تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۱۲۸۶۷
ساختار حکومتی سعودی در چنبره فامیلی؛

انتشار صداى ضبط شده (صالح اللحیدان) رئیس دادگسترى عربستان که جوانان را براى رفتن به عراق تشویق مى‌کرد، نیز غیر منتظره نیست... مناسبات و نوع روابط فامیلی در عربستان ساختاری پیچیده را برای ساختار قدرت در این کشور ایجاد کرده است. فرزندان و نوادگان "ملک عبد العزیز" اولین پادشاه عربستان، همه امیر و امیره خوانده می‌شوند و در حال حاض حدود هزار امیره وجود دارد که حقوقی بین 20 تا 150 هزار دلار دارند.این امیر و امیره‌ها در محدوده خانه خود آزادی کامل داشته و حتی مقامات امنیتی حق دخالت در زندگی آنها را ندارند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، رقابت‌ها در میان فرزندان "ملک عبدالعزیز"، امر تازه ای نبوده و برای نمونه، "ملک سعود" از پادشاهی کنار گذاشته شد و "ملک فیصل" نیز توسط یکی از افراد خانواده کشته شد. رقابت‌ها در این خاندان به هیچ وجه سیاسی نبوده و کاملا شخصی و منفعتی است.
فرزندان "ملک عبد العزیز"، از لحاظ سنی به دو نسل قدیم و جدید و از لحاظ فکری به دو گروه غرب گرا و روشنفکر و گروه وهابی و تندرو و از لحاظ جناحی به دو جناح "سدیری" (فرزندان حصه، دختر احمد سدیری یکی از 32 همسر "ملک عبد العزیز") و غیر "سدیری" تقسیم شده‌اند و در واقع "ملک عبدالله" نقش میانجی و ایجاد توازن بین این گروه‌ها، جناح‌ها و جریان ها را ایفا می‌کند و نمی‌تواند مستقل حکمرانی کند.
بر پایه این گزارش، به تازگی "ملک عبدالله"، برای ایجاد توازن بین این گروه‌ها، جناح‌ها و جریان‌های موجود در حاکمیت سعودی‌ها،"امیر نایف بن‌عبدالعزیز" را به سمت معاون دوم "ملک عبدالله" برگزید. وی شخصی تندرو و با اندیشه‌های سلفی و وهابی است و انتخاب وی به این سمت، در کنار پست مهم وزارت کشور، نشان دهنده متمایل شدن سیاست‌های آینده عربستان به سلفی‌گری و تکفیر شیعه و شیعه‌کشی است. "امیر نایف" در سایه مریضی "امیر سلطان بن‌عبدالعزیز" و پس از فوت وی، به شکل خودکار به عنوان ولیعهد تعیین خواهد شد.
این امر باعث اعتراض جناح دوم خاندان "آل سعود" شده و در این میان، می‌توان به انتقادات "طلال بن‌عبدالعزیز" و فرزندش ـ "ولید بن طلال" سرمایه‌دار مشهور ـ اشاره کرد. این جناح خواهان مشروطه شدن پادشاهی و محدود شدن آن به قانون اساسی است. این انتصاب جدید همچنین باعث نارضایتی فرزندان "امیر سلطان" از جمله "بندر بن سلطان" نیز شده است. "امیر سلطان" وزیر دفاع قدرتمند عربستان در دهه پیش بود که با استفاده از پول نفت برای چندین دهه، شخص متنفذ و تصمیم گیرنده اصلی در مسائل کشورهای عربی و اسلامی به شمار می‌آمد. وی تمایل داشت فرزندش "امیر سلمان" پس از وی ولیعهد باشد.
گفته می‌شود، "بندر بن سلطان" که روابط مشکوکی با بوش پدر و پسر و روابط قوی با سیا دارد، تصمیم داشت کودتای علیه "ملک عبدالله" بزند تا پیش از فوت پدرش بتواند بر تخت پادشاهی بنشیند، ولی این کار وی خنثی شد و اکنون در خانه‌اش تحت کنترل است.
به غیر از تعیین"نایف بن‌عبدالعزیز" در سمت معاون دوم پادشاه، "ملک عبدالله" یکسری تغییراتی را ایجاد نمود که یک نوع کودتا علیه نسل قدیمی خاندان به شمار می‌آید و در این راستا، وجود بردارش"امیر مقرن" در پست رئیس استخبارات عربستان، کمک حقیقی برای حفظ قدرتش می‌باشد. "سعود الفیصل" وزیر خارجه نیز اگر چه از جناح "سدیری" ها نیست ولی مورد وثوق "ملک عبدالله" است و در نهایت می‌توان گفت که یک معادله پیچیده ای بر این خاندان حاکم است که در آن پول، قدرت و نفوذ، تاثیر اساسی دارند.
این گزارش می‌افزاید: بر کسی پوشیده نیست که عربستان از اتحاد عجیب و غریب خاندان "آل سعود" و وهابیت به وجود آمده و این اتحاد، فراتر از آن است که بتواند یکی را در دیگری محو کند. این ارتباط شامل توازن بسیار دقیق و حساسی است.
اگر در گذشته امیران "آل سعود" می‌توانستند ظاهری از اسلام را رعایت کنند و اکنون پس از سفر به غرب و تحصیل در آنجا و تأثیرپذیری از جوامع غربی این امر ممکن نیست، در نتیجه برای رعایت توازن، باید امتیاز مهمتری را به وهابیت واگذار کنند.
اگر در گذشته می‌توانستند شعارهای توخالی در حمایت از فلسطین و ضد اشغالگری اسرائیل سر دهند، امروزه در سایه آخرین تغییر و تحولات منطقه نمی‌توانند حتی چنین شعارهای بدهند و در نتیجه باید در مقابل به وهابیت باج بدهند، تا این توازن دوباره برقرار شود.
بی‌شک، این امتیاز چیزی جز تزریق مبالغ هنگفت برای فعالیت‌های خارجی وهابیت از جمله پشتیبانی جریان‌های تکفیری و انتحاری در چچن، افغانستان، پاکستان و عراق نیست و بدون شک این امتیاز چیزی جز باز گذاشتن دست وهابیت در مقابل مذاهب دیگر اسلامی از جمله شیعه نیست.
ارتباط خاندان "آل سعود" و ایالات متحده نیز چنین حکمی دارد. اگر "ملک عبدالله" برخلاف "ملک فهد"، در مسائل داخلی و مسائل مربوط به رقبای خاورمیانه‌ایش کوتاه نمی‌آید، باید در برابر این سیاست، بهای هم‌ارزشی را به غربی‌ها بدهد.
اگر "ملک عبدالله" قدرت را در عربستان به سود خود قبضه کرده و به هیچ امیری حتی اگر دوست صمیمی سران آمریکا و سیا باشد، اجازه نمی‌دهد که در پادشاهی به رقابت با وی بپردازند، باید در مقابل گوهر هم ارزشی را به غربی‌ها بدهد.
بدون شک، این بها چیزی جز پیشبرد صلح و سازش اعراب با اسرائیل نبوده و این گوهر نیز چیزی جز باز نگه داشتن لوله‌های انتقال نفت به غرب نیست.
این معادلات به هیچ وجه از بین رفتنی نبوده و به همان میزانی که خاندان "آل سعود" در سیاست معینی پیش می‌روند، باید به همان میزان به وهابیت امتیاز بدهند و سیاست‌های عربستان نیز بر همین منوال قابل پیش‌بینی است. به همان میزان که سازش عربستان با اسرائیل بیشتر می‌شود، شیعه کشی این کشور در خارج نیز بیشتر خواهد شد و به همان میزانی که فساد خاندان "آل سعود" بیشتر شود، تزریق سرمایه به وهابیت بیشتر خواهد شد و دست وهابیت برای جذب جریان های تندرو در خارج از جهان بیشتر خواهد شد.
نیازی نیست که برای شناخت فساد و بی بند باری در فرزندان خاندان "آل سعود" به دنبال تحقیقات جامعه شناختی و حقوقی باشید، دانستن همین مسأله که 56% از مبارزان سلفی و تکفیری در عراق (به گفته ان.بی.سی نیوز) را عربستانی‌ها تشکیل می‌دهند، خود گویای میزان فساد و بی بند باری است که خاندان "آل سعود" در آن غرق شده‌اند.
در پایان این گزارش اشاره می‌کند که مدتی پیش، وزیر خزانه‌داری آمریکا سه تن از سرمایه داران عربستانی را به حمایت از تروریسم متهم کرد. آنها کمک‌های هنگفتی را به گروه رادیکالی «ابو سیاف» در فلیپین داده بودند. "محمد صغیر" یکی از این سرمایه‌دارها، رابط سرمایه داران خلیج فارس و گروه "ابو سیاف" نیز به شمار می‌آید. آمریکا خوب می‌داند تا هنگامی که این گروه منافع آمریکا را به خطر نینداخته، عربستان نمی‌تواند هیچ اقدامی علیه این سه شهروند وهابی خود انجام دهد.
همچنین شاهدیم که آمریکا علیه انتحاری‌های که توسط عربستان برای کشتن شیعیان به عراق می‌روند، واکنشی نشان نمی‌دهد، ولی علیه وهابی‌های که از راه سوریه برای انجام عملیات علیه نیروهای آمریکای و ارتش عراق به این کشور می‌روند، به شدت واکنش نشان می‌دهد، زیرا می‌داند که عربستان برای بیرون بردن بحران از کشورش، چاره ای جز صادرات انتحاری و تروریست به عراق ندارد.
بدین جهت انتشار صدای ضبط شده «صالح اللحیدان»، رئیس دادگستری عربستان که جوانان را برای رفتن به عراق تشویق می‌کرد، نیز غیر منتظره نیست و البته واکنش آمریکایی‌ها را نیز برنمی‌انگیزد، زیرا قرار است عربستان به زودی بهای بسیار بزرگی را در بهبود روابطش با اسرائیل بپردازد.