تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۱۱۶۶۹

سعید مدنی / پژوهشگر مسائل اجتماعی
وقتی خاتمی با کناره گیری از نامزدی ریاست جمهوری، به منتقدان خود اطمینان داد مهندس موسوی گزینه یی بسیار مناسب برای انتخابات سراسر چالش ریاست جمهوری است، بسیاری از جمله نگارنده با ظن و گمان بسیار این ادعای او را پذیرفتند و با نگرانی به رفتارها و انتخاب های آقای موسوی چشم دوختند. اکنون که چند ماه پرحادثه از آن زمان تاکنون پشت سر گذاشته شده و در این مدت فرصت آن بوده تا ده ها انتخاب و رفتار مهندس موسوی ارزیابی شود، باید اعتراف کنیم آنچه موسوی انجام داده بسیار بیشتر از انتظارات بسیاری از فعالان سیاسی- اجتماعی بود، به طوری که اکنون بدون هیچ گونه شک و گمانی باید او را یکی از جدی ترین، پیگیرترین، هوشیارترین، خلاق و نوآورترین مردان سیاسی ایران معاصر دانست. او نشان داده صلاحیت آن را دارد تا در مقام مرجعیت سیاسی- فکری مورد اعتماد جمعیت کثیری که در جنبش سبز گرد هم آمده اند، راه سبز امید را ساماندهی کند.
اما در میان مواضع و نوآوری های هوشیارانه مهندس موسوی طرح شبکه های اجتماعی خودجوش و خودمختار بی شمار و گسترده در سطح جامعه را باید از بدیع ترین اقدامات او دانست که می تواند تجربه و رویکردی نو در تشکیلات و سازماندهی در ایران معاصر محسوب شود. اما شبکه اجتماعی چیست، چه نسبتی بین آن و جنبش اجتماعی وجود دارد، چه شبکه هایی را در اجتماع می توان یافت، نحوه عضویت، کناره گیری، تشکیلات یا انحلال یک شبکه چگونه است، شبکه ها چگونه با یکدیگر پیوند می خورند و روش های تعامل آنها با مدیریت جنبش چیست؟
تقریباً همه صاحب نظرانی که درباره سرمایه اجتماعی بحث کرده اند، شبکه های اجتماعی را یکی از مولفه های مهم آن دانسته اند. از سوی دیگر در بحث درباره سازمان جنبش های اجتماعی، شبکه ها به تدریج محوریت یافته اند. در فرآیند تحول از جنبش های قدیم به جدید بر توجه به شبکه ها دائماً افزوده شده است. اقدامات جمعی اعتراضی جامعه بشری از گذشته های بسیار دور تاکنون وجود داشته است. این اعتراضات ابتدا جنبه حزبی یا سازمانی نداشتند، بلکه از جنبش های توده یی تشکیل می شدند که فاقد کمترین تعهد یا وابستگی سازمانی بود. معمولاً این نوع مبارزات حول انجمن هایی شکل می گرفت که فرا تر از جمعی کوچک با روابط غیررسمی و اغلب غیرعلنی و مخفی نبودند. اعتراضات نیز اغلب منطقه یی یا محلی بودند و کمتر جنبه ملی و سراسری داشتند. در راس این جنبش ها رهبران و تشکیلاتی هرمی قرار داشت که از طریق روابط یکسویه به بدنه اجتماعی متصل می شد. به این ترتیب رهبران بودند که زمام اقدامات جمعی را در دست می گرفتند. قدرت این دسته جنبش ها حاصل توانایی آنان در بسیج عمومی و مردمی بود. بنابراین تشکیلات جنبش ها در گذشته به مثابه نوک کوه یخ شناور در آب بود که بسیاری از ابعاد تحرک اجتماعی مردم که بدنه جنبش را می ساختند، چندان قابل مشاهده نبود. به تدریج جنبش ها تحت هدایت سازمان متمرکزی شکل گرفتند که از صدر تا ذیل بدنه را رهبری می کردند و به یکسان سازی ایدئولوژیک همه اعضا و مشارکت کنندگان می پرداختند. چند دهه زمان لازم بود تا ضعف این رویکرد سازمانی آشکار شود.
روابط غیردموکراتیک درون جنبش، ضربه پذیری و ناتوانی در استمرار، دوام و بقا، همه موجب شد انتقادات نسبت به این نحوه سازماندهی متمرکز تشدید شود. از سوی دیگر فرآیند احاطه و اشراف تشکیلات حزبی یا سازمانی بر جنبش ها موجب سلطه رهبران سازمان ها و استفاده از این امکانات برای حفظ و گسترش پیروان می شد و به این ترتیب احتمال فراموش شدن مصلحت ها و نیازهای بدنه جنبش افزایش می یافت. از این گذشته تبدیل شدن اعتراض به امری حرفه یی در درون سازمان ها امکان اعمال نظر و تحمیل خواست های مبارزان حرفه یی بر خواست های بدنه جنبش را فراهم می آورد که آثار سوء قابل توجهی در پی داشت. این اعتقادات موجب شد جنبش های اجتماعی رویکرد های جدید در سازماندهی را در دستور کار خود قرار دهند که به میزان قابل توجهی دموکراتیک تر، تکثرگراتر و فراگیرتر باشد. این رویکرد زمینه توجه به شبکه های غیررسمی را تقویت کرد. به این ترتیب الگوهای سازمانی افقی جدیدی در جنبش ها شکل گرفت که بسیار انسانی تر و دموکراتیک تر بودند. این شبکه ها امکان بالقوه سوءاستفاده از خواست های جنبش های اجتماعی را توسط سازمان های حزبی کاهش می داد و فرآیند توسعه سیاسی کل جامعه را تسهیل می کرد.
شبکه اجتماعی چیست
شاید یکی از علل توجه روزافزون به شبکه های اجتماعی، نقش غیرقابل انکار آنها در سرمایه اجتماعی باشد. گفته شده سرمایه اجتماعی رابطه مکرر بین افراد است. این روابط اغلب درون شبکه ها سامان می یابند. شبکه ها به عنوان یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی نتیجه و پیامد روابط اجتماعی هستند. روابط اجتماعی در فرهنگ علوم اجتماعی به این شیوه تعریف شده است؛ رابطه به معنای ارتباطی است از هر نوع بین دو یا چند واقعیت. این ارتباط می تواند به صورت مستقل، متقابل یا به هم پیوسته باشد. وبر منظور از روابط اجتماعی را ارتباط و وابستگی متقابل انسان ها و جهت گیری رفتاری آنها دانسته است. درک روابط اجتماعی به عنوان مجموعه یی از شبکه ها ما را قادر می سازد ساختار روابط اجتماعی را تشخیص دهیم (به عنوان مثال اینکه آیا مردم یکدیگر را می شناسند و ماهیت روابط آنها چیست) و همچنین ما را قادر به تشخیص محتوای این روابط می گرداند (برای مثال علت حضور در پشت بام و فریاد الله اکبر یا برعکس). جنبش های اجتماعی نه تنها سرشار از رابطه اند بلکه خود تولید کننده انبوهی از رابطه ها هستند. حاضران در جنبش به تدریج و پس از همیابی در مراسم ها، دعوت ها و اعتراض های جمعی در فضایی متکی به اعتماد متقابل و ارزش های مورد توافق بنیاد روابط خود را پی ریزی می کنند و پس از آن هر روز و در هر کنش جمعی بر عمق و گستره این روابط می افزایند.
در تعریف عام، یک شبکه اجتماعی «گروهی از افراد وابسته به یکدیگر» است که معمولاً یک «ویژگی مشترک» دارند. برای مثال، آنها ممکن است علاقه مندان یک ایده یا روش فکری، سیاسی یا اجتماعی باشند، ممکن است یک ورزش خاص را دوست داشته باشند یا ممکن است شغلی مشابه داشته و همکار باشند. در سطح خرد، خانواده و گروه دوستان، ویژگی های شبکه را دارند. یک فرد همزمان می تواند به بیش از یک شبکه تعلق داشته باشد. گذشته از خانواده، یک فرد ممکن است عضوی از شبکه های جداگانه ارتباطات مبتنی بر مجاورت و همسایگی، علایق تفریحی، شغلی، جنسیتی، خانوادگی، سیاسی، مذهبی و گروه بندی قومی و ملی خود باشد. هر یک از این گروه بندی ها ممکن است هنجارهای مختلف و طیفی از انتظارات و تعهدات متقابل را ایجاد کند و ممکن است سطوح متفاوتی از اعتماد عمومی نسبت به دیگرانی را که در درون یا خارج از گروه بندی قرار دارند، فراهم کنند. شبکه ها توانایی آن را دارند تا بدون هیچ نوع محدودیتی گسترش یابند و با گروه های جدید تا زمانی که از کد ارتباطی مشترکی استفاده می کنند، همبسته شوند.
گاه شبکه ها «به صورت یک ارتباط اخلاقی مبتنی بر اعتماد» تعریف می شوند. به عبارتی می توان گفت یک شبکه شامل گروهی از افراد است که در هنجارها یا ارزش های فراتر از ارزش ها و هنجارهای لازم برای داد و ستدهای متداول روزانه، اشتراک دارند. به طور کلی این هنجارها از نوع ساده و دوسویه تا یک نظام ارزشی پیچیده را دربر می گیرند. البته نکته مهم و محوری در این تعریف این است که شبکه ها بر مبنای هنجارها و ارزش های غیررسمی مشترک بنا می شوند. از این منظر اصولاً شبکه ها اغلب جنبه یی غیررسمی دارند. همه ما در روابط روزمره به طور خودآگاه یا ناخودآگاه مجموعه یی از ارزش های عام اجتماعی را رعایت می کنیم و بدون آنکه با دیگران درباره آنها بحث یا توافقی کرده باشیم، آنها را نقض نمی کنیم. روابط والدین با فرزندان، رابطه معلم با شاگرد، رابطه مدیر و کارکنان، رابطه دوستان هم سن و سال همه در چارچوب این نوع ارزش های عام برقرار می شوند. شبکه ها اغلب علاوه بر توجه به این ارزش ها به تدریج موازین و اصول دیگری را نیز موردنظر قرار می دهند که در نتیجه سطح ارتباط بین اعضای شبکه را ارتقا می دهد. روابط بین همکاران زمانی که علاوه بر ضرورت های حرفه یی جنبه های سیاسی یا اجتماعی یا فرهنگی پیدا می کند به سرعت استعداد آن را خواهد یافت تا شبکه جدیدی با ارزش های فراتر از چارچوب حرفه یی را بنا کند. جنبش های اجتماعی ارزش ها، فرهنگ و هویت خاص خودشان را تولید می کنند و به این ترتیب زمینه ساز ایجاد شبکه های جدید یا ارتقای شبکه های قبلی می شوند که کارکرد آنها در جنبش ها بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. بنابراین شبکه ها در عین حال که از ارزش های جنبش بهره مند می شوند، خود نیز به بازتولید این ارزش ها در روابط اعضای شبکه و رابطه با دیگر شبکه ها می پردازند.
بنابراین تحلیل شبکه های اجتماعی بر تماس ها و پیوندها، ارتباطات، وابستگی های گروهی و جلساتی تاکید می کند که یک فرد را به دیگری مرتبط می سازد. این ارتباط ها را نمی توان در سطح خصوصیات یا نگرش های اعضای منفرد شبکه تنزل داد. بنابراین شبکه ها را می توان به عنوان واحد های سازمانی جنبش های اجتماعی و عامل رشد سرمایه اجتماعی در جنبش محسوب کرد.
انواع شبکه‌های اجتماعی
شبکه های اجتماعی به دو گروه رسمی و غیررسمی تقسیم می شوند. شبکه های اجتماعی غیررسمی عبارتند از روابط رودررو بین گروه محدودی از افراد که یکدیگر را می شناسند و به واسطه پیوند های قوم و خویشی، دوستی، حرفه یی یا همسایگی به هم وابسته اند. شبکه های غیررسمی، «نهادهایی» هستند که کنش های جمعی با الگوهای مشخص و معین دارند. این شبکه ها به لحاظ قانونی به رسمیت شناخته نمی شوند و نیازی هم ندارند که به رسمیت شناخته شوند. اعضای آنها تمام وقت در خدمت شبکه نیستند به همین لحاظ سازمان رسمی محسوب نمی شوند، اما هیچ یک از اینها نافی قدرت و کارکردشان نمی شود. شبکه های غیررسمی مقررات نانوشته یی دارند که منابع مشخصی را برای بقا و حیات شان فراهم می کند. شبکه های غیررسمی گاه در فرآیند تحول خود به شبکه های رسمی تبدیل می شوند. سازمان های غیردولتی به ثبت رسیده، تعاونی های روستایی، گروه های موسیقی یا ورزشی اغلب از دل شبکه های غیررسمی متولد شده اند، اگرچه پس از کسب هویت رسمی نیز همچنان روابط افقی و تا حدی پراکنده دارند که تمایل افراد به عضویت در آنها فراتر از دریافت دستمزد یا روابط بازار است. شبکه های غیررسمی به طور قطع و یقین کارکردهای ویژه یی دارند که ادامه حیات شان موکول به آن کارکرد و خروجی است.
گاه این کارکرد جنبه های عاطفی دارد و احساس تعلق و دلبستگی را در گروهی از افراد تقویت می کند و گاه ابعاد کاملاً عینی و واقعی دارد یعنی خدماتی را به اعضای شبکه ارائه می دهد که کاملاً قابل محاسبه اند. جنبش های اجتماعی زمینه کنش و فعالیت شبکه ها را تقویت می کنند، زیرا انگیزه های مهم تری را برای اعضا به ارمغان می آورند. فعالیت و کنش در شبکه های غیررسمی هرگز منافاتی با حضور اعضای آنها در شبکه ها و سازمان های رسمی ندارد. سازمان های رسمی، شخصیت های حقوقی هستند که وظایف مشخصی را در سطح جامعه عهده دار هستند و در قبال انجام آن وظایف، درآمد کسب می کنند. اما همه روابط درون یک جامعه و حتی همه نیازهای افراد یک جامعه را نمی توان از طریق سازمان ها یا شبکه های رسمی تامین کرد، بنابراین تشکیل شبکه های غیررسمی امری الزامی و اجتناب ناپذیر است و دولت ها و نظام های سیاسی نمی توانند مانع از تشکیل آنها شوند. رابطه بین شبکه های غیررسمی و سازمان های رسمی مشروط به دریافت بازخورد مثبت شبکه غیررسمی از سازمان رسمی است، در واقع «سربازان برای دسته خودشان می جنگند نه برای سازمان دیوانسالار ارتش». بنابراین اگر شبکه های غیررسمی و سازمان های رسمی به یکدیگر اعتماد و اطمینان نداشته باشند، در مقابل یکدیگر صف آرایی می کنند.
به این ترتیب دیوار بی اعتمادی دو سوی منازعه بالاتر و بالاتر خواهد رفت. تجربه نشان داده در این منازعه سازمان های رسمی هستند که به دلیل ساختار غیرقابل منعطف و ناکارآمد ناچار می شوند عقب نشینی کنند یا متلاشی شوند. در نظام های دموکراتیک این تعارضات به حداقل می رسد، اما در نظام های اقتدارگرا دامنه منازعه گسترش یافته و در جنبش های اجتماعی منعکس می شود. سرمایه اجتماعی حاصل تعمیق اعتماد و مدارا در جنبش های اجتماعی منجر به تولد شبکه های گسترده غیررسمی می شود. افرادی که در درون جنبش یکدیگر را همیابی کرده اند و قادر شده اند به همدیگر اعتماد بورزند، در ارتباط با هم، شبکه های غیررسمی را به وجود می آورند تا از طریق آنها نقش موثرتری در جنبش داشته باشند.