تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۸۵۹۲
انتظارات اصولگرایان از احمدی‌نژاد در گفت‌و‌گوی «جوان» با مهندس سیدمرتضی نبوی، عضو جامعه اسلامی مهندسین
گیلدا نصیریان مقدمه: یکى از چالش هایى که موجب نقدها و اختلافاتى میان اصولگرایان شد انتخاب مشایى به عنوان معاون اول رئیس جمهور و عزل سریع وزرا از جانب دکتر محمود احمدى نژاد ریاست جمهورى بود که موجب ایجاد اختلافاتى میان اصولگرایان شد. پاره اى از اصولگرایان بر این عقیده هستند که آقاى رئیس جمهور باید در انتخاب اعضاى کابینه خود دقت و وسواس بیشترى به خرج دهند و به نقطه نظرات صاحبنظران به ویژه اصولگرایان توجه بیشترى داشته باشند و با رایزنى و استفاده از تجربیات آنان دست به انتخاب هاى بهترى زنند تا دوباره مجبور به برکنارى وزرا بعد از چند ماه نشوند. در همین باره با جناب سیدمرتضى نبوى، عضو جامعه اسلامى مهندسین و یکى از چهره هاى اصولگرا در دفتر مؤسسه فرهنگى یاس به گفت وگو نشستیم. مصاحبه اى که در پى مى آید حاصل گفت وگوى ماست.

* به نظر شما آقاى احمدى نژاد تا چه اندازه با اصولگرایان هماهنگ هستند؟ منظورم عزل و نصب هایى است که به صورت سریع و غیرمنتظره از جانب ایشان انجام شد؟
** ببینید به طور مشخص موضوع انتصاب معاون اول مشکل ساز شد و این مساله قابل بحث است زیرا آقاى مشایى در دولت نهم همکار آقاى احمدى نژاد بودند و نسبت به ایشان حساسیت هایى در جامعه ایجاد شده بود و همچنین در بین طیفى از اصولگرایان هم به نظر مى آمد که مساله قابل توجه بوده است. در واقع کار به جایى رسید که در بعضى موارد تذکر رهبرى را هم به دنبال داشت. به نظر مى آید با چنین حساسیتى که در جامعه به وجود آمده بود به ویژه در بین اصولگرایان و بعضى از مقامات مسؤول، انتصاب ایشان در چنین جایگاهى به احتیاط نزدیک نبود. جناب آقاى رئیس جمهور مى توانستند پیش بینى کنند که روى این مساله عکس العمل هایى ایجاد مى شود زیرا حساسیت ها روى ایشان سابقه دار و تذکرهایى نیز داده شده بود.
این مساله همان طور که قابل پیش بینى هم بود، به دنبالش عکس العمل هایى را نیز پدید آورد که نهایتاً منجر به تذکر رسمى مقام معظم رهبرى و عزل و لغو حکم ایشان شد. در چنین مواردى وقتى چنین تصویر و حساسیت هایى نسبت به یک شخص وجود دارد از شخصیتى که شخص دوم مملکت و منتخب مردم است و رئیس جمهور بیش از ۷۰ میلیون جمعیت با پشتوانه راى بیش از 5/24 میلیون راى هستند، انتظاراتى وجود دارد و همین مساله این انتصاب و انتخاب را زیر سؤال مى برد مبنى بر اینکه چرا رئیس جمهور که چنین شانى دارند و در حقیقت منتخب و رئیس جمهور مردم هستند بدون توجه به افکار عمومى و حساسیت هایى که نسبت به چنین شخصى وجود دارد ایشان را انتخاب مى کنند.
حال اگر این انتخاب به خاطر اعتقاد و علاقه رئیس جمهور به یک شخص است در اینجا این مساله مطرح مى شود که رئیس جمهور قاعدتاً باید افکار عمومى و نظرات جمع مؤثرى که در جامعه هستند و حساسیتى که حتى نزدیک ترین دوستان آقاى احمدى نژاد به این شخص دارند را نباید بر مصالح عمومى و بر مصلحت کل دولت و ریاست جمهورى ترجیح دهند، بدین معنا که اعتقاد و عقیده شخصى آقاى رئیس جمهور نباید باعث شود که مصلحت رئیس جمهورى، مصلحت دولت، مصلحت نظام و مصلحت اصولگرایى تحت الشعاع مصلحت شخصى قرار بگیرد. اما در مجموع این تصمیم گیرى پدیده اى بود که مورد قبول واقع نشد و آقاى رئیس جمهور بالاخره به این نتیجه رسیدند که این تصمیم را برگردانند، منتها به نظر مى آید نتایج مترتب بر آن که همان اصل کلى رعایت تقدم مصالح عمومى بر مصالح شخصى است در نصب مجدد ایشان رعایت نشد و بعضى از وزرا به دلیل آنکه نظر مساعدى نسبت به او نداشتند یا با این انتصاب مخالف بودند یا استعفا دادند یا کنار گذاشته شدند. در واقع اینها نتایج نامناسبى است که به دنبال آن تصمیم گیرى ناصحیح پدید آمد.
مى توان گفت مساله اى که در جامعه روشن بوده این است که جریان اصولگرایى و حتى فراتر از آن مسؤولان بالاى نظام حتى نزدیک ترین دوستان آقاى احمدى نژاد - با توجه به مباحثى که براى آقاى مشایى پیش آمده بود - نسبت به این مساله توجیه نبودند و بنابراین ابهامات موجود این تصمیم گیرى را غیر موجه جلوه مى دهد. به نظر مى آید ادامه آن هم در نظر گرفتن و ترجیح ندادن مصالح عمومى برمصالح شخصى و فردى است.
* آقاى نبوى اصولگرایان چه تدابیرى اندیشیده اند تا تصمیم گیرى هاى دولت فرآیند خواست همگى آنان باشد؟
** ببینید این مساله تا حدود زیادى به جناب آقاى احمدى نژاد که در حقیقت راس تدبیر در اختیار ایشان است برمى گردد که شرایطى را فراهم و از اندیشه ها و نظرات اصولگرایان استفاده کنند و هم از دیدگاه هاى صاحبنظرانى که مى توانند در جامعه مؤثر باشند حال اصولگرا باشند یا نباشند، استفاده کنند. همچنین نخبگان، اندیشمندان و صاحبنظران بسیارى در جامعه هستند که همان طور که آقاى احمدى نژاد در اظهارات کلى شان گفتند علاقه دارند از نظرات همه کارشناسان و صاحبنظران استفاده کنند، منتها سرنخ این مساله در دست رئیس جمهور است که مسیرها را باز و ساختارى را تعریف کنند و از نظرات استقبال و استفاده کنند و مسیرهایى را مشخص کنند که از طریق آن مسیرها، مشاوره ها و نظرات منعکس شود و در حقیقت ایشان در پى این باشند که در یک تعامل جدى تر نسبت به دولت نهم، نقطه نظرات را جمع آورى و با تمام افراد مؤثر در جامعه به ویژه اصولگرایان و صاحبنظران تماس بگیرند و با آنها وارد تعامل سازنده شوند. من فکر مى کنم با توجه به این مساله آقاى احمدى نژاد تردیدى ندارند که قاطبه مردم به ویژه اصولگرایان مى خواهند ایشان موفق تر از دوره قبل و دولت ایشان هم کارآمدتر و مؤثرتر از دوره قبل بوده و توفیقات بیشترى نسبت به دوره قبل داشته باشند.
بنابر این با چنین زمینه خیرخواهى و آمادگى براى کمک به دولت به نظر مى آید که مسؤولیت رئیس جمهور سنگین تر مى شود زیرا ایشان باید تدابیرى بیندیشند و ساختارى را طراحى کنند که از خیرخواهى ها، نظرات اصلاحى و پیشنهادات سازنده همه صاحبنظران جامعه به ویژه اصولگرایان استفاده بیشترى شود.
* فرآیند انتخاب وزرا و تصمیم گیرى مجلس درباره آنان را تا چه حد به دور از جنجال و در فضاى تفاهم پیش بینى مى کنید؟
** اگر بناى رئیس جمهور همان بناى قبلى باشد فضاى انتخاب وزرا، فضاى مناسب و آرامش بخشى پیش بینى نمى شود مگر اینکه رویکرد رئیس جمهور نسبت به انتخاب وزرا نسبت به گذشته تا حدودى اصلاح شود و رئیس جمهور این مساله را در نظر داشته باشند که قانون اساسى حقى را براى رئیس جمهور قائل است و آن پیشنهاد همکاران ایشان (وزرا) به مجلس است و حقى را هم براى مجلس و نمایندگان مردم قائل است که آنها باید بررسى کنند و راى اعتماد به وزیر پیشنهادى بدهند و در صورتى که مورد اعتمادشان قرار نگیرد راى اعتماد ندهند.
به نظر مى آید که منطق و عقلانیت و عرف حکم مى کند که پیش از معرفى وزرا به مجلس گمانه زنى و تعاملى صورت گیرد همان طور که در گذشته هم تا حدودى مرسوم بوده است.
همچنین دیدگاه هاى مثبت و منفى مجلس سنجیده شود، استانداردهایى که براى وزیر مورد نظر اکثریت مجلس است به دست بیاید و رایزنى هایى نیز انجام گیرد و رئیس جمهور در جریان باشند که مجلس نسبت به چه شخصیت هایى نظر منفى یا نظر مثبت و به چه کسانى ممکن است بلاشرط باشند به این معنا که دیدگاه بسیار مثبت یا منفى نداشته باشند و گمانه زنى، تعامل، رایزنى و تبادل نظر منطقى که عرف است صورت گیرد تا این حق دوطرفه رعایت شود.
امیدواریم زمانى که کابینه به مجلس معرفى مى شود تمام وزراى پیشنهادى بتوانند از مجلس راى اعتماد بگیرند البته به شراط آنکه مقدمات آن به خوبى انجام شود و رئیس جمهور نسبت به نظر مجلس که نماینده و منتخب مستقیم مردم هستند بى اعتنایى نکنند زیرا نمایندگان در جایگاهى قرار دارند که قانون به آنها این حق را داده است و در حقیقت مردم به آنها وکالت داده اند که به وزیر یا کاندیداى پیشنهادى، راى اعتماد بدهند یا راى اعتماد ندهند اگر این حق دوطرفه رعایت شود، مقدماتى که گفته شد طى شود و رایزنى هایى انجام شود به نظر بنده آن وقت ما مى توانیم شاهد فرآیند معقولى در معرفى نامزدهاى وزارت باشیم.
* آقاى نبوى از دیدگاه شما کابینه دوم آقاى احمدى نژاد با کابینه اول ایشان چه تفاوت هایى باید داشته باشد؟
** اولاً انتظار مى رود که کابینه دوم مشخصات کابینه اول را داشته باشد یعنى از افراد باانرژى تر و نسل هاى جوان تر و نیز مدیران جوان ترى که داراى تخصص و تعهد باشند استفاده شود و به مانند دولت قبل شب از روز نشناسند و سختکوش، کارآمد و در عین حال مدیریت قوى ترى داشته باشند. به طور کلى از ظرفیت هاى مؤثر جامعه بیشتر استفاده شود و این حلقه انتخاب بازتر شود تا اینکه دولت محدود شود. در حقیقت دولت نهم دولتى بود که به نوعى محدودیت هاى قبلى را کنار زد و انتخاب مدیرانش را در حلقه بسته اى از مدیرانى که از ابتداى انقلاب وزیر بودند تا امروز نبرد بلکه چهره هاى جدیدى را انتخاب کرد.
به نظر بنده این اصل باید رعایت شود مبنى بر اینکه حلقه مدیریت بازتر شود و آنان به سراغ افراد کارآمدتر، باسابقه تر، پرانرژى تر، نسل هاى جدید و داراى تخصص، مدیریت بالاتر، خوش نام و کسانى که مورد قبول هستند، استفاده کنند که در مجموع کابینه دهم قوى تر، پرانرژى تر و کارآمدتر از دولت قبلى باشد این مساله یکى از تفاوت هایى است که انتظار مى رود که ایجاد شود اما تفاوت دیگر این است که ثبات نسبى در دولت دهم بیشتر از دولت نهم باشد.
خب در مورد انتخاب وزراى دولت نهم مى توان گفت که آقاى احمدى نژاد اوایل مدیریتشان بود و شاید شناختى نسبت به مدیران نتوانستند پیدا کنند و وزرایشان را با عجله معرفى کردند و از قبل هم آمادگى نداشتند اما اکنون چهار سال تجربه دارند و امیدواریم دقت هاى کافى در انتخاب وزرا به عمل آید تا ناچار نشوند بعد از گذشت مدتى از تشکیل کابینه وزیر را کنار بگذارند. خلاصه منطق مربى تیم فوتبال و تیم فوتبال در دولت دوباره تکرار نشود زیرا آن منطق جایگاهى در دولت ندارد. اصلاً دولت قابل قیاس با تیم فوتبال نیست براى آنکه باید براى تمامى وزرا از مجلس راى اعتماد گرفت و هر لحظه رئیس جمهور نمى تواند مانند یک مربى شخصى را از زمین خارج یا دوباره وارد زمین کند و اینها کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند بنابراین ضرورى است که در انتخاب وزرا نهایت دقت و وسواس - با توجه به نظرات مجلس - به خرج داده شود و بعد از آنکه وزیران راى اعتماد گرفتند دیگر ما شاهد تغییر و تحولات ناآگاهانه اى که در دولت نهم بودیم در دولت دهم نباشیم.
همان طور که مى دانید برخى از وزارتخانه ها بسیار کلیدى هستند مانند وزارت آموزش و پرورش، این وزارتخانه اکنون در مقامى است که مى تواند نظام تعلیم و تربیت را متحول سازد. حال در نظر بگیرید وزیر این وزارتخانه خود را آماده و براى این وزارتخانه برنامه ریزى مى کند و یک دفعه این وزیر برکنار مى شود و شخص دیگرى جایگزین او مى شود. بنابراین همه وزرا باید از ثبات نسبى در مدیریت برخوردار باشند به ویژه چند وزارتخانه اى که جنبه فرهنگى دارند و فرهنگ ساز هستند مانند وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، فناورى و تحقیقات و وزارت ارشاد یا از لحاظ سیاسى مانند وزارت کشور، وزارت خارجه و وزارت اطلاعات که جزو وزارتخانه هاى کلیدى هستند و ثبات مدیریت در آنها نقش بیشترى دارد.
* به نظر شما انتخاب اولیه آقاى احمدى نژاد چه آسیب ها یا نقاط قوتى داشته است؟ (منظورم انتخاب وزراست)
** ایشان به نوعى ساختارشکن بودند و در مدیریت تحول ایجاد کردند و همانطور که ضرورت آن در جامعه احساس مى شد و مردم هم منتظر بودند مدیریت را از نسل اول انقلاب - در واقع از مدیران اولیه انقلاب - به نسل بعد منتقل کردند و این اقدام بسیار مثبت و مورد انتظار بود زیرا مردم از اینکه همیشه در وزارت اقتصاد و بانک مرکزى افراد محدودى مى رفتند و مى آمدند یا جابه جا مى شدند خسته شده بودند و در وزارتخانه هاى دیگر هم وضع به همین منوال بود. با ورود چهره هاى جدیدترى به صحنه دیدیم که نیروهاى پرانرژى تر و نوآور تر وارد صحنه شدند که در حقیقت سابقه بهترى از دولت هاى قبلى، از خود بر جاى گذاشتند در حالى که آنها چهره هاى شناخته شده ترى نسبت به قبل نبودند اما عملکردشان نسبت به افرادى که سابقه هاى زیادى داشتند مثبت تر بود.
در واقع این مساله جنبه مثبت این قضیه است زیرا ایشان حلقه بسته وزارت را شکستند و از چهره هاى جدیدترى استفاده کردند اما جنبه منفى این قضیه تغییراتى بود که صورت گرفت، حال ممکن است برخى از آنها قابل توجیه بوده، اما در بعضى موارد تغییراتى که انجام شد وزیر بعدى قوى تر از وزیر قبلى نبود بلکه وزیر قبلى موفق تر بود اما در مجموع ما عملکرد دولت نهم را نسبت به دولت هاى قبلى مثبت تر ارزیابى مى کنیم زیرا دولت ایشان کارآمدتر بود، به خصوص که ایشان آن استانداردى که رئیس جمهور و وزیر همه در وزارتخانه مى نشستند را شکستند.
همان طور که مستحضرید ایشان در طول دوره ریاستشان ۶۰ سفر استانى داشتند و این موجب شد که ساختار سخت بروکراسى ما را به تحرک وادارد. دولت نهم کارهاى بسیارى که سال ها مانده بود و مردم انتظار مى کشیدند که روزى به پایان برسند به نتیجه رساند و همین باعث شد که اقبال خاصى به آقاى احمدى نژاد بشود و در دور دوم انتخابات ریاست جمهورى بیشتر از دوره قبل به ایشان راى بدهند. در واقع ایشان بغض فروخفته در مردم را که آن مبارزه با اشرافیگرى و کوتاه کردن دست هاى ناپاک و رانت خوار از دستگاه هاى دولتى بود فریاد کرد که این نشان دهنده سلامت دولت ایشان است و براى مردم بسیار امیدبخش و الهام آفرین بود.
امروز شعارى که آقاى احمدى نژاد مطرح کردند و با صراحت در مناظره هایى که در انتخابات داشتند و مطرح کردند مبارزه با فساد و رانت خوارى و کوتاه کردن دست رانت خواران بود که تبدیل به مطالبه جدى اکثریت قاطع مردم ایران شده است. بنابراین ایشان باید براى این نظام طرح داشته باشد و آن را نهادینه کند، دستگاه قضایى نیز باید روى این مساله حساسیت داشته و همین طور مجلس هم قوانین لازم را داشته باشد و دست هاى طبقه اشرافیگرى که در ایران شکل گرفته و رانت هایى را به خود اختصاص داده کوتاه شود به نوعى که دوباره طبقه جدید اشرافیگرى و رانت خوارى شکل نگیرد و جمهورى اسلامى در آینده با طبقه اى که از دیدگاه مردم، آنان از امتیازات حکومتى سوءاستفاده کردند و منافعى را به خود، دوستان و خانواده شان اختصاص دادند مواجه نباشد.
* آقاى نبوى شتاب آقاى احمدى نژاد براى تغییرات در کابینه، انتقاداتى را از سوى اصولگرایان برانگیخت و حتى دیدیم که تعداد تغییرات در دولت به آخرین حد مجاز خود رسیده بود، نظر شما در این رابطه چیست؟
** ایشان چهار سال تجربه دارند بنابراین باید با دقت بیشترى همکاران خود را انتخاب کنند تا مجبور به تغییرات سریع نباشند زیرا این کار باعث عدم ثبات در مدیریت و در نتیجه منجر به کاهش کارایى وزارتخانه و در مجموع دولت مى شود. این مهم نیست که یک کابینه در طول چهار سال چند وزیر از آنان جابه جا شوند اما زمانى که این تعداد نزدیک به نصف کابینه یا از نصف هم بگذرد معلوم است که تغییرات بیش از حد است البته ما امیدواریم که با چنین فرآیندى روبه رو نباشیم که خود مستلزم دقت در گزینش افراد است.
* فکر مى کنید براى مدیریت شرایط موجود و فضایى که پس از انتخابات به وجود آمد چه باید کرد؟
** فکر مى کنم در رابطه با این مساله مقام معظم رهبرى به اندازه کافى راهنمایى و راه را روشن کردند. اولاً باید به خودمان تذکر بدهیم که انتخابات دیگر تمام شده است و ما از انتخابات فاصله گرفتیم و دیگر دوران تبلیغات و انتخابات و رقابت انتخاباتى به سر رسیده است و دوم اینکه ما باید شرایطى را آماده کنیم که در یک تعامل سازنده میان دولت و مجلس کابینه انتخاب و مستقر شود.
در مجموع هر چه مسؤولیت بالاتر مى رود و سطح مسؤولیت ها بالاتر باشد نقش مدیران در ایجاد آرامش و ثبات در جامعه بیشتر نمایان مى شود. زمانى که مقام معظم رهبرى دعوت مى کنند بیشترین مسؤولیت متوجه رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و به همین ترتیب تمام مسؤولان و نیز رسانه ها و کسانى که تریبون و دست به قلم و سایت دارند، است. آنها باید کمک کنند تا ما از فضاى رقابت انتخاباتى فاصله بگیریم و شرایطى را براى خدمت، پیشرفت و نیز تلاش براى مشارکت عموم مردم در پیشرفت کشور فراهم کنیم.
* آینده کارى دولت دهم را تا چه میزان امیدبخش مى بینید؟
** دولت دهم در حقیقت ادامه کار رئیس جمهور در دولت نهم است. دولت نهم از نظر خدمت به مردم، روابط بین الملل، سیاست خارجه و دستاوردهاى علمى و فناورى بسیار موفق و تحسین برانگیز بوده و عملکردش در مقایسه با دولت هاى گذشته قابل دفاع و جلوتر بود. یقیناً تجربه چهار ساله پشتوانه بسیار خوبى براى دولت دهم است که درخشان تر باشد. در واقع دولت دهم ظرفیت آن را دارد که جایگاه جمهورى اسلامى را در سطح منطقه و جهان ارتقاى بیشترى ببخشد. همچنین دولت باید خدماتى که در دولت نهم ارائه مى کرد در دولت دهم با سرعت بیشترى آنها را پیگیرى کند و کابینه قوى تر، مدبرتر و کارآمدتر داشته باشد و در یک فضایى با ثبات امنیتى بیشتر فعالیت هایش را پیش ببرد و ان شاءالله با سرعت بیشتر به اهداف چشم انداز نزدیک شویم و رکوردهاى علمى که در دولت نهم بسیار بیشتر از گذشته ها بود چند برابر شود و امیدواریم که به جایگاه اول علمى در منطقه نزدیک شویم. بنابر این ما در دولت دهم از نظر اقتصادى نیازمند آنیم که سرمایه گذارى ها شتاب گیرد، اشتغال رشد پیدا کند، تورم مهار شود و روى هم رفته ما بتوانیم با اصلاح ساختارهاى اقتصادى شبیه اجراى سیاست هاى اصل ۴۴ و لایحه اصل ،۴۴ هدفمند کردن یارانه ها و خلاصه مشارکت دادن مردم و تعاونى ها در امر اقتصاد شاهد شکوفایى و رونق اقتصادى در کشور باشیم به طورى که بتوانیم به جایگاه اول اقتصادى در منطقه نزدیک شویم و این مستلزم آن است که رشد تولید ناخالص داخلى بیش از هشت درصد شود و این مساله در سیاست هاى برنامه پنجم پیش بینى شده است.