تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۱۶۵۸۷

اریک فولات، اشپیگل
از نظر خیلی ها دموکراسی غرب بهترین شکل سیستم اداره کشورهاست اما از نظر برخی نیز این فقط نام دموکراسی است که در این کشورها (بویژه کشورهای مدعی ایجاد سیستم دموکراسی ناب در جهان) حکمفرماست.
عده اندکی در جهان هستند که به دموکراسی صادراتی ایالات متحده تمایل دارند و خیلی ها معتقدند که پس از حوادث 11 سپتامبر و انجام یکسری اقدامات غیرقانونی توسط دولت بوش دیگر دموکراسی در ایالات متحده جایی ندارد.
چند سال پیش برخی کارشناسان معتقد بودند که دموکراسی واقعی از غرب ظهور می‏کند و دیگر کشورهای جهان باید از دموکراسی غرب الگو بگیرند، اما امروزه همین کارشناسان مواضع خود را تغییر داده اند و معتقدند که دموکراسی که در غرب اجرا می‌شود یک دموکراسی واقعی و تمام عیار نیست.
امروز خیلی‏ها، چه در آسیا و چه در آفریقا، دیگر مانند سابق به دموکراسی غرب اعتقاد ندارند و بر ا ین باورند که دموکراسی غرب الگوی مناسبی برای اداره کشورها نیست.
پیشتر منشاء آزادی بیان واقعی از نظر کارشناسان، غرب بود اما با گذشت چندین سال مشخص شد که این آزادی بیان آنقدرها هم در غرب وجود ندارد. پس از حوادث 11 سپتامبر 2001، آمریکا و غرب به بهانه مبارزه با تروریسم، انواع اقدامات غیرقانونی را انجام دادند. از شنود غیرقانونی مکالمات مردم عادی گرفته تا آزار و اذیت و اعمال محدودیت برای مسلمانان در کشورهای مختلف به بهانه تامین امنیت کشور.
در جایی می خواندم که برخی این سوال را مطرح کرده اند که این چه نوع آزادی بیان و دموکراسی است که برای مسلمانان در زندگی روزمره شان محدودیت اعمال می شود؟
آیا دموکراسی نابی که غرب از آن صحبت می کند، شنود مکالمات غیرقانونی مردم، نصب انواع دوربین های مدار بسته و کنترل شدید زندگی مردم عادی در غرب است؟
همین کشورهای غربی که مدعی صادرات دموکراسی واقعی به دیگر نقاط جهان هستند، سالیان سال کشورهای دیگر را استعمار کرده و از منابع غنی این کشورها سالها به نفع خود استفاده می‌کردند.
در این مقطع زمانی حتی خیلی از شهروندان کشورهای غربی به دموکراسی غرب اعتقادی ندارند و معتقدند که قدرتهای غربی تلاش کرده اند با سیاستهای غلط خود و صادرات دموکراسی غرب، دیگر کشورهای جهان را با خود همسو کنند.
درست است که در کشورهای غرب اصول دموکراتیک رعایت شده، انتخاباتهای آزاد و سالم برگزار میشود و حقوق افراد به طور مساوی رعایت میشود اما همه اینها در ظاهر است چون اگر بخواهیم به طور موشکافانه اصل مقوله دموکراسی را در غرب بررسی کنیم، خواهیم دید که نقض حقوق بشر و عدم رعایت اصول دموکراتیک در کشورهای غرب به طور گسترده وجود دارد.
برای نمونه فعالیتهای ضد بشری دولت بوش طی هشت سال دوران ریاست جمهوری وی با وجهه آمریکا کاری کرد که دیگر همگان آمریکا را یکی از بزرگترین نقض کنندگان حقوق بشر می‏دانند؛ از حمله غیرقانونی به عراق و افغانستان گرفته تا شکنجه زندانیان، آدم ربایی و دادن اطلاعات غلط به شهروندان آمریکایی.
آشکارا مشخص است که این اقدامات مغایر با اصول دموکراتیک در غرب است. درست است که کارشناسان امور بین المللی خواستار اعمال اصلاحات دموکراتیک در خاورمیانه هستند اما مردم این منطقه به شدت با گسترش دموکراسی غرب در خاورمیانه مخالفت کرده اند.
برهان قیوم مدیر مطالعات خاورمیانه دانشگاه سوربُن در این رابطه می‌گوید: از زمانیکه دولت ایالات متحده تلاش کرد تا به ادعای خود دموکراسی را در خاورمیانه گسترش بدهد، کاخ سفید اشتباهات بسیاری در خاورمیانه مرتکب شد و طرحهایش نتیجه عکس داد چون بیشتر این طرح با منافع اسرائیل همسو بود.
ایالات متحده به بهانه ایجاد دموکراسی در افغانستان و عراق به این دو کشور حمله کرد، اما پس از گذشت چند سال آیا واقعا دموکراسی در عراق و افغانستان برقرار شده است؟ یا اینکه کشتار غیرنظامیان بی گناه به نام دموکراسی در این دو کشور به امری مرسوم تبدیل شده؟
کوین استنلی کارشناس امور بین الملل در دانشگاه آریزونا نیز بر این باور است که رهبران کشورهای مختلف خواهان اعمال اصلاحات در سیستم سیاسی خود هستند اما معتقدند که دموکراسی در این کشورها باید براساس فرهنگ این کشور ایجاد شود نه دموکراسی غرب.
دموکراسی که ایالات متحده و هم پیمانانش مدعی اشاعه آن هستند، قطعا دموکراسی واقعی نیست و فقط ابزاری برای رسیدن به منافع شان است چون سوابق این کشورها نشان می‌دهد در این دموکراسی نقض حقوق بشر و عدم رعایت اصول اولیه دموکراتیک وجود دارد.