ترجمه: مانیا عرشی
در پی تحریم انتخابات ونزوئلا توسط بیشتر احزاب اپوزیسیون، حزب «هوگو چاوز» رئیسجمهور و متحدانش توانستند در یک انتخابات غیرمعمول تمامی کرسیهای پارلمان این کشور را تصاحب کنند. در حالی که بعضی از همسایگان ونزوئلا از این پیروزی خشمگین هستند، جمعیت ضدآمریکایی این کشور امیدوار هستند که چاوز میتواند با این پیروزی از تبدیل شدن به یک کابوس منطقهای امتناع کند.
آیا انتخاباتی که در آن هواداران رئیسجمهور تمامی کرسیهای قانونگذار را تصاحب کنند، انتخاباتی آزاد و عادلانه است؟ این انتخابات مشابه روشهایی است که «صدام حسین» در عراق استفاده میکرد و با بهره گرفتن از آنها 99 درصد آرا را به دست میآورد. در روز چهارم دسامبر 2005، حزب هوگو چاوز رئیسجمهور ونزوئلا و گروههای نزدیک به وی بعد از خروج تمامی احزاب اپوزیسیون به غیر از یکی از احزاب مخالف، چنین انتخاباتی را برگزار کردند. جنبش جمهوری پنجم چاوز از مجموع 167 کرسی، 114 کرسی را تصاحب کرد. احزاب متحد نیز بقیه کرسیها را به دست آوردند. اکنون دیگر هیچ مخالفت پارلمانی با رئیسجمهور وجود ندارد که از سال 1999، این کشور آمریکای لاتین را اداره میکند و امیدوار است که سال آینده برای دوره شش ساله دیگری به ریاست جمهوری انتخاب شود.
در این شرایط اپوزیسیون میتواند ادعا کند که این انتخابات به معنای حمایت ملی از حزب چپگرای رئیسجمهور و «انقلاب بولیواری» وی نیست، چرا که میزان حضور در رایگیری 25 درصد بود که به احزاب مخالف چاوز امکان میدهد انتخابات را غیرقانونی اعلام کنند، ولی رئیسجمهور از اعلام ناظران اتحادیه اروپا و سازمان کشورهای آمریکایی خشنود شد که اظهار داشتند هیچ تخلفی در انتخابات صورت نگرفته است.
در واقع، پیروزی چاوز همان تاثیری را بر روی اپوزیسیون بخت برگشته دارد که روش وی در جلب اعتماد عمومی مردم ونزوئلا داشت. حمایت قابل توجهی نسبت به رئیسجمهور و کنترل خارج از حدی بر ونزوئلا وجود دارد. ولی اپوزیسیون که بیشتر آنها از میان نخبگان سابق غیر محبوب هستند، دچار اختلاف شده و رهبران قدرتمندی ندارند. این احزاب به شدت تحت تاثیر رئیسجمهور مصمم ونزوئلا و نمایشهای سیاسی او هستند.
اپوزیسیون بعد از ادعای مشکل داشتن ماشینهای رایگیری در حدود یک هفته قبل از انتخابات، از روند آن خارج شد. استفاده از این ماشینهای رایگیری به همراه انگشتنگاری الکترونیکی در مراکز رایگیری به این معناست که هر رایی میتواند حداقل در تئوری به یک فرد نسبت داده شود.
این امر که رای ممکن است مخفی نباشد در کشوری اهمیت دارد که دولت آن از دادههای رایگیری برای ندادن شغل و سرویس دولتی به هواداران اپوزیسیون استفاده کند.
شورای ملی انتخابات اعلام کرد که از ماشینهای انگشتنگاری استفاده نمیکند، ولی این اقدام برای ادامه رقابت اپوزیسیون کافی نبود. با توجه به اینکه چهار نفر از پنج عضو شورای انتخابات حامیان چاوز هستند و رهبران مخالف نیز برای عدم شرکت در انتخابات اعمال فشار میکنند، اپوزیسیون اعلام کرد که احتمال برگزاری انتخابات عادلانه وجود ندارد. چاوز تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون را تلاش برای انجام کودتای تحت حمایت آمریکا عنوان کرد.
در واقع، احزاب اپوزیسیون که از روند رایگیری خارج شدند، میدانستند که در هر حال احتمال برد آنها وجود ندارد. حزب چاوز و متحدانش قبلا اکثریت کرسیها را در اختیار داشتند و رئیسجمهور نیز به طور زیرکانهای مردمی است، هر چند میزان تایید وی از 70 درصد در سال گذشته به 50 درصد کاهش یافته است. چاوز مدعی است که نظم قدیم را تخریب کرده که در آن دو حزب اصلی به راحتی قدرت را مبادله میکردند و از مزایای آن نفع میبردند. در اثر توجه چاوز به تودههای فقیر، هواداران وی در حال حاضر او را ستایش میکنند.
در سال 2002، یک کودتا به سرعت چاوز را از قدرت برکنار کرد، اما اندکی بعد نیروهای وفادار وی در ارتش در جهت حفظ و بازگرداندن او وارد عمل شدند. سال بعد، وی با موفقیت به جدال دیرینه کارگران در شرکت دولتی نفت خاتمه داد. در سال 2004، احزاب مخالف در نهایت در تلاش دیرینه برای برگزاری رفراندوم درباره حاکمیت وی موفق شدند، ولی چاوز در این رفراندوم 58 درصد آرا را کسب کرد، آن هم در انتخاباتی که اپوزیسیون عادلانه بودن آن را در سایه ابهام قرار داده بودند. اما ادعای اپوزیسیون مورد حمایت تمامی طرفهای خارجی و داخلی قرار نگرفت.
هر چند چاوز در انتخابات موفق بود، ولی وی اصول معمول دموکراسی را نادیده گرفته است. وی از اهرمهای قدرت دولتی خیلی بهتر از پیشینیان خود استفاده کرده است. ارتش به طور کامل به رئیسجمهور وفادار است. دادگستری از جمله دادگاه عالی مملو از هواداران وی است. قانون سال 2004، ممنوعیت رسانهها را افزایش داد و خبرنگاران در صورت انجام اعمال غیرقانونی به حبس محکوم خواهند شد، هر چند این روش به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته است. اکنون با داشتن اکثریت دو سوم در پارلمان چاوز میتواند به اراده خود قانون اساسی را تغییر دهد. این امر قطعا موجب تسلط بیشتر دولت بر اقتصاد و محدودیتهای کمتر در ریاست جمهوری خواهد شد. چاوز تقریبا مطمئن است که در انتخابات دسامبر 2006 مجددا انتخاب خواهد شد.
رفتار عجیب یا الگوی نقش؟
در دورهای که بیشتر کشورهای آمریکای لاتین در حال استقرار دموکراسیهای پرهیجان هر چند غیر کامل هستند، چگونه چاوز میتواند از مهلکه فرار کند؟ پاسخ کوتاه «نفت» است. ونزوئلا، تنها عضو اوپک که از نیمکره غربی و پنجمین صادرکننده بزرگ نفت است. قیمتهای بالای نفت به دولت ونزوئلا یک ثروت بادآورده داده است. چاوز از این ذخایر فقط برای ارائه خدمات اجتماعی در داخل استفاده نکرده و از آن برای نفوذ در خارج از کشور خصوصا در آمریکای لاتین استفاده کرده است.
رهبر ونزوئلا روابط دوستانهای با «فیدل کاسترو» دارد و کوبا نفت ارزان قیمت از ونزوئلا دریافت میکند و در عوض از خدمات هزاران پزشک کوبایی استفاده میکند. «نستور کرچنر» رئیسجمهور آرژانتین به نظر میرسد به چاوز نزدیکتر میشود. ونزوئلا در حال جبران بخشی از بدهیهای آرژانتین است که این مساله به کرچنر کمک میکند تا صندوق بینالمللی پول را نادیده بگیرد. چاوز همچنین روابط حسنهای با «لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا» رئیسجمهور برزیل دارد که چپگرای میانهروتر است. با حمایت رئیسجمهور جدید چپگرای اوروگوئه، ونزوئلا امیدوار است به «مرکوسور» که یک اتحادیه تجاری منطقهای است، بپیوندد. این مساله میتواند موفقیتی دیگر برای دیپلماسی نفتی چاوز باشد، هر چند ممکن است انگیزهای برای همسایگان باشد تا وی را مورد سرزنش قرار دهند.
اگر چاوز دوستی سخاوتمند است، ولی دشمنی آزاردهنده نیز هست. از همه مشخصتر، چاوز با ایالات متحده خصومت دارد که به اعتقاد وی حداقل به صورت تلویحی از کودتای 2002 علیه وی حمایت کرده است. وی احتمالا از عضویت در مرکوسور برای مخالفت با منطقه آزاد تجاری آمریکاییها استفاده خواهد کرد. مخالفت وی با ابرقدرت سرمایهگرا و خصوصا «جرج بوش» رئیسجمهور آمریکا به توهین به دوستان آمریکا و اتحادیه با دشمنان وی گسترده شده است. چاوز اخیرا «ویسنته فوکس» رئیسجمهور مکزیک را عروسک خیمه شب بازی برای حمایت از طرحهای تجارت آزاد آمریکا نامید. روابط وی با رئیسجمهور محاظفهکار کلمبیا که جنگ تحت حمایت آمریکا علیه مواد مخدر و شورشیان چپگرا را رهبری میکند، اغلب پر تنش بوده، هر چند که این روابط اخیرا بهتر شده است. وی با چین و ایران روابطی دوستانه دارد. بعضی آمریکاییها نگران هستند که مذاکرات درباره همکاری هستهای با آرژانتین میتواند از طریق هدایت ونزوئلا به ایرانیها کمک کند تا بمب هستهای بسازند.
چاوز درست در 51 سالگی ممکن است به ورای پیروزی در انتخابات سال آینده فکر کند. تا زمانی که قیمتهای نفت بالا هستند، چاوز قطعا قادر خواهد بود حمایت خارجی و داخلی کافی برای در قدرت ماندن را داشته باشد، حداقل اگر اپوزیسیون به بیسامانی خود همانند چندین سال گذشته ادامه دهد. اصلاحطلبان لیبرال آمریکای لاتین بعد از ناکامی در یافتن راهی مناسب برای جایگزین کردن چاوز، حداقل امیدوارند که وی را تحت کنترل گرفته تا بتوانند مانع از تبدیل شدن وی به رهبر یک رویکرد جدید، نگرانکننده و قارهای شوند.