تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۱۰۲۸۸
گفت‌وگوی انتقادی عباس عبدی و علوی‌تبار در جبهه مشارکت

در هفتمین سالگرد ۱۸ تیرماه، به تدریج بحث های سال های نخست پس از حادثه کوی که از شدت و حدت حادثه حکایت داشت، به تحلیل ماجرا و تاثیر آن بر تحولات بعدی در جنبش دانشجویی، جریان اصلاحات و کلیت فضای سیاسی گرایش پیدا کرده است. گرچه بهتر است گفته شود فضای سکوت و سکون در عرصه سیاسی و دانشگاه ها ظاهراً گسترده تر از آن است که حتی تحلیل ماجرای کوی دانشگاه و پیامدهای آن، تاثیری داشته باشد. با این حال، نکات ابهام تحلیلی و تفسیری از آن ماجرا، چنان هست که تا سال ها سالگرد حادثه ۱۸ تیر محملی برای بحث و گفت وگو باشد. چنانکه شنبه شب جلسه ای در جبهه مشارکت برگزار شد تا دو تن از تئوری پردازان اصلاحات که البته دوستانی نزدیک هم هستند، تحلیل های خود را از آن ارائه کنند؛ تحلیل هایی که با وجود قرابت «عباس عبدی» و «علیرضا علوی تبار» تفاوت هایشان اندک نبود.
 علوی‌تبار: اولویت اول خاتمی عدم خشونت بود
«علیرضا علوی تبار» در این جلسه گفت: «جنبش دانشجویی همواره باید در نظر داشته باشد که دانشجوها صلاحیت و مقبولیت این را ندارند که به تنهایی یک جنبش ملی را هدایت کنند؛ این واقعیتی است که جنبش دانشجویی باید به آن توجه داشته باشد.» به گزارش ایسنا، وی نیروهای درگیر در واقعه ۱۸ تیر را به سه گروهی که «اصلاح طلبان، معترضان درگیر و سرکوبگرها» خواند، طبقه بندی کرد و افزود: «اصلاح طلبان به عنوان گروه اول طیف گسترده ای بودند که هم به صورت رسانه ای و هم در قالب شخصیت های اصلاح طلب درون و بیرون حکومت، در این موضوع حضور داشتند.» وی طیف گسترده اصلاح طلبان را «ترکیبی از سه نیروی مختلف با سه هدف متفاوت» معرفی کرد و توضیح داد: عده ای از اصلاح طلبان برای کسب قدرت، «عده ای دیگر برای حفظ قدرت و عده ای برای تغییر ساختار قدرت وارد عرصه شده بودند، اما مشکل آنجا بود که از همه این سه نیرو یک توقع وجود داشت و این در حالی است که نمی شود از سه نیرو با سه هدف متفاوت، یک انتظار واحد داشت.»
این مدرس دانشگاه «با اعتقاد به این که با نگاه به میزان آمادگی برای پرداخت هزینه، نوع تعامل با بخش هایی از قدرت و نوع تحلیل از اوضاع و وضع موجود می توان سه گروه یادشده را از یکدیگر تمیز داد»، گفت: «مثلاً در این مقطع زمانی، برخی در جبهه اصلاحات هر وقت تریبونی در اختیار می گیرند ابتدا به اصلاح طلبان انتقاد می کنند و به آنها که در قدرت هستند، هیچ کاری ندارند. این مشخص می کند که آن عده تنها می خواهند رابطه خود را با یک عده بهبود ببخشند.»
علوی تبار با بیان اینکه «برخی اصلاح طلبان با این ترکیب، یک استراتژی را دنبال می کردند.» در عین حال جنبش اصلاحات را «دارای یک استراتژی ناگفته و تصریح ناشده» دانست و گفت: «اصلاح طلبان قصد داشتند برای رسیدن به اهدافشان سه گام بردارند؛ اول آن که حاکمیت دوگانه را کارکردی کنند و در گام دوم قصدشان تحقق حداکثر دموکراسی در چارچوب ساختار حقوقی موجود بود. گذر کامل به دموکراسی هم گام سوم اصلاح طلبان بود. در ذهن اصلاح طلبان یک استراتژی با سه گام وجود داشت و آنها در زمان واقعه کوی، خود را در گام اول می دانستند.»
علوی تبار در ادامه سخنانش، الگوی رفتاری شخص «سیدمحمد خاتمی» را مورد اشاره قرار داد و افزود: «آقای خاتمی برای خود یک اولویت بندی داشت که همیشه حاضر بود اولویت اول خود را حفظ کند، ولو به قیمت از دست دادن اولویت های بعدی.» وی «پرهیز از تنش و درگیری» را اولویت اول خاتمی دانست و گفت: «آقای خاتمی اگر به این هدف می رسید، به سمت اولویت دوم خود که گذر از بحران مشروعیت و مشارکت بود، پیش می رفت. ایشان به دنبال راه حلی بود که مشروعیت را برگرداند، اما اگر این قضیه به اولویت اول برخورد می کرد، آن را رها می کرد.» علوی تبار «تغییر نظام تصمیم گیری در امور عمومی جامعه» را اولویت سوم خاتمی عنوان کرد و گفت: «ایشان به شرط این که دو اولویت قبلی مخدوش نشود به سمت این اولویت پیش می رفت.» وی «تنش زدایی با جهان خارج و هم پیمانی با دنیا» را اولویت چهارم سیدمحمد خاتمی دانست و در عین حال متذکر شد: «آقای خاتمی قبل از آن که به ریاست جمهوری برسد هم این اولویت بندی را داشت و به همین دلیل شاهد بودیم به محض این که قصد کرد کاندیدای انتخابات شود، با برخی بزرگان نظام مشورت کرد. خاتمی از انجام خیلی کارها به دلیل همین اولویت بندی پرهیز کرد.» وی در ادامه سخنرانی خود گفت: «مجموعه ای با این استراتژی و ترکیب و چهره شاخص، یک طرف درگیری ۱۸ تیر است و باید یادمان باشد که نمی توان از این مجموعه توقع همه چیز داشت.» علوی تبار در ادامه به ترکیب «گروه معترضان درگیر» که پیش از این در طبقه بندی خود آورده بود، اشاره کرد و گفت: «یک جزء این ترکیب، انجمن های اسلامی و دانشجویی و نیروهای حول آنها بودند.» وی با بیان اینکه «جنبش دانشجویی همواره باید در نظر داشته باشد که دانشجوها صلاحیت و مقبولیت این را ندارند که به تنهایی یک جنبش ملی را هدایت کنند»، اضافه کرد: «این واقعیتی است که جنبش دانشجویی باید به آن توجه داشته باشد. جنبش دانشجویی می تواند یک جزء فعال از رهبری کننده جنبش ملی باشد، اما به تنهایی نمی تواند این نقش را ایفا کند. در طول تاریخ نیز هرگاه این جنبش به تنهایی هژمونی جنبش ملی را به عهده داشته، ثمره چندانی نگرفته است.» علوی تبار با اعتقاد به اینکه «هدایت جنبش ملی به یک رهبری ملی احتیاج دارد»، اظهار داشت: «اگر جنبش دانشجویی هم اکنون هم فکر می کند می تواند چنین نقشی را ایفا کند در توهم است.» وی جنبش دانشجویی را در همه مقاطع، «بازوی اجرایی روشنفکران دانست» و افزود: «اگر جریان روشنفکری در هر زمانی متشتت و گیج باشد، جنبش دانشجویی هم متشتت و گیج خواهد شد.» این فعال سیاسی در گروه معترضان درگیر «برخی انقلابیون» را به عنوان یک زیرگروه متصور شد و گفت: بین کسانی که به دنبال اصلاحات هستند یک سری انقلابیونی وجود دارند که خجالت می کشند بگویند ما به دنبال انقلابیم، اما در کنار این یک گروه موج سوار در قضیه ۱۸تیر مشاهده می شد. اینان کسانی بودند که می خواستند از این فرصت استفاده کنند تا رهبری خود را در فضای سیاسی به اثبات برسانند. ما در حادثه ۱۸ تیر شاهد بودیم گروهی شعارهای عجیب و غریبی می دادند که هیچ تناسبی با فضای اجتماعی نداشت. معلوم بود که قصد اینان فقط این است که سوار این موج شوند. وی در ادامه، نیروهایی را که سرکوب گر نامید، جریان سوم درگیر در حادثه کوی دانشگاه معرفی کرد و گفت که این نیروها در ۱۸ تیر کارآموزی کردند. علوی تبار با بیان این که رهبری این جریان با یک محفل و باند خاص بود، اضافه کرد: در اینجا با باند خاصی مواجهیم که منابع جدی ای دارد که می تواند آن را خرج کند.
این فعال سیاسی اظهار داشت که اولین کارکرد و راهبرد این نیروها مقابله با استراتژی اصلاح طلبان بود. وی در بخش دیگری از سخنانش با ابراز این عقیده که «جریانی که امروز به قدرت رسیده، بخشی از جریان راست است که در زمان قبل از انتخابات هم وجود داشت اما ما به آن بی توجه بودیم»، گفت: «خطر راست افراطی از راست محافظه کار هم بیشتر است.» علوی تبار در ادامه سخنانش با بیان اینکه امروز می توانیم از واقعه ۱۸ تیر آموزش ها و عبرت هایی بگیریم، گفت: «مثلاً می توان به این فکر کرد که در مقابل امتیازاتی که به جناح مقابل داده شد، چه چیزی در مقابل آن گرفته شد؟» وی با بیان اینکه «یکی دیگر از درس های ۱۸ تیر این بود که خیلی لازم نیست همدیگر را بزنیم» افزود: وضعیت اصلاح طلبان امروز مثل اهالی خانه ای است که خانه شان را دزد زده و آنها به جای گرفتن دزد، ایستاده اند و تنها همدیگر را می زنند. این فعال سیاسی در ادامه سخنانش یکی دیگر از درس های جدی ۱۸ تیر را در این دانست که «متناسب با ظرفیت ها شعار داده شود.» وی گفت: «توصیه دوستانه من به جنبش دانشجویی این است که مواضعی بگیرید که اگر ۵۰ تایتان را گرفتند، ۴۹ تایتان در آنجا علیه هم حرف نزنید، مواضعی بگیرید که بتوانید پای آن بایستید.» علوی تبار با بیان این که همه ما باید در جبهه اصلاحات متوجه باشیم که متناسب با ظرفیت خود و دوستانمان شعار دهیم، افزود: «اگر غیر از این باشد قطعاً مشکل ایجاد خواهد شد.» وی با بیان این که «برای این قضیه راهی جز عقل جمعی وجود ندارد»، در پایان سخنان خود گفت: «بعضی مواقع بنده به برخی دوستان می گویم هر وقت فکر کردید که مثل امام خمینی(ره) شدید و می توانید با یک حرف ۲ میلیون را به خیابان بکشید، یک لیوان آب خنک بخورید. آن زمان که توانستید یک موضع بگیرید و ۵۰۰ نفر را به خیابان ها بکشانید و ۲ میلیون هم پیشکشتان، آن موقع سخن بگویید و عمل کنید.»
 عبدی: سکوت خاتمی تشنج را بیشتر کرد
«عباس عبدی» که برای دومین بار پس از آزادی خود از زندان به دفتر مرکزی جبهه مشارکت آمده بود (بار اول سالگرد ترور حجاریان در اسفندماه گذشته بود)، در سخنانش ۱۸ تیر را فرصتی دید برای نقد اصلاح طلبان و به ویژه خاتمی. نقدی که البته متوجه سخنان علوی تبار هم می شد. عبدی گفت: «ما از حادثه ۱۸ تیر درس نگرفتیم، خصوصاً آقای خاتمی. ایشان همواره برای پرهیز از تشنج سکوت می کردند و همین سکوت تشنج را بیشتر می کرد.» وی در نقد سخنان علوی تبار اظهار داشت: «برخلاف ایشان اعتقاد ندارم که دانشجویان در این حادثه مقصر بودند. معتقدم که آنها با توجه به ظرفیت ها و موقعیت شان غیر از این نمی توانستند رفتار کنند و ما بیش از این نباید از آنها توقع داشته باشیم.» وی تاکید کرد: «خطایی که آن موقع انجام شد، این بود که مقابل تندروی ها اقدامی صورت نگرفت.» عبدی در ادامه با اشاره به عملکرد خاتمی در مقطع زمانی ۱۸ تیر اعتقاد خود را این گونه بیان کرد: «معتقدم که ایشان اگر چه سیاست پرهیز از تشنج را داشت، اما با سرعت بیشتر به سمت تشنج پیش رفت. همین مصداق در مورد سیاست های دولتی که برنامه های مبارزه با فقر را پیگیری می کند پیش افتاده است؛ یعنی با سرعت بیشتری به سوی فقر پیش می روند.» وی در ادامه ارائه تحلیل های خود به روز ۱۹ تیر آن سال اشاره و تاکید کرد: «من این حادثه را نه بعد از گذشت ۷ سال بلکه فردای آن روز تحلیل می کنم. ما همان موقع نیز گفتیم که این بساط را هرچه سریع تر جمع کنند و آن را خاتمه دهند و تنها کسی که می توانست این کار را انجام دهد شخص خاتمی بود. این در حالی است که ایشان چنین کاری نکردند و راه حلی دیگر را پیش گرفتند. جمع کردن آن قضایا بسیار ساده بود. ایشان می توانستند به دانشجویان بگویند که تعهد می کنند با عاملین این قضیه برخورد می کنند و تعهد خود را مشروط بقای خود می کردند. در ادامه اگر دانشجویان نیز گوش نمی کردند با آنها برخورد می کردند که متاسفانه این نشد و آن فاجعه پیش آمد.» وی در مورد احکام صادر شده درباره ۱۸ تیر نیز گفت: «از حادثه ۱۸ تیر بدتر احکامی بود که بعد از آن صادر شد، چراکه بالاخره در همه جای دنیا چنین اتفاقاتی پیش می آید. پلیس و سایر نیروها عصبانی می شوند و چنین اقداماتی را انجام می دهند اما احکامی که بعد از آن صادر شد به مراتب از آن حادثه بدتر است.» پس از سخنرانی عبدی و علوی تبار نیز میزگرد بررسی پیامدهای ۱۸ تیر با حضور «حجت شریفی» عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت و «منصوره جدا» از اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد.