به گزارش فارس، "پاتریک بوچنان " در مقالهای با عنوان "سیر ناپایدار دموکراسیها " با بیان اینکه در روزگار نه چندان دور، هر کودک آمریکایی در خانهای که در آن زندگی و رشد میکرد، عبارت "ما توانایی پرداخت آن را نداریم " را میشنید، مینویسد: این جمله ممکن است در مورد یک اتوموبیل جدید، یا تعطیلات دو هفته ای در ساحل، و یا یک تلویزیون صفحه تخت جدید بکار رود. اما به هر حال هر خانواده ای به خوبی می دانست که بعضی اوقات شما مجبور می شوید تا از این عبارت استفاده کنید.
به گفته بوچنان هر پدر و مادری گهگاهی مجبور بودند تا با استفاده از این کلمات فرزندان خود را نا امید کنند، اما چرا سیاستمداران قادر به انجام کاری که والدین چندین بار در طول یک سال انجام می دهند نیستند: نه گفتن.
نویسنده در پاسخ به این پرسش که چند بار اتفاق افتاده است که سران احزاب سیاسی با قاطعیت ایستاده و گفته باشند: "نه، ما توانایی پرداخت آن را نداریم "، اظهار می دارد:
توجه کنید. جمعه، کاخ سفید تصدیق کرد که میزان کسری دولت در 10 سال آینده 2 تریلیون دلار از رقمی که چند ماه قبل اعلام شد بیشتر خواهد بود. به جای 1/7 تریلیون دلار، کسری ما در حدود 9 تریلیون تخمین زده می شود. ضمنا، کاخ سفید اعلام کرده است که مراقبتهای بهداشتی را برای 47 میلیون نفر که قادر به پرداخت هزینه بیمه نیستند و یا اینکه تحت پوشش بیمه قرار ندارند تامین خواهد کرد- این کار حداقل 1 تریلیون دلار طی 10 سال آینده هزینه خواهد داشت- آیا ما توانایی تامین مالی آن را داریم؟
نویسنده با پاسخ منفی به سؤال فوق گفته باراک اوباما مبنی بر اینکه " این یک وظیفه کاملا اخلاقی و وجدانی است " را رد می کند:
آیا ریخت و پاش نکردن ثروت کسانیکه با سختی فراوان آن را به دست آورده و سرمایه گذاری کرده اند یک وظیفه اخلاقی و وجدانی نیست؟ همانگونه که "وارن بافت " در نیویورک تایمز نوشته بود، نابودی دلار و عدم استفاده از آن به عنوان واحد پولی مرجع در دنیا تنها کاری است که ما خطر انجام آن را پذیرفته ایم.
وی اضافه می کند: مخارج دولتی در حدود 185 درصد از درآمدها را تشکیل می دهد، این مثل ان است که در یک خانواده، نان آور خانواده درآمد سالانه معادل 50هزار دلار داشته باشد ولی اعضای خانواده مخارجی در حدود 92هزار دلار در سال داشته باشند. خانواده هایی که این کار را انجام می دهند، در مدت زمان کوتاهی کارتهای اعتباری شان مسدود می شود، اقساط و اجاره شان را نمی توانند بپردازند و اتوموبیلشان نیز مصادره میگردد.
این مقاله با بیان اینکه طبق ارقام منتشر شده کاخ سفید، کسری امسال در حدود 6/1 تریلیون دلار خواهد بود، در حالیکه پیش بینی شده بود این میزان به 8/1 تریلیون دلار برسد، سه روش را برای جبران این کسری بزرگ مطرح می کند:
روش اول قرض گرفتن پس اندازهای شهروندان است، لذا دولت از منابع بخش خصوصی اقتصاد استفاده خواهد کرد. راه حل دوم وام گرفتن از خارج است و سومین روش این است که، طبق نوشته بافت: از طریق یک فرآیند غیرمستقیم دولت بانک مرکزی را مجبور کند تا پول چاپ نماید.
در ادامه این مقاله آمده است: فرض کنید که امسال خزانه داری بخش اعظم پس اندازهای مردم آمریکا را قرض بگیرد، مثلا، 500 میلیارد دلار. بنابراین عموسام قادر خواهد بود پکن را قانع کند تا 500 میلیارد دلار از اوراق قرضه خزانه داری را خریداری کند. بانک مرکزی نیز باید فرآیند چاپ پول را ادامه دهد تا بتواند 600 میلیارد دلار دیگر منتشر کند.
به اعتقاد این تحلیلگر غربی سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان چینی، ژاپنی و اوپک خیلی زود به این نتیجه می رسند که آمریکایی ها در حال کاستن از ارزش پول ملی خود هستند، بنابراین یا اوراق قرضه خزانه داری را پس خواهند فرستاد و یا اینکه نرخ بهره بیشتری تقاضا خواهند کرد تا ریسک ناشی از کاهش ارزش دارایی هایشان را بپوشانند:
چه کسی باور می کند که دلار قدرت خرید کنونی خود را حفظ کند در حالیکه ما در 10 سال آینده با 9 تریلیون دلار کسری مواجه خواهیم بود؟ چه مقدار طول خواهد کشید تا تولید کنندگان نیز به این نتیجه برسند و برای تولیدات خود دلار بیشتری طلب نمایند- و تورم افزایش یابد؟
این نویسنده آمریکایی در ادامه مقاله خود نوشته است: همانگونه که بافت می گوید، حتی اگر اقتصاد آمریکا دوباره در حالت اشتغال کامل قرار بگیرد، درآمد مالیاتی که در این حالت دولت بدست می آورد به اندازه ای نخواهد بود تا کسری به این بزرگی را جبران کند. جائیکه بانک مرکزی در حدود یک چهارم تولید ناخالص داخلی را هزینه می کند، برای ایجاد تعادل در بودجه یا باید مخارج را کاهش داد و یا اینکه مالیاتها را افزایش داد.
بوچنان ادامه می دهد: چگونه می توانیم از میزان مخارج بکاهیم در حالیکه پنج عامل اصلی در بودجه- امنیت اجتماعی، بهداشت، بیمههای درمانی، بهره وام و پروژه دفاع ملی- دست نیافتنی هستند و در سال حدود 3 تا 4 درصد رشد دارند؟ آیا اقتصادی با اشتغال کامل میتواند این مخارج را مدیریت کند؟
به عقیده وی زمانیکه اوباما به هر بچه قول یک مدرک دانشگاهی را می دهد، فکری برای تامین منابع وعده های خود نمی کند آیا می خواهیم از دستمزد و درآمد افراد خبره کاسته و آن را صرف آموزش و یا زیر ساختهای فرو ریخته و از هم پاشیده کنیم؟ آیا ما به دنبال کاستن از مخارج جنگ افغانستان و عراق، و در نتیجه شکست در هر دو جبهه، هستیم؟ آیا ما قصد داریم تا کمک مالی خارجی که "هیلاری کلینتون " در سفرش به آفریقا قول آن را داده است را کاهش دهیم؟در مورد کاستن از هزینه های مربوط به جنس و نوع محصولات غذایی و اعتبار بدست آمده از طریق مالیات بر درآمد چه نظری دارید؟ یا اینکه می توانیم این کار را در مورد رسانه ملی (PBS) و یا کمک های ملی به بخش هنر انجام دهیم؟ امتحان کنید.
این مقاله با طرح این سؤال که آیا احزاب طرحی برای کاستن از مخارج فدرال رزرو دارند، تاکید می کند که مخارج کنونی فدرال رزرو از حدود 28 درصد باید به حدود 21 درصد کاهش یابد. درحالیکه "جرج بوش " حتی کوچکترین تلاشی هم در این زمینه انجام نداد، و اوباما باعث شد تا این رئیس جمهور جمهوریخواه شبیه "ران پل " گردد.
به اعتقاد این نویسنده آمریکایی زمانیکه دموکراسی به نقطه ای می رسد که سیاستمداران نمی توانند به مردم "نه " بگویند، و هر دو حزب برای پیروزی در انتخابات و کسب رای بیشتر قول تزریق بیشتر پول و کاهش مالیات ها، و یا هر دو، را می دهند، تجربه مربوط به دموکراسی ها در حال پایان یافتن است.
پاتریک بوچنان مقاله اش را با کلامی از "جان آبرامز " به پایان می برد که می گوید: "به یاد داشته باشید، دموکراسی هیچگاه به طول نمی انجامد. دموکراسی به سرعت تحلیل رفته و خود را نابود می سازد. شما نمی توانید دموکراسی را نام ببرید که خودکشی نکرده باشد. "