تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۰۹۰

مهدی چقایی
انتخاب افراد برخوردار از توانمندی لازم از میان نخبگان جامعه در توزیع قدرت، تقسیم وظایف، مسئولیت‌ها، ثبات، رشد و پیشرفت کشور نقش به سزایی ایفا می‌کنند که تحقق آن از موفقیت زمامداران است.
با گذری بر انتصابات مدیران ارشد و میانی کشور طی سالیان گذشته درخواهیم یافت حلقه‌ای از افراد تشکیل شده بود که بعضا مقوله‌هایی چون گروه‌گرایی، قومیت‌گرایی، فامیل‌محوری، هواپرستی، شخصیت‌زدگی، تنگ‌نظری، جناح‌بازی و باندگرایی در انتخاب افراد در این حلقه موثر بوده است.
بنابر اهمیت مدیریت در توسعه، رشد و پیشرفت، ضرورت ایجاب می‌کند شایسته‌سالاری که خواست تمامی ملت است و چند سالی است نقل و نبات محافل و رسانه‌ها گردیده را فارغ از هرگونه شعار به عمل و باور همگانی تبدیل کنیم.
شایسته‌سالاری فرایندی است که در گرو مقوله‌هایی همانند شایسته‌خواهی، شایسته‌سنجی، شایسته‌گزینی و شایسته‌پروری است. که تحقق آن میسر نیست جز پی‌ریزی و تثبیت‌ نظام شایسته‌سالار، که مرکب از نیروهای کارآمد، متخصص، متعهد و برخوردار از شایستگی‌های فردی، لیاقتهای اجتماعی، دانش‌ها و مهارت‌های لازم در حوزه‌های گوناگون است و اولویت به‌کارگیری اینگونه افراد در مدیریت‌های ارشد و میانی از مصادیق بارز عدالت‌محوری است که استفاده از این افراد در جهت برقراری حکومت انبیا، اولیا، و صالحان نشان از جایگاه والای شایسته‌سالاری در فرهنگ دینی ما مسلمانان است و خدای سبحان به این اصل عقلایی در روند انتخاب هدایتگران و رهبران جامعه حاکمیت دارد.
پس از پیروزی انقلاب تا امروز حلقه‌ای از نیروی انسانی ایجاد شده که هرگاه تصمیم بر انتخاب مدیری گرفته می‌شد بایستی از این حلقه استفاده می‌گردید و به سادگی کسی نمی‌توانست به حلقه راه یابد مگر وابستگی فامیلی، حزبی یا گروهی به حلقه داشته باشد. این پدیده به عنوان یک فرهنگ در حال نهادینه‌ شدن بود و افکار عمومی هم به این باور رسیده بود که غیر آن موجب بروز مشکل در توسعه و رشد کشور خواهد شد.
اما در پی انتخاب نهم ریاست جمهوری وقتی احمدی‌نژاد بر اریکه قدرت تکیه زد و با نظرخواهی مردمی نگاه ثابت به تعدادی محدود و استفاده مدام از آنها در رده‌های مدیریتی که به آفتی در سیستم مدیریتی کشور تبدیل شده بود به هم ریخت و طلسم حلقه محدود مدیران را شکست و در رویکردی جدید دست به انتخاب مدیران ارشد کشور زد که این اقدام جسورانه شرط لازم است اما شرط کافی برای تحول در ساختار مدیریت کشور نمی‌باشد. زیرا برای دگرگونی و اصلاح اساسی مدیریت جامعه نیاز به حضور شایستگان است.
هر چند ممکن است نحوه اجرای آن جای بحث داشته باشد. اما اجرای آن در تعیین وزیران و انتخاب معاونین، افکار عمومی و تصمیم‌سازان را متوجه کرد که به جز حلقه شکل گرفته شده، افراد بسیاری هستند که می‌توانند در مدیریتهای ارشد و میانه به بازی گرفته شوند. چه بسا توانمندتر از افراد قرار گرفته در حلقه باشند ولی چون دایره نیروهای مدیر را محدود گرفتند، فرصتی در اختیار آنها قرار ندادند تا توانمندیشان هویدا گردد و اگر فرض بر عدم کارایی مطلوب مورد انتظار از چنین نیروهایی قرار دهیم، باید فرصت در اختیار دیگران قرار می‌گرفت، که این عین عدالت است. زیرا عدالت اجتماعی را ایجاد فرصت برای همگان تعریف کرده‌اند. پرواضح است، این حرکت احمدی‌نژاد قسمتی از عدالت است که یکی از اصلی‌ترین شعارهای ایشان عدالت است که یکی از اصلی‌ترین شعارهای ایشان بوده است، و لازم است وزرا و استانداران با چنین نگاهی به انتصاب مدیران بپردازند.
ضمن تامل برانگیز بودن لیست‌ها و افراد پیشنهادی گروه‌های مختلف برای مدیریت‌های ارشد و میانی، و با توجه به تاکید احمدی‌نژاد بر اسلامی بودن دولتش، ما را بر آن داشت تا به معیارهای تعیین مدیران از منظر بزرگان دین بپردازیم. تا در تکمیل شرط لازم، تحقق شرط کافی که همانا انتخاب شایستگان است را شاهد باشیم. بزرگان دین ما به گونه‌ای شفاف و گویا از توجه به شایستگی‌ها سخن گفته‌اند. هم چنانکه رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: «اگر زمامداران جامعه اسلامی، فردی را برای اداره امور حکومت برگزیند، در حالی که نیروی توانمندتر با شایستگی بیشتر و آگاهی افزونتر سراغ داشته باشند به خدای متعال، رسول (گرامی) و آحاد مسلمانان خیانت کرده است» و همچنین امیرمومنان علی (ع) شایستگی مسئولان و کارگزاران نظام برای ایفای نقش در حکومت را در گرو بهره‌مندی آنان از امتیازاتی ویژه می‌داند.
لذا به معیارهای مهم آن حضرت در نامه خود به مالک اشتر اشاره می‌کنیم.
معیارهایی که به عنوان الگو برای جهانیان در سازمان ملل متحد به ثبت رسیده که با رعایت آن می‌توان حلقه انتصاب غیرشایستگان را هم شکست و شرط کافی را محقق نمود. پس تصمیم‌گیران انتصابات مدیران را به برخی از آنها متذکر می‌شویم.
حضرت علی (ع) در نامه خود به مالک اشتر، عرصه مدیریت را آزمونی معرفی می‌کند که در زمان تصدی مدیریت نباید خود را صرفا مامور و صاحب قدرت تلقی کند. زیرا آن را فسادانگیز و موجب ضعف در دین بیان می‌داند و رهنمون می‌دارند. «اگر مقام موجب خودپسندی و غرور و جاه‌طلبی شد، خدا را بزرگتر و ناظر بدان» همان کاری که شهید رجایی در زمان تصدی خود انجام داده بود. به صورتی که از اطرافیان خواسته بود، هر از چند گاهی «دوره گردیش» را بر او یادآور شوند. چرا که در آن بزرگی خدا و کوچکی خود را می‌دید و یادآوری آن موضوع را موجب عدم غفلت از خدمت به مردم می‌دانست. البته انجام چنین امری از دست افرادی خود ساخته چون شهید رجایی میسر است. همچنانکه در تصدی ریاست جمهوری‌اش که بنابر دستور امام، زندگی‌اش را در نهاد ریاست جمهوری مستقر کرده بود. همچنان از لوازم و امکانات محقر خود استفاده می‌کرد و در زمان مسئولیت، هرگز سفارش از بستگان خود را برای اشتغال بکار یا واگذاری مسئولیت به آنها را نداشته‌اند.
حضرت با نهی کردن مدیران از هوس‌های نفسانی فرموده‌اند «بر هوا و خواهش خویش مقتدر و مسلط باش و نفس خویشتن را از آنچه برایت روا و حلال نیست، سخت به دور دار»
حضرت علی (ع) کسانی را که در گذشته به هر شکل در گناهی شریک بوده‌اند را غیرشایسته برای مدیریت معرفی کرده و می‌فرمایند «بدترین وزیرانت آن وزیری است... که پیش از تو در زشتکاری‌ها و گناهان با آنان شریک و انباز بوده» و در ادامه با ذکر خصوصیات مدیران شایسته فرموده‌اند «برگزیده‌ترین آنان نزد تو وزیری است که سخن تلخ حق، به تو بیشتر گوید و کمتر تو را در گفتار و کرداری که خدا برای دوستانش نمی‌پسندد، بستاید» اما چه بسیار دیده می‌شود، افراد تملق‌گوئی که بدون شایستگی و فقط به دلیل این خصیصه به تصدی‌ها دست یافته‌اند.
حضرت در سفارشات خود به مالک در تعیین مدیران بر تخصص و شناخت توانمندی افراد تاکید می‌کند و می فرمایند «چون آنها (کارگزاران) را تجربه و آزمایش کردی به کار گمار، و بدون مشورت با کسی و تنها به دلخواه خویش سرنوشت مسلمین را به دستشان مسپار» علی (ع) به انتخاب افراد پس از مورد آزمایش قرار دادن فرموده‌اند «آنگاه نیکوترین که اثرشان برای مردم، و در امانت‌داری سرشناس‌ترند انتخاب کن واین فرمانبری خداست.»
حضرت در سفارشات خود فقط به تعهد افراد اکتفا نداشته، بلکه تجربه و توانایی را به عنوان ملاک مطرح می‌کند و می‌فرمایند «از افراد کسانی را انتخاب کن که در کارهای دشوار، وی در تنگنا نیفتد.»
حضرت در نامه خود به مالک اشتر سفارش می‌کند «کسانی را برگزین که از تجربه و نجابت برخوردار و از خانواده‌های ریشه‌دار، به آزمندی‌های مادی کم‌ترحم و اندیشمند به پایان کار باشد.»
حضرت از دیگر شرایط مدیریت را علم و قدرت، شناخت و داشتن ارزیابی از حوزه مدیریت، خودآگاهی، با متانت، سازمان‌دهنده، توانمند در تقسیم و زمانبندی کار، گزینش اصولی و علمی، انعطاف و مراعات‌کننده مسایل روانی، ارزیابی عادلانه، تشویق و تنبیه، بازرسی و نظارت دایم، خیراندیش، احترام به علم و تجربه، جبران ضعف همکاران با ابتکار، پختگی و بلوغ، انضباط و تقوی را مطرح می‌کند.
اگر مدیرانی با چنین خصلت‌های داشته باشیم، شاهد دولتی بدون رشوه، فساد، اشرافی‌گری، عدم کم‌کاری و ویژه‌خواری خواهیم بود. در صورت تحقق شرط لازم (شکستن حلقه مدیران) و شرط کافی (انتخاب مدیران شایسته) قادر به خدمت‌گذاری مطلوب‌تر به مردم میسر خواهد شد.
انشاءالله با این رویکرد، شاهد مدیرانی باشیم که تاسی از بنیانگذار انقلاب اسلامی خود را خدمت‌گزار واقعی ملت بدانند.