تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۱۴۰۴۱
گفت‌وگو با مرضیه دباغ در سالگرد نامه تاریخی امام (ره) به گورباچف:
حمیده صفامنش مقدمه: در اولین روز سال 9891 میلادی ـ11 دی 7631ـ آیت الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و مرضیه حدیده چی (دباغ) به نمایندگی از سوی امام خمینی(رض) مسوول ابلاغ نامه معروف و تاریخی ایشان خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رئیس جمهور شوروی شدند. نامه ای که در آن امام(ره) نسبت به مرگ کمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتکاء به غرب توصیه هایی را خطاب به گورباچف مطرح کردند. خبرگزاری دانشجویان ایران در هجدهمین سالگرد انتشار این نامه تاریخی با مرضیه دباغ به عنوان یکی از ابلاغ کنندگان این نامه ماندگار و تاریخی مصاحبه ای کرده است که با هم می خوانیم.

پیش‌بینی‌های امام(ره) تنها در مورد شوروی نبود
عضو گروه حامل نامه امام به گورباچف با بیان اینکه امام از نوعی جهان بینی، فردشناسی، جامعه شناسی و امکان پیش بینی برگرفته از قرآن و اسلام ناب بهره مند بود، این ویژگی ها را متفاوت از آن اموری که امروز در جامعه مرسوم است و در دانشگاه یا چند کتاب تدریس می شود، دانست و خاطرنشان کرد:«برای این سخن و برداشتم از شخصیت ایشان ادله خاصی دارم، پیش بینی حضرت امام خمینی(ره)، در رابطه با شوروی تنها پیش بینی نبود که فقط در طول زمان زندگی حضرت امام خمینی(ره)، اتفاق افتاده باشد. حضرت امام خمینی(ره) درمسائل دیگر هم، مطالبی را در جاهایی نقل کرده بودند. مطالبی که بعدها پس از تحقق پیدا کردن آنها برای همه سؤال برانگیز بود.»
مرضیه دباغ ادامه داد:«نامه حضرت امام خمینی(ره)، به آقای گورباچف به دلیل اینکه حوزه گسترده ای را در برمی گرفت مورد سؤال است. به خاطر دارم در اولین ملاقاتی که با حضرت امام خمینی(ره)، در نجف اشرف داشتم، بعد از اتمام صحبت ها خدمت حضرت امام(ره)، عرض کردم با توجه به مسائلی که گفته شد حقیقتاً الان تکلیف برایم چندان روشن نیست؛ با اینکه 8 تا بچه در ایران گذاشتم که کوچکترین آنها 8 سالش بود؛ حضرت امام مکثی کردند و فرمودند: بمانید انشاءالله انقلاب پیروز می شود و همه باهم برمی گردیم.»
وی ادامه داد:«آن زمان در ذهنم این مسئله خطور کرد که با توجه به موقعیتی که در ایران وجود دارد و قدرت قابل توجه ای که در منطقه ساواک و ارتش زیر پرچم آمریکا و اسرائیل پیدا کرده بودند، حضرت امام(ره)، با مشاهده چه افقی عنوان می کنند که انقلاب به زودی پیروز می شود؟ چگونه می خواهیم پیروز شویم وقتی که نه توپ و تفنگی و نه تجهیزاتی داریم؟ این گفت وگو مربوط به اواخر فروردین سال 6531 است. اما یکسال و چند ماه بیشتر از این بحث نگذشت که انقلاب اسلامی به آن شکل خاص پیروز شد؛ شاه فرار کرد؛ خواسته های ملت و مردم به پشتوانه خود این ملت و با رهبری امام خمینی(ره)، به پیروزی کامل رسید و تازه آن زمان من یکباره متوجه شدم که عجب! حرفی که یک سال و سه ماه پیش حضرت امام(ره)، فرمودند، به این سادگی و سرعت تحقق پیدا کرد، امام خمینی (ره)، چگونه پیش بینی کرده بودند؟!
دباغ افزود:«تنها این مسئله نیست. مسائل دیگری هم در زندگی امام خمینی بوده است. در یکسری پیش بینی های حضرت امام می توان مطالعات عمیق و دقیق ایشان را در نظر گرفت؛ اما ایشان به واسطه ارتباطاتی که از نظر عرفانی با خداوند باریتعالی و معصومین داشتند، یک نوع الهاماتی را می گرفتند.»
امام(ره) ذلت آمریکا در منطقه را هم پیش‌بینی کرده بودند
عضو گروه حامل نامه امام به گورباچف توضیح داد:«مثلاً راجع به قضیه ای که درمورد حزب الله لبنان 5، 6 ماه پیش در لبنان اتفاق افتاد و این ایستادگی و پیروزی را در مقابل اسرائیل داشتند، باز هم در صحبت های آن زمان حضرت امام چیزهایی را در لفافه پیدا می کنید. پیش بینی ذلتی را که آمریکا امروز در اثر حمله به عراق و افغانستان برای مردم آمریکا به وجود آورد و زبان آنها را کوتاه کرده است را در سخنان مربوط به امام(ره) می بینید؛ لذا این تنها پیش بینی و تنها تحقق پیش بینی های حضرت امام خمینی (ره)، نیست، در مسائل دیگری هم پیش بینی هایی بوده و تحقق پیدا کرده است. علت اصلی آن گستردگی فکر خلاق، مطالعات عمیق و دقیق و ظریف بینی ها و ارتباطاتی است که حضرت امام خمینی (ره)، هم بین مسائل سیاسی و اجتماعی جوامع می توانستند به دست بیاورند و هم ارتباطاتی با جاهای دیگر داشتند که ما شاید هنوز نتوانیم به آن بیاندیشیم.»
دباغ همچنین در ارزیابی از لحن نامه امام خمینی خطاب به گورباچف نیز خاطرنشان کرد: « حضرت آیت الله جوادی آملی معنای قشنگ و اسم زیبایی برای این نامه انتخاب کرده، ایشان روی کتابشان نوشته اند نامه توحیدی از حضرت امام خمینی(ره) به آقای گورباچف. حقیقت امر اینکه شما هیچ انسانی را در روی زمین پیدا نمی کنید که به ماوراء الطبیعه اعتقاد نداشته باشد، منتها آنان که به ادیان پایبند هستند آن قدرت را خدا می دانند و آن تبعیت و اتکا و اتکال را به خداوند متعال دارند؛ کسانی هم که مادی هستند در عین حال که همه مسائل را از دید مادی می بینند گرایش های به سمت امور فرامادی و معنوی دارند.»
امام(ره) در نامه به گورباچف از مافوق بشر حرف می زند نه خود بشر وی اضافه کرد:«حتی بت پرست های قبل از زمان خود رسول اکرم(ص) را می بیند که در خانه کعبه بت گذاشته اند اما معتقدند یک جایی
باید یک چیزی باشد که آنها به آن تکیه کنند. خودشان به تنهایی کامل نیستند و نمی توانند از عهده همه مسائل برآیند. زمانی که حضرت امام(ره)، این نامه را می نویسد از مافوق بشر حرف می زند نه از خود بشر؛ نمی گوید من می گویم فلان کار را کنید. ایشان می فرمایند شما دانشمندانتان را بفرستید پیش دانشمندان ما در قم، ببینند که بوذرجمهری چه کرده و یا ابن عربی از نظر فلسفی چه گفته و...؛ حضرت امام نمی خواهد خود را مطرح کند، چون انسان وقتی از خود بیرون آمد و فقط خدا را در نظر داشت، کلامش مثل پتک در هر مغزی تأثیر دارد. اگر نامه امام خمینی(ره)، در رابطه با مسائل جامعه این گستردگی را دارد،دلیلش این است که از خدا و خالق حرف می زند نه از من انسان که رهبر انقلابم.»
عضو گروه حامل نامه امام به گورباچف در ادامه در ارزیابی نسبت به تاثیر نامه امام خمینی(ره) در کشور شوروی سابق نیز یادآور شد:«وقتی نامه امام خمینی(ره)، در آنجا مطرح شد، مردم احساس کردند خود را بسیار دست کم گرفته اند، دولتمردان هم متوجه شدند که کشورهای دیگر متوجه متزلزل شدن حکومت آنها شده اند؛ بنابراین اگر بخواهند به جد دنبال پیگیری برنامه های کمونیستی باشند و آن شتاب ها را به همین منوال پابرجا نگه دارند، مسلماً مستوجب قتل ها و کشت و کشتارهای بسیاری خواهد شد؛ مردم هم هوشیاری هایی پیدا کرده اند که به سادگی زیر بار این مسائل نخواهند رفت و فریب نخواهند خورد؛ چرا که حقیقتاً آنها مردم را فریب داده بودند و اعلام کرده بودند که اگر دینتان را به ما بدهید، همه چیز برایتان فراهم می شود. اما آنها نتوانسته بودند حتی کم ترین خواسته های این ملت و مردم را برآورده کنند. در عین حال، بسیاری از مردم دینشان را به صورت مخفیانه داشتند، مسلمانان برای فرزندانشان دو اسم انتخاب کرده بودند، یک اسم اسلامی در خانواده و اسمی دیگر در جامعه که بتوانند در این کشور زندگی کنند. مساجد را خراب نکرده بودند، در آنها را بسته بودند، بلندگوها را برنداشته بودند، بلندگوی مساجد سرجایشان بود، فقط خاک روی آن را گرفته بود.»
دباغ تصریح کرد:«به محض اینکه نامه حضرت امام(ره)، مطرح شد، مردم متوجه شدند که می توانند چنین پشتوانه ای در دنیا داشته باشند. یادم هست که مردم شبها با بلم می آمدند وسط راهی بین ایران و شوروی وسایلی را که داشتند در حد وسعشان به آنجا می آوردند و با قرآن معاوضه می کردند. در این حد مشتاق بودند که بتوانند از دین بهره مند شوند. آقای موسوی اردبیلی آن روز اعلام کردند هر کس در خانه هایشان قرآن اضافی دارد بیاورند، ما نمی توانیم چاپ کنیم و به آنها برسانیم؛ اشتیاق آنها بسیار زیاد است و این اتفاقی بود که 5، 6 ماه بعد از نامه امام خمینی(ره)، شاهدش بودیم.»
مطمئن باشید دیدگاههای امام قابل اجراست
عضو گروه حامل نامه امام به گورباچف در پایان با تحلیل بخشی از نامه امام(ره) که ایشان بر دین محوری و عدم دین زدایی در جامعه تاکید کردند نیز اظهار داشت:«مسئله دین را نمی توان جدای از مسائل سیاسی و اجتماعی ببینیم. خود حضرت امام(ره) می فرمایند دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست و نمی توان دین را از سیاست جدا کرد و یا سیاست را از دیانت جدا کنیم؛ یعنی اگر بخواهیم دیدگاه های امام خمینی(ره) را کاملاً در جامعه مان پیاده کنیم، باید مثل امام خمینی(ره) زندگی کنیم، یعنی وقتی از دنیا می رویم غیر از یک فرشی که زیر پایمان بوده، آن هم از پدرمان ارث رسیده، از مال دنیا چیزی نداشته باشیم و از آن طرف همه هم و غممان ملت مان باشد. رهبر انقلاب اینگونه زندگی می کند؛ من بقیه را عرض می کنم. اگر هم اینگونه باشند یعنی مسئله دنیاشان را به دینشان نفروشند، دین را برای دنیا نخواهند بلکه دنیا را برای دین بخواهند اگر مسئولین و برنامه ریزها بتوانند خود را به این حد برسانند، مطمئن باشید که دیدگاه های حضرت امام خمینی(ره)، هم قابل اجرا خواهد بود.»