بسماللهالرحمنالرحیم
اجلاس سران 8 کشور صنعتی جهان موسوم به « جی ـ 8 » در « هلیگندام » آلمان به کار خود پایان داده است . در این اجلاس هشت کشور شرکت کننده به تبیین دیدگاهها و مواضع خود پرداخته و در برخی موارد به تفاهماتی دست یافته اند. یکی از موارد اعلام شده در این زمینه بیانیه مشترک مداخله جویانه ایست که با غرض ورزی سیاسی و با نادیده گرفتن گزارش مثبت آژانس بین المللی انرژی اتمی درخصوص فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران صادر شده و مشخصا در همگامی با سیاستهای تحکم آمیز و یکجانبه گرایانه واشنگتن علیه ایران است که باید بطور جداگانه مورد بررسی و نقد قرار گیرد.
در حاشیه اجلاس سران گروه هشت « ولادیمیر پوتین » رئیس جمهور روسیه پیشنهادی را به واشنگتن ارائه کرد که موضعی کاملا خصمانه علیه ایران را به نمایش می گذارد و تحت هیچ شرایطی قابل تحمل نیست.
بگزارش خبرگزاری روسی « اینترفکس » پوتین در کنفرانس خبری در « هلیگندام » آلمان از طرح جدیدی پرده برداشت که بموجب آن و به پیشنهاد روسیه مسکو و واشنگتن به طور مشترک از پایگاه « گابالا » در جمهوری آذربایجان علیه ایران به فعالیتهای جاسوسی استراق سمع و احیانا استقرار سپر موشکی با هدفگیری علیه ایران خواهند پرداخت و این طرح را بجای استقرار سپر موشکی در چک و لهستان به طور مشترک اجرا می کنند!
پوتین در این زمینه ادعا کرد : فکر نمی کنم این امر به تشدید روابط ما با ایران منجر شود زیرااین رادار مدتهاست که درحال فعالیت است . « پوتین افزود : ایران قصد حمله موشکی به کشورهای غربی را ندارد و ما با همسایه ایرانی خود در این باره ظنین نیستیم ».
در اینکه ایران اسلامی هیچگونه اهداف جنگ افروزانه ای علیه همسایگانش نداشته و ندارد حق با آقای پوتین است وکرملین از این مسئله برداشت صحیح و روشنی دارد و اطمینان وی از مواضع صریح جمهوری اسلامی ایران مستند به واقعیات تاریخی و مناسبات مستحکم فیمابین است . از این دیدگاه بایستی صراحت لهجه و استحکام موضع کرملین در بیان این واقعیت عینی و ملموس را ستود ولی این نکته هرگز بدان معنی نیست که ایران چشم خود را بر پیشنهاد خصمانه آقای پوتین برای حضور جاسوس های آمریکائی در پشت مرزهای جغرافیائی ایران ببندد و عواقب خطرناک این طرح خصمانه را تعمدا نادیده بگیرد و یا از کنار آن به سادگی بگذرد.
به آقای پوتین قویا توصیه می کنیم که تاریخ پرفراز و نشیب 50 ساله اخیر ایران را به دقت مطالعه کند و این نکته را کاملا درک نماید که ایران دوران ستم شاهی پایگاه استراق سمع آمریکا علیه اتحاد شوروی بود و آمریکائی ها در هر پوششی از جمله تحت عنوان « کشت و صنعت مغان » به احداث پایگاههای جاسوسی و استراق سمع علیه فعالیتهای مسکو سرگرم بودند و به برکت انقلاب اسلامی آن پایگاههای جاسوسی ضد روسی برچیده شد. البته ایران هرگز بخاطر برچیدن پایگاههای جاسوسی آمریکا از مسکو طلبکاری نکرد ولی کرملین برای 8 سال به دشمن متجاوزی که ایران را آماج حملات وحشیانه اش قرار داده بود انواع جنگ افزارها و سلاحهای مدرن و فوق مدرن را اهدا کرد البته باز هم سرنوشت جنگ به زیان متجاوزان رقم خورد.
حتی پس از فروپاشی اتحاد شوروی هم ایران اسلامی سعی نمود بافراموش کردن گذشته های تلخ مناسبات با مسکو صفحات جدیدی از مناسبات فیمابین را بگشاید و روابط دوستانه ای را با کرملین برقرار نماید.
جای تعجب است که آقای پوتین با فراموش کردن تمامی تاریخ گذشته که زمانی کرملین مرکز ثقل پیمان نظامی ورشو علیه « ناتو » بود و حتی در همین روزهای اخیر هم واشنگتن برای احیای جنگ سرد علیه کرملین وسوسه می شود و سرگرم زمینه سازی برای استقرار سپر دفاع موشکی علیه مسکو است ناگهان نرد عشق با واشنگتن می بازد و به عناصر جنگ افروز واشنگتن توصیه می کند که با هماهنگی مسکو به استقرار تاسیسات جاسوسی و استراق سمع علیه ایران بپردازند!
ایکاش آقای پوتین از آنچه در کشور روسیه گذشته است نیز آگاه بود و فرازهائی از پیام تاریخی امام خمینی (ره ) به آقای « میخائیل گورباچف » را در ذهن خود زنده می کرد آنجا که امام خمینی خطاب به گورباچف از وی می خواهد اشتباهات پیشینیان را تکرار نکند چرا که در آنصورت دیگران بایستی بیایند و اشتباهات او را تصحیح کنند. و باز هم امام خمینی بارها در دوران جنگ تحمیلی از این حقیقت بزرگ پرده برداشتند که آمریکا شوروی را هم بازی داده است . اگر امروز امام خمینی زنده بود یقینا از آقای پوتین گلایه می کرد که چرا فریب بوش کوچک را خورده است و جاده صاف کن آمریکا در پشت مرزهای جغرافیائی ایران شده است.
این پیشنهاد نسنخیده و خصمانه آقای پوتین یقینا موقعیت ژئواستراتژیک منطقه و بلکه جهان را در معرض تحولات جدی و برگشت ناپذیری قرار خواهد داد که آثار و تبعات شوم آن متوجه مسکو وسایر هم پیمانان رمیده از مسکو نیز خواهد شد. این برای رهبری کرملین شکست بسیار بزرگی محسوب می شود که از دشمنی همچون آمریکا و « ناتو » برای خصومت ورزیدن و جاسوسی علیه کشوری دعوت رسمی و علنی بعمل آورد که پایگاههای جاسوسی و استراق سمع آمریکا در منطقه را جمع آوری کرد و به عملیات جاسوسی ناتو در طول مرزهای طولانی خود با اتحاد شوروی پایان داد.
مسکو چه پاسخی برای توجیه این پیشنهاد بدفرجام خود دارد چگونه می توان به پیامهای حسن نیت مسکو دل بست و آنها را « صادقانه » و مسئولانه تلقی کرد درحالیکه می بینیم مسکو از دشمنان کینه توز ما برای استقرار عملیات جاسوسی خود علیه ما و در پشت مرزهای ما دعوت رسمی و علنی بعمل آورده است.
این اظهارات بی منطق حتی باعث بهت واشنگتن و مقامات ناتو شده است . به راستی این پیشنهاد چگونه قابل درک است که مسکو علیه اهداف خصمانه و برنامه های آمریکا نسبت به استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان و چک به قطعیت سخن می گوید و بطور رسمی اخطار می کند که موشکهای خود را علیه اروپا و سایر اهداف نظامی آمریکا جهت گیری می کند ولی بطور همزمان به همین رقبای خود پیشنهاد عملیات مشترک جاسوسی در پشت مرزهای ایران را می دهد آیا آقای پوتین از اهداف رسمی و علنی آمریکا برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران آگاه است اگر آگاه نیست که بایستی برای وی و دستگاه سیاسی و سرویس های امنیتی روسیه افسوس خورد که حتی از اظهارات رسمی و علنی رقیب دیروز و ا مروز خود نیز آگاهی ندارند! و اگر آگاه است و چنین پیشنهادی را مطرح می کند بایستی این پیشنهاد را یک اقدام خصمانه علیه ایران تلقی کرد و با صراحت به کرملین یادآور شد که متاسفانه روسیه هنوز هم قابل اعتماد نیست و در عین ادعای دوستی به دشمنی با ایران ادامه می دهد. ضمنا این احتمال نیز وجود دارد که آنچه بیان شده فقط بخش کوچکی از طرح بزرگتری باشد که اهداف و جزئیات آن هنوز فاش نگردیده و شاید هرگز فاش نشود.
این برای مسکو و رهبری کرملین که زمانی ادعای رهبری مبارزات ضد امپریالیستی در جهان را یدک می کشید بسیار تحقیرآمیز و شرم آور است که امروزه به جاسوسان آمریکائی « چراغ سبز » نشان می دهد تا برای مقابله با پایدارترین و صادق ترین مظاهر مبارزات حق طلبانه و ضداستکباری از امکانات و ظرفیت های جاسوسی روسیه آنهم در یک کشور ثالث بهره مند شوند و به کمک مستقیم مسکو در این زمینه امیدوار باشند. این پیشنهاد حقیرانه نشان می دهد که حتی راس هرم رهبری کرملین هم شناخت کامل و دقیقی از دشمنان مشترک ملتهای منطقه ندارد و یا آنکه فریب آنها را خورده است . قاعدتا از یک رهبر هوشیار و آگاه بعید است که با چند جلسه مذاکره تاریخ معاصر جهان را به همین سادگی فراموش کند و برای نرد عشق باختن با دشمنانش اینگونه وسوسه شود. گویا آقای پوتین مجبور است در فهرست اطرافیانش تجدیدنظر کند و به دنبال عناصری باشد که نقش « نفوذی دشمن » را بازی می کنند و راهکارهای خصمانه و بدفرجام را به او توصیه می نمایند.