ارکان «نظریه انتصاب»- مشهور فقهاء و قرائت رسمی نظام- از مبحث ولایت فقیه، در اندیشه معمار کبیر انقلاب و خواص شاگردان ایشان بر سیرت «مشروعیت» و صورت «مقبولیت» ولی استوار است که ترکیب «جمهوری اسلامی» تجلی حکومتی آن است.
امام راحل عظیم الشأن به عنوان عصاره ناب تاریخ شکوهمند علمای راسخ، اسلام را منشأ مشروعیت و توده مردم را منبع مقبولیت بخشی حکومت می دانست. در اندیشه سیاسی او حاکم اسلامی رو به آسمان و دست در دست شریعت، مستظهر به پشتیبانی مردم بوده که در این صورت می توان ولی فقیه جامع الشرایط -مستجمع صفات «علم» و شرایط «جسم» در آیه 742 بقره- را هم نماد حاکمیت الهی دانست و هم نماینده اراده مردمی.
بنابر نظریه امام(ره) فقیه حاکم از آن روی که به اذن عام، منصوب معصوم است، اراده جمهور جز بر «تشخیص»، «تعیین»، «بیعت» و «نظارت» بر او قرار نمی گیرد. بدیهی است هرچه مصداق حساستر باشد نیاز به اهل خبره در تشخیص آن شدیدتر شود و در این مقام، مقام رفیع مجلس خبرگان رهبری هویدا و پیداست.
چنانکه جایگاه هر مجلسی بسته به منزلت موضوع آن است، مفهوم و مصداق رهبری -به عنوان رأس نظام اسلامی- محور مباحث مجلس خبرگان- به عنوان رأس مجالس نظام اسلامی است. خبرگان نائبان خبره مردم در تشخیص مصداق رهبری جامعه اسلامیند. تشخیص مصداق ولی فقیه از آن باب که ولایت او به معنای «ولایت فقه» است، تنها از عهده فقهاء خبره بر می آید.
خبرگان حلقه واسط و زنجیر رابط سقف و کف نظام اند. تشخیص نماد الهی براساس امارات شرعی و معرفی نماینده شایسته مردمی در قامت رهبری جامعه اسلامی، وظیفه ذاتی ایشان می باشد. بی گمان چنین وظیفه ای سنگین ایجاب می کند که خبرگان رهبری واجد برخی صلاحیت های ویژه به قرار ذیل باشند:
1-فقیه و شریعتمدار (البته تجزی در اجتهاد به معنای صلاحیت افتاء در برخی ابواب فقه نیز کفایت می کند)
2-وجیه و مردمدار (برخوردار از مقبولیت و آراء مستقیم مردم)
3-متعهد به اسلام، نظام و امام (رهبری)
4-متخصص و بصیر در تشخیص مصالح و دفع مفاسد نظام
بدیهی است با توجه وظایف خبرگان، نمایندگان آن خود باید واجد شمه ای از صفات و بهره ای از شرایط رهبری باشند تا بتوان اطمینان کرد تشخیص ایشان مقرون به صواب و قرین به صحت است.
چنانکه گفته شد، در مجموع مهمترین وظایف مجلس خبرگان را باید: 1-کشف و شناسایی 2-تعیین و معرفی 3-بیعت 4-نظارت بر رهبری جامعه اسلامی دانست. خبرگان در سازوکاری معین، پس از شناسایی و معرفی فقیه حاکم که بالاشاره - نه بالتصریح و المباشره - منصوب مقام عصمت است، خود به نمایندگی از آحاد امت اسلامی، اولین بیعت کنندگان با مقام عظمای ولایت خواهند بود و در اینجاست که علاوه بر اثبات جایگاه منبع خبرگان، مفهوم ولایت فقیه به معنای ولایت بر فرزانگان- نه مهجوان- نیز تبیین می شود. ولایت حاکم فقیه از جنس ولایت معصوم(ع) و به تعبیر امام(ره) «شعبه ای از ولایت پیامبر(ص)» است، با این تفاوت که ولایت معصومین «شخصیه» و ولایت فقهاء «نوعیه» می باشد.
بنابر نظریه انتصاب ضرورت تشکیل مجلس خبرگان، عدم امکان تشخیص ولی فقیه توسط عموم مردم و راز استمرار آن، ضرورت نظارت بر بقای شرایط حاکم اسلامی است. در اندیشه امام(ره) از آنجا که فقیه حاکم «مادام الشرایط»- نه مادام العمر- است، بدلیل امکان فقد صفات ایشان، حضور مجلسی ناظر بر شرایط حاکم اسلامی ضروری می باشد. بی گمان نظارت مستمر خبرگان بر فقیه حاکم، ضامن سلامت رهبری و صیانت نظام اسلامی است. ناگفته پیداست که گرچه نظارت منظور چیزی جز «نظارت استصوابی» نیست- که در فرض غیر آن واژه «نظاره» گویاتر می بود- اما نظارت فوق نیز به معنای «دخالت» در کار رهبری نیست، بلکه به معنی بررسی در تطابق یا تناقض اقوال، افعال و تعزیرات ایشان با شرایط و صفات رهبری- همچون اجتهاد، عدالت، تقوا،...- و نظارت بر حسن اجرای مسئولیتهای مصرحه ایشان می باشد.
دیگر مسئولیتهای این مجلس را می توان به اجمال ذیل برشمرد:
تصویب قوانین و آئین نامه داخلی مجلس خبرگان
رصد مستمر فقهای مستعد نامزدی رهبری برای مواقع ضروری
نظارت بر مجموعه های زیرنظر مستقیم رهبری
نظارت بر بقای شرایط و صفات اعضای خبرگان(گرچه این نظارت درونی تا حدودی خلاء ناظر بیرونی را پر می کند اما مکفی از ناظری مستقل و نهادینه نیست).
ایجاد ارتباط مستقیم و ارائه گزارشات مستمر به حوزه های انتخابی و موکلان خود. بهرروی نمایندگان محترم خبرگان وکلای حوزه های انتخابی خود هستند. وزانت این مجلس به وجاهت و مقبولیت تک تک اعضای آن بر می گردد. ارتباط منطقی و طرفینی با پیشگامی خبرگان، ضامن بقای اس اساس نظام یعنی رهبری آن است.
شایسته است مجلس خبرگان علی رغم وجود آرام و حضور پیوسته خود در ارکان نظام، «ظهوری» محسوس و ملموس و فراتر و پویاتر از جلسات سنتی سالانه و گزارشات معمول، در انظار و افکار عمومی داشته باشد تا بیش از پیش شاهد پیوند وثیق و ارتباط عمیق مردم با بنیان مرصوص شجره طیبه نظام اسلامی باشیم.