تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۸۱۹۵

جهانگیر کرمی ـ کارشناس مسائل روسیه و قفقاز
فرق جامعه فعلی ایران با سال 57 در این است که در آن زمان تنها 30درصد جامعه شهری بودند اما در حال حاضر بیش از 70 درصد جامعه شهرنشین هستند. در شهرهای بزرگ نمی توان فضای مجازی و واقعیت رسانه را انکار کرد. امروزه استفاده از اینترنت در ایران بسیار زیاد است به گونه ای که براساس برخی آمارها نزدیک به 20 میلیون نفر از اینترنت استفاده می کنند. مجموعه اینها نشان می دهد که استفاده از رسانه ها قبل از اینکه مربوط به شاخص انقلاب رنگی باشد مربوط به واقعیت مدرن جامعه ایرانی است؛ واقعیتی که حتی روستاها را نیز درنوردیده است. واقعیتی که با توجه به خیل عظیم تحصیل کردگان جامعه ایرانی ادبیات استفاده از رسانه در تمام شهرها و روستاها پراکنده شده است.
یکی دیگر از مولفه های انقلاب به اصطلاح رنگی عدم توسل به قانون است. در جوامعی که انقلاب رنگی صورت گرفته اصلامدعی پیشروی از راه های قانونی نبودند. درست است که عدم خشونت و خونریزی را مورد تاکید قرار می دادند(مثل اوکراین یا گرجستان)اما معمولاتاکیدی بر قانون نداشتند چرا که قانون را قبول نداشتند. اساسا بحث بر براندازی نظام سیاسی و پدید آوردن نظامی نوین بود. در حالی که در ایران کسانی که این حرکت را آغاز کردند مدعی حفظ اصل نظام بودند. آنان معتقدند که انحرافی در نظام سیاسی صورت گرفته و در پی رفع آن انحراف هستند ضمن اینکه تاکید بر قانون است و قانون اساسی و حفظ نظام سیاسی هم محترم شمرده می شود. بخشی از رهبران جریان مذکور خود در زمره فعالان نظام سیاسی بوده و در ساختار قدرت حضور داشتند.این هم یکی دیگر از تفاوت های ایران با آن کشورهایی است که انقلاب رنگی در آنها رخ داده است. در آنجا تمسک به قانون یک مساله فرعی بود در حالی که در ایران اصل بر تمسک به قانون است. نکته اینجاست که در ایران نهادهای حکومتی باید رفتارهایشان را قانونمند کنند. وقتی در ایران به شورای نگهبان اعتراض می شود به معنای زیر سوال بردن کلیت شورای نگهبان نیست بلکه این است که چرا اعضای شورای نگهبان موضع صریح در حمایت از یک نامزد اتخاذ می کنند در حالی که قاعدتا باید بی طرف بمانند. یا حتی اعتراض به برگزاری اصل انتخابات از سوی وزارت کشور نیست بلکه این است که چرا وزارت کشور فلان رفتار خاص را در فلان شهرستان داشته و چرا به طور مثال آرای برخی صندوق ها بیش از آرای جمعیت آن شهرستان است.
در ایران این یک ویژگی کاملامتمایز را نشان می دهد که نمی تواند به لحاظ ماهیتی با انقلاب رنگی یکسان تلقی شود. و سخن آخر؛ غیر از اینکه باید به ماهیت آن حرکت یا تحول توجه داشته باشیم باید به دولت هم نیم نگاهی داشته باشیم. دولتی که در آن انقلاب رنگی رخ می دهد دارای ویژگی هایی است. یکی از ویژگی ها این است که دولت «ضعیف» باشد و «مشروعیت» آن در استفاده از ابزارها آنچنان زیر سوال رفته باشد که نتواند از آن ابزارها استفاده کند. باید فاصله اش با آن «ایدئولوژی» بنیانگذار نظام سیاسی آنقدر زیاد شده باشد که اساسا از آن ایدئولوژی اثری نمانده باشد به تعبیر بهتر آن ایدئولوژی مسخ شده باشد.از طرفی هم «حاکمیت ملی» دولت به صورت کلان در ذهن اکثریت مردم زیر سوال رفته باشد. اینها هیچ کدام در مورد ایران صدق نمی کند. سه دهه از انقلاب ایران گذشته و هنوز انقلابیون نسل اول حاضرند و بر ماهیت اصلی انقلاب تاکید می ورزند.در عین حال، دولت مقتدر است و ساختارهای قدرتمندی دارد و حاکمیت و اقتدار ملی در ذهن اکثریت جامعه مخدوش نشده است. مردم برای اقتدار ملی کشورشان احترام قائلند. بنابراین ویژگی دولت ایران با سایر دولت های محصول انقلاب رنگی کاملامتفاوت است و مجموعه عواملی که در ویژگی تحول در ایران مشاهده می شود با آنچه در آن کشورها رخ داده بسیار دور است.