سید حسن مدرس در سال 1245 هجری شمسی در سرابه اردستان به دنیا آمد. در سال 1259 ش تحصیلات حوزوی خود را در اصفهان آغاز کرد. سید حسن در سال 1272 ش ترک دیار کرد و به جهت ادامه تحصیل حوزوی راهی اصفهان شد و تا سال 1285 ش در آنجا ماند و در محضر «حجتالاسلام خراسانی» و «آیتالله نیروی» به طلبگی پرداخت و در آنجا به درجه اجتهاد رسید. پس از 13 سال اقامت در نجف بار دیگر بار سفر بست و به ایران بازگشت.
بازگشت سید حسن مدرس مقارن اوجگیری تکاپوهای مشروطه خواهی بود. وی نیز متناسب با این وضع و در مسیر مشروطهخواهی در اصفهان به فعالیت میپرداخت.
پیروزی مشروطیت، تنظیم متهم قانون اساسی و ایجاد مجلس برای قانونگذاری مدرس را در مسیری قرار داد که فعالیتهای سیاسی بخش مهم حیات او را به خود اختصاص داد.
در سال 1288 دومین دوره مجلس قانونگذاری یا همان مجلس شورای ملی آغاز به کار کرد. یکی از لوازم مشروعیت قانونی مجلس شورای ملی حضور پنج مجتهد برای نظارت بر قوانین و عدم مغایرت آنها با شرع مقدس اسلام بود. یکی از پنج مجتهد سید حسن مدرس بود.
در زمان فعالیت مجلس دوم، رقابت دول خارجی در ایران هم ابعاد تازهای یافت. دولت روس با صدور اولتیماتومی خواستار اخراج مورگان شوستر آمریکایی شد که اموال یک ایرانی هواخواه روسیه را ضبط کرده بود. علیرغم مخالفت مجلسیان و مدرس با پذیرش اولتیماتوم، ایران ناچار به پذیرش آْن شد.
دور دیگری هم در حیات مدرس وجود داشت که اصلیترین بعد آن مقابله با رضاخان بود. و این مسأله از کودتای اسفند 1299 آغاز شد. چرا که حضور مدرس مانعی بر سر راه کودتاچیان محسوب میشد و بدین خاطر در طول نخستوزیر سید ضیاءالدین طباطبایی، او در حبس بود.
دو مسأله مهم که باید در نظر داشت یکی مقابله مدرس با جمهوری رضاخانی و دیگری تبعید مدرس پس از قدرت گیری سلسله پهلوی است.
با شروع نخستوزیری رضاخان در 3 آبان 1302 وی مجال بیشتری برای پیگیری مقاصد خود یافت. از جمله این مقاصد یکی طرح ایجاد حکومت جمهوری بود. که طیفهای گوناگونی به مخالفت و موافقت با آن پرداختند و مجلس پنجم شورای ملی مجلس برای طرح آراء و انکار مخالفان و موافقان بود.
شاخصترین چهره مخالفان سید حسن مدرس بود و در میان موافقان جمهوری سید محمد تدین را میتوان نام برد. نهایتاً طیف مدرس و مخالفان جمهوری به پیروزی رسیدند. اجتماعی در جلوی مجلس شورای ملی تشکیل شد که از شعارهای اصلی آن میتوان به «زنده باد مدرس»، «زنده باد احمد شاه» و «مرده باد جمهوری» اشاره داشت.
در ایامی که رضاخان تبدیل به یکهتاز میدان سیاست ایران میشد؛ مدرس از هیچ تلاشی برای مقابله با او فروگذار نبود. چندان که حتی نمایندهای را هم به پاریس فرستاد تا با گفتگو با احمد شاه قاجار وی را راغب به بازگشت به کشور نماید تا شاید این وسیلهای برای تحدید فزونطلبی رضاخان باشد.
با امتناع احمد شاه از بازگشت به کشور این طرح مدرس جامعه عمل نپوشید و نهایتاً در سال 1304 رضاخان توانست با تشکیل مجلس موسسان رژیم پادشاهی را از قاجار به پهلوی تغییر دهد.
اما مدرس سنت مخالفت با کودتاچی وزیر جنگ و رئیس الوزراء پیشین و شاه فعلی را ادامه داد چرا که او را به زیان مصالح ملی و مصالح مذهبی تشخیص میداد و به این دلیل کوتاه آمدن در برابر رضا خان را به هیچ عنوان جایز نمیدانست از سوی دیگر رضاخان هم که به خوبی از عملکرد مدرس آگاه بود کوشید او را از صحنه دور نماید.
گام اول ممانعت از انتخاب او در انتخاب او در دور هفتم مجلس شورای ملی بود او حضور مخالفی سازشناپذیر در پایتخت خطری بالقوه و دایم برای این تدبیر صورت عمل به خود گرفت. و مدرسه به خواف در خراسان تبعید شد. برای انتخاب محل تبعید هم تمام ظرایف لحاظ شده بود.
مجتهد معترض شیعیه را به ناحیهای سنینشین فرستادند تا خاطرشان جمع شود که دیگر مخالفتی از سوی این زندانی تبعیدی صورت نمیگیرد. سرانجام هم در شامگاه 10 آذر 1316 به حیات این مجتهد شیعه پایان دادند تا با آرامشی بیشتر حکم برانند. پس از سقوط پهلوی دوم در دادگاهی نمایشی تلاش کردند تا اتهام کشتن مدرس را از دامان سلطنت پاک و نیروهای خودسر را مسئول آن معرفی نمایند. این دادگاه در مرداد 1321 آغاز شد.