تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۹۷۰۰
سیاست خارجی و دنیای پرتلاطم

دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور
دیدار حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر از کاخ سفید در 18 اوت 2009 (27/5/88) بحث چگونگی روابط آمریکا و مصر در دوران اوباما را بین دست‌اندرکاران امور خاورمیانه مجدداً مطرح کرد. مبارک هشتادویک ساله در بیست‌وهشتمین سال ریاست جمهوری خود به‌سر می‌برد. او با شش رئیس جمهوری آمریکا دیدار، مذاکره و معامله کرده است. روابط شخصی او با برخی از رؤسای جمهوری پیشین آمریکا بسیار عمیق است. تمامی رؤسای جمهوری گذشته آمریکا به نحوی با چالش‌های روابط آمریکا و مصر دست و پنجه نرم کرده‌اند. رابطه واشنگتن و قاهره رابطه‌ای دوستانه و استراتژیک،‌ ولی در عین حال پرچالش است. جهتگیری این روابط چگونه قابل تجزیه و تحلیل است و نقش شخصیت‌ها در این میان چیست؟
در پاسخ باید گفت که جهتگیری آمریکا و مصر در مسائل خاورمیانه از بعد از پیمان کمپ دیوید،‌ تداوم همکاری و همسویی را نشان می‌دهد. در اصل و بنیاد، مصر به همکاری با آمریکا به طور پیوسته متعهد و از کمک‌های مالی آمریکا برخوردار بوده است، اما در ورای همکاری، ماهیت و چگونگی حل مسائل خاورمیانه از یک سو و تحولات داخلی مصر از سوی دیگر، موضوع‌های چالش برانگیزی برای مدیریت روابط دوجانبه بوده است، در حوزه مسائل خاورمیانه اشاره به این واقعیت کافی است که سفر اخیر مبارک به واشنگتن، اولین سفر وی به آمریکا در شش سال گذشته است. این در حالی است که او در دوران کلینتون، به طور مرتب از کاخ سفید دیدار می‌کرد. رویه دولت بوش در مسائل مربوط به اعراب و اسرائیل با رویه دولت اوباما متفاوت است. بوش که اعتقاد دینی به اسرائیل داشت و وجود و قدرت رژیم صهیونیستی را از منشور الهیات نئومحافظه‌کاران آمریکایی می‌نگریست، عملاً فضایی برای دیگر نیروها جانبدار آمریکا نظیر مصر، در قبال اسرائیل در حوزه مناسبات خاورمیانه قائل نبود. اوباما، از ابتدا سعی در راه‌اندازی ماشین زنگ زده مذاکرات اعراب و اسرائیل و فرمول دو دولت داشته است و در نتیجه، مشاوره با مصر و درگیر کردن این کشور در این روند، شکل جدیدی به خود می‌گیرد.
اما سوی دیگر، این مناسبات در رأس تحولات داخلی مصر، نقش و جایگاه مبارک و بحران جانشینی وی قرار دارد. در آمریکا بین پژوهشگران و دست‌اندرکاران اجرایی امور خاورمیانه، بزرگترین پرسشی که ماهیت روابط آمریکا و مصر در آینده را دستخوش تحول خواهد کرد. این است که مصر بعد از مبارک چه خواهد کرد؟ علت طرح این پرسش به‌طور واضح سال های طولانی حکومت فرد محور مبارک و فقدان فضا برای رقابت سیاسی سالم در مصر است. در همین سفر اخیر مبارک به آمریکا، تعداد قابل توجهی از مصری‌های مقیم آمریکا و آمریکایی‌های مصری تبار با تجمع‌‌ها و بیانیه‌های گوناگون، از دعوت مبارک به واشنگتن توسط دولت اوباما انتقاد کردند.
سعدون ابراهیم از مخالفین مبارک که به طور همزمان مورد حمایت بخشی از جناح‌های حاکم در آمریکا است، در زمره شاخص‌ترین افرادی بود که به این سفر اعتراض کرد. حرف اول و ‌آخر معترضان این است که مبارک رژیمی اقتدارگرا به‌وجود آورده، آزادی‌های سیاسی را سرکوب کرده و در حال حاضر در تلاش برای به قدرت رساندن فرزند خود «جمال مبارک» است. جمال مبارک که حدود 45 سال سن دارد، در این سفر همراه پدر خود به واشنگتن آمده بود. عده‌ای از تحلیل‌گران آمریکایی و غیرآمریکایی نوشتند که یکی از اهداف مبارک در این سفر، جا انداختن فرزندش برای جانشینی نزد مقامات آمریکایی بود.
اما روند جانشینی مبارک به نظر ساده نمی‌رسد. جمال مبارک از اعتبار لازم برخوردار نیست. مصر در سال 2010 (1389) و 2011 (1390) دو انتخابات مهم پارلمانی و ریاست جمهوری را در پیش دارد. موضوع مصر بعد از مبارک در بین پژوهشگران آمریکایی، خود تبدیل به گفتمانی چندلایه شده است. «بروس راتر فورد» Bruce Ruther ford در کتاب جدیدالانتشار «مصر بعد از مبارک» Egypt After Mubarak، به نقش مهم و احتمالی اخوان المسلمین و ظرفیت همکاری بین این گروه مؤثر و سایر بخش‌های اجتماعی نظیر تجار و قضات برای پر کردن خلأ قدرت بعد از مبارک می‌پردازد و اخوان‌المسلمین را گروهی متحول و عمیقاً تأثیرگذار در آینده می‌بیند. برخی دیگر، آنقدرها نقش این گروه را عمده نمی‌بینند.
هرچه هست، در روابط آمریکا و مصر، سیاست داخلی و مناسبات قدرت در قاهره، عاملی سرنوشت‌ساز است. مصر مانند بسیاری از کشورهای عربی با دو پدیده بحران‌زای «جانشینی» و «اصلاحات سیاسی» روبروست که در کنار تحولات مربوط به منازعه اعراب و اسرائیل در ماهیت رابطه‌اش با واشنگتن و برعکس، اثرات گسترده‌ای در ‌آینده خواهد داشت.