تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۶۹۵

ابراهیم یزدی
1- سوابق تاریخی، فرهنگی و دین و مرز مشترک طولانی میان دو کشور ایران و ترکیه همه زمینه های مساعد و مثبت برای داشتن روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گسترده میان دو کشور است. ترکیه یکی از حوزه های بسیار مهم نفوذ فرهنگی ایران در منطقه محسوب می شود. در دوران حکومت عثمانیان بر ترکیه فارسی زبان رسمی دربار بود و فرامین و احکام سلطانی به فارسی نوشته می شدند. یکی از افتخارات بزرگان ترکیه آشنایی با شعرای نامدار ایران و حفظ اشعار آنان بوده است. قونیه و مقام و مرتبه مولانا در ترکیه نماد این حضور و نفوذ است. تا زمان شاه اسماعیل صفوی بخش عمده یی از شرق ترکیه قلمرو نفوذ سیاسی و حکومتی ایران بود. حکمرانان نواحی کردنشین در شرق ترکیه و در عراق با حکم پادشاه ایران منصوب می شدند. بی درایتی شاه اسماعیل در جنگ با عثمانی موجب از دست رفتن بخش قابل توجهی از این مناطق شد. در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، ترکیه به عنوان یک قدرت بر تر نظامی در منطقه در ملاحظات دیپلماسی و نظامی مورد توجه بوده است. با رسمی شدن مذهب شیعه در ایران از زمان صفویه و گسترش مذهب شیعه در منطقه روابط دو کشور با یکدیگر وارد مرحله تازه یی از رقابت شد. بسیاری از مسلمانان سنی مذهب خلافت عثمانی را ادامه خلفای عباسی و اموی می دانستند. با شکست عثمانی از قوای متحد غرب در دهه اول قرن 20 و فروپاشی خلافت عثمانی جنبشی برای احیای خلافت در میان این مسلمانان به وجود آمد. با روی کار آمدن کمالیست ها در ترکیه و رضاشاه در ایران روابط دو کشور متاثر از سیاست های کلان غرب به خصوص انگلیس در منطقه، از جهات مختلف همسو و همگرا شد. در تمام دوران جنگ سرد این همگرایی همچنان برقرار بوده است. ایران و ترکیه هر دو عضو پیمان نظامی سنتو بودند.
2- انقلاب اسلامی ایران و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق مناسبات جهانی و از جمله موقعیت کشور های منطقه را دچار تغییرات عظیمی کرده است. با نگاه سنتی و تاریخی به روابط دو کشور نمی توان مناسبات مقبول میان دو کشور را تعریف کرد. به ناچار باید تغییرات ترکیه را بعد از این دو رویداد بزرگ مورد توجه قرار داد.
3- انقلاب اسلامی ایران جنبش های اسلامگرای ترکیه را به شدت سیاسی کرد. متاثر از انقلاب اسلامی آثار روشنفکران دینی ایران، از جمله تمامی آثار دکتر شریعتی و برخی از آثار شهید مطهری به زبان ترکی ترجمه و با تیراژ بسیار بالایی چاپ شد و به فروش رفت. تفاوت ها و اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی مانع نفوذ افکار روشنفکران دینی ایران در ترکیه نشد. جنبش اسلامی ترکیه وارد دوران تازه یی شد که ادامه آن به پیروزی قاطع اسلامگرایان به خصوص روشنفکران دینی منجر شده است.
4- پایان جنگ سرد مناسبات ترکیه با جهان غرب را نیز دگرگون ساخت. در دوران جنگ سرد نظامیان ترکیه حرف اول و آخر را می زدند. اما در دوران بعد از جنگ سرد نظامیان این موقعیت خود را از دست دادند. از طرف دیگر با پایان یافتن جنگ سرد موانع بر سر راه تشکیل ایالات متحده اروپا از میان برداشته شد و اروپا به سرعت وارد عصر همگرایی و همکاری های جدیدی شد. ترکیه که عضو ناتو و به شدت دنبال عضویت در بازار مشترک اروپا بود، خواهان پذیرش عضویتش در اتحادیه اروپا شد. شرط این عضویت دو چیز بود؛ اصلاحات سیاسی به معنای دموکراتیزه شدن نظام سیاسی و اصلاحات اقتصادی به معنای غیردولتی شدن تمامی ساختار ها و فعالیت های اقتصادی. خصوصی سازی بخش های مختلف اقتصاد ترکیه در مجموع با موفقیت نسبی همراه بوده است. در بعد سیاسی نیز گام های موثری برداشته شده است. به طوری که امروزه بسیاری از ناظران بین المللی تعامل دین و دولت را به عنوان یک آزمون بسیار مهم برای دنیای اسلام می دانند. نهادینه شدن بخش خصوصی در ترکیه خود نیز به یک عامل تاثیرگذار در تعادل میان نیروهای سیاسی متعارض و بازدارنده گسترش مناقشات سیاسی میان اسلامگرایان و سکولارهای کمالیست و نظامیان تبدیل شده است. موفقیت دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه در توسعه اقتصادی و ارائه خدمات بیش از هر عاملی به تقویت موقعیت جنبش اسلامی کمک کرده است. اکنون تصمیم سازان ترکیه می دانند در چارچوب منافع و مصالح کلان ترکیه چه می خواهند و چه چیزی را نمی خواهند و نباید در شرایط کنونی بخواهند. به عبارت دیگر ترکیه یکی از معدود کشور های اسلامی است که در مرحله ورود به دوران توسعه همه جانبه است.
5- ایران برخلاف ترکیه، بعد از 30 سال که از انقلاب می گذرد هنوز نمی داند چه می خواهد. هنگامی که سند چشم انداز 20ساله منتشر شد این امید به وجود آمد که بالاخره نوری، ولو کم سو، در این تونل دیده شد. بر اساس این چشم انداز چهار برنامه پنج ساله تنظیم و تصویب شد. اما دریغ و افسوس که این مصوبات تنها در سطح مصوبات ماندند و مسوولان اجرایی نه تنها آنها را نادیده گرفتند بلکه نشان دادند با هر نوع برنامه ریزی بیگانه و ناآشنا و بی اعتقاد هستند. این نگرش به طور طبیعی سیاست خارجی کشور از جمله روابط با ترکیه را دستخوش تلاطم های مزمن کرده است. سیاست خارجی هر کشوری در خدمت برنامه های کلان ملی همان کشور و ادامه آن است. آشفتگی در سیاست های داخلی به قلمرو سیاست خارجی نیز تسری و تعمیم پیدا کرده است. در جهان امروز هیچ کشوری بی نیاز از همکاری با سایر کشورها نیست. هیچ کشوری نمی تواند منزوی و ایزوله به حیات مطلوب خود ادامه دهد. سیاست خارجی کشورهای پیشرفته جهان بر اساس استراتژی های اقتصادی و سیاسی تدوین شده است. هر کشوری می تواند بر اساس سیاست های کلان خود روابطش را با سایر کشور ها تعریف کند. اما در این رابطه دوجانبه اگر کشوری نتوانسته باشد سیاست های کلان خود را تعریف کند و بر اساس آن با جهان بیرون همکنشی معناداری داشته باشد، طبیعی است که هیچ کشوری نتواند با آن رابطه معقول درازمدت یا استراتژیک داشته باشد. در چنین وضعیتی هر نوع رابطه با هر کشوری به ضرر ما و به نفع طرف مقابل است. مروری بر روابط ایران با کشورهای دیگر طی سال های بعد از انقلاب این واقعیت تلخ را نشان می دهد.
مسائل مشترک متعددی میان دو کشور وجود دارد که می تواند به نفع هر دو کشور مورد بهره برداری قرار گیرد. در سطح کلان، ایران و ترکیه دو کشوری هستند که در مسائل منطقه می توانند نقش مهمی ایفا کنند. هیچ برنامه کلانی در خاورمیانه بدون حضور و مشارکت فعال این دو کشور به سرانجام نمی رسد.
ترکیه با درایت از فرصت ها استفاده کرده و دیپلماسی فعال، کارآمد و پرتحرکی را در صلح میان سوریه و اسرائیل، در بهبود روابط عراق با سوریه، در کاهش تشنجات لبنان و صلح خاورمیانه پیگیری می کند و اخیراً وارد مساله هسته یی ایران و مذاکرات بین ایران و گروه 1«5 نیز شده است. ترکیه بر این باور است که غربی ها توانسته اند ترکیه را قانع کنند فعالیت هسته یی ایران با منافع استراتژیک ترکیه و نیز عربستان و مصر در تضاد است. این امر موجب نزدیکی هرچه بیشتر ترکیه با عربستان و مصر و اقدامات مشترک آنها شده است. ترکیه توانسته است روابط بسیار نزدیک فرهنگی، سیاسی و اقتصادی با کشورهای آسیای مرکزی و آران (آذربایجان) برقرار کند. دولت اسلامگرای ترکیه همچنین توانسته است روابط خود را با دولت ارمنستان به رغم اختلافات تاریخی بهبود ببخشد. علل و دلایل فراوانی وجود دارد که دولت کنونی ترکیه بخواهد روابط بهتری با ایران داشته باشد. در دوران جنگ تحمیلی برخی از مسوولان کنونی دولت ترکیه کمک های ذی قیمتی به ایران کردند. آنها احساس نزدیکی ویژه یی با ایران دارند. توسعه روابط اقتصادی میان ایران و ترکیه نظیر توسعه صادرات نفت و گاز ایران به اروپا از طریق ترکیه به نفع هر دو کشور است. ترکیه یکی از عمده ترین راه ترانزیت کالا به ایران است. ایران هم متقابلاً ظرفیت تبدیل شدن به یک قطب ترانزیتی، نه فقط برای ترکیه بلکه برای بسیاری از کشورهای دیگر جهان و منطقه را دارد. حل عادلانه مسائل قومی منطقه یی که هم ترکیه و هم ایران هر دو درگیر آن هستند نیاز به همکاری های جدی بین دو کشور دارد.
در شرایط سیاسی کنونی ایران روابط با ترکیه به شدت نابسامان و رنجور است. فرصت های بسیاری از دست رفته و می رود.
6- به نظر می رسد و منطقی این است که دولت ایران بهبود روابط خود را با همسایگان به خصوص با ترکیه در اولویت قرار بدهد. داشتن روابط حسنه با سایر کشورها از جمله ونزوئلا خوب است اما اولویت در بهبود روابط با کشورهای همسایه و مسلمان است.