تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۱۲۶۱۸
سرنوشت افراطیون دوم خردادی

امیرعلی فاطمی
 قبل از انتخابات اغلب گمانه‌زنی‌ها حکایت از آن می‌کرد سرنوشت افراطیون دوم خردادی تابعی از شرایط و نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم است. همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد شکست مجدد جریان دوم خرداد، افراطیون این جریان را به یک مسیر قهقرایی غیرقابل بازگشت هدایت کرد و پایان تاریخ برخی از این گروهها را رسما رقم زد. پرواضح است که این سرنوشت محتوم، محصول مدیریت ناکارآمد و سیاست زده دوم خردادی‌ها در دوره‌های گذشته است.
ماشین ها ی حزبی استاندارد در جوامع مختلف با استارت موضع گیری های تصریح و تنقیح شده در قبال سیاستهای موجود وارد رالی رقابت های انتخاباتی می شوند. نوعا اعتقاد بر این است که این دست موضع گیری ها پشتیبانی طیف گسترده ای از رای دهندگان را در پی دارد و لذا جریانات سیاسی با هدف گرفتن نقطه سیاه در دارت آرای خاکستری به اعلام مواضع و منافع می پردازند. در مرحله بعد ماشین های سیاسی، نامزد و یا نامزدهایی را معرفی می کنند که نماینده مواضع و منافع اعلامی باشند.
پدیده دوم خرداد از ابتدای پیدایش با مسئله شفاف سازی و تصریح منافع مشکل داشت. حتی در قبال مفاهیم فلسفی و بنیادی چون جامعه مدنی ، دموکراسی،تساهل و تسامح و... نیز نمی شد برونداد مشخصی را از این جریان فهمید، چه برسد به سطوح تحلیل مادون تری چون اتخاذ مواضع واعلام برنامه ها در انتخابات مختلف! مضاف بر اینکه گزینش نامزدهای نهایی از مجاری تصریح مواضع می گذرد. تا موضع گیری ها در قبال سیاستهای کلان کشور مشخص نشده است چگونه می توان نامزدی را معرفی کرد که نماینده این مواضع و منافع باشد.
استاندارد سازی رفتار سیاسی ضرورت غیر قابل اجتنابی است که در بین دوم خردادی ها احساس می شود. به خصوص که شکستها ی پی در پی در چند انتخابات اخیر این جریان را تا سر حد زوال سوق داده است ونگرانی های جدی را درباره سرخوردگی سیاسی بین نیروهای دوم خردادی موجب شده است.
از سویی باید اذعان کرد خاتمی یکی از یگانه منابع سیاسی دوم خردادی در بازی های دهه گذشته بوده است . اما آنها نباید فراموش کنند که با هزینه کرد مکرر منابع در بازی های مختلف از ارزش سیاسی آنها کاسته می شود. ادبار عمومی از لیست موسوم به” یاران خاتمی” در انتخابات مجلس هشتم روند فرسایشی محبوبیت خاتمی را به خوبی در معرض قضاوت آگاهان سیاسی گذاشت.
در واقع اقتضای وضعیت موجود این است که نه به یک باره خاتمی را از قطار اصلاحات پیاده کنیم -همان ایده ای که در دوردوم ریاست جمهوری وی در حال شکل گیری بود- و نه اینکه او را به اتاق لوکوموتیوران ببریم و بی محابا فرمان قطار دوم خرداد را به وی بسپریم.رانندگی برای کسانی که ظرفیت سرعت و دقت ندارند اصلا به صلاح نیست.