2- بازسازی و سازندگی
آمارها و گزارشهایی که مقامهای دولت در طول این پنج سال ارائه دادند، گرچه اغراقآمیزند، اما پر بیراه هم نیستند. در رابطه با بازسازی و سازندگی، آمارهای مقایسهای دولت بعضاً رشد بالایی را نشان میدهند و این به آن دلیل است که کمترین کار صورت گرفته در مقایسه با رقم صفر یا نزدیک به آن، به خودی خود شاخصها را به صورت شتابان بالا میبرد و با این ترفند، مقامهای دولتی با دادن آمارهای واقعی اما گمراهکننده، بر بسیاری از حقایق سرپوش میگذارند. این در حالی است که قسمت اعظم کارهای صورت گرفته، یا مستقیماً توسط شرکتهای خارجی انجام شده، یا هزینه آن را کشورهای خارجی پرداختهاند، اما مقامهای دولت کرزی بر همه چیز دست انداخته و ساختوسازهای این و آن را به نوعی به نفع دولت مصادره کردهاند، اما واقعیتی که نمیتوان آن را انکار کرد، این است که جلب و جذب، هدایت و مدیریت کمکهای بینالمللی را دولت افغانستان برعهده داشته است و این دولت بود که تشخیص میداد چه کارهایی در اولویت هستند و چه مبلغی در کجا باید هزینه شود. بنابراین صرفنظر از جدال فاعلی، هرچه هست این است که کارهای بزرگ، نیمه بزرگ و خُرد انجام شده در طول این پنج سال، در قلمرو دولت کرزی صورت گرفته است. در یک نگاه کلی میتوان گفت که هزاران کیلومتر راه بینشهری، بازسازی یا احداث شده است، به گونهای که رفتوآمد میان ولایات افغانستان بسیار آسانتر از گذشته صورت میگیرد، کارخانههای تولیدی و صنعتی در برخی از ولایات به کار افتاده اند، برقرسانی به شهرهای بزرگ مانند کابل، مزارشریف، هرات و قندهار بسیار بهتر از گذشته صورت میگیرد، بیمارستانها و درمانگاهها بازسازی یا احداث شدهاند، شبکه آبرسانی در شهرهای بزرگ رفته رفته مسیر خود را پیدا میکنند، مجتمعهای مسکونی، هتلها، مراکز خرید و... در دل شهرهای بزرگ سر برافراشتهاند، استخراج منابع کانی و معدنی در برخی از مناطق در حال انجام شدن است، ناوگان فرسوده و صدمه دیده حمل و نقل زمینی و هوایی با کمک بخش خصوصی به صورت مباهاتآمیزی در حال سرویسدهی است و شبکه ارتباطی و مخابراتی بوسیله بخش خصوصی، خدمات گستردهای را در اختیار شهروندان افغانستان قراردادهاند. البته همه این کارها به شهرهای بزرگ محدود نبوده و نمونههای مشخصی از خدمات عمرانی، حتی در مناطق دورافتاده هم قابل مشاهده است.
3- خدمات اجتماعی
واقعیت این است که مردم افغانستان از دولت نوپایی که پس از سه دهه جنگِ قدرت سر و شکل یافته، توقع دریافت خدمات آنچنانی نداشتهاند، اما بیانصافی است که اقدامهای انجام شده در این بخش را مورد چشمپوشی قرار داد، هرچند بخش عظیمی از مردم افغانستان از لحاظ سطح زندگی، چنان افتادهاند که اندک خدمات دولت، تغییری در زندگی سراسر درد و رنج آنان ایجاد نمیکند. اگر به وضع عمومی مردمی در شهرهایی مانند کابل، قندهار، هرات، مزار شریف، جلال آباد و... دقت کنیم، دستههایی از انسانهای فقیر و بیچاره را مشاهده میکنیم که برای تهیه لقمه نانی اینسو و آنسو روانند، اما از یاد نبریم که این وضع در زمان طالبان و پیش از آن، بسیار بدتر بود. از آنجا که افغانستان درصد بالایی از نیازهای غذاییاش را از خارج وارد میکند، در دولت کرزی به دلیل سیاست خارجی موفقی که از آن یاد خواهیم کرد، تسهیلات بازرگانی خوبی فراهم شده است و کاروانهای تجاری بسیاری، از مرزها وارد افغانستان میشوند. این امر سبب شده است که درصد افراد گرسنه در افغانستان تا حدودی کاهش یابد.
در حوزه بهداشت عمومی از لحاظ سختافزاری و نرمافزاری، دولت اقدامهای قابل توجهی انجام داده است. چنانچه گفتیم، بیمارستانهای صدمهدیده از دوران جنگ بازسازی و تجهیز شده و چند بیمارستان بالای صد تختخوابی در شهرهای بزرگ با کمک کشورهای حامی ساخته شده است. وزارت صحت عامه افغانستان، برنامههای آگاهیبخشی و اجرایی کشوری، مانند مبارزه با فلج اطفال، سل، مرگ و میر زنان و اطفال را حتی به مناطق روستایی و عشایری کشانده است.
شاید بتوان ناکارآمدترین بخش خدمات اجتماعی دولت را در حوزه مسکن دانست. علیرغم کمبودهای شدید مسکن برای جمعیت ساکن افغانستان، بازگشت میلیونها مهاجر از کشورهای همسایه، یک تراژدی بزرگ را در این زمینه رقم زده است، به طوری که جمعیت قابل توجهی از آنان، هماکنون در میان خرابههای باقیمانده از زمان جنگ و در چادرها زندگی میکنند. در رابطه با خدمات برق، آبِ لولهکشی و سیستم فاضلاب، هر چند اقدامهایی در شهرهای بزرگ انجام شده است، اما حتی در این شهرها نیز برای مدتهای طولانی، مردم از قطع آب و برق رنج میبرند. این در حالی است که در رابطه با برق و آبرسانی به روستاها، به غیر از برخی مناطق که نهادهای غیردولتی خارجی برنامههایی را پیاده کردهاند، دولت از ارائه خدمات اولیه به روستاییان، ناتوان بوده است.
4- امور فرهنگی
روشن است که وضع امور فرهنگی شامل آموزش، رسانهها، هنر و... قبل از روی کار آمدن کرزی در چه شرایطی قرار داشت. تا آن زمان در طول دو دهه تخریب زیربناهای فرهنگی در جریان جنگهای قدرت و یک دهه حکومت ضد فرهنگی گروه طالبان، در حقیقت تمامی سرمایههای معنوی افغانستان بر باد رفته بود. لذا هرکس به قدرت میرسید، باید همه چیز را از صفر آغاز کند. با رسمیت یافتن ریاست جمهوری کرزی در سال 1383، این وظیفه بر دوش او نهاده شد و از آن زمان تاکنون، علیرغم کاستیهای فاحش در حوزههای فرهنگی، گامهای مثبت زیادی در این مسیر برداشته شده است. از آنجا که تمرکز بر روی نیمه پر لیوان به خودی خود مقدار خالی آن را نیز نشان میدهد، در اینجا صرفاً از اقدامهای انجام شده در دولت حامد کرزی در خصوص امور فرهنگی یاد خواهیم کرد.
از آنجا که در حقیقت زیربنای فرهنگی یک جامعه، سطح دانش و آگاهی آن جامعه است، در رابطه با وضع آموزش و تحصیلات در افغانستان باید گفت که در این بخش از حوزه فرهنگ، با عنایت خاص دولت و کمک بخش خصوصی، اقدامهای خوبی به انجام رسیده است. ادامه دارد...