تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۵۶۰
به مناسبت روز جهانی قدس

نوشته: ‌اسدالله افشار
امام خمینی(ره) در روز 16 امرداد سال 1358 ـ سیزدهم رمضان 1399 ـ همزمان با شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان طی پیامی، روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان «روز جهانی قدس» تعیین کردند و عموم مسلمین جهان را به همبستگی اسلامی در این روز بزرگ فراخواندند.
امام خمینی(ره) در پیام تاریخی خود فرمودند: «...روز قدس یک روز جهانی است، روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابله ملت‌هایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیرآمریکا بودند. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند.
روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملت‌های مستضعف معلوم شود و اعلام وجود کند، باید همانطور که ملت ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید تمام ملت‌ها قیام کنند و این جرثومه‌های فساد را به زباله‌دان‌ها بریزند...»
این قلم به همین مناسبت و در آستانه روز جهانی قدس، مطالبی را در همین زمینه مورد بررسی، تحلیل و کنکاش قرار خواهد داد و امید آن که در این روز بزرگ ادای دینی ولو اندک در دفاع از حق مظلومان بی‌دفاع فلسطینی صورت داده باشیم.
فلسطین سرزمین پیامبران:
فلسطین، سرزمین پیامبران الهی، در طول تاریخ تازیانه‌های دهشتناکی را بر گرده خویش احساس کرده و ستم‌های زیادی را بر مردم خویش دیده است.
هم‌اکنون نیز ملت مظلوم این سرزمین، مورد ستم و آزار صهیونیست‌های غاصب قرار دارند؛ متجاوزان سفاکی که با تمامی قساوت، خانه و وطن فلسطینیان را اشغال کرده و عده زیادی از آنها را به شهادت رسانده یا آواره کشورهای بیگانه کرده‌اند. اما با همة این بیدادگری‌ها علیه این ملت ستمدیده، هیچ صدایی از حلقوم سازمان‌های بین‌المللی به حمایت از ملت مسلمان فلسطین بیرون نمی‌آید؛ چقدر شرم‌آور است که در جهان مدعی علم، نواندیشی، دموکراسی و دفاع از حقوق بشر، شاهد چنین جنایاتی باشیم!
فلسطین سرزمین ناآرام تاریخ:
از زمان ورود قوم یهود ـ بنی‌اسرائیل ـ به سرزمین فلسطین، در حدود 1300 سال پیش از میلاد حضرت مسیح(ع) که پس از وفات حضرت موسی(ع) و به راهنمایی (یوشع بن نون) صورت گرفت این سرزمین تا به امروز که حدود 3300 ســـال از آن تـــاریخ مـــی‌گـــذرد، هـــیچگاه روز خوش به خود ندیده است.
از شواهد و قراین موجود نیز چنین برمی‌آید که این سرزمین ناآرام تاریخ، در آینده نیز روزهای سختی را در پیش رو خواهد داشت.
بــیت‌المــقــدس(اورشلیم) قدیمی‌ترین و مهمترین شهر فلسطین است. مفهوم این اسم در لغت به معنی «شهر صلح و آرامش»، «شهر روشنایی» و «شهر مقدس» است.
این شهر به گواه تاریخ، دستکم 20 بار تحت محاصره شدید قرار گرفته است.
دو بار به دست مهاجمان به کلی ویران شد و زمین آن را شخم زدند. 18 بار تجدید ساخت شد و سه بار معبد آن را بازسازی کرده‌اند.
تاریخ شکل‌گیری سرزمینی به نام فلسطین:
تا قبل از سال 1914 میلادی ـ 1293 شمسی ـ اصطلاح فلسطین بدون این که محدوده معین و مشخصی را دربر گیرد، به صورتی مبهم، به بخش جنوب غربی سوریه که یکی از ولایت‌های تحت سلطة امپراتوری عثمانی بود اطلاق می‌شد و بیشتر ساکنان این سرزمین و آن زمان، عرب‌های مسلمان بودند و اقلیتی مسیحی و یهودی نیز از دیرباز در آن دیار به ویژه در شهر بیت‌المقدس زندگی می‌کردند.
ین شهر از نظر سه مذهب یهودی، مسیحیت و اسلام دارای ارزش و اعتبار مذهبی است، به طوری که پیروان تمامی این مذاهب به علت مسائل تاریخی و مذهبی نسبت به این شهر ادعای مالکیت دارند.
طرح مسأله‌ای به نام فلسطین:
طرح مسأله‌ای به نام فلسطین در ابتدای قرن بیستم به سیاست‌های استعماری انگلستان در مشرق‌زمین مربوط می‌شود. سرزمین اسلامی مصر و وجود کانال سوئز در این کشور که راه‌های دریای شرق و غرب جهان رابه یکدیگر متصل می‌کند از مهمترین پایگاه‌های انگلستان در دوران طلایی حکومتش بر مشرق زمین به شمار می‌رفت. حضور در سرزمین مصر، به دلیل وجود کانال سوئز، برای هر کشوری که سودای جهانگشایی در سر داشت از اهمیت خاص برخوردار بود.
انگلستان نیز به دلیل برخورداری از این امتیاز بزرگ، همواره مورد حسادت رقبای اروپایی‌اش قرار داشت.
از این‌رو، این کشور همیشه احساس ناامنی می‌کرد و درصدد بود به هر طریق ممکن، آبراه سوئز را به منظور محافظت از سرزمین طلایی هندوستان، همچنان در اختیار خود داشته باشد.
نگرانی‌های انگلستان در مورد مصر آنها را متوجه فلسطین کرد. فلسطین سواحلی طولانی در دریای مدیترانه داشت و در صورت از دست رفتن مصر، بهترین پایگاه برای تسلط و کنترل آبراه سوئز به شمار می‌رفت. به همین دلیل، در طول جنگ جهانی اول، کمیته‌ای به نام «مناطق مورد آرزو» به ریاست «لرد کرزون» در دولت انگلستان تشکیل شد. این کمیته در مورد فلسطین و نقش آن در حفظ مستعمرات امپراتوری انگلستان، نظریات خاصی داشت.
دو مشکل اساسی انگلیسی‌ها برای تسلط بر فلسطین:
انگلیسی‌ها برای تسلط بر فلسطین، با دو مشکل اساسی رو به رو بودند. اول اینکه فلسطین زیر سلطه امپراتوری عثمانی قرار داشت و دوم اینکه فرانسه به عنوان متحد انگلیس در جنگ جهانی اول با تسلط انگلستان بر سرزمین فلسطین مخالف بود.
سیاستمداران انگلیسی با دادن وعده‌های دروغین استقلال به رهبران و قبایل عرب و فلسطینی، آنها را برضد امپراتوری عثمانی به شورش واداشتند و از این راه موجبات شکست و تجزیه دولت عثمانی را فراهم آوردند. برای حل مشکل دوم نیز طی قراردادی، سرزمین فلسطین را یک منطقة بین‌المللی اعلام کردند که باید به‌وسیله جامعه ملل اداره شود.
آنها پس از جنگ جهانی اول موفق شدند قیمومیت فلسطین را به دست آورند!!
صهیونیسم، پدیده‌ای غربی:
برای پرداختن به اهمیت مسئله فلسطین باید نگاهی گذرا به پدیدة صهیونیسم داشته باشیم، چرا که صهیونیسم یک پدیده غربی یعنی حاصل تماس و زندگی مشترک و طولانی مسائل و مشکلات جامعه یهود و اروپا با عناصر فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی غرب است و به این علت، خود پدیده و عارضه‌ای صد درصد غربی است.
صهیونیسم خود را، یک مکتب سیاسی می‌داند که از سال 1896 توسط «تئودور هرتزل» بانی اولین کنگره صهیونیسم بنیانگذاری شده است و هنگامی که از آن سخن می‌گوییم معانی و واژگانی چون:‌ تروریسم، نژادپرستی، توسعه‌طلبی، سلطه‌گری، نظامی‌گری، جاسوسی و فتنه‌گری را باید بخشی از سیمای صهیونیسم دانست. هدف سیاسی نهضت صهیونیسم تسلط بر سرزمینی به وسعت نیل تا فرات و تشکیل حکومتی برمبنای ناسیونالیسم قومی است.
صهیونیسم در واقع جنبشی است سیاسی با افکار تند و نژادپرستانه که بر پیشداوری هایی استوار است و در اواخر قرن 19 شکل گرفت. صهیونیسم فعالیت خود را همان‌گونه که در سطور فوق بیان شد، از انگلستان آغاز کرد و در آمریکا ادامه داد.
این جنبش در آغاز قرن بیستم، تلاش خود را برای کوچاندن یهودیان به فلسطین، تحت عنوان بازگشت، شروع کرد و آن را به صورت یک حرکت تهاجمی برای اسکان یهودیان و ایجاد مهاجرنشین‌های یهودی در فلسطین درآورد.
نقش عمده و اصلی این مهاجرنشین‌ها، عملیات نظامی ـ تروریستی بود و اسکان یهودیان در مرتبه بعدی قرار داشت.
علل ایجاد دولت اسرائیل توسط صهیونیسم:
تحلیلگران سیاسی معتقدند عواملی که صهیونیسم برای ایجاد دولت اسرائیل از آن بهره‌برداری کرد عبارتست از:
1ـ قدرت نفوذ خود در منابع سیاسی و اقتصادی اروپا و آمریکا.
2ـ اشتراک هدفی که در مبارزه با نازی‌ها بین صهیونیسم و دول آمریکا و اروپا بوجود آمد.
3ـ ضعف و فقر و پراکندگی مردم فلسطین و دولت‌های غربی.
4ـ نفوذ و تسلط انگلیس و دول اروپایی و آمریکا در منطقه خاورمیانه عربی.
5 ـ‌ وحدت و یگانگی کامل عناصر فرهنگی و سیاسی و اقتصادی خود با اروپا و آمریکا.
6ـ اختلاف منابع بین رژیم‌های عربی با توده‌های عرب و نزدیکی کامل این رژیم‌ها با کشورهای اروپایی مخصوصاً انگلستان.
با توجه به موارد اشاره شده درمی‌یابیم که رابطه صهیونیسم با سیاست‌های انگلیس و آمریکا ناشی از یک موافقت و مطابقت ضمنی نیست، بلکه ناشی از طبیعت ماهوی صهیونیسم به عنوان یکی از پدیده‌های سیاست خارجی دولت‌های بزرگ است.
یهودی‌ستیزی با هدف مظلوم‌نمایی:
«تئودور هرتزل» ـ بنیانگذار صهیونیسم ـ معتقد بود که مسئله یهود، مسئله‌ای دینی یا اجتماعی نیست، بلکه صرفاً قومی است که جز از طریق تبدیل به یک مسئله سیاسی جهانی، مشکل قوم یهود را نمی‌توان حل کرد و راه‌اندازی تز یهودی‌ستیزی با هدف مظلوم‌نمایی و بسیج افکار عمومی جهانی برای جلب حمایت از آن را باید در این راستا تحلیل کرد.
بلندپروازی‌های صهیونیسم فراوان است. به دست گرفتن رهبری جهانی و حذف تحت‌الشعاع قرار دادن سه دین بزرگ (مسیحیت، یهود و اسلام) با هدف برتری دادن ایدئولوژی خود،‌ را می‌توان از جمله اهداف مهم صهیونیسم سیاسی برشمرد.
مبانی فکری ـ عقیدتی صهیونیسم:
صهیونیسم به لحاظ فکری و عقیدتی بر اصول زیر متکی است:
1ـ ایمان مطلق به نظامی‌گری و پرورش نسل صهیونیستی براساس این مشی.
2ـ نفی مطلق حقوق طبیعی فلسطینی‌ها.
3ـ توجیه به کارگیری هر شیوه و وسیله‌ای برای محقق کردن اهداف صهیونیسم.
4ـ تکیه بر قانون «حق برتری مطلق صهیونیست‌ها» به گونه‌ای که دیگر ابنای بشر در مرحله‌ای پست‌تر از آنان قرار گیرند.
5 ـ‌ نجات میهن یهودی و پاکسازی آن از مسلمانان.
حمایت استراتژیک آمریکا از رژیم غاصب اسرائیل:
مسئله‌ای که در تبیین صهیونیسم باید مورد توجه ویژه قرار گیرد،‌ پیوند آمریکا و اسرائیل است؛ چرا که حمایت استراتژیک آمریکا از رژیم غاصب اسرائیل را در چهار مرحله به وضوح می‌توان دید:
مرحلة اول: حمایت از تشکیل اسرائیل و تداوم موجودیت آن، شناسایی فوری در سال 1923 و حمایت از توسعه‌طلبی آن در سال 1967.
مرحلة دوم: تدوین راهبرد سیاست خارجی آمریکا مبنی بر تشکیل «اسرائیل قوی» در خاورمیانه و مقابله با عوامل مزاحم اسرائیل.
مرحلة سوم: تلاش برای تحمیل صلح با هدف استقرار یک دولت مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل.
مرحلة چهارم: وتوی تمامی قطعنامه‌ها بر علیه اسرائیل.
نقاط آسیب‌پذیر رژیم صهیونیستی:
اسرائیل که مولود اندیشه صهیونیسم است دارای نقاط آسیب‌پذیری است که مهمترین آنها ار منظر تحلیلگران و صاحب‌نظران عبارت است از:
1ـ نداشتن عمق استراتژیک (عرض جغرافیایی رژیم صهیونیستی به 100 کیلومتر نمی‌رسد).
2ـ مشکل جمعیت و اختلافات مذهبی که سه جریان عمده چون لائیک‌ها، متعصبین مذهبی و رادیکال در تعارض با یکدیگر هستند.
3ـ فقدان تجانس قومیت‌ها (5 میلیون جمعیت) از 102 کشور جهان با ملیت‌های مختلف در اسرائیل زندگی می‌کنند.
4ـ اوج‌گیری انتفاضه که دارای پیامدهای مختلف برای اسرائیل است، ازجمله مشکلات اقتصادی و کاهش توریسم که یکی از منابع درآمد رژیم اسرائیل محسوب می‌شود.
5 ـ ‌مهاجرت معکوس (درحال حاضر نه‌تنها مردم بلکه سرمایه‌ها نیز به خارج از اسرائیل منتقل می‌شود و چرا که محیط اسرائیل مکان امنی نه برای زندگی و نه سرمایه‌گذاری است).
6ـ رشد و گسترش اسلام‌گرایی در حوزه‌های پیرامونی و جهان اسلام.
7ـ گسترش نفرت از صهیونیسم در تمامی اجلاس‌های بین‌المللی از جمله اجلاس «دوربان» آفریقای جنوبی در سال 2003 که صهیونیسم را معادل نژادپرستی نامیدند.
جان کلام:
رژیم صهیونیستی تشکیلاتی است که در هیچ مرحله‌ای از تولد، رشد و حیات خود کمترین شباهتی با منطقه‌ای که در آن به وجود آمده است ندارد.
این رژیم نامشروع، خاکریز خطد مقدم جبهه دولت‌های استکباری در قلب جهان اسلام است.
این واقعیتی است که نسل گذشته فلسطین به خوبی آن را به نسل فعلی این سرزمین در طول 60 سال مبارزه، انتقال داده است.
صهیونیسم و رژیم صهیونیستی، وصله ناهمرنگی است که با پول و زور و خدعه و فریب بر پیکره جهان اسلام تحمیل شده است و روز قدس،‌ روز ابراز انزجار و خشم نسبت به این پدیدة نامشروع سیاسی است.
از این‌رو مراسم روز جهانی قدس، صرفاً یک آئین تشریفاتی نیست، بلکه نمادی از نفرت عمومی دنیای اسلام علیه تمامی مظاهر صهیونیسم است.