تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۶۹۴
نقش‌آفرینی بازماندگان امپراتوری عثمانی در پرونده هسته‌یی ایران جدی‌تر می‌شود

مریم جمشیدی
فاصله زمانی بین وقتی که احمد اوغلو وزیر خارجه ترکیه در حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران از تمایل آنکارا برای میزبانی مذاکرات جدید تهران و 1+5 خبر داد تا وقتی که خاویر سولانا نماینده گروه 1+5 از احتمال بسیار زیاد برگزاری این نشست در ترکیه صحبت کرد، فقط سه روز بود که البته اگر از تکذیبیه نیم بند سخنگوی وزارت خارجه ترکیه در میانه کار مبنی بر آمادگی این کشور برای میزبانی جلسه مورد اشاره صرف نظر کنیم، می توان مدعی شد «دیپلماسی ترکی» قدرتمندتر از قبل رو به جلو پیش می رود.
حتی اگر لازم باشد سخنگوی وزارت خارجه ترکیه اظهارنظر رسمی وزیر خود را تکذیب کند و با زیرکی تمام بگوید؛ «آنکارا نمی خواهد تلاش های جاری اعضای دائم شورای امنیت و آلمان برای رسیدن به یک توافق را تضعیف کند بنابراین میزبانی این گفت وگوها را در نظر ندارد.» اما نتیجه این شیرین زبانی شنیدن این حرف از زبان سولانا به عنوان فردی که اختیار تعیین محل مذاکره را دارد، بود؛ «فکر می کنم به احتمال قوی مذاکره با آقای جلیلی در ترکیه انجام شود.»
چه نشست نهم مهر ایران و 1+5 در ترکیه برگزار شود چه نشود، مهم نیست بلکه آنچه اهمیت دارد برداشته شدن یک قدم مثبت توسط بازماندگان امپراتوری عثمانی در عرصه بین المللی است و اینکه چنین توانی را در معادلات جهان یافته اند که بخواهند و بتوانند در وقایع مهم کشور همسایه خود تاثیرگذار باشند. به همین خاطر هم بود که احمد اوغلو در سفری که هفته گذشته به تهران داشت به مقامات ایرانی وعده داد ترکیه تلاش خود را به کار می برد تا بتواند تحریم هایی را که تاکنون علیه ایران به کار می رفته است، لغو کند.
اگرچه از قدیم گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است اما بعید به نظر می رسد مقامات ترک بخواهند غیرواقع گرایانه رفتار کرده و وعده یی غیرواقعی یا دور از ذهن بدهند یا در بدبینانه ترین حالت بخواهند برای خوشامد همسایه خود، چنین سخنانی را بر زبان بیاورند. از این رو باید گفت این سخن را فقط می توان ناشی از باور و اعتماد ترک ها به موثر واقع شدن شان در معادلات سیاسی دانست و اینکه روند حرکت شان در مسیر تعامل با کشورهای قدرتمند جهان و منطقه به گونه یی برنامه ریزی شده و پیش رفته که آنها را به دست یافتن به نقش اول نزدیک کرده است؛ هدفی که کشورهای زیادی در پی آن هستند و بخش اعظم منافع ملی دولت ها و ملت ها در کسب این نقش نهفته است.
آنکارا نیز در این رقابت خیلی وقت است چشم به ظرفیت های موجود در منطقه دوخته است. اگر بخواهیم نگاهی اجمالی به رویکرد چند سال اخیرش در مواجهه با تعدادی از چالش های منطقه بیندازیم به خوبی این ادعا را تایید می کند. پرونده هسته یی ایران نیز از جمله موضوعاتی است که ترکیه به جد قصد دارد نقشی در حل و فصل آن داشته باشد.همزمان با اوج گرفتن تنش میان غرب و تهران بر سر فعالیت های هسته یی اش مقامات ارشد ترکیه همواره اعلام کرده اند خواستار حل مسالمت آمیز مناقشه مربوطه هستند اما به نظر می رسد این نمی توانست اشتهای دیپلماسی ترکیه را پاسخگو باشد. برای همین اندک اندک زمزمه میانجیگری آنکارا بر زبان دیپلمات های ترک جاری شد. این میانجیگری با صحبت با مقامات ایران آغاز شد. به این ترتیب تابستان سه سال پیش عبدالله گل راهی تهران شد و بنا بر گزارش ها قرار بود در این سفر از جانب رجب طیب اردوغان و نخست وزیر ترکیه، از دولت ایران بخواهد برای رفع نگرانی از فعالیت اتمی خود با جامعه جهانی همکاری کند.
همزمان گل تماس هایی را با مقامات ارشد امریکا و اتحادیه اروپا آغاز کرد. البته دیپلمات های ترکیه تاکید داشتند تلاش های ترکیه نمی تواند میانجیگری قلمداد شود بلکه تلاشی برای «تسهیل» حل و فصل دیپلماتیک مساله اتمی ایران است.
با این وجود در آن سال از ترکیه به عنوان یکی از پرترددترین ایستگاه های دیپلماسی هسته یی ایران نام برده شد چرا که گاهی حجم ترافیک رفت و آمد دیپلمات های دو کشور به حدی سنگین می شد که به قول رسانه ها هواپیمای یک مقام ترک، واشنگتن را ترک نکرده، مقام امریکایی وارد فرودگاه آنکارا می شد و گاه هواپیمای حامل مقامات ایرانی و امریکایی در فرودگاه آنکارا فرود می آمد.مصداق این امر سفر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا به ترکیه بود که همزمان شد که البته در پی آن لاریجانی سفر خود را به تعویق انداخت.این رفت و آمد ها به حدی بود که برخی معتقد بودند اتاق گفت وگو درباره پرونده هسته یی تهران به خانه همسایه شمال غربی اش یعنی آنکارا منتقل شده است. البته ایران نیز چراغ سبزی برای این اتفاق نشان داده بود. منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران در نخستین ماه های استقرار دولت نهم کوشید با ابلاغ پیام مودت آمیز رئیس جمهور جدید و نیز رایزنی با مقامات آنکارا، حمایت ترک ها را در حل و فصل مسالمت آمیز پرونده هسته یی ایران کسب کند زیرا ترکیه به واسطه دارا بودن پایگاه نظامی متعلق به ناتو همواره یکی از بازوهای نظامی در منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه بوده است و از دیگر سو به علت داشتن مرزهای طولانی با ایران همسایه یی مهم برای تهران تلقی می شود.
شاید از همین منظر بود که تهران در آذر 86 در شرایطی که تنشی میان عراق و ترکیه بر سر شورش هایی که در منطقه شمال عراق مستقر بودند، درگرفت برخلاف برخی کشورها به حمایت از آنکارا پرداخت. هر چند ایران در همان زمان اعلام کرد حمله ترکیه به شمال عراق در شرایطی که این کشور روزهای بحرانی را پشت سر می گذارد گزینه مناسبی نخواهد بود اما گفت از ترکیه حمایت خواهد کرد. حمایت ایران از ترکیه در شرایطی بود که هم پیمان قدرتمند ترکیه یعنی امریکا با حمله ترکیه به شمال عراق مخالف بود. در همین حال مقامات وقت واشنگتن نیز به صراحت خواسته شان از ترکیه را مطرح می کردند. در این زمینه گرگوری شولته نماینده پیشین امریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در سفری که به آنکارا داشت، گفت؛ «ترکیه باید ایران را به در پیش گرفتن راهی اشتباه قانع کند. ترکیه باید به مقامات ایران بگوید که در مسیری اشتباه گام برمی دارند و لازم است اعتماد بین المللی را از نو به دست بیاورند.» اما بحث میانجیگری ترکیه در داخل این کشور با انتقادات فراوانی مواجه شد. منتقدان دولت این کشور معتقد بودند دوستی با تهران به علت اینکه در مقابل امریکا ایستاده و در عین حال حاضر به پذیرش درخواست شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم نیست، برای ترکیه هزینه زاست. بر این اساس وقتی اوایل شهریور سال گذشته محمود احمدی نژاد به دنبال دعوت عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه، دیداری دوروزه را از این کشور انجام داد، انتقادات زیادی علیه گل صورت گرفت.
در همان زمان یادداشتی در روزنامه حریت چاپ شد که ضمن انتقاد شدید از دولت اردوغان نوشت؛ «دولت ترکیه با دعوت احمدی نژاد، به طور غیرمستقیم از رویکردهای سازش ناپذیر رئیس جمهور ایران در پرونده هسته یی حمایت کرده. به نظر می رسد دولت حزب عدالت و توسعه فراموش کرده دو کشوری که بیش از دیگر کشورها از اتمی شدن ایران متضرر خواهند شد، اسرائیل و ترکیه هستند. مسوولان این حزب تاکید می کنند خواسته آنان صرفاً این بوده که ترکیه به عنوان یک عامل قدرتمند سیاسی منطقه یی مطرح شود و دولت با دعوت از رئیس جمهور ایران در این راستا گام برداشته است. آنها متوجه نیستند که ترکیه در کنار یک ایران اتمی مجهز به قدرت حمله هسته یی، دیگر حرفی برای گفتن در منطقه ندارد.»در همین حال احزاب لاییک ترکیه نیز به انتقاد از بازدید نکردن رئیس جمهوری ایران از آتاتورک در آنکارا پرداختند و انتقاد کردند که چرا احمدی نژاد بنابر عرف دیپلماتیک همانند سایر سران خارجی همواره از این مقبره به شکلی سنتی بازدید نکرده است.
اما هیچ یک از این وقایع باعث نشد خللی در عزم دولت اسلامگرای ترکیه به وجود آید، حتی وقتی احمدی نژاد زمستان گذشته تحرکات امریکا در ترکیه افزایش یافت، به صراحت گفت درباره برنامه هسته یی ایران نیازی به میانجیگری ترکیه نیست. وی این حرف را نه در گفت وگو با رسانه ها بلکه طی دیدار با عبدالله گل بیان کرد. البته منظور احمدی نژاد بیشتر میانجیگری ترکیه برای بهبود روابط تهران و واشنگتن بود. با وجود این احمدی نژاد سه روز بعد از آنکه وزیر خارجه ترکیه در حالی که برای شرکت در اجلاس سازمان همکاری های اقتصادی، اکو، راهی تهران بود اعلام کرد کشورش برای بررسی درخواست میانجیگری بین ایران و امریکا آمادگی دارد، تصریح کرد تهران نیازی به میانجی ندارد.اما شنیدن چنین حرفی مسوولان ترک را از تک و تا نینداخت و همچنان تلاش هایشان را برای بهبود روابط ایران و امریکا که حالا رئیس جمهور جدیدش ساکن کاخ سفید شده بود، افزایش یافت. البته همزمان ترکیه در خصوص مسائل دیگری نیز سعی داشت تاثیرگذار باشد. حل بحران لبنان نیز جزء این مسائل بود.
برای همین سفر رئیس جمهوری لبنان به آنکارا ترتیب داده شد که فواید خوبی هم در مناسبات منطقه برجای گذاشت. هر چند جهت گیری کلی سیاست ترکیه در خاورمیانه همسو با سیاست امریکا و متحدان آن است، اما دولت رجب طیب اردوغان تاکتیک هایی در پیش گرفت تا طرف های مخالف سیاست امریکا در منطقه نیز آن را بیشتر به بی طرفی بشناسند. در حقیقت، همین موقعیت بود که امکان میانجیگری ترکیه بین سوریه و اسرائیل را فراهم کرد و باعث شد این دو کشور چهار دور مذاکره غیرمستقیم در آنکارا برگزار کنند. موفقیت دولتمردان ترک در این باره به حدی بود که حتی جدال لفظی و بی سابقه چند ماه قبل اردوغان با شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیلی خود در جریان کنفرانس داووس نیز بر موقعیت خاص ترکیه در بین اسرائیلی ها تاثیر نگذاشت و فقط به اعتبار بیشتر ترکیه در بین گروه ها و کشورهای مخالف اسرائیل در منطقه منجر شد که همین امر کار میانجیگری را آسان تر می کرد.
از سوی دیگر آنکارا سال 2008 میلادی نیز توانست تفاهمنامه یی را در شهر جده عربستان سعودی میان ترکیه و شورای همکاری خلیج فارس به امضا برساند. وزیر خارجه وقت ترکیه پس از امضای این توافقنامه گفت؛ «ترکیه برای امنیت و ثبات منطقه خلیج فارس اهمیت زیادی قائل است. ترکیه در صف مقدم کشورهایی است که از هرگونه بی ثباتی و نا امنی در این منطقه به صورت مستقیم تاثیر خواهد پذیرفت. همچنین این توافقنامه وسیله یی است برای گفت وگوی سیاسی سازمان یافته و منظم و گسترش روابط استراتژیک میان ترکیه و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس.»
بسیاری از ناظران سیاسی معتقد بودند مخاطب پیام این تفاهمنامه امریکا، اسرائیل و ایران بود هر چند ایران را مورد هدف قرار نمی داد. با تمام این حرف ها به نظر می رسد آنکارا با وارد کردن خود به جمع کنشگران فرامنطقه یی و منطقه یی قصد دارد در میدان دیپلماسی هسته یی ایران نیز همچون امریکا و و حتی اسرائیل نقش آفرین باشد و در عین حال قصد ندارد ذره یی از این رویکرد عقب نشینی کند. به ویژه اینک که بنا بر آنچه سولانا اعلام کرد در خط مقدم این جبهه قرار گرفته است. حال باید دید آیا بازماندگان امپراتوری عثمانی می توانند در نشست آتی تهران و گروه 1«5، کلینیک حل و فصل موضوع هسته یی ایران بوده و نقشی تاریخی برای خود رقم بزنند؟