تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۹۶۵۰
هالیوود بر ضد مذهب
نویسنده: مجتبی حبیبی مقدمه: فیلم سینمایی "هفت " بعد از دهه 90 که سیاست جهانی‌سازی آمریکا از مرحله دکترین "جنگ تمدن‌ها " و مبارزه با تروریسم، به مرحله‌ اجرای آن دکترین درآمد و جنگ اول خلیج فارس با حمله به عراق اولین مانور آن بود، سینمای هالیوود را جان دوباره‌ای بخشید فیلم سینمایی "هفت " بعد از دهه 90 که سیاست جهانی‌سازی آمریکا از مرحله دکترین "جنگ تمدن‌ها " و مبارزه با تروریسم، به مرحله‌ اجرای آن دکترین درآمد و جنگ اول خلیج فارس با حمله به عراق اولین مانور آن بود، سینمای هالیوود را جان دوباره‌ای بخشید تا با تولید مجموعه‌ای از فیلم‌ها در پیشاپیش ارتش آمریکا و انگلیس حضور جهانی خود را به نمایش بگذارد. از دهه نود سینمای امریکا دو بازوی اقتصادی (جنگ‌افزار + سینما) رفتار دوگانه را با مذهب در پیش گرفتند. از سویی جورج بوش پدر و پسر خود را بنیادگرای مذهبی خواندند و جنگ در خاورمیانه را به مثابه آماده‌سازی برای ظهور حضرت مسیح (ع) تبلیغ کردند و از سویی دیگر به بنیان‌های مذهبی تاختند تا مذهب را مبدا و باعث انگیزش شورش‌ها، تروریسم و همین طور ضد تمدن و پیشرفت نشان بدهند. فیلم سینمایی هفت، مفهوم عامل تنش بودن مذهب در جامعه را مطرح می‌ساخت: فردی که به زعم خود برای کیفر دادن اشخاصی که هفت گناه کبیره را انجام می‌دهند، آنها را می‌کشد. خلاصه‌ای از فیلم هفت را مرور می‌کنیم.

کارگردان: دیوید فینچر
بازیگران: مورگان فریمن (ویلیام سامرست)، براد پیت (دیوید میلز)، گیونت پالترو (تریسی)
فیلمنامه: اندرو کوین واکر
محصول: 1995- متروگلدن مایر امریکا
قاتل بی‌رحمی که دو کارآگاه این فیلم در پی‌اش هستند،‌ قربانیانش را از میان کسانی انتخاب می‌کند که مرتکب گناهان کبیره می‌شوند و به شیوه‌ای متناسب با کارهای ناپسندشان آنها را به قتل می‌رساند. مثلاً او یک آدم شکمو و فربه را وادار می‌کند آنقدر بخورد تا بمیرد.
دو کارآگاه، یکی در روزهای آخر فرارسیدن بازنشستگی (مورگان فریمن) و دیگری جوان و عجول و کم‌تجربه که می‌خواهد با انجام کارهای بزرگ موقعیت خود را به جای مورگان فریمن تثبیت کند، همکار می‌کنند تا قاتل را ظرف یک هفته دستگیر کنند. کارآگاه جوان (براد پیت) سفیدپوست است و تازه ازدواج کرده و زنش نیز به کارآیی او اطمینان ندارد، در عوض فریمن سیاهپوست خانواده‌اش را از دست داده است و تنها دلخوشی‌اش انجام وظیفه درست در کارهای محوله است. قتل‌ها در طی یک هفته انجام می‌گیرند. دو کارآگاه تا میانه فیلم موفق به پیدا کردن سرنخی از قاتل نیستند که بعد در نیمه دوم فیلم با رجوع به کتاب‌هایی که قاتل می‌خوانده است، موفق به یافتن او می‌شوند و فیلم شتاب بیشتری می‌گیرد. قاتل کتاب‌های "دوزخ و بهشت گمشده و کمدی الهی " و به ویژه از جان دوال نویسنده کتاب "هفت گناه کبیره " را بارها از کتابخانه می‌گرفته و در لحظات پایانی فیلم اف‌بی‌آی، آن اطلاعات را در اختیار دو کارآگاه قرار می‌دهد. قاتل پس از تسلیم خود با اعتماد به نفس در مقابل آنها ادعا می‌کند که وظیفه الهی داشته و انتخاب شده بود که گناهکاران را به کیفر برساند.
در پایان فیلم وقتی پلیس جوان او را در بیابان برای گرفتن اعتراف و اعلام همدستان خود از خودرو پیاده کرده، می‌برد؛ همدستش بسته‌ای برای (دیوید) پلیس جوان می‌آورد و سامرست، پلیس مجرب فریاد می‌کشد: "دیوید ... او را نکش، برگ برنده در دست اوست ... " و بر روی تصاویر پایانی فیلم صدای (جان) مترنم می‌شود که: "دنیا جای زیبایی است و ارزش مبارزه را دارد ... "
فیلم در لایه‌های زیرین خود به نقش اف.بی‌.آی تأکید می‌ورزد که چگونه جامعه امریکا را با مشغولیت‌های مختلف‌شان در کنترل دارد و کسی که ادعا دارد به وظایف "الهی " می‌پردازد نماینده سازمان‌های آدم‌کش است.
سینمای آمریکا نتیجه‌گیری می‌کند: "اگر مذهب تنها در دست سازمان سیا و پنتاگون باشد، مفید است ".
در فیلم "دروغ‌های واقعی " به کارگردانی جیمز کامرون و با بازی آرنولد شواتزینگر شاهد همین عقیده هستیم. پلیس ضد تروریسم (آرنولد شواتزینگر) در تعقیب مظنونان یک عملیات تروریستی به پاکستان می‌رود و در تالار هتل با زنی که لاقید می‌نماید، آشنا می‌شود تا به وسیله او (زنی که روسی می‌نماید) به هسته سازمان‌های تروریستی مسلمان دست یابد. تعقیب‌ها در نیویورک و پاکستان ادامه می‌یابد و پلیس ضدتروریسم آنها را در اردوگاهی بین مرز پاکستان و افغانستان به دام می‌اندازد و با پیش‌دستی (دکترین نظامی بوش) انبارهای مهمات و سلاح‌های مخرب‌شان را نابود می‌کند. او حتی از جت فانتوم همچون بالگرد سود جسته، دختر حدود چهارده ساله‌اش را- که توسط تروریست‌ها به گروگان گرفته شده است- آزاد می‌کند.
در همه مراحل فیلم پلیس ضدتروریسم بر خود علامت صلیب می‌کشد و از نیروی ایمان بهره می‌برد. در مقابل تروریست‌های اسلامی از گانگسترهای حرفه‌ای اروپایی و نژادهای دیگر- که هیچ مذهبی جز مذهب مزدوری ندارند- استفاده می‌کنند.
در کل فیلم "دروغ‌های واقعی " در هیچ عملی و آداب مسلمانان، مشخصه مذهبی وجود ندارد و آنها سراسر در آدمکشی کور، تهدید صلح جهانی، گروگان‌گیری انسان‌های بی‌دفاع غیرنظامی و تخریب مکان فرو رفته‌اند.
در تقابل دو نوع مذهب و دو نوع منش به بیننده تحمیل می‌شود تا به تحسین پلیس مبارزه با تروریسم امریکایی- که اعمال و کردارش ناشی از دغدغه‌ای بزرگ برای نجات بشر از تهدید و ترور است- بپردازند؛ دکترین پیش‌دستی آمریکایی را در سراسر جهان مفید بدانند و به قدرت امریکایی ایمان داشته باشند.
در مدل‌های جدید سینمای هالیوود که بعد از جنگ ویتنام در صدد برآمده است به آمریکایی‌ها بقبولانند نظامیان را- به رغم اشتباه‌شان- همیشه فداکار و دوستدار راستین امریکا، تمدن امریکایی و نظم و حقوق بشر امریکایی بدانند و این حقیقت را نیز نباید نادیده گرفت که به دنبال اعمال دکترین پیش‌دستی در یمن، عراق، افغانستان، پاکستان، سومالی و ... توسط امریکا، ترورهای منظم دولتی رژیم صهیونیستی در بیت‌اللحم، نوار غزه، لبنان، سوریه و ... روسیه نیز با تمسک به چند گروگان‌گیری در تئاتر مسکو و مدارس در حوزه قفقاز و ... که در هر کدام پلیس روسیه با حمله جنایت‌کارانه گروگان‌ها و گروگان‌گیران همه را با گاز و سلاح نابود کرد به تبلیغ و ایجاد زمینه ذهنی پرداخته است که در آینده از دکترین پیش‌دستی استفاده خواهد کرد و به تروریست‌ها در خارج از روسیه هم حمله خواهد کرد.