نویسنده: حسن رهبرى
دانشمندان و کارشناسان مسائل جمعیتى، سالهاست که آژیر خطر (انفجار جمعیت) را به صدا در آورده اند و براى رویارویى با پیامدها و بحران ناشى از آن، نگهداشت سفارشهاى ایمنى را خواستار شده اند. آنان بر این باورند:
رشد گروه هاى مردم و سکنه زمین، ناگزیرترین و فورى ترین مسأله اى است که بشر در حال حاضر با آن روبه روست و در بسیارى از جاها و سرزمینهاى جهان، رشد و بالا رفتن شمار ساکنان و زاد و ولد، گیج کننده و فشار بر منابع موجود بى اندازه است.1
رشد گروه هاى انسانى در جامعه ها و کشورها، به شیوه اى شتاب گیرنده رخ مى دهد.
یک افسانه کهن ایرانى به روشن کردن این گزاره کمک مى کند:
یکى از درباریان پادشاهى، از پادشاه خواست: در برابر کارهایى که انجام مى دهد، به شمار خانه هاى شطرنج، به او برنج بدهد؛به گونه اى که شمار دانه هاى برنج در هر خانه شطرنج، دو برابر خانه پیشین باشد.شاه، در حالى که گمان مى کرد، قرارداد خوبى است، پذیرفت و دانه اى برنج در نخستین خانه شطرنج گذاشت و فرمان داد که از انبارهایش برنج بیاورند. در خانه بیست و یکم، انبارهایش خالى شدند. خانه چهلم ده میلیارد دانه برنج لازم داشت….
بى کم و کاست، همین اصل بر رشد جمعیت برابرى مى کند.2
رشدِ ناترازمند و ناهماهنگ مردمان و زاد و ولد، هزینه هاى همگانى: آموزش و پرورش، بهداشت، ساخت مسکن، و تهیه آب را به گونه جدى افزایش مى دهد.همبستگى شدیدى بین بهداشت کودک و خانوار وجود دارد. رشد پرشتاب گروه خردسالان، در یک کشور، پیشرفتهاى فرهنگى را به واپس مى اندازد.3
(امروزه، سرعت افزایش جمعیت جهان بسیار زیاد است. بر اساس گزارش(صندوق جمعیت ملل متحد)(UNFPA) زیر عنوان (وضع جمعیت جهان)، در سال 1995 در هر دقیقه 180 نفر، در هر روز 260 هزار نفر و در هر سال 95 میلیون نفربه جمعیت کره زمین افزوده مى شود.)4
(جمعیت به نسبت تناسب هندسى(1،2،4،8،…) افزایش مى یابد، در حالى که مواد غذایى به نسبت عددى یا حسابى (1،2،3،4،…)رشد مى کند.)5
(جمعیت در هر 25 سال یک بار، دو برابر مى گردد و در طول یک سده 16برابر مى شود، در حالى که تولیدات غذایى در این مدت تنها 5برابر مى شود.)6
(این تصور که امنیت غذایى تمام مردم جهان بدون اتخاذ سیاستى از پیش تعیین شده، و تنها از طریق قانونهاى بازار حل خواهد شد، توهمى بیش نیست و موجب بروز فاجعه هاى انسانى بیش تر و گسترش شکاف میان شمال و جنوب خواهد شد.)7
پیشینه طرح چنین دیدگاهى، نخستین بار، در دویست و اندى سال پیش(1798م.) به نام: (رابرت مالتوس)، کشیش اقتصاد دان انگلیسى، ثبت شده است.
طرح یاد شده از زمان انتشار، در عرصه دین و اقتصاد، ناسازگاران و سازگارانى داشته و هر کدام از چشم اندازى مسأله را به بوته بررسى و کند و کاو قرار داده و در رد یا ثابت کردن و پذیرش آن قلم فرسایى کرده اند.
در دهه هاى اخیر، شتاب چرخه رشد نرخ جمعیت و گسترش تهدیدهاى ناشى از آن،سبب توجه بیش ترى به نظریه مالتوس شده و در بین جامعه شناسان، اقتصاددانان، و سیاسیون، هواداران زیادى پیدا کرده و از مخالفان آن به شدت کاسته شده است.
بر خلاف پذیرش نظریه یادشده در انجمنهاى علمى و دانشگاهى دنیا، هنوز در حوزههاى دینى این گمان و دودلى وجود دارد که آیا از چشم انداز ادیان الهى چنین نظریه اى پذیرفته است یا نه؟ نگارنده، تلاش خواهد ورزید، در این میان دیدگاه اسلامى را تا جایى که ممکن باشد و در توان، به بوته بحث و بررسى قرار دهد و جمع بندى از آن ارائه دهد. امّا پیش از وارد شدن به اصل موضوع، (انفجار جمعیت) و (سیاستهاى جمعیتى) مى باید به درستى شناسایى و شناسانده شود که در زیر به اجمال به آن مى پردازیم:
انفجار جمعیت
هنگامى که در جامعه نرخ مرگ و میر کاهش یابد، اما نرخ زاد و ولد بالا باشد، افزایش بى سابقه اى در شمار ساکنان کشورها و کره زمین، پیدا مى شود که به (انفجار جمعیتى) معروف است.
شمار زیاد مردم در این هنگام، سبب مى شود که:
1. از منابع و سرچشمه هاى طبیعى و انسانى به گونه بى رویه، بهره بردارى شود.
2. در آمد سرانه کشور و خانوارها کاهش یابد.
3. نابرابریهاى اجتماعى- اقتصادى و سیاسى افزایش یابد.
4. تمام و یا بخش درخورى از بودجه دولت در راه بر آوردن پایین ترین حدّ از خدمات به کار گرفته شود.
5. گنجایى سرمایه گذاریهاى اقتصادى کاهش یابد.
6. هزینه غذا، آموزش و پرورش، درمان و مسکن بالا رود.
7. نرخ بیکارى غیر درخور تحمل شود.
8. تمام کارها و پیش گامیها در امر برنامه ریزى بى نتیجه ماند.
در این هنگام است که تدوین سیاست جمعیتى و اجراى برنامه هاى خانواده (یا جلوگیرى از گسترش زاد و ولد) ضرورت پیدا مى کند.8
سیاستهاى جمعیتى
سیاست جمعیتى(populatation policy) مجموعه اصول، چاره جوییها، آهنگها و اراده هاى نگاشته و گرد آورى شده جمعیتى است که از سوى دولتها در پیش گرفته مى شود و قلمرو و حد و مرز تلاشهاى او را در پیوند با مسایل و یا کارهایى که نتیجه هاى جمعیتى دارند، روشن مى کند. هدف سیاست جمعیتى، منطقى و هماهنگ سازى دگرگونیهاى جمعیتى با زمینه هاى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى جامعه است، تا رفاه و بهروزى بیش تر جمعیت را فراهم سازد.9
تاریخچه سیاستهاى جمعیتى در جهان
بیان نظریه هاى بنیان گذاشته شده بر سیاست جمعیتى از سوى دانشمندان و اجراى آن به دست زمامداران در دوره ها و زمانهاى گوناگون تاریخى، بیان گر وجود چنین تفکر و سیاستى از گذشته هاى بسیار دور بوده است.
افلاطون (و.ـ427 ف.347ق م.) و ارسطو (و.ـ384ـ ف.322ق م.) عقیده داشتند که شمار مردم، نه آن قدر اندک باشد که استقلال سیاسى و اقتصادى جامعه را به خطر اندازد و نه آن اندازه زیاد که اصول حکومت دموکراتیک کشور را متزلزل کند.10
آگوست {اغسطس (63ق.م ـ14م.)} امپراطور روم، براى نخستین بار در تاریخ، اصول یک سیاست جمعیتى را به وجود آورد. برابر دستور او، شخصى که فرزندان بسیار داشت از پرداخت مالیات و خدمت سربازى بخشیده مى شد، و امتیازهاى اجتماعى و سیاسى ویژه اى به او تعلق مى گرفت.11در سراسر سده هاى میانه، افزایش جمعیت هدف اساسى بود و این سیاست از مسیحیت الهام مى گرفت.
ابن خلدون، اندیشه ور اسلامى، عقیده داشت: جمعیتى که به حد کافى انبوه و انباشته باشد امکان مى یابد تا از نیروى کار خود استفاده بهترى برد. به نظر او جمعیت مهم ترین وسیله برقرارى امنیت سیاسى و نظامى جامعه است.12
همزمان با نخستین انقلاب صنعتى، توماس رابرت مالتوس، (1766ـ 1834م.) براساس آمارهاى علمى خود در نظریه مشهور خویش مقرر داشت:(نسبت افزایش جمعیت جهان از رشد تولید زراعى بیش تر است و این جریان، آینده انسان را با قحطى وحشتناکى که ناشى از زیادى مردم بر مواد غذایى است، مواجه مى سازد…. مردم را به محدود ساختن امر تولید و تناسل دعوت کرد و براى این دعوت، اسلوب خاص سیاسى و اقتصادى و اخلاقى خویش را مقرر داشت.)13
وى که کشیش بود، هرگز از جلوگیرى از زاد و ولد، از راه طبیعى و یا ساختگى دفاع نکرد. اما پیروان مالتوس در این زمینه بازدارى کم ترى داشتند. اینان همچون مالتوس استدلال مى کردند: جلوگیرى از رشد زاد و ولد، براى دستیابى به سطح زندگى بهتر، بایسته است و برخلاف او، از سقط جنین و جلوگیرى از باردارى براى کاهش بارورى، دفاع مى کردند.14
خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروى پیشین در سال 1955 اعلام کرد:(فکر محدود کردن توالد و تناسل، یک تئورى آدم خوارى است که ایدئولوژى بورژوازى (سرمایه دارى) آن را اختراع کرده است.)15
پرزیدنت (ژنرال دوگل) مبارزه گسترده اى را براى جلوگیرى از مصرف قرصهاى ضد باردارى کرد، تا مادران را راضى کند که فرزندان بیش ترى بزاند. البته این مبارزه، درست هنگامى شروع شد که توجه زنان فرانسوى به طرف این قرصها کشیده شده بود.
او مى خواست زاد و ولد در فرانسه زیاد شود، و در نظر داشت که خانواده هاى بزرگ از برتریها و پاداشهاى بیش تر مالیاتى، مدرسه و خانه برخوردار گردند.16
پذیرش اندیشه هاى مالتوس در کشورهاى رو به توسعه، بویژه در سده اخیر، برنامه ریزان اقتصادى را بر آن داشت که برنامه خود را بر پایه سیاست کاهش زه و زاد، سامان دهى کنند.
در پى کشورهاى رو به توسعه و همزمان با پایان جنگ جهانى دوم، کشورهاى کم تر توسعه یافته نیز، به پشتیبانى از سیاست جلوگیرى از رشد زه و زاد برخاسته و آن را در سرلوحه برنامه ریزیهاى خود، قرار دادند.
هند از نخستین کشورهایى بود که سیاست مهار رشد جمعیت، یا ثبات جمعیت را در پیش گرفت (1952) و کشورهاى اندونزى، بنگلادش، تایلند، فیلیپین، مکزیک و ترکیه نیز، از سیاست کاهش جمعیت، پیروى کردند.
در سالهاى 1357ـ1346ش. در ایران نیز، همراه با پخش قرصهاى ضد باردارى و کاندوم، تبلیغات گسترده اى با شعار: فرزند کم تر، زندگى بهتر، آغاز شد، که به دلیل فرهنگ موجود، باورها، سنتها و بى اعتمادى مردم به سیاستهاى رژیم پهلوى، چندان مورد توجه همگان مردم قرار نگرفت.
پیروزى انقلاب اسلامى و به دنبال آن شروع جنگ تحمیلى، که با فراموشى سیاستهاى جمعیتى تا سال 1368ش. در جمهورى اسلامى ایران همراه بود، رشد جمعیت حدود 4درصدى را به کشور ما بار کرد.
برابر نظر معاون تحقیقات و فن آورى وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى، به خاطر نپاییدن و پاس نداشتن سیاست سامان دهى خانواده در سالهاى 1357 تا 1368، جمهورى اسلامى ایران، هم اینک 10میلیون به شمار ساکنان کشور افزوده شده است؛ یعنى سالانه 800هزار کودک اضافه در کشور، چشم به جهان گشوده اند.17 به دنبال انتشار نتیجه هاى سرشمارى سال 1365 در سال 1367، و روشن شدن ویژگیهاى چندى و چونى شمار سکنه کشور و آثار و پیامدهاى آن در سطح ملى، دولت جمهورى اسلامى ایران سیاست بنیان گذاشته شده بر کاهش را پیش گرفت و دنبال کرد. در سال 1369 (شوراى تحدید موالید) با تصویب دولت و به ریاست وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکى تشکیل گردید و در سال 1370 (اداره کل جمعیت و تنظیم خانواده) پدید آمد. قانون تنظیم خانواده در سال 1372 در مجلس پذیرفته و در همان سال به تأیید شوراى نگهبان رسید.18
علماى اسلامى و سامان دهى جمعیت
الف. پیش از انقلاب اسلامى
برنامه هاى سامان دهى خانواده که از آغاز دهه 1950م. به آرامى آغاز شده بود، در دهه هاى 1970 و 1980 شتاب بیش ترى به خود گرفت. بیش از یکصد کشور در حال توسعه جهان، از جمله کشور ایران، آن را به مورد اجرا گذاشتند.
به دنبال اجراى برنامه سامان دهى خانواده در ایران و دیگر کشورهاى اسلامى، علماى دینى، برابر اندیشه و تخصص علمى خود، دیدگاه هاى گوناگونى را در این باره ابراز داشته اند که یادآور مى شویم:
محمدتقى جعفرى، در حدود سال 1334ش. مى نویسد:(ممکن است گفته شود: ما در حرمت سقط جنین تردیدى نداریم؛ ولى طبق محاسبه بعضى از متفکران که گفته اند: (افزایش خواربار در روى زمین با تصاعد حسابى است و افزایش نفوس با تصاعد هندسى و نتیجه آن انفجار زمین از گرسنگى مى باشد) مسأله وارد باب تزاحم مى گردد که قانون اقتضا مى کند که اهم را بر مهم مقدم بداریم.
مى گوییم: آیاتى در قرآن خبر از نامحدودیت روزى مى دهد… در این مورد بسیار مناسب است جمله اى را از سخنان یکى از صاحب نظران علوم انسانى بیاوریم، او مى گوید:
اگر یک صدم گریه اى که در طول تاریخ درباره شکم هاى گرسنه و بدنهاى برهنه ریخته شده است به ارواحى که گرسنه معرفت و تقواى انسانى هستند، ریخته مى شد، نه شکمى گرسنه مى ماند و نه بدنى برهنه و نه ارواح گرسنه.)19
شهید محمدباقر صدر: (نوع و هدفهاى برنامه، برحسب ضرورتها و شرایط موضوعى هر جامعه، تعیین مى گردد، و از آن جا که ماهیت مشکلات و مسائل، از جایى تا جایى و از زمانى تا زمانى دیگر فرق مى کند، سیاستهاى اقتصادى هم با یکدیگر متفاوت مى باشد؛ فلذا در ممالک پر جمعیت، اقدامات ویژه اى متناسب با شرایط اجتماعى لازم است که در ممالک کم جمعیت تجویز نمى شود.
سیاست اقتصادى جزئى از مکتب اقتصادى نیست و تعیین آن هم وظیفه مکتب اقتصادى نمى باشد. کار مکتب اقتصادى تعیین هدفهاى کلى سیاست اقتصادى است. تعیین جزئیات سیاست اقتصادى به طورى که با اوضاع و احوال روز مناسب باشد و نیز مسؤولیت اجراى آن، با مقامات دولتى مى باشد.)20
(وقتى بخواهیم عقیده اسلام را درباره نظریه افزایش جمعیت (رابرت مالتوس) بدانیم، ممکن است با در نظر گرفتن نحوه اندیشه اى که اسلام در سیاست عمومى خود، درباره تحدید توالد و تناسل دارد، بر آن آگاه شویم.)21
سید موسى صدر:
(نسبتى را که مالتوس براى افزایش جمعیت جهان بیان داشته، تاکنون حتى در یک نقطه جهان و در یک زمان معین، مصداق پیدا نکرده است. آمارى که از تعداد نفوس جهان در آغاز قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم به دست آمده و همین طور نمودارهاى منتشر شده درباره افزایش مواد غذایى، پایه هاى پیش بینى مالتوس را متزلزل کرده است.
به طور کلى مى توان گفت: رابطه ثابت و محکمى بین افزایش جمعیت جهان و زیادتى مواد غذایى وجود دارد. و هرچه جمعیت زیاد شد، به تدریج کشت زیاد مى شود. زمینهاى بایر، دایر مى گردد. زمینهاى غیر قابل کشت، با طرق علمى کاشته مى شود، از زمینهاى موجود با وسایل جدید بهره بردارى بیش ترى مى شود و بالاخره، براى تهیه مواد غذایى از غیر زمین، مثل آب دریا و هوا، علم به انسان کمک مى کند.
و با کمال وضوح، مى توان دریافت که کمبود مواد غذایى، خود به خود، سبب کمبود افراد بشر و کمى توالد و تناسل و در نتیجه، حفظ تعادل خواهد گردید.)22
مجله مکتب اسلام: (… در کنار این موضوع؛ یعنى وحشت از ازدیاد جمعیت، موضوعات دیگرى نیز وجود دارد که شاید تأثیر آنها در مسأله کنترل جمعیت، کم تر از آن نباشد، بلکه در بعضى از موارد، نقش اصلى را بازى مى کند و آن توجه زیاد به راحتى هاى فردى و کسب آزادى بیش تر براى استفاده از لذات زندگى و فراموش کردن مصالح اجتماعى مى باشد. زیرا بدیهى است کثرت فرزندان یک خانواده، به این گونه آزادیها و راحتى ها لطمه مى زند.
… طبق آمارى که اخیراً از طرف مقامات مسؤول وزارت آب و برق انتشار یافت، زمینهاى کشور ما مى تواند، با همین آبهاى موجود، به خوبى 50میلیون نفر را غذا دهد… با این حال روشن است که ترس تقلیدى مزبور، مخصوصاً در مورد ممالکى مانند مملکت ما بسیار بى مورد است.
… به هر حال، پر ارزش ترین و مؤثرترین منابع حیاتى و امیدبخش یک مملکت، همان ذخایر انسانى آن است که یکى از سرچشمه هاى اصلى هرگونه موفقیت و پیروزى محسوب مى شود. و از این بیان به خوبى نتیجه مى گیریم که مبارزه با افزایش جمعیت کشور ما که از ناحیه افراد بى اطلاع صورت مى گیرد، مبارزه با عظمت کشور ماست.)23
شهید سید عبدالکریم هاشمى نژاد:
(… ما اعتراف مى کنیم که خطر گرسنگى مردم بعضى از کشورهاى آسیایى و آفریقایى را تهدید مى کند؛ اما معتقدیم که این وضع اسفناک به علت افراط و تفریط نفرت انگیزى است که در جهان ما حکم فرماست و اگر روزى، همه ملتها، به طور جدى، در صدد برآیند تا جلو این همه اسراف کاریها را بگیرند و در تقسیم مواد غذایى عدالت را رعایت نمایند، بدون تردید در آن روز دیگر کمبود مواد غذایى احساس نخواهد شد، تا به بهانه آن جهان مجبور گردد از راه هاى خطرناک و مشکوک، با افزایش جمعیت و تکثیر نسل به مبارزه برخیزد.)24
شهید مطهرى:
(یکى از موضوعاتى که در اروپا سر و صدا راه انداخته و به همین جهت، گفته اند: دین به طور مطلق پاى بند زندگى است و با مقتضیات و شرایط زمان تطبیق نمى کند، مسأله ازدیاد نفوس است. این مسأله یکى دو قرن است که براى بشر مطرح است. ازدیاد نفوس از یک حد معینى را براى بشریت خطر مى شمارند….
لهذا پیشنهاد مى کنند که جلوى موالید گرفته بشود… این یک مسأله جدیدى است. این مسأله فقط در عصر ما مطرح است و در گذشته مطرح نبود، چون اولاً در سابق به آن پى نبرده بودند، ثانیاً در سابق ازدیاد موالید خطرى نداشت، مرگ و میر طبیعى، خود به خود، جمعیت را کم مى کرد، ولى حالا این طور نیست….
جراید و مجلات، خیلى علیه ازدیاد نفوس تبلیغ مى کنند، ولى این را توجه داشته باشید که مسأله ازدیاد نفوس که اسمش را مى گذارند (بمب جمعیت) و آن قدر هم گفته اند که یک حس تنفر از بچه در این مردم ایجاد کرده اند، در کشور ما صادق نیست، یعنى کشورهاى اسلامى، هنوز به حد نصاب جمعیت نرسیده است. این یک نیرنگ استعمارى است که غربیان به کار مى برند….
درباره ایران این طور مى گویند که: استعداد 60میلیون جمعیت را دارد که نان بدهد، در صورتى که اکنون حداکثر 25میلیون نفر است.
… اسلام هرگز جلوى راه بشر یک چیزى نگذاشته است که با مقتضیات ضرورى که در زمان پیش مى آید بجنگد، یعنى با ضرورتهاى اجتماعى و اقتصادى بشر بجنگد.)25
نورى همدانى:
(عده اى از لحاظ این که جمعیت روى زمین به سرعت رو به افزایش مى رود، چنین فکر مى کنند که زمانى فرا خواهد رسید که مردم از جهات اقتصاد زندگى به مضیقه خواهند افتاد و زمین قدرت تغذیه و تأمین لوازم زندگى بشر را نخواهد داشت و لذا مردم را به جلوگیرى از افزایش نسل تشویق، بلکه وادار مى کنند. به علاوه، متأسفانه (سقط جنین) را یک عمل منطقى و موجه جلوه مى دهند. ولى این عقیده همان طور که بعضى از دانشمندان هم تصریح کرده اند درست نیست؛ زیرا سطح زمین به اندازه اى وسیع است که به 500 میلیون کیلومتر بالغ مى شود و اگر آن را به طور تساوى میان جمعیت فعلى روى زمین تقسیم کنیم، به هر فردى 5هکتار از خشکى و تقریباً 12هکتار از دریاها مى رسد؛ علاوه گنج هاى فراوان و معادن بسیار زیادى در آن قرار داده شده است. در این صورت اگر تمام قدرتهاى علمى و امکانات صنعتى خود را در راه بهره بردارى از این منابع خداداد به کار بیندازند، زمین مى تواند چندین برابر جمعیت کنونى را به طور کامل اداره کند.)26
على حجتى کرمانى:
(مالتوسیانیسم، علاوه بر این که داراى هیچ گونه پشتوانه علمى نیست، بلکه این نظریه ریشه استعمارى دارد و شخص مالتوس عامل دست انگلستان بوده است…)
و از قول ژوزوئه دوکاسترو و (فرمول م) و (گت) که تئورى (حد توان حیاتى خاک) را به باد انتقاد گرفته اند چنین مى آورد:
(چنین حدى وجود ندارد و مى توان محصول را با همین تکنیک امروز، پنج تا شش برابر افزایش داد. البته نمى گویم: این توانایى بى نهایت است، اما تردیدى نیست که خاک بیش از میزان امروز توان تولید دارد.)27
مجله مکتب اسلام:
(ما عقیده داریم اگر روزى کارد به استخوان برسد و مجبور به مبارزه با افزایش جمعیت شویم (ولى ما عقیده نداریم که امروز آن روز است) بهترین راه که هم با موازین اسلامى سازگار است و هم عکس العمل نامطلوب اجتماعى ندارد، همان روش جلوگیرى از انعقاد نطفه است که با وسایل نسبتاً سالمى که در دست است از انعقاد نطفه فرزندان اضافى جلوگیرى شود، و مطمئناً اگر وسایل ساده و سالمى براى پیش گیرى در اختیار همگان باشد و تبلیغ صحیح روى این موضوع بشود، کاملاً نتیجه بخش خواهد بود. با وجود چنین طریق ساده اى، نوبت به جنایاتى همچون سقط جنین و عقیم ساختن زنان و مردان یا کارهاى خطرناکى همچون افزایش سن ازدواج نخواهد رسید. و باز تأکید مى کنیم: مطالعه روى افزایش سطح تولید از همه اینها بهتر است.)28
شهید بهشتى:
(اگر واقعاً مطالعات کارشناسان اجتماعیِ با ایمانِ با بصیرتِ واقع بینِ همه سونگر و محاسب، به این نتیجه رسید که اگر در جامعه اسلامى تیراژ فرزندان از عدد معینى بالاتر رود جان این جامعه و هستى این جامعه و سلامت این جامعه در معرض خطر است، به راحتى مى توان فتوا داد که بر این امت واجب است که میزان فرزندان را در حد معیّن نگه دارد؛ چون ما با نصوص اسلامى فراوان دریافته ایم که جان جامعه از جان فرد محترم تر است)29
احمد بهشتى:
(همیشه اصل و قاعده بر این است که به وجود فرزندان زیاد افتخار کنند؛ اما در عصر ما که همه چیز در معرض تحول است، این عقیده هم تغییر کرده. غالب خانواده ها داشتن فرزندان زیاد را دلیل عقب افتادگى و دورى از تمدن مى دانند… نمى خواهم در مورد صحت و سقم این مسأله و طرز تفکر سخنى بگویم. البته بشر عاقل باید مصلحت اندیش باشد، هر بذرى که مى کارد و هر کارى که مى کند لازم است براساس صلاح اندیشى و درایت باشد. او باید توجه کند که هر چیزى و هر کارى داراى اندازه و مقدار معینى است، نه بیش، نه کم!…)30
دیدگاه هاى یاد شده، دیدگاه هاى شمارى از عالمان، دانشوران و فرهیختگان تشیع در ایران بود که مى شود گفت: کم و بیش نمایندگى فکرى بخش گسترده اى از عالمان، دانشوران و فرهیختگان حوزه هاى علمیه را بر عهده داشتند و سخن گوى جریانهاى فکرى گوناگون در حوزه هاى علمیه بودند.
در جمع بندى دیدگاه هاى مطرح شده، گزاره هاى زیر داراى اهمیت است:
1. نسبت به حد توان حیاتى خاک، کم و بیش دیدگاه ها از هماهنگى برخوردارند.
2. اندازه مناسب جمعیت براى کشور ایران 50تا60 میلیون براورد شده است.
3. عامل فقر در پاره اى از کشورها را، بیش تر، در سرشکن نامناسب تواناییها و ثروت جهانى دانسته اند، تا زیادى مردم و ساکنان آن کشورها.
4. به نظریه مالتوس، بیش تر به دیده تردید نگریسته شده است.
5. بیش تر بینش آرمان گرایى حاکم بر مسأله بوده و نسبت به پاک کردن صورت مسأله توجه شده است، تا پاسخ گویى به آن؛ مگر در دیدگاه هاى شهیدان: صدر، بهشتى و مطهرى، که پاسخ روشنى از سخنان آنان استفاده مى شود.
ب. دیدگاه علماى اسلامى، پس از انقلاب اسلامى
1. دهه اول بعد از انقلاب اسلامى
در بررسى دیدگاه علماى اسلامى، درباره جلوگیرى از رشد روزافزون زاد و ولد، پس از انقلاب اسلامى، لازم به یادآورى است که بحرانهاى آغازین روزها و ماه هاى انقلاب مقدس اسلامى و بروز جنگ نابرابر و ناخواسته علیه ایران، و تبلیغات منفى علیه جلوگیرى از زاد و ولد، در پیش از انقلاب اسلامى، از انگیزه ها و سببهاى مهم و بازدارنده اى بود که به یک دهه سکوت صاحب نظران، استادان، دانشمندان اقتصادى و جامعه شناسى و در پى آن به بوته فراموشى سپارى سیاستگذاران جمعیتى انجامید.
روشن است وقتى که کارشناسان و صاحب نظران و دسته هاى گوناگون اجتماعى، اقتصادى، و سیاسى، بنا به دلیلهایى از طرح و روشن گرى پیچیدگیها و بحرانهاى در شُرف پدیدارى و به دیگر سخن، از حوادث واقعه خوددارى ورزند، دیگر بیان و ارائه دیدگاه هاى اجتهادى سازوار با گزاره جدید، انتظار و چشمداشت بى جایى بیش نخواهد بود.
بنابراین، جامعه ایران، در دهه اول پس از انقلاب به خاطر بى اهمیت جلوه دادن موضوع، چندان شاهد اظهارنظرهایى در این مورد نبوده و گاهى هم که با طرح دیدگاه هایى رو به رو شده، در ردیف همان دیدگاه هایى است که پیش از آن، با آن آشنایى داشته است.در این دوره (سال 1364ش) آقاى نورى همدانى، در سلسله مقاله هاى: (در راه ریشه کن ساختن فقر) به موضوع جمعیت و مواد غذایى پرداخته و مى نویسد:
(روزانه صدها هزار نفر در جهان از گرسنگى جان مى دهند و این در حالى است که 700 میلیون نفر دچار سوءتغذیه بوده و 5/1 میلیارد نفر از جمعیت جهان به خدمات پزشکى دسترسى ندارند، طبق این گزارش 2/1 میلیارد نفر در مکانهاى فاقد آب لوله کشى زندگى مى کنند و 250 میلیون کودک در کشورهاى جهان سوم فاقد مدرسه هستند.)31
(طبق گزارش یونیسف از 125 میلیون نوزاد متولد در سال، 17میلیون به پنج سالگى نمى رسند.)32
(فقر، هرگز مولود عوامل خلقت و طبیعت نبوده و نیست؛ زیرا همه دلایل عقلى و علمى و منطقى حکم و اثبات مى کند که خداوند فیاض، جهان خلقت را طورى از لحاظ امکانات و مواهب و نعمتهاى غنى و سرشار و مستعد آفریده است که مى تواند احتیاجات افراد بشر را هرچند، به چند برابر جمعیت فعلى برسند، تأمین کند… اگر افراد بشر بتوانند تمام زمینهاى مستعد را زیر کشت ببرند و این زراعت را نیز با اصول علمى و ابزار صنعتى و تکنیک هاى کامل هماهنگ سازند، احتیاجات آنها به طور کامل تأمین خواهد شد.
به طور کلى اگر نقشه جهان فقر و گرسنگى را مطالعه کنیم و عوامل فقر و گرسنگى را در آن نواحى مورد بررسى قرار دهیم، به وضوح خواهیم دید که گرسنگى دسته جمعى، یک پدیده طبیعى نیست، بلکه پدیده اى است اجتماعى که به طور کلى پیدایش آن یا نتیجه سیاستهاى استکبارى و استعمارى است و یا معلول استفاده نادرست از امکانات و منابع طبیعى است و یا مولّد توزیع غلط موادى است که به دست مى آید.)33
امام خمینى در سال 1358، در پاسخ وزیر بهدارى و بهزیستى درباره پیش گیرى از باردارى مى نویسد:
(در صورتى که از نظر بهداشتى ضررى متوجه بانوان نباشد و شوهر نیز با این امر موافق باشد، حل این مشکل شرعاً جایز است.)34
و در پاسخ به استفتایى چنین پاسخ مى دهد:
(جلوگیرى از انعقاد نطفه اگر موجب فساد عضو و عقیم شدن نشود، با رضایت شوهر، مانع ندارد؛ ولى از لمس و نظر حرام باید اجتناب شود.)35
در پاسخ به کسانى که نظر ایشان را درباره جلوگیرى از رشد زاد و ولد خواسته بودند، یادآور شد:
(راجع به موالید، تابع آن است که حکومت چه تصمیمى بگیرد.)36
جعفر سبحانى:
(…صاحب نظران مى گویند: اگر در این مملکت (ایران) رودخانه ها سدبندى شود، زمینهاى بایر، آباد گردند، از تمام زمینهاى زراعتى به خوبى استفاده شود، صید ماهى به صورت صحیح اداره گردد، و سطح فکر مردم بالا برود، این مملکت قادر به اداره 150 میلیون نفر خواهد بود.
کشور ایران هم اکنون دچار کمبود نیروى انسانى است. در همین سالهاى اخیر، متجاوز از یک میلیون کارگر خارجى در نقاط مختلف کشور مشغول کار و بازار کار گرم، و نیروى انسانى کمیاب بود ـ مع الوصف ـ چگونه دم از کنترل ازدیاد جمعیت مى زنیم، در حالى که نیاز مبرم به نیروى انسانى داریم؟
در این کشور، کمبود پزشک و مهندس، تکنسین و استادکار براى همه ملموس است و هر روز دست نیاز به خارج دراز کرده و دسته دسته دکتر و مهندس و… وارد مى کنیم.
کشورهاى پیشرو که براى جلوگیرى از ازدیاد جمعیت در کشورهاى در حال رشد، کارشناس مى فرستند، بهتر است جمعیت خود را در حد فعلى نگاه دارند، تا جمعیت دیگر کشورها به نیمى از جمعیت آنان برسد، سپس براى آنان طرح و برنامه بریزند.
بهتر نیست که بودجه اى که در راه کنترل جمعیت مصرف مى شود، در راه فراهم ساختن وسایل زندگى خانواده هاى فقیر مصرف گردد، و به جاى انسان کشى، به احیاء انسانهاى فقیر و بى دفاع بپردازیم.)37
عبدالکریم بى آزار شیرازى:
(… چه قدر در اشتباهند کسانى که تحت تأثیر تبلیغات استعمارگران و یا از ترس فقر، خود را عقیم مى سازند و یا نسل خود را تهدید مى کنند. البته کسانى که به علل شخصى یا ناتوانیهاى جسمى و یا بیمارى، از وسایل جلوگیرى از آبستنى استفاده مى کنند و یا آبستنى خود را به عقب مى اندازند، این عمل آنان، با شرایطى از نظر امام خمینى جایز است.)38
مجله حوزه:
(مسأله افزایش جمعیت و تأثیر بر برنامه هاى دراز مدت اقتصادى، امرى است که اخیراً تکیه خاصى روى آن شده است و از سوى جناحهاى مختلف در مورد آن اظهارنظر گردیده است. یکى از ریشه هاى این مشکل نیز، ابهام فقهى مسأله است. تحدید یا عدم تحدید نسل، از نظر فقهى، حکم روشنى ندارد. برخى، با استناد احادیثى چند تکثیر نسل را امرى مطابق با شرع و ممدوح مى شمارند و آن را توصیه مى کنند و برخى دیگر از زاویه دیگرى بدان مى نگرند و آینده پر ابهام و تاریکى را ترسیم مى کنند و گاه از این مسأله به مثابه حربه سیاسى نیز، استفاده مى گردد. به هر حال، حکم قاطع فقهى در این باب تأثیر عمیق خواهد داشت بر زمینه هاى مختلف برنامه هاى جمعیتى و جهت گیرى آن.)39
2. دهه دوم پس از انقلاب، تاکنون در فرایند دهه دوم انقلاب، حرکت شتابان رشد زاد و ولد، همه نگاه ها را به سوى خود کشاند. همه اندیشه وران، چه آنان که با انبوه شدن و بسیارى زاد و ولد مخالف بودند و چه آنان که موافق، ناگاه با زه و زاد گسترده و روزافزونى رو به رو شدند که تواناییهاى موجود کشور: آموزشى، بهداشتى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى، حقوقى و… به هیچ روى پاسخ گوى خواسته هاى به حق آنان نخواهد بود.
بنابراین، علما و فقهاى اسلامى که پیش از این مخالف سیاست سامان دهى خانواده و جلوگیرى از گسترش زاد و ولد بودند، بیش تر، با درک نیازها و بایسته هاى زمانى و درنگ و دقت روى نظر دانشمندان جامعه شناسى و اقتصادى، به این نتیجه رسیدند که بدون نگهداشت و به مهار درآوردن رشد زاد و ولد، برنامه ریزى صحیح و حفظ تمامیت نظام ممکن نیست. بر این اساس، یا از دیدگاه هاى پیشین خود برگشتند و یا به دلیل پذیرش مردمى نداشتن، ناسازگارگویى را مصلحت ندیدند.
در این دوره، در بین عالمان دینى، تنها، آقاى حسینى تهرانى به روشنى با سیاست سامان دهى خانواده به ناسازگارى برخاست و با نگارش (رساله نکاحیه) و (کاهش جمعیت ضربه اى سهمگین بر پیکر مسلمین)، سیاست مهار زاد و ولد و پذیرندگان آن را به باد انتقاد شدید گرفت و نوشت:
(امروز، مسأله کنترل جمعیت و شعار: جمعیت کم تر، زندگى بهتر، به قدرى جدى گرفته شده و هیاهو و تبلیغات بر سر عواقب و خطراتى که براى آن شمرده مى شود به قدرى فراگیر گشته که کم تر کسى مجال تفکر، تحلیل، و یا احیاناً تشکیک در این مسأله را درمى یابد و متأسفانه این جوّزدگى، چنان حاکم گشته که حتى از سوى کسانى که انسان کوچک ترین شکى در خلوص نیت و دلسوزى شان براى جامعه و اسلام ندارد، عکس العمل هاى انفعالى و جانبدارى مشاهده مى شود، تا حدى که گاه انسان متحیر مى ماند که چگونه عقل سلیم و ذهن حکیم تحت تأثیر تبلیغات فریبنده اى قرار گیرد که با اندکى توجه و دقت، نادرست بودنشان قابل تشخیص است.)40
(محدوده کشور ایران، به تصدیق کارشناسان داخلى و خبرگان خارجى، از جهت استعداد و کثرت زمینهاى حاصلخیز و قابل کشت و زراعت و باغدارى و دامدارى وفور آب و رودخانه ها و امکان آبگیرها، و از جهت انواع معادن، مى توان از مرغوب ترین کشورهاى جهان به حساب آورد و ظرفیت آن را دارد که به آسانى و راحتى 200میلیون نفر را در مهد خود بپذیرد و بپرورد.
اما امروزه مى بینیم که از جهت کمبود افراد کشاورز در کشتزارها و باغها، و از جهت کمبود افراد کارگر در کارخانجات، در مضیقه اى عجیب به سر مى بریم.)41
(زنان باید پیوسته، یا حامله باشند و یا شیر بدهند، تا کاروان انسانیت و حرکت به سوى معبود و محبوب و قبله مشتاقان و کعبه عاشقان و پویندگان به سوى حرم امن و امان او، با مردان هماهنگ باشند.)42
وى، استفاده از قرصهاى ضد باردارى را حرام مى داند.43 به روا بودن ریختن مَنى به خارج از رَحِم اشکال مى کند.44 سیاست سامان دهى خانواده را، سیاست القا شده از سوى استکبار مى انگارد که با رحلت امام خمینى، در کشور مطرح و به اجرا گذاشته شد.45 ادامه دارد...