تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۱۱۳۵۵۶

استاد ژوزف الهاشم /اندیشمند مسیحی و وزیر سابق فرهنگ لبنان
ترجمه: مهدی فرخیان
در آستانه بیست و نهمین سال ناپدید شدن امام موسی صدر؛

سخن گفتن از امام موسی صدر، به منزله نوعی عبادت است. بر این باورم همان طور که گوش فرا دادن به قرآن، تلاوت آیات زیبای آن و نیز خوانده مناجات سوزناک امام حسین(ع) عبادت است، سخن گفتن از امام موسی صدر نیز نوعی عبادت، یادی از ارزشهای الهی و نمودی از تقواست.
دلیل این سخن بسیار روشن است، امام صدر به گونه ای تربیت یافته بود که وجودش تبلور جریان تاریخی امامت بود؛ جریانی که سرآغازش روزی بود که پیامبر خدا قرآن و عترتش را با یکدیگر پیوند داد: «انی تارک فیکم الثقلین، کتاب ا... و اهل بیتی... و هما لم یفترقا...».
وقتی خصوصیات رهبری امام صدر را بررسی می کنیم، درمی یابیم که تمامی ویژگیها و صفات امامت در ایشان جمع شده است؛ درست همان طور که در تفسیر ابن عربی در تعریف رینالد نیکسون آمده است. امامت از نور درخشان محمدی سرچشمه می گیرد. بر این اساس، می توانیم بگوییم، امام یعنی انسان کامل و شخصیتی که به درجات والای حقیقت انسانی رسیده است. هنری کوربان نیز در کتاب «اسلام در ایران» چنین تعریفی را از امامت ارایه می‌دهد.
شخصیت امام صدر، حماسه ای بزرگ و بی نظیر است که تمامی مفاهیم معنوی، انسانی، جهادی، اخلاقی و سیاسی را در برگرفته است و چنانچه این میراث جاودان ورسالتهای آسمانی در شخصیتی جمع شود، به چنان صفای باطنی دست خواهد یافت که از زنگارها و خواسته های پلید نفسانی رهایی می یابد. آنگاه پله پله نردبان کمال را می پیماید تا سرانجام به گوهر ذات الهی نزدیک شود و چنین کسی که به مرحله قرب خداوند رسید، می تواند معنای انسانیت انسان را درک کند.
از همین جا درمی یابیم که محور دعوت امام صدر، نیل به اهداف غایی انسانی است؛ انسانی که مظهری از مظاهر خداوند است. او اهداف والای انسانی را محور قرار داد تا انسان را از ماده پرستی، افسار گسیختگی غرایز و پرستش بتهای انسانی برهاند. او با پی ریزی «حرکه المحرومین»، در برابر ستمها و طغیانها و سرکوبها ایستا و در راه تحقق عدالت و مساوات جهاد نمود.
امام صدر به عنوان شخصیتی متعهد و ملتزم پا به عرصه گذاشت. تعهد و التزام او، همنوا با فقه اصیل اسلام، در حرکت و تلاش برای نیل به همگرایی، همزیستی و برپایی یک تمدن انسانی پویا، متجلی می‌شد.
گفتگوی تمدنها، عنوانی همیشگی و باز، فرا روی جنبشهای مختلف بشری با گرایشهای گوناگون بوده است؛ عنوانی که امروز با تأکیدی بیشتر به شکل یک استراتژی انسانی مطرح می شود. سرنوشت این حرکت از دو حال خارج نیست، یا در مسیر خود همچنان با چالشها و برخوردها مواجه می شود یا سرانجام به هدف نهایی خود خواهد رسید. چنین روزی انسانها، همانند خانواده ای پر مهر، در آغوش گرم پروردگار جای می گیرند و سرانجام، خیر و صلاح انسان و جهانیان محقق می‌شود.
پیامهای آسمانی، انسان را از میان سایر موجودات برمی گزیند و به عنوان تصویر و نمونه ای از خدا معرفی می کند. حال اگر این پیامها در ارایه تصویر خدا به بیراهه روند یا تصویر خدا در انسان و یا تصویر انسان در خدا، لکه دار نشان داده شود، محتوای این پیامها به سخن ادیانی که بت پرستی را رواج می دهند، تبدیل می‌شود.
وقتی خدا را وسیله کشمکشهای بشری قرار دهیم، گویی مسأله وجود خدا را به مشکلی از مشکلات روحی و اجتماعی تبدیل کرده ایم. امری که خود، نوعی بت پرستی و کفری دیگر به خداوند است. قرآن هنگامی که مردم را با کلماتی چون «یا ایها الناس» فرا می خواند، همه را با هم مخاطب می سازد و تنها مسلمین را در نظر نمی آورد: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند ا... اتقاکم».(1) انجیل نیز هنگام مرزبندی رفتار و اخلاق مسیحی، پیامهای این دین را در قالب دعوتی فراروی همه انسانها مطرح نموده و می گوید: «احبب قریبک کنفسک».(2) همچنین این امام علی(ع) است که در کلام خود، هر گونه تبعیض بین بندگان خدا را رد می کند: «دمائهم کدمائنا و دم المسلمین کدم الذمی حرام»(3). امام موسی صدر می گوید: «اگر امور همسایگانت را نادیده انگاشتی، نمازت تو را به جهنم می کشاند و از بهشت دورت خواهد ساخت.»
خط مشی امام صدر در گفتگو، از این اعتقاد و باور الهام گرفته است. امام موسی صدر این راهبرد را در بهترین آزمایشگاه انسانی و تمدنی، یعنی لبنان، تأسیس نمود و به عنوان شخصیتی ممتاز و بی همتا پا به عرصه نهاد. در روزگاری که روحیه طائفه گری و تفرقه افکنانه در آن چیره شده و گرایشهای تعصبی و غریزی در آن به اوج بحران رسید، امام چنان تحولی در نزدیکی تمدنها به وجود آورد که پیروان گرایشهای گوناگون مذهبی به زیباترین شکل ممکن و با وحدتی بی نظیر، ستاره وار گرداگرد ایشان حلقه زدند. چنین بود که امام صدر، هم امام مسلمانان خوانده شد و هم امام مسیحیان.
امام صدر در یکی از سخنرانیهای خود به اسراییل می گوید: «بشنو که ما حق خداوند بر انسان را به جای آورده ایم؛ و این حق همان وحدت ملی ماست که مسلمانان و مسیحیان، هر دو را در برمی گیرد؛ و بدین گونه ما لبنانی ها، به الگویی برای دنیا و سرزمینی نمونه برای تمدن آینده، بدل گشته ایم». امام صدر این الگوی جهانی و این سرمشق عالی برای تمدنها را با بی ارزش خواندن صهیونیسم، با بی اعتبار دانستن نژادپرستی اسراییل و با خط بطلان کشیدن بر اندیشه موسوم به «برخورد تمدنها»، مطرح نمود.
اوج ظهور برخورد تمدنها، در قرون وسطی و به دنبال درگیری صلیبیان و مسلمین بر سر شهر قدس و دوباره تسلیم شدن قدس در برابر سیطره بیگانه و تهدید صهیونیست، پدیدار گردید. آنچه این رسوبهای تاریخی را در زمان حاضر شعله ور ساخته، سیر رویدادهایی است که در پی وقایع 11سپتامبر گذشته رخ داده است. البته سستی در موضعگیریها و ضعف در فهم را نیز باید به این عوامل افزود.
مجموعه این عوامل است که از یک سو بیداری روحیه صلیبی و برخورد تمدنها را سبب شده است و از سوی دیگر هر احساس لطیفی را به رد کردنی، هر چند آرام و کم رنگ واداشته است. در اثر این لغزش، جریانی مشابه آنچه جناب آقای محمد خاتمی به آن دعوت می نمود، بیدار گردید. اندیشه ای که با نظریه «برخورد تمدنها» مخالفت می کند و بر چنگ زدن دعوت توحیدی- الهی تأکید می ورزد. این اندیشه، همانند رویکردی است که امام صدر در این موضوع داشتند. انسان مستضعف امروز، که زیر حکمرانی چکمه های نظامی و جوخه های ترور زندگی می کند، بیشترین نیاز را به خداوند پیدا کرده است. خداوندی که سرکوب کننده سلطه جویان و متجاوزان در این عالم است. این است چهره کریه زندگی انسان امروز: گروهی با بهره گیری از قدرت استکبار می ورزند و گروهی دیگر به سبب نقصشان، ضعیف نگاه داشته می‌شوند.
و امام صدر نخستین کسی است که فریاد مقاومت علیه تجاوزهای اسراییلی را سر داد. آن روزی که تولد «حرکت امل» را اعلان و هدف آن را چنین ترسیم نمود: «محافظت از کرامت وطن، مقاومت علیه تجاوزهای اسراییل و ادای وظیفه ملی در کنار مرزها». امام صدر آن روز بسان پیشگویی چیره دست اعلان داشت: «جنوب باید صخره ای باشد که رؤیاهای اسراییل را در هم می شکند و چون هسته ای مرکزی آزادسازی فلسطین را رقم زند».
امام صدر در زیر سایه حوادث ناهمگون، بر قدرت ذاتی و تحول روحی لبنانی ها برای رویارویی با اشغالگری صهیونیستها تأکید می کرد. پایمردی امام در زمانی بود که رهبران عربی و اسلامی به دو پایگاه تقسیم شده بودند: گروهی که خود را در دامان غرب انداخته بودند... و گروهی که خود را خارج از دامان تاریخ انداخته بود... .
عظمت امام صدر در شخصیت رهبری او نهفته است. شخصیتی که در دلهای دیگران راه می یافت و به سبب تواضع خالصانه اش، با ردای بزرگمنشی پوشانده شده بود؛ همان تواضعی که رهبران تاریخی بدان متمایز شده اند. امام خود را خادم میهن می نامید و اظهار می داشت: «اگر خداوند بخواهد، در خدمت لبنان خواهم ماند». امروز نیز یاران و پیروان امام به لبنان چنگ می زنند، کیان لبنان را حفظ و هر بلایی را از آن دور می سازند. امام خود را خادم ملت، مظلومان و محرومان می خواند. امام بارها عنوان نمود: «افتخار می کنم که خدمتگزار مجاهدان باشم». این سخن بسان آن جملات معروفی است که از امام خمینی(ره) شنیده ایم: «من از خارج آمده ام تا به شما خدمت کنم»، «من خدمتگزار شما هستم»، «خمینی دستان تک تک شما را می بوسد و آحاد شما را رهبر خود می داند». این نوع کلمات آسمانی، جز از زبان پیامبران و جز از زبان انسانهای الهام گرفته از آنان، به گوش ملت نرسیده است. پیامبر خدا(ص) نیز خود را خدمتگزار امت می نامید. مسیح بر پاهای شاگردانش بوسه می زد. امیرالمؤمنین علی(ع) نیز ژرفای عواطف ملت را لمس و با آنان در ناگواریهای روزگار و سختیهای زندگی شرکت نمود.
بر همین مبنا بود که امام صدر، با انگیزه نجات ملت و رهایی لبنان، در هجومی تند علیه مسؤولان اعلان نمود: «در یکی از مساجد بیروت تا سر حد مرگ به اعتکاف خواهم نشست» و «تا آخر عمر و در همه روزگار، به عنوان جزئی از وجدان این سرزمین، در چهره حاکمان فریاد خواهم کشید، خواب را از چشمان آنان خواهم ربود و وجدان آنها را سرزنش خواهم نمود».
ای امام؛ تو در جان و وجدان این ملتی جاودانه‌ای.
تو مایه نجات در این زمانه ای که آزادانه از دین باز می داند، اخلاق پنهان و قانون شکست خورده است.
چه بسیارند مسؤولانی که ندای عدل سر می دهند، اما خود ستمکارند.
چه بسیارند سیاستمدارانی که ندای حق سر می دهند، اما خود گمراهند.
چه بسیارند «الذین یأمرون بالبر و ینسون انفسهم».
چه بسیارند «الذین تبدو البغضاء من افواهم و ما تخفی صدور هم اکبر».
چه بسیارند نویسندگان و صاحبان کیاستی که از اعمال صالح دم می زنند، اما خود از اشرارند.
چه بسیارند آنان که در سایه سار گنبدهای خداوند به سر می برند، اما خود از فاسدانند.
آری ای امام؛ تو برای همیشه روزگار در جان این ملت ماندگار خواهی بود.
ای امام؛ سرزمین لبنان چشم به راه توست. ما با تو زندگی می کنیم و در انتظار بازگشتت می‌مانیم.