تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۱۰۷۸۰

ایران شرقی
گسترش فعالیت های طالبان از افغانستان به پاکستان، موجب نگرانی های بین المللی شده است؛ به نحوی که وزیر خارجه آمریکا از خطراحتمال تسلط طالبان بر پاکستان، کشوری که دارای تسلیحات هسته ای می باشد، سخن گفته است. ضرورت جلوگیری از گسترش نفوذ طالبان درافغانستان و پاکستان که در دست گرفتن قدرت در این دو کشور را هدف قرار داده، بیش از هر زمان دیگری حتی در پاکستان که به وجود آورندة اصلی آن است و آمریکا که حامی طالبان بود، احساس می شود. خطر طالبان همچنین برای جمهوری اسلامی ایران که از ابتدا یکی از معارضین ایدئولوژیک آن به شمار می رفته، امری جدی به شمار می آید. از اینرو، شناسایی ماهیت طالبان و عوامل به وجود آورنده آن و همچنین مواردی که به ظهور مجدد و گسترش آن در پاکستان کمک می کند، لازم به نظر می رسد.
طالبان در چارجوب گرو ههای مقاومت دردهة 1980میلادی و درراستای مقابله باحضور نیروهای شوروی در افغانستان و سپس در مرحلة بعدی به منظورمقابله با نفوذ ایران در افغانستان ، براساس یک تفکر متحجرانه و تحت تأثیر شدید وهابیت به وجود آمد. طالبان پس از به قدرت رسیدن درافغانستان، تنها توسط سه کشور عربستان سعودی، امارات و پاکستان به رسمیت شناخته شد.گزار شهایی از حمایت مالی عربستان و امارات و برخی ازشیخ نشینها از طالبان، به اشکال مختلف حکایت می نماید.
طالبان درمقطعی نیز از حمایت ضمنی آمریکا برخوردار بوده است و حتی در دوردوم ریاست جمهوری" کلینتون" ارتباطات غیر رسمی امریکا با طالبان گسترش نیز پیدا کرد. طالبان که دست پروردة سازمان اطلاعات ارتش پاکستان می باشد ، تا 11 سپتامبر 2001 میلادی از موقعیت مناسبی نزد کشورهای حامی خویش برخوردار بود. لیکن پس از حوادث مزبور و اعلام جنگ امریکا و متحدین آن کشور علیه تروریسم بین المللی و متعاقب آن حمله امریکا به افغانستان و برکناری طالبان از قدرت، نیروهای طالبان به آن سوی مرزهای افغانستان فرار کردند و در مناطق مرزی میان افغانستان و پاکستان مستقر شدند. از آن زمان به بعد طالبان ضمن انجام عملیات ایذایی علیه نیروهای آمریکایی و ناتو، به تدریج مناطقی را در نواحی مرزی پاکستان و جنوب افغانستان در اختیار گرفت.پس از بروز اختلاف نظرهایی که در ناتو در مورد نحوة مشارکت کشورهای عضو آن در مبارزه علیه طالبان و دل مشغولی آمریکا در عراق به وجود آمد، طالبان فرصت بیشتری برای بسط و گسترش نفوذ خود یافت و سرانجام و در پی اوضاع ناآرام در پاکستان در سال 2002 ، موجودیت "طالبان پاکستان" اعلام گردید.
در سال 2006 میلادی" پرویز مشرف" رئیس جمهور پاکستان به انعقاد قراردادی با طالبان مبادرت نمود که عملاً موجب شناسایی رسمی طالبان از سوی پاکستان شد. قرارداد مذکور احنمالا با هماهنگی آمریکاییها و سایر متحدین آن کشور در افغانستان منعقد شده بود. تقریباً در همان زمان گزار شهای پراکنده ای مبنی بر اظهار نظر مقامات رسمی و نظامی انگلیس در خصوص ضرورت مذاکره با" طالبان خوب " در رسانه ها مطرح شد. در واقع، اصل این نظریه از سوی عد ه ای از استراتژیستهای پاکستانی و آمریکایی طرح شده بود و ظاهرا هدف آن بود که با تفکیک طالبان به " طالبان بد " و" طالبان خوب" میان آنان شکاف و دو دستگی پدید آورند. آمریکاییها با توجه به تجربه خوددر عراق و تعامل با گروهی از سنیها برای مبارزه با القاعده به حمایت از این طرح مبادرت ورزیدند .
در نهایت نظریه مزبور موجب شد ، تا دولت "زرداری" در پاکستان، در یک اقدام بهت انگیز در آوریل 2009 میلادی به انعقاد قراردادی با طالبان پاکستان برای اعطای اختیارات حاکمیتی به این جریان در منطقه" دره سوات "مبادرت نماید. اقدام مزبور سرآغاز تحولات بعدی یعنی گسترش فعالیت طالبان در پاکستان و در پی آن اعلام خطر آمریکا و نهایتاً موجب برخورد ارتش پاکستان با طالبان در ان کشور گردید.ویژگیهای گروه طالبان و ارتباط آن با مسایل منطقه ای به گونه ای است که از آن یک پدیده خاص می سازد، از جمله اینکه:- طالبان پدیده ای است که طی روندی 20 ساله شکل گرفته و مهار و از بین بردن آن در کوتاه مدت و به ویژه صرفاً با اقدامات نظامی، امکا ن پذیر نیست.
- طالبان به شکل پدیده ای بین المللی درآمده است و از حمایت های گستردة مالی و ایدئولوژیک برخی کشورها، به ویژه در حوزة خلیج فارس، برخوردار می باشد. علاوه بر این، طالبان با در دست داشتن تجارت تریاک و مواد مخدر، به نحوی با شبک های مافیایی مواد مخدر بین المللی مرتبط است؛ لذا مقابله با طالبان فقط در شکل یک همکاری بین المللی می تواند موفقیت آمیز باشد.- پاکستان در موقعیت متناقضی در ارتباط با طالبان قرار گرفته است. از یک سو، خطر تسلط طالبان را بر کشور احساس می کند و از سوی دیگر، طالبان را به شکل فرصتی برای حفظ موجودیت کشور و به عنوان تنها کارت برنده در قبال همسایة خود افغانستان و مهمتر از آن رقیب و دشمن دیرینة خویش یعنی هندوستان، تلقی می کند. نامشخص بودن خط مرزی پاکستان و افغانستان و حضور قوم پشتون در دو سوی مرز و گرایشهای مذهبی طالبان که از قوم پشتون می باشد، مانع احساسات ملی گرایانه و بسیج اقوام پشتون برای ایجاد پشتونستان می شود.
از سوی دیگر، حضور طالبان که گرایش های مذهبی دارند ، مانع نفوذ هندوستان در افغانستان و محاصره پاکستان توسط هندوستان می گردد. به این ترتیب، معضل طالبان به نحوی با مشکلات وحدت سرزمینی پاکستان و سایر سیاستهای منطقه ای این کشورمرتبط می باشد.را هکارهای مهار طالبان- قطع منابع مالی طالبان.یکی از مهمترین عواملی که می تواند باعث مهار طالبان و جلوگیری از گسترش نفوذ آن به ویژه در افغانستان شود، قطع منابع مالی آن است. منابع مالی طالبان که صرف جذب نیروهای بیشتر و احیاناًکمک به مناطق محروم تحت سلطة آن می شود، به طور عمده از دومنبع اصلی تغذیه می شود. یکی از این منابع کشت و تجارت تریاک ومواد مخدر است. بر اساس برخی گزار شها، کشت و تجارت موادمخدر در دوران اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو حدود چهار برابرافزایش یافته است.
سیاست های گذشته در جهت جلوگیری از کشت خشخاش با تخریب مزارع، آن هم در سطح محدود، موفقیت آمیزنبوده است. لذا ابتکار های دیگری مانند طر حهای کشت جایگزین و یاخرید تریاک از سوی سازما نهای بین المللی برای دار وسازی، می تواندمورد توجه قرار گیرد. یکی از پیشنهادها این بوده است که برای مصارف دارویی سازمان های ذیربط به جای خرید تریاک از ترکیه ازکشت کنترل شده خشخاش در افغانستان استفاده نمایند . همچنین در امر مبارزه با مواد مخدر در افغانستان، فعالیت گسترد ه تری درسطح بین المللی به منظور جلب کم کهای فنی و نظامی، ضروری به نظر می رسد.منبع اصلی دیگر کمکهای مالی به طالبان در برخی ازشیخ نشینهای خلیج فارس قرار داردکه به طور مخفیانه و از طریق شبک ههای بانکی پاکستان اقدام می نمایند. کمکهای مالی مزبور یا ازسوی افراد و نهادهایی صورت می گیرد که با انگیز ههای مذهبی خواهان کمک به مسلمانان در راه جهاد با کفار هستند و یا به طورمحرمانه و در راستای سیاستهای خاص برخی دولت ها انجام می پذیرد.
بنابراین، قطع منابع مالی مذکور نیازمند همکاری بین المللی به ویژه از سوی قدر تهای بزرگ و آمریکا می باشد.- تقویت گرای شهای معتدل سنی.یکی از علل گسترش فعالیتهای طالبان، حمایتهای گسترده عوامل مذهبی افراطی سنی با گرایشها وهابی از این گروه است. لذا ایجاد محیطی به دور از تنش میان شیعیان و اهل سنت ضروری می نماید. کمک به گسترش مدارس دینی اهل سنت که از مشی معتدل پیروی می کنند و به همزیستی و تعامل با پیروان سایر ادیان گرایش دارند، از راهکارهای مناسب دیگر به شمار می رود.- ایجاد مناطق امن در افغانستان.طرح ایجاد مناطق امن در افغانستان، به ویژه در غرب و در مجاورت مرزهای ایران و یا در شمال آن کشور که از زمینه های امنیتی مساعدتری نسبت به سایر مناطق برخوردارند، می تواند به آرامش و رونق فعالیت اقتصادی در این نواحی بینجامد . بدیهی است که دامنة این نواحی می تواند به تدریج گسترش یافته و نهایتا کل افغانستان را در یک برنامه زمانبندی شده در بر گیرد.
-تقویت همکاری ایران و پاکستان.مهار طالبان پاکستان و جلوگیری از فعالیتهای آن در بلوچستان ایجاب می کند که همکاری بیشتری از سوی ایران با پاکستان صورت پذیرد. به موازات این امر، لازم است تقویت مرزها از جمله ایجاد دیوار حائل که مانع نفوذ عوامل تروریسم، قاچاقچیان مواد مخدر و یا مهاجر تهای گسترده در آینده شود، مورد توجه قرار گیرد.درنهایت اینکه ، در ارتباط با طالبان نمی توان نقش و نفوذ آمریکا را در صحنة افغانستان و پاکستان نادیده گرفت. طی سال های گذشته آمریکا در راستای تقابل با ایران، به افزایش نفوذ طالبان و در دوره پس از وقایع یازده سپتامبر ومبارزه علیه تروریسم، در مواردی به چشم پوشی از اقدامات طالبان علیه جمهوری اسلامی ایران مبادرت ورزیده است. از سوی دیگر، همسویی سیاستهای آمریکا و عربستان سعودی در مقابله با جمهوری اسلامی ایران از طریق طالبان، موجب شده است که حامیان قدیمی طالبان بتوانند به حمایتهای مالی خویش از طالبان ادامه دهند.لذا در صورت بهبود روابط ایران و آمریکا و تغییر معادلات منطقه ای، این احتمال وجود دارد که همسوئی منافع این دو کشور جهت مهار طالبان اثرات ملموس و مشخصی در پی داشته باشد.