اعظم طالقانی، دبیر کل جامعه زنان انقلاب اسلامی
امروزه مطبوعات یکی از جنبههای نهادینه شده زندگی اجتماعی مردمند و با وجود گسترش چشمگیر و به تعبیری انقلاب یا انفجار اطلاع رسانی (رادیو و تلویزیون و کانالهای متعدد و ماهواره) معذالک مطبوعات هنوز از یک جایگاه وزین و تا حد خود برخوردارند مطبوعاتی همچون «تایمز»، «گاردین» و «ایندیپندنت» در انگلستان، «لوموند»، «فیگارو» و «اومانیته» در فرانسه و «فرانکفورتر آلگماینه» و «اشپیگل» در آلمان، «کوریره دلاسرا»، در ایتالیا، «نیوزویک»، «واشنگتن پست» و «تایم» در آمریکا توانستند برای خود جایگاهی جهانی پیدا کنند.
با تغییر در شرایط سیاسی ایران و ایجاد فضای باز سیاسی از اوایل سال 1356 مطبوعات نیز وارد عرصه مبارزات شدند، همان مختصر کاهشی که از فشار رژیم بر گلوی مطبوعات صورت گرفت، سبب شد تا مطبوعات نقش جدی در انقلاب پیدا کنند. اعتصاب شجاعانه 63 روزه روزنامهنگاران در 1357 بدون تردید نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ضد استبدادی مطبوعات ایران بود. با پایان موفقیت آمیز آن اعتصاب، رژیم رو به زوال شاه مجبور به اعطای آزادی کامل به مطبوعات شد. حتی قبل از اعتصاب نیز مطبوعات به مهمترین وسیله برای انتقال اخبار و اطلاعات نهضت بدل شده بودند، آزادی مطبوعات که از نیمه دوم سال 1357 شروع شده بود در روزهای نخستین انقلاب و تا اواسط سال 1360 ادامه پیدا کرد، اما شروع جنگ تحمیلی با عراق، اختلاف داخلی و بالاخره برخی کجرویها، تندرویها و بیمسئولیتیها از سوی برخی مطبوعات و جریانات سیاسی، به تدریج پایان بهار آزادی مطبوعات را به همراه آورد. از پارهای استثنائات که بگذریم، مطبوعات اصلی ایران در دهه 1360 تا اواسط دهه 1370 را در بهترین وجه میبایستی مطبوعات وابسته به حکومت تعریف نمود.
سرانجام میرسیم به مقطعی که از دوم خرداد سال 1376 آغاز شده است. شاید قضاوت نهایی در خصوص تحولات چند سال اخیر اندکی عجولانه باشد، اما بایستی اذعان داشت که اگر در یکی دو مقطع در گذشته بگذریم، واقعیت است که نقش مطبوعات در جهات مختلف که به ویژه در بهینهسازی در جامعه مدنی تا حدودی چشمگیر است. مطبوعات جوامع مدنی و مردمسالار نیز مشابه دیگر نهادها جامعه مدنی کارکردی متفاوت با مطبوعات در جوامعی مانند کشور ما دارند. ایدهپردازی و پرداخت ایدههای نوین در جامعه، پر کردن ایام فراغت مردم متناسب با قشربندیهای اجتماعی، تحلیل مشکلات جهانی و تاثیر آن بر مشکلات منطقه از مهمترین وظایف مطبوعات در جوامع پیشرفته است. بنابراین دولتها به مطبوعات مخالف خود نیاز یارانه پرداخت میکنند و اعتقاد دارند این یارانه که به بقاء جراید مخالف است در حقیقت بقای آن دولت را تضمین میکند.
در این جوامع مطبوعات به عنوان ارگان احزاب سیاسی نیز وجود دارند، اما احزاب خود وظایفشان را انجام میدهند و مطبوعات جانشین احزاب و تشکلهای صنفی و سیاسی به حساب نمیآیند، اما مطبوعات در کشورهای جهان سوم و جوامعی که در آغاز راه حرکت به سمت جامعه مدنی و تثبیت و نهادینه شدن قانونگرایی هستند، کارکرد متفاوتی دارند.
در کشور ما اگر از نشریات علمی و تخصصی که معمولا خوانندههای ثابت با تعداد اندک دارند و مطبوعات ورزشی که بین جوانان و نوجوانان پر خوانندهترین هستند به طور معمول تنها یک پیام ویژه دارند. این مطبوعات را میتوان به طور خلاصه «بدلیل تشکیلات» نامید. در حقیقت نقش اصلی این جراید اطلاعرسانی عمومی، ایفای وظیفه نظارت عمومی و ایدهپردازی در جهت حل مشکلات حال و آینده جامعه نیست. این مطبوعات کارکرد حزبی دارند. به جز موارد استثنایی در تاریخ مطبوعات آزاد و مستقل ایران جراید ما در یکصد ساله اخیر مقارن مشروطه، در فاصله سالهای سقوط دیکتاتوری تا کودتای 28 مرداد و طی سالهای آغازین انقلاب ایران به دلیل تشکیلات بودهاند. سوال این است این کارکرد آیا منفی است؟ بسیار طبیعی به نظر میرسد که مطبوعات ما با توجه به عقبماندگی اجتماعی و مشکلات ساختاری جامعه در آغاز راه خود هستند و نمیتوان از چنین نهال جوانی انتظارات طبیعی مطبوعات جامعه مدنی داشت، اما نارساییهای یاد شده نیز نباید مانع نگرش جامع و اساسی نسبت به نقش مطبوعات در جامعه ما باشد.
بدلیل تشکیلات گرچه یک تشکیلات نیست اما تشکیلاتی را گسترش میدهد.
تمایل به تشکل را در افراد زنده میکند، نزدیکسازی خط مشیها و تکنیکها را در افراد به جای تشکیلات انجام میدهد و در مقاطعی نظیر انتخابات نیز همانند یک تشکل کارساز است، اما این تنزل پیام در خور مطبوعات جامعه مدنی نیست و معایبی دارد که به برخی از آنها میتوان اشاره کرد:
1) این کارکرد باعث میشود اعتماد توده مردم در جوامعی مانند ما گرایش تشکیلاتی ندارند به مطبوعات کاهش یابد و در نتیجه نقش آنها در افزایش آگاهی عمومی و مکانیسم اعمال نظارت بر نظام اجتماعی نارس گردد.2) مخاطبین آنها در بین روشنفکران نیز افراد محدود و معینی باشند.
3) این کارکرد مبارزه مخاطبین مطبوعات را با مطبوعات در حد مبارزه با یک گرایش سیاسی توجیه میکند و در این صورت مخالفین آزادی رسانهها بهانههای گوناگون برای محدود نمودن آزادی ارائه میکنند. به هر حال مقابله با یک گرایش سیاسی، بسیار سادهتر از مقابله با یک نهاد جامعه مدنی و حذف آن است.
4) نتیجه تمام محدودیتهای فوق این است که بدلیل تشکیلات معمولا دولت مستعجل است، دیری نمیپاید که همانند بسیاری از تشکلها وجودش از صحنه پاک میگردد یا خود بر اثر کهنه شدن شعارهای سیاسیاش مجبور به تعطیل و یا تغییر شکل است و یا مخالفین قدرتمندش میکنند.
در فاصله سالهای شهریور 20 تا مرداد 32 و در دو ساله اول انقلاب اسلامی همانگونه که ذکر شده اکثریت جراید منتشره از این دست بودهاند و اکنون نیز اثری از آنها در جامعه وجود ندارند.
روزنامه جامعه مدنی که زبان سیاسی. حزبی خاصی ندارد باید همه مردم را مخاطب خود بداند. بنابراین طرح مباحثی در این مطبوعات که به اقبال عمومی گزند میرساند و مسیر جامعه مدنی را در اذهان عامه در روندی متضاد، حرکت انقلاب نشان میدهد، حرکت غیر واقعبینانه است. دقت و ظرافت در طرح مسائلی که جامعه بدانها نیاز ندارد.
پرهیز از تنش و تلاش در جهت تنشزدایی، ایجاد زمینه گفتوگو و مباحث کلی در زمینههایی که مسیر آینده جامعه را هموار میسازد. تولید اندیشه و شرکت در مهندسی جامعه مدنی وظیفه اصلی مطبوعات جامعه مدنی است و افزون بر همه اینها بقاء نشریات و دیرپایی آنها باعث اعتماد مردم و ایجاد ثبات در جامعه است، حقایقی که برای رسیدن به جامعه مدنی سخت بدانها نیازمندیم.