آغاز جنگ
در واپسین روزهاى شهریورماه 1359 در حالى که اکثریت مردم ایران در تکاپوى خرید لوازم مدرسه براى فرزندان خود بودند، در مرزهاى ایران و عراق خبرهایى بود. درگیرىهاى پراکنده و رجزخوانى سیاسى طرف عراقى و... اما هنوز کسى در داخل ایران این اخبار و تهدیدها را جدى نمىگرفت. کمتر ایرانى به ذهنش خطور مىکرد که عراقى که در طول سالیان متمادى در برابر دولت ایران نمىتوانست قدرتنمایى کند وجرات چپ نگاه کردن به ایران را هم نداشت، به یک باره با گستاخى دچار توهم حمله به ایران گردد!
اما این چنین شد، صدام دیکتاتور عراق با توجه به برداشتهاى ذهنى خود و نیز تشویق قدرتهاى خارجى سرانجام تاب مقاومت را از دست داده و باحمله به ایران با ادعاى آزادى سرزمینهاى عرب و نجات قوم عرب از دست فارسیان! خود را فرشته نجات اعراب و مظهر قدرت آنان نشان دهد.
به دنبال شلیک یک گلوله تانک تى 72 در پادگان بعقوبه، ساعت 11 صبح روز 31 شهریور 1359به وسیله صدام و به دنبال آن حملات هوایى به شهرهاى داخلى و مرزى جمهورى اسلامی، تلاش همهجانبه نیروهاى زمینى عراق نیز آغاز گردید و مواضع و تاسیسات نظامى و غیرنظامى ایران در نزدیکى مرز زیر آتش سنگین نیروهاى عراق قرار گرفت. فرودگاه مهرآباد هم توسط سه فروند میگ 23 عراقى حوالى ساعت30/14بمباران شد و لشکرهاى عراقى در مناطق مهران و بستان حرکت خود را آغاز کردند.
آری! تجاوزى دیگر به مملکت ایران صورت پذیرفت، اما سالها کسى در دنیا این موضوع (تجاوز به ایران) را نپذیرفت. زیرا با پذیرش این تجاوز ادعاى حکومتى انقلابى پذیرفته مىشد که درمیان دولتها هنوز هیچ دوستى نداشت!
آغاز دفاع و مقاومت دلیرانه
حمله عراق با بهت مردم ایران همراه بود، غرور ملى شکسته شد و مردم هنوز باور نداشتند که عراق به این راحتى به ایران حمله کند و به پیشروى ادامه دهد. ارتش ساماندهى گذشته را نداشت، ژاندارمرى نیز وضعى بهتر از ارتش نداشت، بیشتر پادگانها تقریبا خالى بودند، سپاه نیز نهاد نوپایى بود که هنوز نمىشد روى آنها حسابى باز کرد. علاوه بر این مشکلات و درگیرىهاى داخلى در کردستان و ترکمن صحرا نیز مزید بر علت گردیده بود.
در حالى که عراق با 9 لشکر از 12 لشکر خود به ایران حمله کرده بود واز لحاظ تبلیغاتى نیز یک فرستنده رادیویى به نام جبهه آزادى بخش خوزستان را به کار انداخته بود، استعداد نیروهاى ایرانى مستقر در مرز در مجموع کمتر از یک تیپ عراقى بود!
با این وجود بسیارى از مردم و حتى مسئولین مىپنداشتند که همین مقدار نیرو نیز مىتواند عراقىها را به عقب براند! در آن روزها در بیشتر پاسگاههاى مرزى ایران حدود 10 نفر مستقر بودند که تنها مجهز به جنگافزارهاى سبک بودند. با چنین برترى نسبى عراق در زمین باز و بدون موانع طبیعى و مصنوعى بایستى بتواند بیش از پنج کیلومتر در ساعت پیشروى کند. یعنى ظرف چند ساعت به حاشیه خرمشهر رسیده و چند روزه آن را اشغال نماید. ولى در عمل نیروهاى عراقى تا 10 روز نتوانستند به حاشیه خارجى خرمشهر برسند و بیش از یک ماه نیز پشت درهاى خرمشهر ماندند. از همان روزهاى اول حمله عراق به ایران مقاومت آغاز گردید. به فاصله یک روز از حمله عراق به ایران، در اولین قدم نیروى هوایى ارتش جمهورى اسلامىایران با بمباران گسترده مواضع و تاسیسات عراق به صدام نشان داد که در مورد قدرت ارتش ایران و مدیریت آن اشتباه قضاوت کرده است. سخنان امام خمینی(ره) نیز با ایجاد آرامش و وحدمت میان اقشار مختلف مردم، بسیار کارا و موثر بود.
بىتردید باید گفت که مقاومت دلیرانه جمعى از نیروهاى لشکر 92، عدهاى از تکاوران نیروى دریایی، اعضاى شهربانى و ژاندارمرى و نیروهاى مردمى خرمشهر در طول ایام محاصره این شهر جزو غرورآفرینترین لحظات ایام دفاع مقدس مىباشد. اما به هر حال با وجود مقاومت رشیدانه نیروها و مردم، خرمشهر سقوط کرد اما این دفاع نشان داد که صدام براى رسیدن به پیروزى بر ایران راه سختى را در پیشرو دارد.
آزادسازى خرمشهر نقطه عطف جنگ
بهرغم سقوط خرمشهر و با وجود تمام مشکلات، رشادتهاى کلیه رزمندگان ارتشى و نیروهاى مردمى حرکت شتابان دشمن را کند کرده و با اینکه هزاران کیلومتر از خاک ایران به اشغال متجاوزى درآمده بود، درایت و اندیشمندى فرماندهان نظامی، توجیه مقامات مملکتی، هماهنگى بیشتر نیروهاى مسلح و درایت و رهبرى امام خمینی(ره) و وحدت و همدلى مردم فرصت لازم براى تدارک و سازماندهى نیروها، آمادگی، طرحریزى و در نهایت اجراى عملیاتهاى پدافندى و آفندى به منظور بازپسگیرى مناطق اشغالى و در هم کوبیدن ماشین جنگى عراق فراهم نمود.
با شکست حصر آبادان و به خصوص پس از انتصاب شهید سرافراز امیر صیادشیرازى به فرماندهى نیروى زمینى ارتش این حرکت دو چندان شد و به دنبال این پایان یافتن محاصره آبادان تلاشها براى آزادسازى خرمشهر نیز آغاز شد.
عملیات بازپسگیرى خرمشهر با نام بیتالمقدس که از تاریخ 10 اردیبهشت 1361 به مدت 26 روز در جنوب غربى اهواز انجام گرفت یکى از درخشانترین کارنامههاى عملیاتى نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران علیه ارتش عراق به شمار مىرود که افزون بر پایان دادن به 19ماه اشغال نظامى قسمتى از حساسترین نقاط خوزستان ضربهاى قاطع به نیروهاى عراق و توان و میل جنگجویى آنان وارد کرد. بىدلیل نبود که بیست روز از پایان این عملیات صدام تحت تاثیر ضربه کمرشکنى که این شکست بر ارتش وى وارد کرد و نیز به دلیل ترس از آسیبپذیرى بیشتر در مقابل تهاجمات گستردهتر نیروهاى ایرانی، در پوشش شعار صلحطلبى و لزوم آمادگى براى نبرد با اسرائیل به بهانه اشغال جنوب لبنان در آستانه تشکیل کنفرانس سران کشورهاى غیرمتعهد به صورت یک طرفه آتش بس اعلام کرد و شکست خفت بار خود و به ویژه از دست دادن خرمشهر را یک عقبنشینى تاکتیکى عنوان کرد و جالب اینجا است که صدام پس ازآزادسازى خرمشهر از شدت ناراحتى بسیارى از افسران و فرماندهان عالى رتبه ارتش عراق را اعدام یا مجازات نمود.
چرا پس از آزادسازى خرمشهر جنگ ادامه یافت؟
پس از آزادسازى خرمشهر این خوشبینى قوت گرفت که جنگ به زودى پایان مىپذیرد، اما چنین نشد و جنگ شش سال دیگر هم ادامه یافت. امروزه براى بسیارى هنوز این سوال مطرح است که چرا به جنگى چنین هولناک و زیانبار زودتر پایان داده نشد؟
در اینباره نظرات متفاوتى از سوى کارشناسان مسائل سیاسى و نظامى مطرح گردیده است. که در ادامه در مورد آنها بحث خواهیم کرد. صدام با چند برداشت غلط به ایران حمله کرد، اول اینکه قدرت ارتش ایران را با توجه به شرایط پس از انقلاب دست کم محاسبه کرده بود، دوم توان ملى ایجاد شده به وسیله انقلاب اسلامىرا نادیده گرفته بود، سوم عرق ملى - مذهى ایرانیان را فراموش کرده بود و آن را چیزى معادل سابقه کوتاه عمر کشور خود مىدانست ودیگر اینکه توان خود را دست بالاگرفته بود.
اما پس از آزادسازى خرمشهر کمى به خود آمد! و طى علامیهاى که در تاریخ 10 ژوئن 1982 (20 خرداد 61) براى دبیرکل وقت سازمان ملل متحد ارسال کرد، آمادگى عراق را براى اجراى آتشبس اعلام نمود تا با یک بازى سیاسى خود را صلح طلب و مقید به قوانین بینالمللى نشان دهد واز طرف دیگر به قول معروف توپ را به زمین ایران بیندازد.
لیکن اینکه چرا در آن موقع ایران راضى به پذیرش آتشبس نشد دلایلى دارد که در اینجا به طور خلاصه به برخى از آنها مىپردازیم. اول اینکه معلوم نبود که با پذیرش آتشبس از سوى ایران، صدام پس از تجهیز دوباره ارتش خود بار دیگر به ایران حمله ور نشود، چنانچه پس از پایان جنگ با ایران، با اشغال کویت خوى تجاوزگرانه خود را نشان داد.
شواهدى که نشان مىدهد صدام از همان ابتداى جنگ خود را براى حمله شیمیایى به ایران آماده مىکرده نیز موید این نظریه است. دیگر اینکه جامعه جهانى در آن روز (پس از آزادسازى خرمشهر) عراق را به عنوان آغازکننده جنگ نمىشناخت و این موضوع باعث از دست دادن امتیازاتى براى ایران مىشد که طبعا قابل قبول براى دولت و ملت ایران نبود.
نکته دیگر اینکه در زمان آزادسازى خرمشهر هنوز مهران و بعضى قسمتهاى دیگر از خاک ایران در دست عراق بود و شوراى امنیت از طرفین خواسته بود که به مرزهاى خود عقب بروند آن هم بدون هیچ اجبار یا ضمانت اجرایى و حتى تقبیح و شناساندن متجاوز! در حالى که هنگام اشغال کویت دیدیم که جامعه بینالمللى چگونه به سرعت قطعنامه محکومیت عراق را صادر مىکند و براى آزادى آن اقدام نیز مىکند.
به طور حتم اگر در مورد ایران نیز جامعه بینالمللى چنین عمل مىکرد وعدالت را در مورد برخورد با متجاوز و جبران خسارت و ... برقرار مىساخت جنگ زودتر به پایان مىرسید؛ زیرا دولتمردان ایران نیز راضى به جنگ و درگیرى و تنش در منطقه نبودند.
علاوه بر این صدام و حامیانش هنوز و درآن زمان در افکار خام خود بودند و نمىخواستند بدون دریافت امتیازى کنار بکشند چنانچه که پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوى ایران شاهد حمایت همهجانبه عراق از مخالفان ایران بودیم.
بهر تقدیر جنگ ادامه یافت و روزبهروز دنیا نظارهگر پیروزى رزمندگان اسلام بود.
میدان جنگ و جبههها کانون برخورد و آشنایى جوانانى بود که با فرهنگ و قومیتهاى مختلف از تمام نقاط ایران به جبهههاى جنگ اعزام شده بودند. آنان دراین جبههها به توانایىها و قدرت فرهنگى و استعداد خود پى بردند و بدین سان این نبرد هشت ساله عامل بیدارى ملى ایرانیان گردید.
جنگ با پیروزى ایرانیان ادامه داشت و ابرقدرتهاى شرق و غرب و نیز حکومتهاى عرب حاشیه خلیجفارس نگران سرنوشت صدام شدند و ترس از ایجاد حکومتى مانند حکومت انقلابى ایران باعث حمایت بىچون و چرا و کامل این دول از صدام گردید.
در حالى که ایران از لحاظ اقتصادى و نظامى در تحریم بود و براى تامین نیازهاى جنگى خود در شرایط سختى به سر مىبرد، انواع واقسام ادوات جنگى ساخت غرب و شرق و هواپیماهاى روسى و فرانسوى به عراق سرازیر شد.
خیل کارشناسان غربى و کمکهاى سخاوتمندانه کشورهاى عربى به عراق در ادامه جنگ کمک شایانى کرد. اگر نبود کمکهاى اطلاعاتى غرب و تسلیحاتى روسیه و فرانسه و سایر کشورها و نیز سربازان اردنى و مصرى و سودانى و... و دلارهاى نفتى شیخنشینهاى خلیجفارس، عراق یاراى مقاومت نداشت.
آری، جنگ ادامه یافت چون غرب و شرق وحشت داشتند، از پیروزى تفکر استقلال طلب و پویا! ایران امیدوار بود بتواند خود مسئله راحل کند و با توجه به پشتوانه مردمىاش به پیروزى هم نزدیک شد. اما جنگ روانى فزاینده تمام دنیا علیه ایران، تحریمهاى نظامى و اقتصادى و نیز دخالت مستقیم آمریکا که با حمله به سکوهاى نفتى ایران و سقوط هواپیماى مسافربرى ایرباس انجام گرفت، نشان دادکه غرب بههیچوجه تاب تحمل پیروزى ایران را ندارد.
از سوى دیگر تلفات نسبتا بالاى انسانى جنگ، خسارات فراوان مالى واقتصادى و نابسامانى اقتصادی، دولت ایران را به این نتیجه رساند که شرایط براى ادامه جنگ میسر نیست و بایستى آتشبس را قبول کرد.
اما به هر حال دلیل عمده توقف جنگ و پذیرش آتسبس از سوى ایران را مىتوان در آینده نگرى امام(ره) نسبت به مصالح کشور، دین و انقلاب خلاصه کرد.
در 27 تیرماه 1367 دولت ایران نیز قطعنامه 598 را پذیرفت، اما این بار مهمترین خواسته ایران یعنى شناسایى متجاوز مدنظر قرار گرفت و مىتوان گفت اعتراف سازمان ملل متحد وآقاى خاویر پرزدکوئیار، دبیر کل وقت آن، مبنى بر اینکه عراق مقصر اصلى جنگ و آغازگر آن است، خود یک پیروزى بزرگ براى انقلاب اسلامىبود تا با وجود آن همه تبلیغات علیه جمهورى اسلامى مظلومیت و حقانیت ایران بر جهانیان ثابت شد.
امروز در حالى هفته دفاع مقدس را سپرى کردیم که صدام در مسند قدرت عراق نیست تا بار دیگر در سالروز آغاز جنگ از آن نطقهاى آتشینش بخواند و خود را پیروز جنگ و ایران را آغاز گر جنگ بداند! و در حالى یاد شهداى گرانقدر دفاع مقدس را گرامى مىداریم که صدام آن دیکتاتور خون آشام به سزاى اعمال ننگین خود رسیده است.