کنند، بنابر این هر دولتى را از دستیابى به اکثریت محروم خواهد کرد.
بنابر قانون ششم نوامبر سال 1962فرانسه تمامى داوطلبان نامزدى انتخابات ریاست جمهورى موظفند 500امضا از معتمدین سیاسى کشور جمع آورى کرده و آن را به شوراى قانون اساسى فرانسه تحویل دهند.
معتمدین سیاسى عبارتند از اعضاى پارلمان و شوراهاى استان، شهرداران شهرها و مناطق، روساى شوراهاى محلى و شهرهاى کوچک و بالاخره نمایندگان فرانسوى پارلمان اروپا. در این میان هر داوطلب نامزدى موظف است دستکم نام 30منتخب محلى از دپارتمان هاى (فرماندارها) مختلف داخل و خارج فرانسه را در لیست خود داشته باشد. هر بار لوپن ناگزیر است تا با ارسال نامه هایى به تمامى شهرداران فرانسه از آنها بخواهد تا به وى اعتماد کرده و با امضاى درخواست، او را براى دستیابى به اجازه ورود در انتخابات یارى دهند. به گزارش ایرنا شهرداران فرانسوى که از همه جناح ها و احزاب هستند مورد درخواست لوپن واقع مى شوند و او از هر یک با توجه به زمینه هاى مورد اشتراک با حزب خویش تقاضا مى کند. به عنوان مثال نقطه اشتراک لوپن با «فابیوس» نامزد سوسیالیست ها راى «نه» به قانون اساسى اروپا بود و رهبران جبهه ملى نگرانى ندارند از اینکه این اشتراک موضع را به نزدیکى مواضع و دیدگاهها تفسیر کرده و از شهرداران سوسیالیست نزدیک به فابیوس بخواهند تا به رهبرى جبهه ملى اعتماد کرده و او را براى نامزدى ریاست جمهورى شایسته تشخیص دهند.
فرم هاى داده شده به نامزدها براى جمع کردن امضا باید شش هفته پیش از اولین دور انتخابات ریاست جمهورى، تحویل شوراى قانون اساسى فرانسه شود که این بار مقارن با 16ماه مارس سال 2007خواهد بود.
راست هاى جبهه ملى بارها از داشتن سالن براى میتینگ هاى انتخاباتى منع شده اند و معتقدند که نظام حاکم با تمامیت طلبى و اعمال روشهاى توتالیترى مانع برگزارى یک انتخابات دمکراتیک در فرانسه مى شود.
لوپن رقباى انتخاباتى خود و به ویژه سارکوزى و روایال را متهم مى کند که فرانسه را از مبانى اصلى جمهورى دور ساخته اند. او در یکى از همین نطق هاى انتخاباتى گفته بود که فرانسه اى که اینها درست کرده اند نه غیرقابل تجزیه است، نه لاییک، نه دمکراتیک و نه اجتماعى. لوپن بر این نکته تاکید دارد که جناح راست 25سال است که قدرت را در فرانسه در دست دارد و هر چه در آستین داشته رو کرده است. او حتى اختلافات موجود در راست و چپ فرانسه را به جنگ زرگرى تشبیه مى کند چنانکه در آخرین مناظره خود با «بایرو» رییس حزب دست راستى «یو.د.اف» و منتقد دولت، او را به شونمان در انتخابات 2002تشبیه کرده که از سوسیالیست ها انشعاب کرد.لوپن در تازه ترین اظهارات خود نعل وارونه زده و موضعى نزدیک به مهاجرین گرفته است، او مهاجران را نه مجرمین بلکه قربانیان سیاست هاى حاکم قلمداد مى کند. وى با توهین به همه خارجیان آنها را تحقیر شده هاى نظام سیاسى اجتماعى فرانسه معرفى کرده و معتقد است که احزاب سیاسى از آنان به عنوان قربانیان اهداف سیاسى خود بهره مى گیرند. بازى لوپن با الفاظ از تردستى هاى سیاسى او است که گاه رقبا را از همراهى با خود باز مى دارد و گاه نیز سبب رسوایى مى شود. جناح هاى مقابل نیز با استناد به همین سخنان تلاش مى کنند چهره اى سازنده از خود نشان دهند. این نکته اى است که به دورباطلى براى لوپن و دوستان او تبدیل شده و راه خروجى براى آنان نمى گذارد.
امروز مهمترین مشکل لوپن کسب امضا از معتمدین سیاسى است و بسیارى از رقباى او مى دانند که این بار لوپن نمى تواند با فشارهاى احزاب دیگر به انتخابات قدم گذارد بنابراین با خیالى آسوده مشغول تدارک رقابت هاى انتخاباتى هستند.