ب) رسانه های خبری در سراسر جهان :
صهیونیسم به عنوان یکی از مظاهر استعمار جدید با اتکا بر پشتوانههای اقتصادی و ابزارای تبلیغی و با حمایت همهجانبه قدرتهای جهانی ، حرکت گستردهای را برای تسخیر و کنترل رسانه های خبری بزرگ جهان آغاز کرد.
در اوت 1897 میلادی در شهر "بال " سوئیس، اولین کنگره صهیونیستها به ریاست "تئودور هرتزل " مؤلف کتاب "دولت یهود " برگزار شد. در این کنگره صهیونیستها بر این موضوع اتفاق نظر داشتند که نقشه برپایی دولت اسرائیل جز با تسلط بر سازمانهای خبری جهان میسر نخواهد بود.
در این راستا ، نگارنده به پروتکل شماره دو دانشوران صهیون اشاره می کند. در ماده پنج این پروتکل آمده است:
"میدانیم که ممالک جهان از رسانه ها به عنوان وسیلهای برای هدایت مردم در جهت خواستههای خود استفاده میکنند، به همین جهت ما باید جریان رسانه ها ، مطبوعات و روزنامهنگاری را در خدمت اهداف خویش درآوریم و آرام آرام به سمت صهیونی کردن رسانه ها حرکت کنیم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف سازیم. ما نباید بگذاریم که دشمنانمان به آن دسته از روزنامهها و رسانههای خبری که بیانگر آراء و نظرات آنان باشد، دست یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود! "
در ادامه این پروتکل، صهیونیستها، روشهای کار را بررسی کرده و تأکید کردهاند:
"لازم است، افرادی را که دارای سوابق اخلاقی نادرست در جامعه هستند، به سرپرستی امور رسانه های مهم بگماریم. به ویژه رسانه هایی که بر ضد ما مطالبی منتشر می کنند و آنگاه که دریافتیم. ایشان در برابر ما خضوع نمیکنند و برخلاف ما موضع میگیرند، مسائل سوء اخلاقی ایشان را فاش سازیم و کارشان را یکسره کنیم و به دیگران نیز بفهمانیم که در صورت مخالفت با ما به چنین وضع اسفباری دچار خواهند شد.»
واقعیات موجود دنیای امروز نشان میدهد که صهیونیستها به آنچه مورد نظرشان بود و به آن توجه داشتند، جامه عمل پوشاندهاند. مهمترین نمود این روند را میتوان در نفوذ صهیونیستها در خبرگزاریهای بزرگ جهان مشاهده کرد. امروزه، چهار بنگاه خبری مهم جهان یعنی "اسوشیتدپرس "، "یونایتد پرس "، "رویتر " و "خبرگزاری فرانسه " متعلق به یهودیان صهیونیسم و یا متأثر از نفوذ آنهاست. این چهار خبرگزاری تحت نفوذ صهیونیستها روزانه بیش از چهل میلیون کلمه خبر تهیه میکنند و مدعیاند که نود درصد اخبار خارجی روزنامههای و رادیو و تلویزیون کشورهای جهان از طریق آنها تأمین میشود.
این هدفی است که دقیقاً در پروتکلهای صهیونیستها پیشبینی شده و آمده است:
"لازم است هیچ خبری در اختیار جامعه قرار نگیرد، مگر اینکه با موافقت و تأیید ما باشد. تحقق این امر جز با سلطه بر خبرگزاریها که اخبار همه نقاط جهان در آنجا متمرکز میگردد، امکانپذیر نیست. تنها از این طریق است که میتوان ضمانت کرد که هیچ خبری منتشر نشود، مگر اینکه ما آن را برگزیده و با آن موافقت کرده باشیم. "
امروزه آثار این تسلط به خوبی نمایان است و شواهد متعددی نشان میدهد اخباری که از طریق رسانه های خبری بزرگ جهان منتشر میشود از فیلتر خبری صهیونیستها عبور میکند و به دلیل همین نفوذ است که این بنگاههای خبری به نفع صهیونیستها به انگارهسازی و جعل واقعیات میپردازند.
این انگارهها معمولاً بر مبنای ماهیت واقعی رویدادها، موضوعها و شخصیتها استوار نیست، بلکه غالباً با منافع سیاسی، نظامی و اقتصادی صهیونیستها و کشورهای سلطهگر تطبیق دارد. این موضوع را «رابرت فیسک» روزنامهنگار انگلیسی بیان کرده و در یک اظهارنظر کارشناسانه به بررسی تأثیران این شگرد بر افکار عمومی جهان پرداخته است.
وی در گزارشی که چندی پیش در این رابطه منتشر کرد، نوشت:
"به عنوان نمونه لفظ «تروریست» ازسوی صهیونیستها و رسانههای گروهی تحت نفوذ آنها تنها به مسلمانانی که علیه رژیم صهیونیستی مبارزه میکنند، نسبت داده میشود، اما فجایعی که صهیونیستها به وجود میاورند، هرگز برچسب رخرداد تروریسی به خود نمیگیرد. "
بر همین اساس است که خبرگزاریهای تحت نغوذ صهیونیستها، تاکنون هیچگاه واژه «تروریست» را برای صهیونیستها به کار نبردهاند و حتی در مورد فکر باز صهیونیستی که «اسحاق رابین» نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی را به هلاکت رساند، به جای استفاده از واژه تروریست، مفاهیم دیوانگی و عدم تعادل روانی را به کار بردند!
«نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» دو روزنامهای که جزو معتبرترین و بانفوذترین روزنامههای آمریکا به شمار میآیند، توسط صهیونیستها کنترل واداره میشوند.
روزنامه "نیویورک تایمز " که در زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فعالیت دارد، امروزه به صورت یک راهنمای غیررسمی افکار عمومی آمریکا مطرح است و دقیقاً به همین علت است که صهیونیستها از سالها قبل برای نفوذ در این روزنامه جهت پیشبرد اهداف خود برنامهریزی کردهاند.
روزنامه "نیویورک تایمز " در سال 1851 میلادی توسط "هنری.ج. ریموند " و "جورج جونز " تأسیس شد. پس از گذشت مدتی درآمد ناشی از تبلیغات این روزنامه به شدت کاهش یافت و این امر تا آنجا پیش رفت که روزنامه مزبور را تا مرز ورشکستگی کشاند. در این زمان یک ناشر ثروتمند صهیونیست به نام "ادلف اوش " توانست امتیاز این روزنامه را به نازلترین خریداری نماید.
بعد از خرید نیویورک تایمز توسط او، درآمد ناشی از تبلیغات این روزنامه صهوینستی به طور قابل ملاحظهای رشد کرد و در جهت منافع صهیونیستها به کار گرفته شد.
دومین روزنامه معروف آمریکا، "واشنگتن پست " است که با رخنه کردن در اغلب سازمانهای دولتی در واشنگتن، سیستم ویژهای برای انتشار اخبار وابسته دولت آمریکا به وجود آمد. این روزنامه در سال 1933 به علت ورشکستگی به حراج گذاشته شد و در همان موقع شخصی به نام "اوژن میر " سرمایهدار معروف صهیونیست آن را خریدرای کرد و از آن زمان تحت نفوذ صهیونیستها قرار گرفت.
واشنگتن پست ،در قالب طرح مسائلی مثل فقر، گرسنگی، تورم، بحران انرژی، نفت، جنگ و دیگر مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، افکار و عقاید مردم آمریکا را در جهت القای اهداف خود هدایت کرده و به طور ماهرانهای واقعیتها را مخفی نگه میدارند.
این رسانه ها، حتی مسائل داخلی آمریکا را نیز تحت کنترل خود گرفتهاند. به عنوان نمونه آنها میتوانند در انتخابات نمایندگان کنگره ملی آمریکا یا ریاست جمهوری مؤثر باشند، همچنان که ماجرای واترگیت نشان داد، آنها همچنین میتوانند در بدنام کردن و یا برکناری هر یک از مخالفان خود در صورت لزوم و بنا به میل و مصالح خود، اقدامات تبلیغاتی کنند.
صهیونیسم جهانی ، علاوه بر این دو روزنامه پرتیراژ، بر مطبوعات تخصصی و هنری ایالات متحده آمریکا نیز سیطره پیدا کرده است. این تسلط به وضوح در صفحات مجله هنری- سینمایی "فاریتی " مشهور است. در یکی از شمارههای این مجله طوماری که در یک صفحه چاپ شد که در آن امضای 171 نفر از دست اندرکاران سینما و تلویزیون به چشم میخورد.
امضاءکنندگان که اغلب صهیونیستها بودند، آمادگی خود را جهت بذل مبالغ هنگفتی برای حمایت از تعدادی از نامزدهای آمریکایی جهت انتخاب نمایندگان طرفدار صهیونیسم، توجهیات مختلفی را ارائه کردند. عنوان مثال در بخشی از یک مقاله آمده بود:
"بهترین راه برای دفاع ازمصالح آمرکیا در خاورمیانه، انتخاب اعضای کنگره از بین افرادی است که معتقدند بقای اسرائیل، بهترین تضمین برای منافع آمریکا در آنجاست. "
یکی از مهمترین اهداف صهیونیستها از نفوذ در رسانه های خبری آمریکایی، تلاش جهت به کارگیری شیوههای حمایت از صهیونیسم، تلاش جهت به کارگیری شیوههای گمراه کننده به منظور معرفی اسلام به عنوان یک جنبش انعطافناپذیر و مخالف تمدن است و اینکه اسلام خطری جدی برای جهان است!
یکی از روزنامههای تحت نفوذ صهیونیستها در آمریکا به نام "شیکاگوسان تایمز " در یکی ازشمارههای خود در مقالهای تحت عنوان (تفاهمی با اسلام نیست، مگر به زبان آهن و آتش) نظرات نویسنده مقاله را پیرامون اسلام را در قالب مقایسه با کمونیسم، چنین القاء کرد:
"ازآنجا که ایده کمونیسم در اصل تفکری غربی است، بهتر میتوان با آن به تفاهم و نظرهای مشترک رسید، اما با اسلام نمیتوان به تفاهم و نظر واحد دست یافت، مگر با آهن و آتش "!
در حالی که علیرغم بمباران تبلیغاتی مسموم صهیونیستها، اسلام دینی الهی و انسانی و مبتنی بر حکمت و منطق است که احترام به اصول و ارزشهای معنوی را امری بسیار ضروری و پسندیده میداند و به رغم جوسازی رسانههای صهیونیستی، این دین بشر را به صلح فرا میخواند و این واقعیتی است که امروزه بر بسیاری از مردم جهان آشکارشده. درک این واقعی از سوی افکار عمومی جهان سبب گردیده، علیرغم تبلیغات رسانهها تحت نفوذ صهیونیسم و جریان سازی آنها علیه اسلام و مسلمانان، اسلام واقعی روز به روز نفوذ بیشتری در عرصه بینالمللی پیدا کند.
آنچه مبرهن است ، موج نفوذ ، تسلط و کنترل بر رسانه های جهانی توسط صهیونیستها متوقف نشده و همچنان ادامه دارد .
از طرفی از آغاز قرن بیست و یکم ، بر اساس برنامه ریزی دقیقی ، صهیونیستها در پی دستیابی به رسانه های خبری محلی در داخل کشورهای جهان هستند .
از این جمله می توان به خریداری امتیاز یا درصدی از سهام رسانه های خبری در کشورهای اروپایی در 5 ساله گذشته اشاره کرد .
با اندک تأملی بر این مسئله می توان ارتباط صهیونیسم جهانی با اهانت به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) در نشریات دانمارکی و درپی آن تکرار این اهانت نابخشودنی در دیگر رسانه ها و مطبوعات محلی و دولتی در برخی کشورهای اروپایی پی برد .
سالروز 11 سپتامبر و حمله به برجهای دوقلوی امریکا در سال 2005 میلادی، مصادف شد با انتشار کاریکاتورهایی که در آن به ساحت پیامبر اسلام(ص) توهین شد و نسبت به مقدسات اسلامی، هتک حرمت صورت گرفت .
این توهینها از دانمارک و در روزنامه «یولاند پستن »(poste jylland)، آغاز و سپس در روزنامه «ماگازینت» نروژ، روزنامه «سونسکا داکبلات» سوئد، «لااستامپا»ی ایتالیا و بعدها در روزنامه «لیبراسیون» و «لوموند» فرانسه و «الپریودیکو»ی اسپانیا و «دی ولت» آلمان پی گرفته و به چاپ رسیدند.
حال که نقش گروههایی چون «بیلدر برگر» و افرادی مانند «مایکل لدین»، «ریچارد پرل» و «آندرس الدرپ» (همسر «مرت الدرپ»، مدیرمسئول «یولاندز پستن») که همگی در ارتباط نزدیک با صهیونیستها و در خصومت با مسلمانان و خصوصاً ایران مشهور و معروف هستند، مشخص شده ، موج جدید تسلط بر رسانه های خبری جهان توسط صهیونیستها آشکارتر می شود.