تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۸۵۵۶

نویسنده: فرشید گودرزی
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با همه فراز و نشیب هایی که داشت و با همه تلخیها و شیرینیهایش به پایان رسید. تلخیها و شیرینیهایی برای ما و همین طور باعرض تاسف شیرینیهایی برای اجانب!
شکی نیست که اکثر قاطع و نزدیک به همه رای دهندگان به هر یک از چهار نامزد -تاکید می شود نه تنها حامیان احمدی نژاد، که تقریبآ تمامی حامیان هر یک از چهار نامزد محترم- ،نه تنها تنشان برگرفته از این آب و خاک است که،تعلق خاطر و روح و جانشان نیز در گرو امنیت و آبادانی این آب و خاک و مردمان آن -همان هموطنانشان- و بالندگی دین و ایمانشان است .
نویسنده را در اینجا به هیچ وجه سر آن نیست که بخواهد بر سر چرایی و ملاک انتخاب دیگر هموطنانش که به دیگر نامزدهای محترم بویژه آقای میرحسین موسوی رای دادند چالش ایجاد کند که ایشان نیز قطعا استدلالهای خاص خویش را داشته اند (چرا؟ زیرا چیزی که در این میان، لابد و قطعا فراتر از همه سلیقه ها و حب و بغضها برای ایشان نیز مهم بوده است چنانکه از هر ایرانی غیور و اصیلی انتظار می رود ، همانا خواست قلبی سعادت و سلامت کامل کشور و نظام و ملت بزرگ و نیز ذره ای دشمن شاد نشدن ایشان است)؛بلکه می خواهد درکنار همه هم میهنان باصفایی که با آن قصد و غایت لایتغیر به آقای موسوی رای دادند رویکرد و واکنشی “از نوع دیگر”را به نظاره بنشیند:
عزیزان هموطن ؛ شما دیدید که همزمان با بیگانگان -همانها که نه به سعادت ما که به استثمار ما می اندیشند- افراطیان داخل نیز در این انتخابات و پیشتر از آن اصولگرایان و حامیان احمدی نژاد را به حمایت صرف و بی حد و مرز از وی متهم می ساختند آن القائات را که یادتان هست ! حال اینجانب شما را به یک علامت بزرگ راهنمایی می کنم تا خود ببینید و قضاوت کنید .قضاوت کنید هنگامی که اصولگرایان اشتباه و ذره ای تاخیر از امر رهبری نظام را از ایشان دیدند - هرچند به زعم نگارنده با لحاظ رضایت در حد مطلوب مقام ولایت از ایشان و نیز شخصیت و رویه متداول ایشان و نیز روشنگری بعدیشان در ولایت محوری ، به نظر می رسد استنباطشان از آن نامه ؛ سفارش و توصیه بوده است نه امر حکومتی و ولایی؛- اینکه در آن شرایط - با وجود علاقه ای که به او به خاطر عملکرد مشهود و نزدیک و پیش چشم 4 ساله اش دارند- همه و همه چه در رسانه ها و نشستهای علنی و چه در نشستهای خصوصی به تقبیح این تاخیر (نه خودداری و رد و استنکاف) مبادرت کردند آیا این علامت خوبی ست یا نه ؟! ما هموطنان شما این را نه شخص محوری بلکه عین حق محوری غالب برادران اصولگرامان می دانیم . آیا حق مداری و حق را میزان اشخاص گذاردن خوب نیست ؟! مسلما پاسخ شما نیز مانند ما مثبت است.
هم میهنان اصلاح طلب خوب ما؛ حتمآ شما نیز خوب واقفید که پیروی بی چون و چرا صرفآ از حضرات معصومین و مقدسین معقول است و در غیر این موارد هر گونه پیروی بی حد و مرز از اشخاص بدون دقت در صحت راهی که پی گرفته و به آن می کشانند ، “لجاجت” و گاه دور از شان تمامی شما باصفایان ممکن است “حماقت” تلقی شود شما خوبان در حالی که پیوسته علاقه مند به کشور و دین و ملت بوده و هستید در عین حال به هر دلیلی که به خودتان مربوط است به آقای موسوی رای دادید تا اینجایش حرفی نیست ولی آیا بهتر نیست در راستای همان حق محوری و نه شخص محوری که صحبتش را کردیم مانند برادران و خواهران اصولگرایتان استقلال و جسارت ذاتی خویش را - همانگونه که همکیشان اصولگرایتان در برابر منتخبشان بروز داده اند- بروز دهید و شما نیز نشان دهید که تابع صرف و شخص گرا نیستید و حق گرا هستید ؟!.
انتظار می رود خود شما ورود کرده اجازه ندهید که منتخبتان خودسرانه راه غیر قانونی را که پیش گرفته با همراهی خدای ناکرده چشم و گوش بسته برخی دوستان ادامه دهد.انتظار نه تنها ما که هموطن شماییم که عقل و منطق و شرع مقدس و سیره حق مداری از شما دوستان این است که در مقابل تک تک واکنشهای غیر منطقی و ادعای تقلبها و دعوت به آشوبهایی که کردند و در برابر کنار گذاشتن مسیر باز قانون که به نظر ما علی رغم اذعان به التزام به آن از ایشان مکرر دیده شد؛ خودتان از ایشان دلیل و مدرک محکمه پسند و مصداقهای تخلف موثر در نتیجه را مطالبه کنید و بعد خود تدبر فرمایید و جوابها را با عقل و شرع بسنجید و در نهایت اگر او را برحق و واقعآ مظلوم یافتید از او بخواهید که به جد در مسیر قانونی (همان قانونی که مدام از محاسن آن سخن گفتند و دولت را به گریز مدام از آن - یعنی همین قانون موجود- متهم می کردند) پیگیری نماید و راه قانون را برگزیند و اگر هم انصافآ به این نتیجه رسیدید که می خواهند از قوای شما به هر قیمتی برای پیشبرد اهداف خودشان هر چند آن اهداف خلاف حق باشند بهره برداری کنند خود او را کنار بگذارید و از حمایتهای خود او را بی نصیب سازید . برادران و خواهران ایرانی کجای این منطق خدشه دارد و آیا این راهکار عین حق مداری و حق محوری و دوری از شخص محوری نیست؟! و آیا این به عقل و منطق و حکمت نزدیکتر نیست ؟! لذا بد نیست از سر کنجکاوی و حق طلبی هم که شده از ایشان بخواهید که مدارک عقل و محکمه پسند و موثری اگر دارد لااقل حال که مدت قانونی سپری شده !! و بعد از اینکه صحت انتخابات و ادعای واهی تقلب مشخص گردیده ارائه دهد . و تازه اگر هم سند اثرگذار جدیدی آورد باید دوستان پاکدل ما از او بپرسند که به چه انگیزه ای این مدارک را تا به حال طرح نکردی و انگیزه واقعی ات از این پنهان کاری چه بوده است ؟!