به سوی تحقق توسعه پایدار
اگرچه سیستم انتخاب مستقیم شهردار توسط مردم هم اکنون در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا اعمال می شود ولی بررسی ها نشان می دهد که اجرای این موضوع با فراهم ساختن یک سری پیش زمینه ها همراه بوده است.
امروزه حاکمیت مدیریت واحد و یکپارچه و تمرکز امور مدیریتی در شهرهای بزرگ دنیا در سطوح سیاستگذاری و نظارت توسط شوراها و شهرداران، امری عادی و ریشه دار به شمار می رود. از این رو اهداف کمی و کیفی و بلندمدت و چشم انداز ترسیم شده توسط همه مدیران در حوزه های مختلف به صورت هماهنگ دنبال می شود و با توجه به اهمیت و نقش شهرداران در هدایت مسیر و هماهنگی های مدیریتی، انتخاب شهردار توسط مردم موجب افزایش سطح مقبولیت و قدرت مدیریتی وی میشود.
با توجه به موارد فوق باید گفت که انتخاب مستقیم شهردار توسط مردم صرفاً یکی از حلقه های مدیریت توسعه یافته و مردم سالار و نه همه آن است و تنها در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که پیش نیاز اصلی آن یعنی مدیریت واحد و یکپارچه شهری در سطح گسترده و با اراده قاطع و حمایت همه جانبه مدیریت کلان کشور محقق شود.
در نظام های مردم سالار که به نوعی واگذاری امور اجرایی و تقنینی متکی به آرای عمومی است، نقش احزاب و تشکل های سیاسی شناسنامه دار به عنوان نهادهای مدنی نقشی نهادینه شده، در نظام سیاسی اجتماعی به شمار می رود. در چنین نظام هایی مردم بیش از چهره ها و افراد، برنامه ها و سیاست های اعلام شده حزب متبوع را ارزیابی کرده و به آن تمایل نشان می دهند و احزاب در برابر برنامه های اعلام شده باید پاسخگو باشند. در حالی که در کشور ما چنین تشکل هایی در حال حاضر وجود ندارد.
در چنین شرایطی با افزایش احتمال تأثیرگذاری های فردی و تغییرات ممکن در فضای روانی جامعه، امکان انتخاب شهردار و اعضای شورای شهر از گروه های فکری متفاوت، نه تنها کمکی به تسریع و هماهنگی در حل معضلات شهری نخواهد داشت بلکه کاهش مسئولیت پذیری و عدم پاسخگویی هریک در برابر دیگری و مردم قابل انتظار خواهد بود.با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که پیشنهاد انتخاب شهردار توسط مردم به ویژه در کلان شهرها، الگوبرداری ناقص از مدل های سیاسی رایج در بعضی از کشورهای دنیا توجه جدی به زیرساخت های قانونی، فرهنگی و سیاسی است و عوارض و تبعاتی را به دنبال خواهد داشت.
از جمله این که احتمال انتخاب شهردار و اعضای شورای شهر در زمان های مختلف و از میان تفکرات مدیریتی و سیاسی متفاوت، افزایش تنش های اجتماعی و امکان تزلزل مدیریتی و تعطیل ماندن نظام تصمیم گیری در شهر را در پی خواهد داشت.به دلیل فقدان نظام کارآمدی عمیق حزبی و تشکیلاتی، ضمانت اجرایی لازم برای پاسخگویی بلندمدت در مورد کارایی تصمیمات وجود ندارد و در شرایط کنونی و با قوانین موجود در صورت انتخاب شهردار توسط مردم، عملاً دلیل کافی برای پاسخگویی وی در برابر شورای شهر وجود نخواهد داشت و به تبع آن پاسخگویی شورا در قبال مردم نیز دچار اختلال جدی خواهد شد.
از این رو در این زمینه قبل از هر چیز باید واگذاری ۲۳ مسئولیت به شهرداری ها، تحقق مدیریت واحد شهری، اصلاح قوانین مربوط به کارآمدی مدیریت شهری به عنوان پیش نیاز مورد توجه جدی قرار گیرد.
مجید میرزامحمدی کارشناس حقوقی
تعیین سرنوشت توسط مردم، پسندیده است
بدون شک یکی از مصادیق دموکراسی در جوامع امروز بشری، حق رأی دادن و انتخاب کردن است. در جمهوری اسلامی ایران با تأسی از دستور قرآن کریم «و امرهم شوری بینهم» و «و شاورهم فی الامر» در اصل ششم قانون اساسی مقرر شده که «در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود». به همین جهت با انتخاب رئیس جمهوری، نمایندگان مجلس، اعضای شوراها و نظایر اینها با رأی مستقیم مردم یا همه پرسی، بر این مهم، صحه گذاشته شده است.
لذا هرگونه اقدامی که موجب مشارکت مردم در تعیین سرنوشت اداره کشور و شهر خود شود، امری است پسندیده و مبارک. بنابراین انتخاب شهردار با رأی مستقیم مردم به دلایل مذکور و علت های بسیار دیگر، امری است مثبت و جهت مشارکت مردمی در برقراری دموکراسی و مردم سالاری دینی و کمک به توسعه و آبادانی شهر بسیار راه گشا خواهد بود. لیکن توجه به چند نکته قابل تأمل است:همان طور که می دانید این شیوه انتخاب در کشورها و جوامع غربی رایج و مرسوم است، اما واقعیت این است که در این کشورها، شهرداری به عنوان مرکز واحد و قدرتمند مدیریت شهری محسوب می شود در حالی که در کشور ما، هنوز قلمرو مدیریت شهری به صورت مشخص و دقیق، تعریف نشده است.
برای مثال، بحران مدیریت ترافیک شهرها، ساماندهی و جمع آوری معتادان و متکدیان و بسیاری از معضلات اساسی موجود که در زیرمجموعه مدیریت شهری بوده لیکن متولی مشخص و منجزی ندارند و یا اینکه امور مربوط به آب و فاضلاب، برق و مسائل مربوط به مدیریت شهری، عملاً هر کدام تحت مدیریت های جداگانه ای که غالباً تعامل لازم را نیز با یکدیگر ندارند اداره می شود که در مجموع عدم کارآمدی و آشفته شدن مدیریت شهری را فراهم کرده است.بنابراین با توجه به موارد فوق و خلأ قانونی موجود و عدم بررسی کارشناسانه موضوع، صرف نظر از انتخاب شهردار با رأی مستقیم مردم، اگر بر مشکلات قبلی افزوده نشود، تحول خاصی را نیز منجر نخواهد شد.
لذا قبل از هرگونه اقدام شتابزده، موضوع انتخاب شهردار با رأی مستقیم مردم و ساز و کار آن می بایست به صورت دقیق و کارشناسانه، در کمیسیون های تخصصی مطرح و مورد بررسی قرار گیرد.
در وضعیت فعلی انتخاب شهرداران توسط منتخبین ملت یعنی اعضاء شوراهای اسلامی شهر صورت می گیرد؛ در واقع همانند مجلس خبرگان رهبری که رهبر توسط نمایندگان مردم انتخاب می شود، شهردار نیز با رأی مردم انتخاب می شود، اما چالش ها و مشکلات به قوت خود باقی بوده و هر روز بر میزان آن افزوده می شود. بنابراین آنچه امروز خلأ آن بیش از پیش احساس می شود، واحد نمودن مدیریت شهری و قدرتمند شدن آن که در رأس آن شهرداری و به تبع آن شهردار است.
بنابراین شهرداری که باید مدیریت واحد شهرها را برعهده داشته باشد، عملاً متصدی گوشه ای از وظایف مذکور است که از اقتدار کافی جهت اتخاذ تصمیم اساسی در خصوص اداره شهر برخوردار نیست. در خاتمه لازم به توضیح است که ابتدا بایستی در خصوص اصلاح ساختار شهرداری و گسترش حدود و اختیارات شهرداری تجدید نظر شود تا نوبت به انتخاب شهردار توسط مردم برسد.
دکتر مازیار حسینی رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران
انتخاب شهرداران با افزایش اختیار شوراها
همان گونه که تجربه سپردن امور اداره شهرها به دست شهروندان از طریق استقرار شوراهای اسلامی شهر و روستا با تمام چالش ها و فراز و فرودها، حرکتی مثبت در کشور به شمار آمده و مورد تأیید و تأکید اکثر صاحب نظران و خبرگان است، انتخاب مستقیم شهرداران با رأی مردم در کنار انتخاب اعضای شوراهای اسلامی شهر نیز گام مثبت دیگری در این مسیر میتواند باشد که چشم اندازی روشن دارد، مشروط بر آنکه پیش زمینه های لازم برای تحقق اهداف مورد نظر و بستر مناسب مدیریت واحد و یکپارچه شهری، یعنی اصلاحات مورد نیاز در قانون اداره شهرها فراهم شده و در مقابل، دایره فعالیت و نقش شوراها در قانونگذاری، سیاستگذاری و نظارت بر عملکرد دستگاه های مختلف و متنوع مدیریت شهری نیز افزایش یابد.
در واقع، حلقه بعدی مردم سالاری شهری، همانا برداشتن دو گام همسو و همزمان در این حوزه است. از یک طرف شهردار به عنوان مدیر اجرایی شهر، همزمان با اعضای شورای اسلامی شهر در انتخابی مستقیم از سوی شهرداران برگزیده شده و از طرف دیگر محدودیت موجود شوراها در حوزه سیاستگذاری، تصویب قوانین و نظارت بر فعالیت تمامی دستگاه ها و نهادهای اداره کننده شهر برطرف شود.
امروز آشکارترین کاستی در ساختار مدیریت شهر، فقدان مدیریت یکپارچه و واحد شهری است. شهرهای ما بعداز دو دهه انتظار، اکنون توسط شورای مردمی و شهردار منتخب شورا اداره می شوند، اما دایره فعالیت شوراهای اسلامی تنها به مدیریت شهرداری محدود شده و شهردار و شورا در این ساختار محدود قرار گرفته اند، در حالی که در تجربه های موفق جهانی، تمامی امور مربوط به مدیریت شهری به شهرداری سپرده شده و شهر همچون یک دولت محلی توسط انجمن یا پارلمان شهری و شهردار منتخب مردم اداره میشود.
در این میان شهرهای بزرگ با توجه به پیچیدگی های مدیریتی و مشکلات بزرگی که با آن دست به گریبانند، در اولویت استقرار مدیریت واحد شهری قرار دارند و به تبع آن، الگوی انتخاب مستقیم شهردار توسط شهروندان و افزایش دایره اختیارات شوراهای اسلامی برای این شهرها نسبت به شهرهای کوچک، ضروری تر به نظر میرسد.
از زاویه دیگر، انتخاب مستقیم شهرداران کلانشهرها از سوی مردم با درنظرداشتن شرط افزایش اختیارات شهرداری در مدیریت شهری و گسترش دایره سیاستگذاری و نظارت شوراها، به نهادینه شدن مردم سالاری شهری، کاهش بار مسئولیت دولت در امور مربوط به اداره شهرها، کارآمدی بیشتر شهروندان با توجه به پاسخگویی مستقیم آنان به شهروندان و توازن قدرت میان شوراها و شهرداران خواهد انجامید و مانع از بروز اختلاف و تنش میان شهرداران و شوراها خواهد شد.
عمیق شدن اختلافات به تغییر پیاپی شهرداران و درگیری میان شوراها و شهرداران می انجامد که ضرر آن همواره متوجه شهروندان و تضعیف توان مدیران کشور خواهد شد، در حالی که انتخاب مستقیم شهردار توسط مردم، تعادل بیشتری را در روابط میان شهرداران با شوراها و البته تعادل میان خواسته های شهروندان با توان شوراها ایجاد خواهد کرد. همچنین در این شیوه، انگیزه مردم برای حضور در انتخابات مشترک شهردار و شورا بیشتر شده و مدیران نخبه کشور نیز فرصت مناسب تری برای فعالیت در سایه رقابت ایجادشده به دست آورده، ضمن آنکه نقش نظارتی شوراها نیز تقویت شده و به جایگاه بالاتری ارتقاء خواهد یافت.
حمزه شکیب عضو کمیسیون شهرسازی شورای شهر تهران
لزوم تحقق مدیریت واحد شهری
انتخاب شهردار مانند انتخاب اعضای شورای شهر توسط مردم، کار بسیار خوبی است ولی قاعدتاً باید زمینه آن فراهم شود.
فکر می کنم در حال حاضر این زمینه فراهم نیست زیرا هنوز اصل شورای شهر تحقق نیافته است و شورا در واقع شورای شهرداری است. از این رو بهترین کار این است که قبل از انتخابی شدن شهردار، دولت، اختیارات لازم را به شوراها برای تحقق مدیریت واحد شهری بدهد و بعداز آزمایش، حداقل یکی دو دوره این اتفاق بیفتد.
شوراها هنوز تثبیت شده نیستند و در ابتدای راه قرار دارند و قاعدتاً یک نهاد مدنی جوان و جدید، اول باید خودش جا بیفتد و سپس در کنار آن اگر شهردار هم همراه با شوراها توسط مردم انتخاب شود کار بسیار خوبی است ولی در حال حاضر با توجه به فضای موجود، فکر می کنم کمکی به بهبود اداره شهرها نمیکند.
مهم ترین گام این است که خود شوراها تثبیت و از اختیارات لازم برای مدیریت شهری برخوردار شوند و این کار باید توسط دولت و مجلس انجام و پس از گذشت چند دوره، شهردار هم توسط مردم انتخاب شود.
در دنیا هر دو شیوه (یعنی انتخاب شهردار توسط مردم یا شوراها) وجود دارد ولی شوراها در این کشورها واقعاً شورای شهر هستند نه شورای صرفاً یک سازمان یا نهاد مشخص. ولی قطعاً اصلاح قوانین نیز باید به گونه ای باشد که شوراها اختیاراتی را که حداقل تحت عنوان شورای شهرداری بر همین سازمان شهرداری دارند از دست ندهند و خلاصه اینکه قوانین به تقویت شوراها بینجامد که هم شهردار، اختیارات لازم را برای انجام کارها داشته باشد و هم شوراها اختیارات نظارتی خود را از دست ندهند. یعنی شرایط به سمتی نرود که مثلاً شهردار، کار خودش را انجام دهد و شوراها نیز کار خود را انجام دهند و تنش هایی ایجاد شود و در نهایت، مردم متضرر شوند.
نکته کلیدی در این زمینه این است که اختیارات کافی به شوراها بدهند و بعد، این پروسه تکمیل شود.