تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۷۲۱
محمد ملک‌زاده مقدمه: سرآغاز تاریخ پیدایش دشمنی و خصومت، به آغاز خلقت انسان باز می‌گردد و آن زمانی بود که «ابلیس» پس از سرپیچی از فرمان خداوند مبنی بر سجده در مقابل انسان و رانده‌شدن از درگاه الهی، نیت درونی خود را آشکار ساخت و ضمن طرح تقاضای عمر جاویدان از خالق هست، برای گمراه‌ساختن مخلوقات بشری سوگند یاد کرد: به عزت تو سوگند که همگان را گمراه می‌کنم(1) از این‌رو، سرآغاز تاریخ دشمنی با خودمحوری و کبر همراه شد و این دشمن متکبر برای گمراه ساختن انسان شیوه تغییر ملا‌ک‌ها و معیارهای ارزشی انسان را پی گرفت: هر آینه در روی زمین بدی‌ها را در نظرشان بیارایم و همگان را گمراه کنم.(2) و بدین ترتیب عرصه رویارویی حق و باطل با شروع دشمنی ابلیس علیه انسان پدیدار گردید.

نخستین و اساسی‌ترین شرط موفقیت انسان موحد در این عرصه نبرد، شناخت دقیق دشمن و آگاهی از اهداف و سیاست‌های او است و از این‌رو بزرگان دین همواره انسان‌ها را به این مهم ترغیب نموده و از آن‌ها خواسته‌اند تا دشمنان خود را بشناسند.
دشمن، مخالف رشد، کمال و سعادت انسان است و از راه‌های مختلف دشمنی خود را ابراز می‌دارد: گاه از درون جامعه اسلا‌می و گاه از بیرون آن، گاهی به‌صورت آشکار و گاهی پنهان و در چهره یک دوست، دشمنی خود را ابراز می‌کند. این دشمنی گاه در عرصه سیاسی و گاه در عرصه‌های مختلف اقتصادی، نظامی و فرهنگی ظاهر می‌شود و حتی ممکن است این دشمن از درون وجود، انسان را به مخاطره اندازد. بنابراین دشمن‌شناسی از ضرورتهای بسیار مهمی است که علا‌قه‌مندان به سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی باید به آن اهتمام نمایند و به همین دلیل، بخش عظیمی از متون دینی ما به معرفی دشمن و راه‌کارهای مقابله با آن اختصاص یافته است. این موضوع در قالب سه محور، تبیین و بررسی می‌شود:
محور نخست: تبیین جایگاه و ضرورت بحث از دشمن
ضرورت دشمن‌شناسی: حیات آدمی، صحنه مبارزه دائمی حق علیه باطل است و بدون تردید شناسایی دشمن از ضروریات اولیه هر مبارزه به‌ویژه این مبارزه می‌باشد. شاید بتوان دلیل عمده غالب شکست‌ها در طول تاریخ جوامع را ناشی از بی‌توجهی و نشناختن درست آن دانست.
دشمن‌شناسی مقوله‌ای است که پرداخت جامع و عالمانه به آن به‌ویژه در زمان حاضر و برای جامعه اسلا‌می ما ضرورتی صدچندان یافته ا ست.
با تأسیس نظام جمهوری اسلا‌می در ایران، تمام مستکبران عالم، اسلا‌م به‌ویژه تشیع را به‌عنوان خطری جدی برای خود و منافع نامشروع‌شان احساس نموده و درصدد دشمنی با آن برآمدند. تفسیر و تحولی که در نظام جمهوری اسلا‌می به دگرگونی نظام طاغوتی و جایگزینی حکومت توحیدی و اسلا‌می انجامید این دشمن را سبب گردید. لا‌زمه حفظ و تداوم نظام اسلا‌می، شناسایی صحیح دشمنان انقلا‌ب، اسلا‌م و تشیع است.
از آن‌جا که انقلا‌ب اسلا‌می یک تحول و دگرگونی در همه ابعاد اجتماعی و فردی بود، دشمنی با آن نیز در تمام اشکال فرهنگی اقتصادی، نظامی و سیاسی طراحی گردید و به همین دلیل شناسایی دشمنان در این عرصه‌ها بسیار مهم و پیچیده بوده و وظایف ما را در این خصوص بسیار حساس خواهد ساخت.
ضرورت بحث از دو منظر «عقل» و «نقل»
از دیدگاه عقل: به حکم عقل یکی از اساسی‌ترین شرایط موفقیت یک فرد یا جامعه انسانی در عرصه‌های مختلف زندگی، شناخت دشمن است. این مسأله در عرصه علمی نیز جزء بدیهیات عقلی به‌شمار آمده و به اثبات رسیده است. به‌عنوان مثال از زمانی که انسان دشمنی به نام میکروب را شناخت به‌راحتی توانست به مقابله با آن برخیزد و جلوی تلفات و صدمات بی‌شماری را بگیرد ولی در عرصه‌هایی که هنوز دانش بشری موفق به شناسایی آن نگردیده، هم‌چنان بشریت قربانی می‌دهد. عقل، حکم این مسأله را به عرصه مسائل سیاسی، اجتماعی، نظامی و ... نیز سرایت می‌دهد. در فضای مسائل سیاسی و اجتماعی، شناخت دشمن دارای نقش بسیار مهم و کلیدی است، زیرا تا زمانی که انسان از میزان توانایی، تجهیزات و انگیزه و اهداف دشمن با خبر نباشد نمی‌تواند در کارزار با وی موفق گردد. همین‌طور انسان مسلمان تا زمانی که از دشمن درونی خود به نام نفس اماره شناخت کافی نداشته باشد آیا می‌تواند در برابر وسوسه‌های آن تاب مقاومت بیاورد و از تن دادن به ذلت نفس و سقوط از مقام انسانیت جلوگیری نماید؟
از دیدگاه قرآن و روایات: شیوه عملکرد پیشوایان معصوم(ع) در این خصوص، بهترین الگو برای ما مسلمانان می‌باشد.
از دیدگاه قرآن و روایات: شیوه عملکرد پیشوایان معصوم(ع) در این خصوص بهترین الگو برای ما مسلمانان می‌باشد.
آنان در آغاز مبارزه مقدس خویش، نخست به شناسایی و معرفی دشمن می‌پرداختند و سپس با آگاهی کامل در میدان پیکار با جبهه کفر و نفاق حاضر می‌شدند. پیامبر اسلا‌م(ص) و ائمه هدی(ع) آن‌چنان سیاست‌مدار شایسته و مدیر و مدبر لا‌یق بودند که از آنان با عنوان «ساسه` العباد» یعنی سیاست‌مدار و اداره‌کننده بندگان خدا یاد شده است.(3)
بحث دشمن‌شناسی در قرآن کریم موقعیت و جایگاه ویژه‌ای دارد. حضرت امام محمدباقر(ع) در تبیین جایگاه و اهمیت بحث دشمن‌شناسی در قرآن می‌فرماید:
«قرآن بر سه بخش نازل گردید: یک بخش آن درباره ما و دوستانمان است، بخش دیگر آن درباره دشمنان ما و دشمنان پیشینیان ما می‌باشد و بخش سوم آن در روش‌ها و امثال است.»(4)
در روایت دیگری از رسول اکرم(ص) آمده است:
آگاه باشید! عاقل‌ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و او را پیروی کند و دشمنش را نیز بشناسد و از او نافرمانی کند.(5)
آن حضرت هم‌چنین در روایت دیگری در خصوص ضرورت شناختن نخستین دشمن دیرینه انسان یعنی ابلیس فرموده‌اند:
اگر مردم ده چیز را می‌شناختند سعادت دنیا و آخرتشان تأمین می‌شد: یکی از آن‌ها شناخت ابلیس و یارانش می‌باشد.(6)
بنابراین با توجه به تأکید روایات و متون دینی در ضرورت شناخت دشمن و مقابله با آن، می‌توان نتیجه گرفت که هر کس فاقد این شناخت باشد به همان اندازه از سعادت دنیا و آخرت محروم می‌ماند. علا‌وه بر این، اهتمام به موضوع دشمن‌شناسی ره‌آوردهای بسیاری نیز برای انسان‌ها در پی خواهد داشت.
مفاهیم لغوی و اصطلا‌حی دشمن
در فرهنگ لغت عدو (دشمن) از ماده عدو به معنای تجاوزکردن از کاری است که حقش عدم تجاوز از آن می‌باشد.(7) تجاوزکردن از حد به معنای ظلم‌کردن نیز می‌آید، زیرا تجاوز همراه با ظلم است.(8)
این واژه در اصطلا‌ح به کسی اطلا‌ق می‌شود که در دل با انسان عداوت داشته باشد و در ظاهر نیز مطابق عداوت خود عمل نماید.(9)
محور دوم: شناسایی و آگاهی از سیاست‌ها و تاکتیک‌های دشمن
معرفی دشمن از زبان قرآن و اهل بیت(ع) شیوه قرآن کریم، توصیه به شناخت دشمن برای حفظ و سلا‌مت جامعه اسلا‌می و معرفی آنان در قالب داستان‌های عبرت‌آموز است. از نظر قرآن، شناخت اهداف دشمنان اسلا‌م و جامعه اسلا‌می از حساس‌ترین و مهم‌ترین وظایف مسلمانان به‌شمار می‌آید.
در یک نگاه کلی، قرآن دشمنان اسلا‌می را دارای خصلت‌های ناپسندی چون نژادپرستی قانون‌شکنی، خوی استکباری و دیگر صفات شیطانی می‌داند. در برخی از آیات به «دنیاپرستی» دشمنان اسلا‌می به‌عنوان یکی از ویژگی‌های آنان اشاره شده است(10) همچنین در آیه 54 سوره نساء و آیه 105 سوره بقره، حسادت و بدخواهی به‌عنوان خصلت‌های دیگر دشمنان شمرده شده است.
در آیات دیگر به ویژگی‌هایی چون تنگ‌نظری، خیانت، خشم و کینه، شیطان‌صفتی، و نادانی به‌عنوان خصلت‌های ناپسند دشمنان اسلا‌م اشاره شده است(11) خداوند در آیه دوم از سوره ممتحنه ضمن تبیین خطر دشمنان می‌فرماید:
اگر دشمنان بر شما دست یابند همچنان با شما خصومت می‌کنند و دست‌ها و زبان‌هایشان به بدی به سوی شما باز است و دوست دارند کافر شوید و از ارزش‌های خویش دست بردارید.
در روایات نیز در خصوص لزوم شناخت دشمن و معرفی آن احادیث فراوانی از رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) به چشم می‌خورد که به برخی از آن‌ها پیش از این در بحث ضرورت دشمن‌شناسی اشاره شد و به‌طور کلی می‌توان گفت معرفی دشمن یکی از اهداف اساسی معصومین(ع) بوده است؛ به‌ویژه آن‌که پس از رحلت رسول خدا(ص) و انحراف در انتخاب جانشین آن حضرت، جریان‌های منحرف در اسلا‌م و جامعه اسلا‌می رخنه کردند و لذا امامان شیعه تلا‌ش خود را صرف شناساندن چهره دشمنان اسلا‌م نمودند. یکی از رمزهای ماندگاری و پیروزی جریان کربلا‌ و نهضت حسینی در معرفی دشمن به جامعه اسلا‌می بود. دشمنی که با حیله‌ها و تزویرها و تبلیغات مسموم بر مسند امامت مسلمین چنگ زده و خود را جانشین بر حق رسول خدا معرفی می‌کرد. مهم‌ترین خطر این دشمنان روحیه نفاق و پنهان‌کاری آنان بود چنان‌که حضرت علی(ع) نیز می‌فرماید:
«از دشمن پنهان بیش‌تر از دشمن آشکار بر حذر باش»(12) ایشان همچنین در روایتی دشمن کسی است که نسبت به بالا‌دست خود نافرمان، به زیر دست ستم‌کننده و یا ستمکار هم‌دست می‌باشد.(13)
توجه به دیدگاه و رهنمودهای ائمه در خصوص معرفی دشمن مهم‌ترین رمز پیروزی جامعه اسلا‌می در اهداف عالیه خود می‌باشد(14) و شاید یکی از مهم‌ترین عوامل در پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می نیز تأکید بنیان‌گذار این نهضت بر شناخت و معرفی دشمنان بوده است.
اقسام دشمن
با مروری بر متون دینی با دو نوع کلی دشمنان مواجه می‌شویم: دشمن آشکار و دشمن پنهان. تأکید ائمه معصومین(ع) بر مراقبت از دشمن پنهان بیش از دشمن آشکار است. از منظر امام علی(ع) کم‌خطرترین دشمنان، دشمنی است که دشمنی خود را آشکار کرده است:
«سست‌ترین دشمنان کسی است که عداوتش را آشکار ساخته است».(15)
و در جای دیگر می‌فرمایند: «کسی که دشمنی‌اش را اظهار کرده، توطئه و مکرش اندک است».(16)
و نیز فرموده‌اند: بدترین دشمنان کسانی هستند که حیله خود را بیش‌تر پنهان می‌دارد».(17)
مراد از دشمنان پنهان، همان گروه منافقند گروهی که سخت‌ترین ضربه را به مکتب اسلا‌م و مسلمین وارد ساخته و می‌سازند. امام علی(ع) ضمن دسته‌بندی جاعلا‌ن حدیث، نخستین دسته آن را منافقانی معرفی می‌کند که با پنهان‌کاری و در پوشش اسلا‌م‌خواهی به جعل روایت مبارت می‌کنند.
... نخستین منافقی که اظهار اسلا‌م می‌کند و نقاب اسلا‌م را به چهره می‌زند، نه از گناه باکی دارد و نه از آن دوری می‌کند، عمداً به پیامبر(ص) دروغ می‌بندد. اگر مردم می‌دانستند که این شخص منافق و دروغگو است از او قبول نمی‌کردند و تصدیقش نمی‌کردند، اما چون از واقعیت او آگاه نیستند می‌گویند وی صحابی رسول خدا است. پیامبر(ص) را دیده و از او حدیث شنیده و مطالب را از او دریافت کرده است. به همین دلیل گفته‌اش را می‌پذیرند.(18)
به‌راستی مشکل‌ترین مبارزه، مبارزه با دشمن منافق است. این مبارزه اگر با تیزبینی و هوشیاری همراه نباشد قرین موفقیت نخواهد بود. امام علی(ع) در نامه‌ای به محمد بن ابی‌بکر می‌فرماید:
پیامبر(ص) به من فرمود: من بر امتم از مؤمن و مشرک نمی‌ترسم، زیرا مؤمن را خداوند به سبب ایمانش باز می‌دارد و مشرک را به‌خاطر شرک ورزی خوار می‌کند ولکن بر شما از هر که در دل، منافق است و زبانی دانا دارد می‌ترسم، اینان کلا‌می که می‌پسندید می‌گویند و آن‌چه را ناشایسته می‌دانید می‌کنند.(19)
از این‌رو پیشوایان معصوم(ع) از جمله علی(ع) بیش‌ترین تأکید را در بحث دشمن‌شناسی درباره نفاق داشته‌اند. جریان قاسطین در جنگ صفین از طریق پاشیدن بذر نفاق در صفوف مسلمین توانست حکمیت را بر علی(ع) تحمیل کند. امروز نیز باید کاملا‌ً هوشیار باشیم که بیش‌ترین تهدید نظام جمهوری اسلا‌می از ناحیه نفاق است. دشمنان چون از طریق ابزارهای سیاسی و نظامی نتوانسته‌اند به اهداف شوم خود برسند، در پرتو نفاق و با استفاده از ابزار مطبوعاتی، فرهنگی و... برنامه‌های وسیعی را علیه جامعه اسلا‌می به‌ویژه جوانان مسلمان تدارک دیده‌اند. ما وظیفه داریم با توکل بر خدا و تأسی به رهنمودهای ائمه معصومین(ع) هوشیاری کامل خود را حفظ و نقشه‌های آنان را نقش بر آب سازیم.(20)