تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۰۹۸۰۱
پشت پرده انتخابات به ظاهر دموکراتیک در آمریکا:
میکی لیوی مقدمه: چند هفته پیش برنامه‌اى از «دیلى شو» مشاهده کردم که دیدگاه مردم جهان نسبت به اوباما را به شیوه جالبى طرح کرده بود. آنها در فیلم کارتونی «سیمبا سلطان جنگل» ساخته شرکت والت دیزنى دخل و تصرف کرده بودند، بخصوص همان صحنه‌اى که سلطان جنگل، فرزند تازه به دنیا آمده خود را بلند مى‌کند در حالى که آفتاب از پشت سر وى طلوع کرده و در روبروى آنها همه حیوانات جنگل مشغول شادمانى و خوشحالى هستند. آنها در این برنامه طنز بجاى سیمبا عکس اوباما را گذاشته بودند و در این جا بود که رویداد عجیبى روى داد. با اینکه این برنامه براى انتقاد از اوباما و انتقاد از دید مردم در مورد وى ساخته شده بود؛ ولى عملا این برنامه سرگرمى و تفریح به تبلیغى براى وى تبدیل شد.

آیا آن صحنه را یاد می‌آورید که اوباما سخنرانی پیروزی خود را سر می‌داد. در پشت اوباما نورافکن‌هاى قوى بود و بجاى حیوانات جنگل، طرفداران اوباما بودند که به شادمانى و پایکوبى مشغول بودند. هر چند که این حادثه براى من معناى خاصى نداشت ولى با مشاهده صحنه من تحت تاثیر قرار گرفتم، زیرا شخصیتى را مى‌دیدم که گذشته، انگیزه و برنامه‌هاى واقعى وى برایم ناشناخته است و در حقیقت این را مى‌دانم که وى بازاریاب خوبى براى کالاى جمهورى‌خواهان است. عوفر شیلح نیز روز جمعه برنامه موفقى در شبکه دهم اسرائیل داشت. هنگامى که بخش‌هایى از برخی فیلم‌ها مثل «کاخ سفید» و «فیلم 24» را در هم آمیخته بود تا فیلمى در مورد زندگى اوباما تهیه کند. خلاصه کلام اینکه در تلویزیون همه چیز رنگ و لعاب سرگرمى و تفریح دارد، حتى اگر سخن در مورد انتقال قدرت در یک حکومتى مانند ایالات متحده باشد.
سابقه قبلی
همین وضعیت نیز در انتخابات 2004 پیش آمد ولى در سمت و سوى کاملا عکس انتخابات کنونى. در یک طرف ما یک قهرمانى از جنگ ویتنام داشتیم ولى شخصیتى بود که چهره محبوبى نداشت و سخنانش جدى و خسته کننده بود. در مقابل بهترین بازیگر را داشتیم یعنى جورج بوش که وى خیلى راحت توانست بر جان کری پیروز شود. با وجود اینکه کشته‌هاى جنگ عراق و افغانستان مانع بسیار مهمى براى پیشرفت وى در انتخابات بود، ولى براى وى همین امر کافى بود که مردم را خیلى خوب سرگرم مى‌کرد. اوباما در نقطه مقابل بوش قرار دارد، ولى با این وجود ریاست جمهورى را در جیب خود داشت؛ زیرا وى چهره گشاده‌اى دارد، چرب زبان است و کاریزمایى عالى دارد و همه مى‌دانیم که ایالات متحده بلکه همه دنیا، ملت تلویزیون و دنیاى تلویزیونى هستند. همین امر براى پیروزى اوباما کافى است. در حقیقت به این حقیقت مى‌رسیم که مرزهاى بین سرگرمى و سیاست از میان رفته است. این امر اتفاقى نیست که برنامه‌هاى تفریحى اخیر «باری لوینسون» به سمت موضوعاتى مانند انتخابات گراییده و کارگردانان هالیوود را براى ساخت یک جنگ ساختگى به کار گمارد و سپس رییس‌جمهور را در یک داستان جنسى غرق کند. در برنامه کمدى دیگرى مى‌بینیم که بر سر انتخابات ریاست جمهورى رقابتى سخت درگرفته و در نهایت یکى از کاندیداها بخاطر اشتباه در شمارش آرا پیروز مى‌شود و البته در هر دو داستان پایان خوشایندی ندارند. به نظر مى‌رسد که ستاد انتخاباتى اوباما با کارگردانان هالیوود همکارى مى‌کرده است؛ ولى این سؤال مطرح مى‌شود که آیا حکومت وى نیز جزو سناریو هست یا خیر؟ و آیا در این سناریو پایان خوشى تهیه شده یا نه؟ در نهایت باید بدانیم که مردم تلویزیونى آمریکا همچنان که رهبران خود را بالا مى‌کشند، آنها را از عرش به پایین مى‌اندازند. اگر شک دارید می‌توانید این موضوع را از سارا پالین بپرسید!
مشاوران کلینتون، پیرامون اوباما
در عین حال در اجلاس اقتصادی گروه بیست که شنبه در کاخ سفید برای بررسی چگونگی حل بحران جهانی و بین‌المللی مالی قرار است تشکیل شود، وزرای سابقی در زمان بیل کلینتون همانند مادلین اولبرایت به عنوان نماینده باراک اوباما شرکت دارند. استفاده از «وارن کریستوفر» وزیر خارجه سابق در دوره کلینتون برای ریاست کمیته انتقالی که انتقال مناصب را در وزارت خارجه بررسی می‌کند، می‌تواند حاکی از این موضوع باشد که اوباما برخلاف توقع خیلی‌ها می‌خواهد دوباره به مسئله مذاکرات صلح در خاورمیانه اهمیت داده و آن را تحت‌الشعاع سایر پرونده‌ها قرار ندهد. آنها امیدوارند سیاست‌های اوباما به خصوص در مورد پرونده مذاکرات و گفت‌و‌گوها در خاورمیانه در برخی زمینه‌ها شبیه سیاست‌های خارجی کلینتون باشد. در زمان کلینتون مذاکرات صلح هم در محور سوریه – اسرائیل و هم در محور فلسطینی – اسرائیلی روند خوبی داشت.
مردم جهان که همواره تمایل دارند تمایلات قلبی خود را محقق بیابند، با پیروزی اوباما بسیار احساسی و عاطفی برخورد کردند؛ ولی با انتخاب راحم امانوئل (یکی از سیاستمداران طرفدار اسرائیل در منصبی حساس و مؤثر بر خود اوباما و خانواده‌اش)، امیدهایشان نقش بر آب شد.
دوباره انتخاب افرادی از تیم کلینتون، هر چند که بیشتر آنها وابسته به لابی طرفدار اسرائیل هستند، به نظر نگارنده می‌تواند نقطه امیدی برای صلح‌جویان در منطقه باشد، زیرا این گروه با خاورمیانه بسیار آشنا هستند و با رهبران آنها وقت زیادی را گذرانده‌اند.
برخی از دیپلمات‌ها عقیده دارند که ما در نهایت مجبوریم جایگاه مناسبی را برای مذاکرات صلح در منطقه در دولت اوباما به مذاکرات صلح بدهیم و مذاکرات در نهایت جایگاه خود را در میان مباحث جهانی خواهد یافت و علت این موضوع نیز مسائل زیر است:
اول: بحران مالی و اقتصادی که ایالات متحده با آن روبه‌رو است، قرار است در جلسه شنبه در کاخ سفید با حضور شرکای جهانی بحث و بررسی شود و راهکاری که در این اجلاس پیشنهاد خواهد شد باعث می‌شود دست رئیس‌جمهور بسته شده و مجبور شود برای هر تغییری رضایت سایر شرکای اروپایی خود را کسب کند. بدین جهت وی دیگر نمی‌تواند برنامه خاصی برای بحران اقتصادی بچیند.
دوم: اوضاع در عراق نیز قرار است با تصویب معاهده امنیتی بین عراق و سوریه که آخرین اصلاحات و تغییرات بر آن اعمال شده به وضعیت با ثباتی برسد. این معاهده امنیتی نیز در واقع در برخی مسائل دست و بال رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده را می‌بندد و اوباما نمی‌تواند طبق برنامه‌ای که قبلا تعیین کرده ارتش خود را از عراق فرا بخواند.
در مورد افغانستان نیز اوباما قبلا مواضع خود را بیان کرده و در این مواضع تاکید شده که دیدگاه‌های ایران به عنوان همسایه افغانستان مورد توجه قرار خواهد گرفت. بدین جهت آمریکایی‌ها نمی‌توانند یک طرفه و بدون همراهی اروپایی‌ها اقدام به افزایش نیروهای خود کند و در نهایت مجبور خواهند شد اروپایی‌ها را برای افزایش نیروهای خود در افغانستان راضی کرده و با خود هماهنگ کند. بدین جهت به این نتیجه می‌رسیم که اوباما در انجام اصلاحات خود با موانع و محدودیت‌های متعددی روبه‌رو است. مهم‌ترین چیزی که ممکن است رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده انجام دهد، تغییر وجهه، چهره و اعتبار ایالات متحده در جهان است. این کار از طریق پرداختن به موضوعاتی مانند بازداشتگاه گوانتانمو برای افکار عمومی جهانی و تغییر قانون «پاتریوت اکت» برای افکار عمومی داخلی امکان‌پذیر است. قانون مذکور توسط بوش و بعد از حادثه یازده سپتامبر با هدف کنترل انبوه تماس‌های تلفنی و سایر انواع کنترل‌ها صورت گرفت که باعث شده بود دموکراسی در ایالات متحده به شدت مخدوش شود.
این امور ساده می‌تواند تاثیرات شگرفی بر اوضاع داخلی و خارجی ایالات متحده داشته باشد، به جز مسئله ایران که هنوز مشخص نیست عملکرد ایالات متحده در مورد آن چگونه خواهد بود. به عبارتی دیگر تا زمانی که سیاست‌های ایالات متحده در مورد ایران مشخص شود و شخصیت‌های سیاسی در پست‌های خالی قرار بگیرند، ممکن است زمانی طول بکشد که دولت جدید مجبور می‌شود در این زمان دوباره مسئله مذاکرات صلح در منطقه را دنبال کند. وجود شخصیت‌هایی که مسئولیت‌هایی در دولت کلینتون برعهده داشتند، می‌تواند عامل کمکی به این موضوع باشد. این امر ممکن است امید به تغییر در این زمینه را نیز افزایش دهد. اوباما همچنین تمایل دارد روابط خود را با سوریه بهبود ببخشد و تنها راه این مسئله پیشبرد مذاکرات بین سوریه و اسرائیل است. البته این شخصیت‌ها نیز در این زمینه تجربه کافی را داشته و در گذشته نیز در پرونده مذاکرات بین سوریه و اسرائیل فعالیت می‌کردند.
برخی شخصیت‌هایی که با مقامات سوری در تماس هستند نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند که این شخصیت‌های انتخاب شده را باید به فال نیک گرفت.