آقای روگوف آیا این نگرانیها وجاهت دارد؟ معنی واقعی اظهارات سیاستمداران آمریکایی از جمله بایدن چیست؟ فکر میکنم که غوغای تبلیغاتی پیرامون مصاحبه بایدن باعث تحریف واقعیت میشود. بسیاری از نیروهای سیاسی آمریکا (قبل از همه جمهوریخواهان و نیز بعضی اعضای حزب دمکرات) اوباما را به تسلیم شدن در برابر خواست های روسیه مبنی بر ایجاد «حوزه نفوذ» در فضای شوروی سابق متهم کردند. اما، هدف اصلی سفر بایدن به اکراین و گرجستان، دفاع از رئیس جمهور بود. او اغلب نقش «سگ خشمگین» را بازی میکند و سخنان تندی بر زبان میآورد. در زمینه سیاست خارجی به فرمولهای نه چندان دیپلماتیک دست میزند. اما باید توجه داشت که بایدن، شخصیت باتجربه و صاحبمهارتی است که هرگز روسیهستیزی خود را علنی نمیکند.
به عبارت دیگر، حرف و عمل بایدن یکی نیست؟ منظورم مصاحبه وی با «وال استریت ژورنال» و سفر به گرجستان و اکراین است.آنچه که از این مصاحبه مهمتر است، مطالبی است که بایدن در حین سفر بر زبان آورد یا نیاورد. اولاً؛ او وعده نداد که اکراین و گرجستان در آینده قابل پیشبینی به عضویت ناتو پذیرفته خواند شد.
ثانیاً؛ تعهد نکرد که سپر ضدموشکی آمریکا حتماً در اروپای شرقی مستقر شود.
ثالثاً، به گرجستان صریحاً اعلام کرد که توسل برای راه حل نظامی مسأله آبخازستان و آستیای جنوبی قابل قبول نیست و اینکه کمک نظامی آمریکا به گرجستان دربرگیرنده سلاحهای سنگین نخواهد بود. در عین حال معاون رئیس جمهور آمریکا به نخبگان آمریکایی اکراین و گرجستان اطمینان داد که آمریکا آنها را به حال خود وا نخواهد گذاشت، در عین حال تأکید کرد که آمریکا به خاطر آنها با روسیه وارد مناقشه نخواهد شد. به همین دلیل واشنگتن از وقوع شرایطی اجتناب خواهد کرد که –به قول آمریکاییها - «دم سگ، خود سگ را تکان دهد». بایدن با وجود حمایت لفظی از گرجستان نشان داد که آمریکا از وضعیت کنونی راضی است. ایالات متحده به روسیه در فضای شوروی سابق آزادی کامل عمل نمیدهد، ولی حاضر نیست با ما وارد مناقشه شود.
در کشور ما به این نکات کمتر توجه کردند. عده زیادی به خاطر انتقاد بایدن از وضعیت داخلی روسیه ناراحت شدند. ولی آنچه که بایدن درباره روسیه بیان کرد، شبیه به ارزیابی ناظران زیادی از وضعیت خود آمریکاست: کشور در حال انحطاط قرار دارد، پایان بحران ناپیدا است، فشار شدید باعث خواهد شد که برونرفتی از عراق جستجو شود و از تبدیل افغانستان به ویتنام جدید جلوگیری به عمل آید. اوباما باید با احتیاط فراوانی رفتار کند تا از شکست فاجعهبار اجتناب کند. بایدن استدلالات مخالفان اوباما را وارونه کرد. مخالفان اوباما او را به ضعف در روابط با روسیه متهم میکنند. ولی بایدن می گوید که روسیه به خاطر ضعف خود می تواند به تسامحاتی در قبال آمریکا تن دهد. این یک حرکت تبلیغاتی است، ولی تاکتیک سیاسی و تجدید نظر در راهبرد نیست. تصادفی نیست که کاخ سفید، وزارت خارجه و پنتاگون فوراً تأکید کردند که روند بازسازی روابط با روسیه لغو نمیشود. این هم مهم است که دو رئیس جمهور در تبادل سرزنشهای «مناظرهای» شرکت نمیکنند.
گفته میشود که تفاوت برخورد با روسیه از طرف بایدن و هیلاری کلینتون، نشاندهنده رقابت آنها در عرصه سیاست خارجی آمریکاست. آیا می توان گفت که اوباما تیم واحدی دارد؟اوباما ضمن تشکیل تیم خود، پنهان نمیکرد که از لینکولن نیز پیروی میکند که در واقع «تیمی رقیب» بود. شخصیتهای مهم سیاسی با دیدگاه های مختلف مانند بایدن، کلینتون و گیتس عضو تیم او شدهاند. این فراوانی دیدگاههای متفاوت میتواند تا حدودی به دولت اوباما کمک کند. ولی آینده نشان خواهد داد تیم فعلی تا چه حدی حاضر است به عنوان «شاکلهای واحده» رفتار کند. هیلاری کلینتون که اوباما در واقع مقام ریاست جمهوری را در رقابت با او به دست آورد، به هر چیزی که نقش او را در طراحی سیاست خارجی آمریکا محدود میکند، واکنش حساسی از خود نشان میدهد. ولی بایدن که رئیس سابق کمیته امور بین الملل مجلس سنا است، میتواند عهدهدار نقش «نایب رئیسجمهور» در امور دیپلماتیک شود، یعنی همان کار را بکند که دیک چنی در دولت بوش انجام میداد. ولی حرف آخر همیشه با رئیسجمهور است.نباید فراموش کرد که روابط با روسیه، حتی اولویت درجه پنجم دولت اوباما نیست. مسایل داخلی، اقتصاد، عراق، افغانستان و پاکستان، ایران، کره شمالی و چین برای آنها مهمتر است. آمریکا برای اولین بار قبول کرد که چین، بازیگری هموزن با ایالات متحده است. اوباما در مراسم افتتاحیه گفتمان راهبردی آمریکایی - چینی در واشنگتن اظهار داشت که روابط با چین برای ایالات متحده مهمترین روابط دوجانبه است. فکر میکنم که مصاحبه بایدن با اجازه کاخ سفید انجام شده است. ولی چیزی که بدون اجازه انجام شد، بعضی اظهارات تند معاون حرّاف رئیس جمهور بود (یک بار در جریان گفتگوی دوساعته با بایدن به سختی توانستم دو سه جمله وسط سیلاب حرفهای ابراز کنم).
واقعیت امروزی چگونه است؟ آیا روند بازسازی روابط که بحث درباره آن زیاد است، در حقیقت امر صورت می گیرد؟یک سال قبل بعد از پایان جنگ در ماورای قفقاز به نظر میآمد که ما در آستانه جنگ سرد جدید قرار داریم. مککین به ویژه در این خصوص فعال بود. او از حوادث قفقاز استفاده کرد تا از نظر مقبولیت به اوباما نزدیک شود. مککین تأکید میکرد که واکنش اوباما به حوادث در گرجستان کافی نبود. همین امر باعث شد که اوباما، بایدن را به عنوان معاون خود انتخاب کند. بعد از آن بایدن به تفلیس رفت و با میخاییل ساکاشویلی شام خورد، روسیه را محکوم کرد و از اوباما در برابر انتقادات مککین دفاع کرد. الآن ما شاهد یک نوع تکرار همان حوادث هستیم. روابط روسی-آمریکایی مانند سابق روابط پیچیدهای است. ولی نه ما و نه امریکاییها به وضعیت اینچنینی روابط دوجانبه علاقهمند نیستیم.
سفر اوباما به مسکو به جابجا کردن دیوار بی اعتمادی کمک کرد. ولی نتایج و آثار عینی و مشخص این سفر هنوز حاصل نشده است. فقط میتوان به موافقتنامه درباره افغانستان اشاره کرد که این اولین توافق بین روسیه و ایالات متحده درباره همکاری نظامی علیه یک دشمن مشترک است. برای اولین بار بعد از پایان جنگ جهانی دوم چنین توافقی حاصل شد. این پیمان واقعی نیست. با این حال ما از آمریکاییهایی که مشغول عملیات جنگی هستند، پشتیبانی میکنیم. 4500 پرواز هواپیماهای باری و انتقال بارها از طریق راه آهن پیشبینی شده و این بدان معناست که نیروهای ایالات متحده و ناتو در افغانستان به ما وابستگی زیادی دارند.ولی به جز از افغانستان، به خصوص در زمینه مذاکرات کنترل تسلیحات هیچ توافق مشخصی حاصل نشده است. درست است که اوباما بر خلاف بوش موافقت کرد که باید یک قرارداد الزامآور حقوقی را امضا کرد، ولی فریادهای میهندوستانه افراطی ما مبنی بر اینکه ایالات متحده خلع سلاح هستهای را به ما تحمیل میکند، کاملاً بیاساس است. درست است که اوباما اظهار داشت که او طرفدار خلع سلاح هستهای است، ولی تأکید کرد که تا پایان عمر خود شاهد خلع سلاح کامل هسته ای نخواهد شد. شکاف عظیمی بین مواضع ایالات متحده و روسیه وجود دارد.
درخواست آمریکایی ها در مذاکرات (تعداد وسایل پرتابی سلاح های هستهای راهبردی) 1100 مورد است، در حالی که ما بر رقم 500 مورد پافشاری میکنیم. این میزان، 1100 عدد موشک و بمبافکن از سطحی که آمریکاییها هماکنون واجد آن هستند، بالاتر است. این نیروهای راهبردی به ایالات متحده اجازه میدهد «پتانسیل برگشتی» معادل 3 هزار کلاهک یا حتی بیشتر داشته باشد. به نظر میآید که قرارداد جدید جایگزین استارت 1 تا ماه دسامبر به امضا نخواهد رسید. تجربه نشان میدهد که برای رسیدن به یک نوع سازش چند سال مذاکرات دشوار لازم بوده است. در ماه دسامبر نظریه جدید هستهای ایالات متحده و بررسی چهارساله نظامی منتشر خواهد شد که ممکن است اوباما تا آن زمان به سازش تن ندهد.اوباما در موضعگیری ایالات متحده در زمینه پدافند ضد موشکی تجدید نظر اصولی کرد که این امر باعث انتقادات زیادی از سوی طرفداران «جنگ ستارگان» دامن زد.
چند ماه قبل رابرت گیتس، رئیس پنتاگون در واقع همه برنامه های اساسی پدافند ضد موشکی راهبردی را به تعلیق درآورده و تعداد ضد موشکهای راهبردی را تا 30 دستگاه محدود کرد. سامانههای جدیدی که پنتاگون طراحی میکند و از جمله رده فضایی ضد موشکی نیز لغو خواهند شد. ولی اوباما نمی تواند به خود اجازه دهد امتناع از استقرار سپر ضد موشکی در اروپای شرقی را اعلام کند، زیرا این اقدام به عنوان گذشت به روسیه تلقی خواهد شد. اوباما سیاست اتلاف وقت را در نظر گرفته و از اعلام امتناع از استقرار این سامانه در لهستان خودداری میکند، ما نیز همین را از او می خواهیم.این سیاست می تواند عواقب جدی به دنبال داشته باشد. اگر در ماه دسامبر قرارداد جدید به امضا نرسد، تحولات قابل ملاحظهای ایجاد خواهد شد که عمدهترین آن است که رژیم کنترل تسلیحات فرو پاشیده است. در بهار سال آینده کنفرانس تجدید نظر پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای (NPT) برگزار می شود که ما و امریکاییها نمیتوانیم بدون توافقات در زمینه مناقشه تسلیحات در آن کنفرانس حاضر شویم. اما، یک عامل دیگر ضعف روابط روسی –آمریکایی، فقدان پایه های اقتصادی است. در روابط بین ایالات متحده و چین وابستگی متقابل اقتصادی برقرار شده و حتی یک موجود مجازی دوسر به نام Chimerica به وجود آمده است.
چین به آمریکا کالاهای ارزان و پول میدهد و آمریکا از این امکانات استفاده میکند. ولی ما در شرایط بحران شاهد افت روابط بازرگانی متقابل شدهایم. بنابراین، اقتصاد در سیاست ما نقش تثبیت کنندهای بازی نمیکند. با این ملاحظه، روابط ما در برابر رویدادهای مختلف ناگهانی آسیبپذیر است (مانند اقدام به ورود به جنگ روسیه در اوستیای جنوبی). اگر در زمینه اقتصادی پیشرفت صورت نگیرد، تا پایان سال جاری ممکن است مرحلة جدیدی از رکود در روابط بین روسیه و آمریکا شروع شود. قرار است دو رئیس جمهور در پاییز دوباره با هم ملاقات کنند. به نظر من، اگر مدویدیف و اوباما تصمیمات اساسی در این زمینه نگیرند، تعامل دو کشور زیر تاثیر نیروی جبر همیشگی قرار گرفته و روند بازسازی روابط با چالش مواجه خواهد شد. لذا کافی نیست دکمه reset را فشار دهند، بلکه باید تمام محیط نرمافزاری عوض شود.