تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۱۰۵۸۷

پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقض های حقوق اعراب توسط رژیم اسراییل را نادیده بگیرد و به عادی سازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمین های عربی زیر سوال است . با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسراییل و صدور قطعنامه های مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگری های اسراییل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفته شان چه کرده اند پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیده اند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسراییل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عرب ها را به آنها باز گردانند!.
26 اکتبر (چهارم آبان ) سالروز امضای پیمان صلح بین اردن و اسراییل است . این پیمان پس از پیمان « کمپ دیوید » بین مصر و اسراییل دومین پیمان صلح با اسراییل است که این بار توسط دولت پادشاهی اردن و رژیم اشغالگر به امضا رسید. این پیمان سرآغازی برای دوره جدید در روابط دو طرف بود که براساس آن همکاری های اقتصادی و تجاری و روابط دیپلماتیک بین طرفین ایجاد شده و گسترش یافت .
در حال حاضر اسراییل اردن را یک شریک استراتژیک و عنصری مهم در روند صلح در خاورمیانه می داند و تمایل دارد از این روابط جهت عادی سازی روابط با دیگر کشورهای عربی استفاده کند . البته باید سال 2005 (1384) را نقطه عطفی در جهت تحکیم مذاکرات سیاسی و همکاری های دو جانبه بین اردن و اسراییل در سطوح مختلف دانست و پس از بازگشت سفیر اردن به اسراییل در فوریه سال 2005 (1384) و پیشرفت های به ظاهر محسوسی که در روند صلح با فلسطین از طریق از سرگیری مذاکرات حاصل شد روابط دو جانبه اسراییل و اردن نیز شکل دیگری یافت و دو طرف به ویژه در زمینه اقتصاد آب و کشاورزی به پیشرفت های محسوسی رسیدند.
روابط تجاری یکی از عوامل اصلی گسترش روابط دو طرف بود و تجارت دو جانبه پس از امضای توافقنامه ی صلح به صورت مداوم و محسوسی ادامه یافت به طوری که در سال 2004 حجم تجارت متقابل اسراییل و اردن به حدود 185 میلیون دلار رسید . اما شاید تنها نتیجه این پیمان صلح پیشرفت های اقتصادی و تجاری باشد زیرا هدف اصلی آن که همان تحقق صلح عادلانه دایمی و فراگیر در خاورمیانه براساس قطعنامه های سازمان ملل متحد بود هم چنان در هاله ای از ابهام باقی مانده است .
اردن و اسراییل با امضای این پیمان تاکید کرده اند که به اصول منشور سازمان ملل متحد پایبند هستند و حق زندگی مسالمت آمیز با تمامی کشورهای هم مرز را اصلی واجب و ضروری می دانند اما آیا با گذشت سالها از این پیمان اسراییل گامی در جهت اعتماد سازی با کشورهای عربی اتخاذ کرده و یا هیچ یک از قطعنامه های سازمان ملل متحد به ویژه در زمینه حقوق بشر را به رسمیت شناخته است .
طی این سالها با وجود تلاش گسترده ی مصر و اردن برای ایفای نقش مثبت در روند صلح با اسراییل و استفاده از پیمان های دو جانبه ی صلح جهت وادار نمودن این رژیم نسبت به توقف اقدامات خصمانه و تجاوز گرانه اش علیه مردم مظلوم فلسطین اسراییل بی توجه به تمامی این تلاشها ثابت کرده که تنها هدفش از امضای صلح با هر کشور عربی تحقق اهداف شخصی بدون انجام اقدامی متقابل است .
روند صلح اعراب و اسراییل به دلیل بی توجهی این رژیم نسبت به قطعنامه های بین المللی و پیمان های صلح سران عرب را بر آن داشت تا این بار طرح جدیدی را تحت عنوان طرح صلح پیشنهادی اعراب تنظیم و ارایه دهند و آن را اساس پایان بحران عرب و اسراییل و عادی سازی روابط با این رژیم بدانند اما از آنجا که این طرح نیز بر حق قانونی مردم فلسطین و هم چنین بازگرداندن تمامی سرزمین های اشغال شده ی عربی تاکید دارد همچنان با مخالفت و یا دست کم عدم واکنش مثبت اسراییل رو به رو است .
رهبران عرب تحت اعمال فشارهای آمریکا جهت عادی سازی روابط با اسراییل بارها این طرح را مطرح مطرح نموده و بر موضع ثابتشان تاکید کردند اما این پافشاری ها هم چنان با موضع سرسختانه ی اسراییل روبه رو است زیرا ماهیت این رژیم اشغالگر پایمال کردن حقوق و نقض تمامی درخواست ها و پیشنهادات قانونی است .در زمینه بازاریابی برای طرح صلح پیشنهادی اعراب این بار نیز مصر و اردن به دلیل داشتن روابط دیپلماتیک با اسراییل داوطلب نمایندگی به اجرا در آمدن این طرح شده اند اما تاکنون نتوانسته اند پاسخ مثبتی از اسراییل نسبت به این طرح فراگیر دریافت کنند.
اکنون که روند صلح اسراییل با فلسطین از طریق تبلیغ های ساختگی آمریکا با پدیده ای جدید موسوم به کنفرانس بین المللی صلح خاورمیانه رو برو شده بار دیگر شاهد هستیم که هیچ گونه واکنش مثبت و یا اقدام مهمی دال بر عزم و اراده ی اسراییل برای احیای صلح با اعراب و حتی فلسطینیان صورت نگرفته است . با وجود تاکید کشورهای عربی بر این موضوع که مشارکتشان در این کنفرانس منوط به فراگیر و آشکار بودن جدول کاری این کنفرانس و شکل گیری آن بر اساس طرح صلح پیشنهادی اعراب و دیگر قطعنامه و پیمان های بین المللی است اما مقامات رژیم اشغالگر و کاخ سفید صراحتا اعلام می کنند که این کنفرانس تنها به روند صلح بین اسراییل و فلسطین خواهد پرداخت و حتی هیچ گونه تضمینی برای دستیابی به راه کاری نهایی برای حل بحران فلسطین و اسراییل نیز وجود ندارد.
تمامی این شواهد نشان می دهد که رژیم اشغالگر از عادی سازی روابط با کشورهای عربی و امضای هر گونه پیمان صلح ساختگی با آنها چیزی جز اثبات حق موجودیت و تامین اهداف توسعه طلبانه و تجاوز گرانه اش را دنبال نمی کند زیرا به رغم این پیمان ها هم چنان بسیاری از اراضی عربی از جمله بلندیهای جولان مزارع شبعا و سرزمین های فلسطینی مهمتر از همه بیت المقدس که ماهیت عربی و اسلامی آن بر همه آشکار است تحت اشغال این رژیم قرار دارد و علاوه بر آن اسراییل از هیچ اقدامی جهت سلب اعتماد از کشورهای عربی فروگذار نمی کند که این امر در نقض دایمی حقوق مردم فلسطین چه از طریق تحریم های اقتصادی و چه از طریق حملات نظامی نقض حریم هوایی و زمینی لبنان علاوه بر جنگ 33 روزه ی سال گذشته علیه این کشور و به تازگی نیز با نقض حریم هوایی سوریه بمباران خاک این کشور و سر دادن داعیه جنگ علیه آن تبلور یافته است . پس به واقع آیا می توان چنین رژیمی را جویای صلح دانست و یا به هیچ طرح و پیمان صلحی با آن امید داشت؟