تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۱۱۰۸۲۳

محمدسعید ذاکری
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ موج رسانه ای و تبلیغاتی از سوی کانون های وابسته به محافل قدرت- ثروت علیه دکتر احمدی نژاد برپا شد. این محافل که مشاهده کردند فردی غیر از جمع خودشان با اندیشه هایی ستیزه جویانه نسبت به پدیده های زشت رانت خواری، ویژه خواری و منفعت طلبی های جناحی و حزبی در حال ورود به عرصه قدرت و گرفتن امتیازات ویژه از آنان است، دست به جنجال آفرینی ، اتهام پراکنی، شایعه سازی، دروغ پردازی و جنگ روانی زده و بدین وسیله سعی کردند تا اذهان مردم را از وی به سمت دیگری سوق دهند.
شایعه سازی ها درباره جداسازی دختران و پسران در دانشگاه ها، دیوارکشی در معابر عمومی، برچیدن اینترنت، پر و بال گرفتن انجمن حجتیه و صدها نمونه دروغ دیگر، امری بود که از فضای رسانه های مکتوب به جمع پیامک های دستگاه های تلفن همراه و ... نیز کشیده شد و صد البته با برنامه ها و بودجه های کلان هدایت شده از سوی محافل یاد شده، همراهی و پشتیبانی می شد.
یکی دیگر از این شایعات، ادعای مخالفت دکتر احمدی نژاد با فعالیت بورس بود! دروغ پردازان که همواره وانمود می کردند خیلی از اقتصاد و سیاست می فهمند و یک سر و گردن از همه عالم و آدم بالاتر هستند، مخالفت دکتر احمدی نژاد با بورس بازی و استفاده ابزاری از این پدیده مفید و مثمر ثمر در اقتصاد ملی را بسرعت به مخالفت وی با کل بورس تبدیل ساخته و گفتند که احمدی نژاد بورس را لاتاری دانسته و در صورت پیروز شدن، بلافاصله فعالیت بورس را تعطیل اعلام خواهد کرد!!
نمونه های دیگر هم از این دست فراوان ابراز شد و به یکباره شخصی که نزدیک به ۵ دهه در کشور زیسته، مراتب علمی بالای دانشگاهی را طی کرده، امتحان های گوناگون مدیریتی و اجرایی را در دوران جنگ و پس از آن با موفقیت پشت سر گذاشته بود، فردی بیگانه با اصول مدیریتی و سیاق اجرایی معرفی شد.
البته در عمق این شایعه حقیقتی نیز نهفته بود؛ چراکه دکتر احمدی نژاد با اصول مدیریتی به شیوه آقایان شایعه پرداز، براستی بیگانه بود و مدیریت اختصاصی عاج نشینی را به هیچ انگاشته و با مدیریت مردمی کوخ نشینانه فعالیت می کرد. مردم هم همین شیوه را می پسندیدند و سرانجام با «نه» بزرگی به شایعه سازان، به احمدی نژاد ساده زیست و مردمی «آری» گفتند.بالطبع وقتی این روش مدیریتی با استفاده از پتانسیل عظیم ملت - همان کابینه ۷۰ میلیونی - به صحنه آمده و درصدد شکستن انحصارهای بی فایده بر دستان مدیران کارآمد و لایق بر می آید، رویش ها، جوشش ها و ثمرات آن هم به مراتب فوق العاده و بی نظیر خواهد بود.
دیگران هم می توانستند چنین روشی را برگزینند و به جای نشستن در اتاق های دربسته و به دور از مردم، صرف وقت روزهای پایانی هفته در سواحل جزیره کیش، دبی و نقاط شمالی کشور و برنامه منظم اسکی، پاتیناژ و ماساژ با آب گرم فلان نقطه و... دولت را به میان مردم در استان های گوناگون کشور برده و از حال و روز محرومان و پابرهنگان آگاه سازند، اما نکردند... و اما امروز که این روش مدیریتی مردم گرایانه، باعث خلق بسیاری از موفقیت ها شده و «اولین»هایی برای دولت نهم و دکتر احمدی نژاد پدید آورده، رشک مندانه این «اولین»ها را به تمسخر نشسته و با آنها ستیزه می کنند.
جالب آنجاست، آنگاه که یکی از این «اولین»ها به وقوع می پیوندد، اگر بتوانند آن را زیر سؤال برده و به نحوی از انحا موفقیت آن را انکار نمایند، دریغ نمی ورزند؛ وگرنه از انعکاس و تبلیغ آن خودداری نموده و سانسور می کنند و در نهایت اگر هیچ کدام آنها نیز میسر نبود، از در و دیوار بر سر سفره ای که با خون دل مردم و مسئولین برپا گردیده حاضر شده و برای انحراف افکار عمومی، به میهمانان به مثابه میزبانی شفیق، خوشامد گفته و خود را از اولین طراحان و مجریان برپا کننده این سفره بر می شمرند!
اما آن گاه که مشکلی ساختاری و کهنه شده در طول سالیان سال - به دلیل بی تدبیری و با بی عملی ایشان و گذشتگان شان گریبان مردم را می فشارد و دولت برخاسته از آرای مردم، مردانه آستین ها را به بالازده و برای حل آن اقدام می کند، تمام مسئولیت ها و شاهکارهای اجرایی خود را به فراموشی سپرده، در کنجی خزیده و تمامی مسئولیت ها را به دوش دولت نهم و دکتر احمدی نژاد می اندازند. این هم از حکایت های غمبار سیاست بازی عده ای در این مرز و بوم است.
از این روست که وقتی گفته می شود دولت نهم برای «اولین» بار این چنین به یاری محرومان برخاسته و سهام عدالت را در میان آنان توزیع می کند، به تمسخر مفهوم عدالت و سهام آن نشسته و آن را مساوی با توزیع فقر بر می شمرند! وقتی می گویی «اولین» دفعه است که دولت خود پیشگام اجرای سیاست های اصل ۴۴ از طریق خصوصی سازی مردمی و نه اختصاصی سازی برای قوم و خویش و فامیل و فلان مدیر شده، چهره در هم کشیده و آن را اقدامی پوپولیستی بر می شمرند! وقتی سفر استانی رئیس جمهور و هیات دولت و بازدید آنان از نقاط حاشیه ای، کپرنشینی و حلبی آبادها را بازگو می کنی و این اقدام را «اولین» بار در طول تاریخ ارزیابی می کنی، آن را فاقد پشتوانه کارشناسی دانسته و نقطه ضعفی در سیستم مدیریتی کشور معرفی می کنند!
وقتی سفرهای مکرر و فعالانه در عرصه سیاست خارجی را بر می شمری و از «اولین» سفر رئیس جمهور روسیه به ایران یا «اولین» حضور رئیس جمهور اسلامی ایران در اجلاسیه سران حاشیه خلیج فارس - که اساس تشکیل این اجلاس در سال ها پیش، بنابر مخالفت با سیاست های جمهوری اسلامی بنا نهاده شده بود - سخن می گویی، حاشیه های بی اهمیت و فاقد کارشناسی را وارد متن کرده و از متن اصلی، زیرکانه طفره می روند!
هنگامی که برای «اولین» بار از افتتاح هزاران طرح نیمه کاره اقتصادی در سراسر کشور توسط دولت خبر می دهی، بدون اشاره به معطل ماندن بسیاری از آنها حتی بر روی کاغذ در زمان مسئولیت شان، خود را سهیم اصلی در آن می خوانند!
آن هنگامی که از برخورد کریمانه و بزرگوارانه رئیس جمهور و دولت نهم به تمسخرها، اهانت ها و دروغ پردازی رسانه ای یاد می شود و لذا آن را «اولین» بار و بی سابقه می خوانی، باز هم گستاخانه از نبود آزادی بیان و خفقان رسانه ای دم زده و خود را مظلوم جلوه می دهند!
آن وقت که پرتاب «اولین» کاوشگر ایرانی و ساخت «اولین» ماهواره صد درصد بومی به فضا را می بینی و یا خبر خوش هسته ای را می شنوی، اینان ...!
و آن گاه که خبر بزرگ افتتاح و تولد بورس نفت و مواد پتروشیمی و تولد قریب الوقوع بورس برق را با کارهای بس فشرده و مدون کارشناسی و انقلابی اعلام می کنی، کودکانه از کنار آن گذشته و شش روزنامه زنجیره ای شاخص وابسته به آنان - که کوچکترین مشکل را بزرگنمایی کرده و شایعاتی در اطراف آن می آفرینند - حتی حاضر نمی شوند کوچکترین تیتری در صفحه اول خود به آن اختصاص دهند!
شاید اما ایشان با پرداختن به این خبر نتوانند تناقض میان شایعه سازی های سال ۸۴ خود و راه اندازی بورس های فعال و تاثیر گذار در کشور و سایر موفقیت های چشمگیر دولت مکتبی و مردمی را پاسخگو باشند؛ لکن تناقض بزرگ تر در پیش دیدگان آنان قرار دارد و آن این است که ستیز با موفقیت های ملی با شعارهای مردم گرایانه شان چه تناسبی خواهد داشت؟
از یاد نبریم که گرفتاری در تناقض، زمینه برچیده شدن بسیاری از گفتمان های مدعی و صاحبان آنها را فراهم آورده است...