تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۰۷۱۹۳

بسمالله‌الرحمن‌الرحیم
پیشنهاد محمد البرادعی رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی در سخنرانی هفته گذشته اش در کنفرانس داووس که خواستار تعلیق غنی سازی اورانیوم توسط ایران و همزمان با آن تعلیق تحریم های ضد ایرانی توسط شورای امنیت شده بود در عین حال که با تفسیرهای گوناگون مواجه شد اما آمریکا و اروپا از آن تفسیری ارائه کرده اند که جز بدهکار کردن ایران نتیجه دیگری ندارد. این نکته را از زیاده خواهی های مقامات آمریکائی و اروپائی که در اظهاراتش موج میزند به روشنی میتوان فهمید.
گریگوری شولتی نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت: اگر ایران کلیه فعالیت های غنی سازی از جمله تحقیق و توسعه را معلق کند و بازرسان آژانس آنرا راست آزمائی و تایید کنند در آنصورت شورای امنیت سازمان ملل حاضر خواهد بود لغو تحریم های بین المللی علیه ایران را مورد بررسی قرار دهد. خبرگزاری فرانسه نیز از قول دیپلماتهای آلمانی و انگلیسی گفته است : « تعلیق تحریم های ایران منوط به تعلیق کلیه فعالیت های هسته ای این کشور راست آزمائی این تعلیق ها و تایید آن توسط دیدبان هسته ای سازمان ملل است ». این دیپلماتها میگویند: « ایران در شرایط کنونی باید قطعنامه شورای امنیت را بصورت کامل اجرا نماید با آژانس بین المللی انرژی اتمی بصورت کامل همکاری کند و بعد از آن درصورتیکه این موارد بصورت کامل تایید شد انتظار لغو تحریم های شورای امنیت را داشته باشد ».
همانطور که ملاحظه میشود اصرار و تاکید بر بکار بردن تعبیر « کامل » بصورت مکرر در این اظهارات نشان دهنده زیاده خواهی و غرور اروپائی ها و آمریکائیهاست و آنها پا را از موضع قبلی خود که حاضر بودند غنی سازی درحد تحقیق و توسعه را بپذیرند فراتر گذاشته‌اند.
در همین حال سفیر روسیه در سازمان ملل « ولادیمیر چورکین » اظهارات البرادعی را نمایانگر بخش مثبت قطعنامه شورای امنیت دانسته و ایگورایوانف دبیر شورای امنیت ملی روسیه نیز گفت : طرح البرادعی فرصتی مناسب برای بازگشت به میز مذاکره است . این اظهارات نشان دهنده اختلاف نظری است که میان روسیه از یکطرف و آمریکا و سه کشور اروپائی انگلیس آلمان و فرانسه از طرف دیگر در مورد تفسیر قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت و یا نوع برخورد با آن وجود دارد.
هرچند مسئولان ایرانی با توجه به تجربیات موجود نباید به تفسیر روسها دل خوش کنند و یا به آنچه چینی ها میگویند و وعده میدهند تکیه نمایند اما در این واقعیت نیز نمیتوان تردید کرد که همین اختلاف نظرها و برداشت های متفاوت میان تصویب کنندگان قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت نشان دهنده وجود راه هائی برای بی اعتبار ساختن این قطعنامه در میدان عمل و امکان ناکام نمودن بانیان آن می باشد. روسیه و چین در عرصه رقابت های سیاسی و بلوک بندی های قدرت آمریکا را دیوی میدانند که شاخش باید شکسته شود. از نظر این دو دخالت های روزافزون آمریکا در کشورهای شرقی بویژه لشکرکشی دولت کنونی آمریکا به افغانستان و عراق نوعی تعرض آشکار به بلوک شرق است که نباید تحمل شود. تعرض آمریکا به ایران نیز همین مفهوم را القا می کند و با این نگاه هرگونه اقدامی که آمریکا را برای دخالت بیشتر و حضور گسترده تر در منطقه خاورمیانه و کشورهای شرقی وسوسه کند برای روسیه و چین قابل تحمل نیست.
این واقعیت در عین حال که میتواند خوشایند کشورهای منطقه خاورمیانه باشد هرگز نباید آنها را به حمایت روسیه و چین امیدوار سازد.
زیرا عملکرد گذشته روسیه و چین نشان داده است که آنها همواره منافع خود را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهند و این آمادگی را دارند که در چارچوب زدوبندهای بین المللی قدرت هر جا منافعشان ایجاب کند درباره مصالح کشورهای منطقه معامله و آنرا قربانی مطامع خود نمایند.
با توجه به همین نکته است که مسئولان ایرانی باید بدون چشمداشتی به دولتهائی که بهرحال قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت را امضا کرده اند از اختلاف نظرهای میان آنها حداکثر بهره برداری را برای کند کردن این شمشیر ظالمانه بعمل آورند و آنرا در عمل از کارائی بیاندازند. این البته به تدبیر و سیاست گذاری قوی و همه جانبه نگر نیازمند است و چیزی نیست که با تکیه بر شعار و احساسات قابل تحقق باشد.
این درست است که دشمن بیش از آنکه به ابزاری مثل قطعنامه شورای امنیت متکی باشد درصدد است با توسل به جنگ روانی به هدف خود برسد اما پاسخ دادن به دشمن و مقابله با جنگ روانی فقط یک بخش از کاری است که ما باید انجام دهیم . بخش مهمتر تدبیر است که با وحدت و استفاده از تجربیات گذشته و پرهیز از برخوردهای شعاری شکل میگیرد و نتیجه بخش خواهد بود.
اظهارات مسئولان آمریکائی و اروپائی که در ابتدای این مقاله ملاحظه کردید با توجه به تاکید و تکراری که برروی تعبیر « کامل » متمرکز کرده اند نشان میدهد آنها مصمم هستند ایران را بطور مطلق از فناوری هسته ای محروم نمایند. به عبارت روشن تر حتی به برخورداری ایران از غنی سازی در محدوده آزمایشگاهی و تحقیقات نیز رضایت نمیدهند. این خصومت آشکاری است که پاسخ دندان شکنی را میطلبد. چنین جوابی را مردم و مسئولان باید مشترکا بدهند مردم با حضور حماسی در راه پیمائی 22 بهمن که هفته آینده برگزار خواهد شد و مسئولان با همفکری همدلی تدبیر و پرهیز از خلاصه کردن اقدامات در برخوردهای شعاری و احساسی.
ما نباید به حداقل های فناوری هسته ای قانع باشیم . حق قانونی ما برخورداری از کلیه دستاوردهای صلح آمیز فناوری هسته ایست و ملت انقلابی ایران بارها نشان داده است که میتواند در همه حال حقوق خود را استیفا نماید.