تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۱۲۳۴۳
راهبردهای نه‌گانه برای بازگشت آرامش به جامعه از سوی میرحسین موسوی منتشر شد

 میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای ضمن تاکید بر حفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی، اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسائل روز را ضروری دانست.
به گزارش ایلنا، در بخشی از بیانیه نخست وزیر دوران امام که خطاب به ملت ایران نوشته شده، آمده است: نزدیک به 3 ماه پیش از این، زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق های رای رفتید که با تاکیدهای مکرر مسوولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان پاسداری خواهد شد. اما تخلف ها، ... و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می توانست در فرآیندی منصفانه و بی طرفانه مهار شود با بی تدبیری مسوولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه های دولتی و ... به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته های اعتماد میان مردم و حکومت نیست. در ادامه این بیانیه آمده است: همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند. در ادامه بیانیه نخست وزیر دوران دفاع مقدس آمده است: حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب زده حوادثی که پی در پی رخ می دهند، چاره جویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است. هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه های حکومتی افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب آفرینی و بحران زایی های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی هایی می دانند که خود مسبب آنها بوده اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بی توجه به عواقب سنگین رفتارهای خود با بهانه جویی های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می دهند. از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفا حکومتی) برای حل مساله به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره گیری از ظرفیت های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن های متمادی از عمر ملت ها و تمدن ها صرف تحصیل آن می شود و چه هزینه های گزافی که در این راه نمی پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته اند که تنها راه همزیستی مسالمت آمیز سلیقه ها و گرایش ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می زند، اگرچه فهم های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی. از اینروست که به رغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.
آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است
برخلاف آنچه دستگاه های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می کنیم. ما خواسته هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور که جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غیرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است. استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راه کارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رای و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است; انسان های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سو» استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی کند.
فعلیت‌بخشی به ظرفیت‌های قانون اساسی
در بخش دیگری از بیانیه مهندس موسوی آمده است: قانون اساسی ما پر از ظرفیت هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده اند; مسوولان گاهی با این حقیقت به گونه ای برخورد می کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت ها، آن هم تمامی این ظرفیت ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش هایی از آن که منافع اشخاص یا گروه هایی خاص را تامین می کند به صورت اغراق آمیز تاکید شود و بخش هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از 30 سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست اندرکاران را به خشم می آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تامین آزادی های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت های دولتی در خزانه داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیات منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی طرفی آن و... هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده اند; اصولی که به راحتی و صراحت نقض می شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می شود.
آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان است
مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده اند. نمونه ای از آنها آزادی است; آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تامین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی هراس از حاکمان بوده است. و مظلوم تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است; دینی که بسیار از آن نام می برند و اندک به آن عمل می شود. چه بسیار که دین را سرند می کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می سپارند و سلیقه ها و مصلحت های خود را متن اسلام می نامند.
میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود
اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توام با ایمان آماده تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه روز بیشتر می شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند; میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح های بزرگ و اخلاص های مثال زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تامین کند. در ادامه این بیانیه آمده است: پروردگار ما ایمان هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عین این تلخکامی ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر کدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده ای که داده است عاجز نمی شود و راه هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می کوشند می گشاید; راه هایی امن، راه هایی هموار، راه هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.
رهروان راه های خدا به امیدی که از وعده او داشتند رسیدند; آیا مسافران بیراهه نیز به آن چیزی که باید انتظارش را می کشیدند نرسیده اند؟
علل تشکیل راه سبز امید
ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق هایی که در هر مرحله به دست می آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده هایی داریم که هدایت الهی پیش پایمان قرار می دهد. ما می اندیشیم و تدبیر می کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه هایی که او برایمان می گشاید از خود کارسازی نشان می دهند. ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده اند; اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت. و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده ایم تا حاکی از هویت ایرانی مان باشد; امیدی که این ملت را از گردنه های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است; راه سبز امید.
چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی یا جایگزینی برای سامان های سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تاکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقویت هویت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می کند; مجموعه ای پیام محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده اند. وظیفه ای که امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتی فطری از جمع های کوچک و بزرگ و حتی احزاب و تشکل های سیاسی ما سر می زند آن است که به صورت هسته های معین برای چنین شبکه ای عمل کنیم. گرد هم جمع شویم تا چه کنیم؟ این نخستین سوالی است که معمولا در چنین شرایطی از یکدیگر می پرسیم. ما معمولا تصور می کنیم آنچه در این گردهم آیی ها اهمیت دارد کاری است که در قالب آنها با کمک یکدیگر به انجام می رسانیم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهای اجتماعی اگر محوری برای فعالیت های ثمربخش قرار نگیرند به مانند درختانی که میوه هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام المنفعه و دیگر فعالیت های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند. جمع های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون های فرهنگی و ادبی، انجمن ها، احزاب، جمعیت ها، تشکل های صنفی، نهادهای حرفه ای، گروه هایی که با هم ورزش می کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می شوند، حلقه همکلاسی ها، گروه فارغ التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته اند، و ...; هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه های کوچک عضویت داریم و این دست مایه اصلی گفت وگو و ارتباط میان هسته های جامعه ماست. بلکه تجربیات اخیر نشان داد خرده رسانه هایی که از این روابط زاده می شوند می توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد. ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک هم صدا شویم; شعاری دقیق و عمیق که قادر به تامین خواسته های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی هایی که اینک در شبکه های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلایی ویژگی مهم این شعار و آرمان است، به صورتی که اگر بر آن بیفزاییم چه بسا کسانی که نتوانند یا نخواهند با آن هم صدا شوند، و اگر از آن بکاهیم چه بسا قشرهایی که امیدهای خود را در آن نیابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.
آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توام باشد
در ادامه بیانیه مهندس موسوی آمده است: ما اگر صرفا در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند. نمی توان از جامعه ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تامین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه ای که از آزادی ها و آگاهی های اساسی محروم شود در تامین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توام باشد. به همان اندازه که محدودیت های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم انداز دسترسی به جامعه ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می کند، به ویژه آن که در سیاست سال های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از این وضعیت ملاحظه نمی شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده های آنان مبدل ساخته است.
همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1- تشکیل گروه حقیقت یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان.
2- اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3- شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادها.
4- رسیدگی به آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده های جان باختگان، آزادی همه دست اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5- اعمال اصل 168 قانون اساسی در خصوص تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به جرایم سیاسی با حضور هیات منصفه. 6- تضمین آزادی مطبوعات، تغییر رفتار جانبدارانه صداوسیما، رفع محدودیت های اعمال شده برای برخورداری احزاب، گروه های سیاسی و نگرش های مختلف از ارائه دیدگاه های خود در رسانه ها، به ویژه صدا و سیما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7- به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی.
8- تضمین حق اساسی مردم در تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها با اعمال اصل 27 قانون اساسی.
9- تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت های اقتصادی.
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.