تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۸۷۳
ابوالقاسم حبیبی مقدمه: بعد از جنگ جهانی دوم بویژه در پنجاه سال اخیر ، در حکومت های اروپایی و آمریکا جریان فکری ای به نام معنویت و شناخت دینی شکل گرفت.قدرت های سکولار که از دیرباز به نام های مختلف با دین مبارزه می کردند ، امروزه دریافتند شیوه ها و روش های گذشته منسوخ شده و دیگر پاسخگو نمی باشد و برای مبارزه با دین به سلاح ها و روش های دیگری نیاز دارند، چرا که مردم غرب آنچه را به عنوان دین تجربه کرده بودند (مسیحیت تحریف شده و تهی از معنویت) پاسخگوی نیازهای معنوی آنان نبوده و همواره به دنبال گمگشته خویشند.

اسلام تنها دین کامل و پاسخگوی تمامی نیازهای بشری است؛ «مادی و معنوی است».
انسان امروز با بلوغ فکری ، سیاسی و اجتماعی و از طرفی تجربه تمامی بیراهه های انحرافی تجربی و حسی به خوبی این را دریافته و به سراغ اسلام به راه افتاده است و این همان چیزی است که قدرتمندان و حکوتمداران غرب را نگران ساخته است.
با توجه به عقب نشینی تهی از معنویت در مقابل یورش های دنیاگرانه سکولار و غیر دینی شرق و تغییر آموزه ها و اندیشه های دینی آن بر اثر اصلاحات و نوسازی های تدریجی ، توجه مردم به ویژه در دنیای غرب به اسلام به عنوان یک دین ناب الهی و دست نخورده و پاسخگوی تمامی نیازهای بشری جلب شده است.توجه و گرایش روز افزون مردم غرب از یک سو و نگرانی حکوت هایغربی از سوی دیگر باعث شد تا «جریان آشنایی با دین و معنویت» در چند دهه ی اخیر شکل جدی تری به خود گرفته و در دستور کار مراکز پژوهشی و تحقیقاتی غرب قرار گیرد.
این در حالی است که دولت آمریکا و صهیونیسم بین الملل رویای تسلط کامل بر جهان را در سر داشته و مدعی تشکیل حکومت واحد جهانی میباشند.آمرکایی ها قرن 21 را قرن آمریکا قلمداد کرده و مراکز پژوهشی یاد شده تحقبقات گسترده ای را برای دریافت راهکارهای مناسب جهت سلطه بر جهان بویژه جهان اسلام انجام داده اند و شعار «از جمهوری تا امپراطوری» محصول این تحقیقات است.
بخشی از آنچع که از مراکز پژوهشی و تحقیقاتی غرب به عنوان نسخه مقابله با دین گرایی اسلام گرایی مردم غرب بیرون آمد عبارت بود از :
1 – ایجاد انحرافات دینی با تشکیل گروه های مذهبیغیر سنتی و بومی با هدف ترویج خرافات دینی و دنیوی کردن دین.
2 – ایجاد گروه ها و فرقه های جادوگری ، خرافه پرستی و شیطان پرستی با همان هدف انحرافات فکری و دینی در مردم.
حیله‌ها و شیوه‌ها
مبتنی بر نسخه ی ضد دینی مراکز پزوهشی و تحقیقاتی غرب ، از دهه 1960 میلادی به بعد تعداد زیادی گروه های مذهبی غیر سنتی جدید ، تاسیس و ظهور یافت که این گروه ها با نام دین ،مذهب ، معنویت و رستگاری تشکیل می شدند ولی در باطن به کارهای مبتذل و غیر اخلاقی می پرداختند.
اگرچه موضوع چندان چندان جدید نبوده و ادامه اباحه گری و مبارزات ضد دینی گذاشته است اما در قالب و شکل نو به نام گروه های معنویت و رستگاری ظهور یافت.
پس از گسترش گرایش مردم غرب به دین اسلام برای جلوگیری و کند کردن این روی آوری طی 25 سال گذشته قریب به 2500 گروه این چنینی در آمریکا تشکیل شد.پایگاه و مرکزیت این گروه ها عمدتا̋ در آمریکا و انگلیس بوده و در کشورهای دیگر نیز به صورت زیر زمینی و مرموز فعالیت دارند.
یکی از دلایل فرآوانی این گروه ها ، نداشتن یک معیار مشخص و ویژگی های التقاطی آنها است.به همین دلیل از درون خود تجزیه شده و شاخه شاخه می شوند و خواهش ها و خواسته های فردی تنها ملاک توجه و انتخاب آن ها می باشد.
عمدتا̋ این گروه ها با مرگ موسس گروه متلاشی شده و اعضای آن به گروه های دیگر می پیوندند و یا خود گروه های دیگری تشکیل می دهند.
عقاید خرافی و بسیار بی اساس سراسر رفتار و زندگی آنان را تشکیل می دهد و بعضا̋ رفتار های کفر آمیز و ناشایست آنان موجب مشکلات اجتماعی در غرب نیز می شود.برای مثال اخیرا̋ خبر کشتن کودکی خردسال به دست مادر خویش در روزنامه ی همشهری مورخ 30/6/87 درج شد ، حتما̋ ملاحظه فرمودید.کودک خردسال به دلیل این که نمی توانست هنگام صرف غذا آمین بگوید به دستور رهبر گروه می بایست تنبیه شود و این تنبیه با گرسنگی دادن او بود.مادر کودک به دستور رهبر گروه ، کودک خود را در اتاقی دربسته زندانی کرده و با غذا ندادن او را به قتل می رساند ، به امید این که رهبر گروه اورادی بخواند و مجددا̋ او را زنده کند و با زنده شدن مجدد ، او تنبیه شده و به آمین گفتن هنگام صرف غذا عادت کند.
این نمونه ای است از رفتارهای نابهنجار این گروه ها در آمریکا. 
گروه‌های موسیقی شیطانی با شعارهای شیطان‌پرستی
از آنجا که تمدن غرب برای مردم جهان، تناقضات بی‌شماری را به وجود آورده است که انواع بی‌عدالتی‌ها به شیوه‌ها و شکل‌های مختلف در جوامع غربی از آن جمله است، لذا زندگی در بین جوانان معنای خود را از دست داده و آنان را به بیراهه‌های استفاده از مواد مخدر، روابط جنسی و خشونت کشانده است.
تشکیل گروه‌های موسیقی با شعارهای شیطان‌پرستی و بعضاً هم با شعارهای مبارزاتی علیه فقر، بی‌عدالتی و... مانند رپ، متال، دث متال، بلک متال و ده‌ها بلکه صدها گروه دیگر مبتنی بر همین برداشت نادرست از زندگی است.
براساس تحقیقات به عمل آمده، رد پاهایی مشاهده شده که بیانگر این حقیقت است: «سازمان‌های جاسوسی صهیونیستی و آمریکایی براساس یک برنامه‌ریزی حساب شده از کودکی برای تربیت جوانانی خشونت‌طلب، جنگ‌طلب و پرخاشگر کار کرده و جوانان امروز، کودکان دیروزند که با سناریوی استکباری پرورش یافته و تربیت شده‌اند و برای پیشبرد اهداف استکباری در شکل‌ها و محورهای مختلف به کار گرفته می‌شوند. گاه با حضور در عراق در قالب ارتش و کشتار وحشیانه مردم بی‌دفاع و گاه با عضویت در گروه‌های موسیقی شیطانی و ترویج خشونت، بی‌بندوباری و ابتذال. آنچه مهم است بدانیم این است که جوانان امروز اروپا و آمریکا تربیت‌شدگان مجازی و غیرمستقیم استکبارند که به وسیله بازی‌های کامپیوتری، فیلم‌های سینمایی و... هدایت شده‌اند.»
ترویج خشونت، ابتذال، بی‌بندوباری، روابط جنسی، شعارهای مبارزه با دین و کلیسا به عنوان نماد دین در غرب و ترویج علائم و نشانه‌های شیطان‌پرستی از جمله اهداف این گروه‌ها به شمار می‌رود.
این گروه‌ها، از موسیقی خشن و آلات سنگین موسیقی مانند گیتار برقی، جاز و... استفاده کرده و سبک‌های نویی را ارائه می‌دهند، ناامیدی، یاس، بی‌هویتی، بی‌انگیزگی و سرخوردگی از دنیا و... در اشعار خوانندگان این گروه‌ها موج می‌زند.
موسسین و سرگروه‌های این گروه‌ها عمدتاً افرادی هستند با سابقه‌های شکست‌خورده و رانده شده از جوامع و مطرود از خانواده و بعضاً با سوابق جنایی و رفتارهای ناهنجار اجتماعی، تنها امتیاز آنها داشتن صدایی مناسب این نوع موسیقی‌ها و با استعداد نواختن موسیقی‌های خشن است.
از جمله ترفندهایی که جهت جذب مخاطب استفاده می‌کنند ایجاد صحنه‌های وحشت و ترسناک مانند سر بریدن، قطع اعضا و زنده‌خواری در روی صحنه (سن) و هنگام اجرای زنده موسیقی می‌باشد.
از دیگر شیوه‌های این گروه، دفن البسه و یا خود در زیر خاک در مدت‌های طولانی است که برای بوی خاک و جسم مرده گرفتن انجام می‌شود و این عمل مبتنی بر زیرساخت‌های فلسفی این گروه‌ها که بی‌اساس دانستن زندگی در این دنیا و به سعادت رسیدن با مرگ است. با این روش «دفن البسه و خود» بوی مرگ و انتهای دنیا را در مخاطب تداعی و از این طریق ایجاد جذابیت می‌کنند.
صهیونیسم؛ ترویج خرافات دینی
با کمی تامل و مروری بر اسناد و مدارک و بررسی عملکرد صهیونیست‌‌ها خواهیم یافت که صهیونیسم بین‌‌الملل به کمتر از تصاحب کامل جهان قانع و برای رسیدن به این هدف از هیچ عملی رویگردان نیست. ترویج خرافات دینی یکی از این راه‌ها است و عمدتاً ترویج این خرافات از طریق فیلم‌های سینمایی است و همین امر باعث شده تا حجم گسترده‌ای از فیلم‌هایی که به ظاهر دینی و در باطن خرافی هستند، در کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی مانند هالیوود که با سرمایه و مدیریت صهیونیست‌ها هدایت می‌شود، تولید و به بازار جهانی عرضه شود.
«امروزه هیچ ساحری برتر از سینما و هیچ سحری مهیب‌تر از خرافات دینی نیست».
به گزارش ایسنا، در سال 2005 اسقف اعظم کلیسای گرین ویل در مراسم سوزاندن کتاب‌های هری پاتر نوشته «خانم رولینگ» ـ‌ که مجموعه فیلم‌‌های هری پاتر براساس این کتاب‌ها تولید شده است ـ‌گفت: کتاب‌های هری پاتر مروج جادو و جادوگری است که مردم را به شیطان‌پرستی می‌کشاند.
مبنای وجودی دنیای سحر و جادو صرفاً جهت دسترسی به قدرت و دانش پنهان است و این همان آیینی است که برای تضعیف دین (در غرب به عنوان نماد دین مسیحیت) پا به عرصه وجود گذاشت. با تولید و پخش گسترده مجموعه‌هایی همچون هری پاتر با پررنگ نشان دادن جشن‌های هالووین (یکی از مراسم شیطان‌پرستان که بین مردم آمریکا و انگلیس رایج بوده و همه ساله در شب 31 اکتبر، کودکان و نوجوانان لباس‌های ترسناک شیطانی و جادوگری به تن کرده و در طول شب در کوچه و بازار مردم را می‌ترسانند) گرایش به آیین‌های خرافی و شیطان‌پرستی و علاقه به جادو و جادوگری به طور روزافزون بویژه در غرب در حال گسترش است. به گونه‌ای که پس از پخش و انتشار این مجموعه از تلویزیون و فیلم‌های مشابه، گرایش به جادو و جادوگری بشدت رواج پیدا کرده است. بدیهی است به دلیل جذابیت تخیلی و هنری در فرم و محتوا تاثیرگذاری آن در قشرهای کودک و نوجوان بیشتر خواهد بود.
برداشت‌های جدید از کتاب مقدس مبتنی بر آزاد شدن شیطان پس از هزاران سال از زنجیر و خروج از چاه بی‌انتها (عهد جدید، مکاشفه، باب بیستم) پایه‌های فکری تولید‌کنندگان هالیوودی را تشکیل داده و زمینه‌های به تصویر کشیدن شیطان در رسانه‌های غربی را به وجود آورده است.
فراماسون‌ها احیاگر جادوگری و شیطان‌پرستی
پس از افول شیطان‌پرستی در عهد باستان و احیای مجدد جادوگری در قرن شانزدهم میلادی در قاره اروپا به وسیله فراماسون‌ها و گسترش سریع جادوگری و شیطان‌پرستی بویژه در بین زنان باعث شد تا جریانی با هدف پاکسازی جادوگری و شیطان‌پرستی ایجاد شده و بیش از 60هزار نفر از جادوگران که اکثر آنها نیز زن بودند، اعدام شوند.
در اوایل قرن نوزدهم، برای چندمین بار گروه‌های شیطان‌پرستی توسط فراماسون‌ها اروپا، در شهر لندن به عنوان مرکز شیطان‌پرستان راه‌اندازی و فعال شدند و تشکیل باشگاه آتش جهنم از آن جمله است و استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل، از جمله فعالیت‌های این گروه‌ها بود.
در قرن بیستم و بیست و یکم بویژه در پنجاه سال گذشته، احیای جادوگری و شیطان‌پرستی این بار با همپیمانی صهیونیست‌ها و فراماسون‌ها با هدف مقابله با دین در تمام کشورها آغاز شده و با همه توان اقتصادی، فنی و هنری به میدان آمده‌اند چرا که شکست اردوی ضددینی خود را با گرایش روزافزون مردم تمام کشورها بویژه مردم غرب به دین به طور ملموس حس کرده و دریافته‌اند ادامه این روند حیات آنان را به خطر انداخته است.
سرمایه‌داران یهود از دهه 1960م به بعد حمایت از گروه‌های شیطان‌پرستی و تشکیل گروه‌های جدید شیطان‌پرستی را به طور جدی در دستور کار خود قرار داده و موفق شدند با هزینه‌های گزاف گروه‌های فراوان اگرچه کم‌جمعیت را با هدف ترویج جادوگری و شیطان‌پرستی و ترویج خرافات دینی بویژه در غرب به وجود آورند و در شهر فرانسیسکو کلیسای شیطان تاسیس کرده و انجیل شیطانی بنویسند.
اعضای این گروه‌ها عمدتاً جوانان هستند و استفاده از موسیقی‌های خشن، مواد مخدر و مراسم مبتذل و ضداخلاقی جزو برنامه‌های آنان است.
گروه‌های شیطان‌پرستان دارای علائم و نشانه‌هایی هستند که سال‌ها است از طریق همین علائم و نشان‌ها خود را به جهانیان معرفی کرده و اعضای خود را به وسیله همین علائم و نشانه گردهم می‌آورند و یا نمادسازی کرده و هر روز با یک نمادی نو و جدید جوانانی را فریفته و به عضویت می‌گیرند. ساده‌اندیشی نیست اگر فکر کنیم این علائم و نشانه‌ها زودگذر و بی‌تاثیر یا کم‌تاثیر است.
همواره در طول تاریخ در ادیان مختلف اعداد و علائم و نشانه‌ا بیانگر هویت فکری و اعتقادی و دارای اهمیت خاصی بوده‌اند و همین علائم که حاکی از یکسری شعائر می‌باشند، توانسته‌اند جنبش‌های بزرگ بشری را هدایت نموده و قدرت و حکومت‌هایی را به وجود آورند.
امروز دشمنان دین با ترویج همین علائم و نشانه‌‌ها به عنوان نمادهای جادوگری و شیطان‌پرستی، اهداف خود را دنبال می‌کنند و نباید با بی‌توجهی از کنار آنها گذشت، چرا که ده‌ها سال است که غرب در لوای همین علائم و نشانه‌ها است که فرهنگ خود را به سایر نقاط جهان صادر می‌کند.
گروه‌ها و فرقه‌های شیطان‌پرستی اعم از گروه‌های موسیقی شیطانی و یا فرقه‌های شیطان‌پرستی علائم مختلفی را دارند مانند بز مندس (بز شاخدار)، ستاره پنج‌ضلعی وارونه، ستاره شش راس، عدد وحش یا 666 یا FFF به عنوان ششمین حرف انگلیسی، اسکلت، صلیب وارونه، چشم لوسیفر و ده‌ها علامت و نشان دیگر، ذکر آنچه ضروری به نظر می‌رسد، مشابهت و مشترک بودن بسیاری از این علائم و نشانه‌ها بین صهیونیست‌ها، فراماسون‌ها، حکومت و دولت آمریکا و... است.
به عنوان مثال چشم لوسیفر یا چشم شیطان که در بین شیطان‌پرستان نماد قدرت و حکومت است، علامت معروف فراماسونری محسوب شده و در سردر لژهای فرماسونرها دیده می‌شود.
همین علامت در بالای چشم بز مندس نماد شیطان‌پرستان مشاهده و سردر همین علامت روی دلار آمریکایی نیز ملاحظه می‌شود.
این علامت به چشم جهان‌بین (پرگار و گونیا) نیز معروف است. در وسط این علامت حرف G قرار گرفته و به اعتقاد آنها به معنی GOAT، بز نماد شیطانی می‌باشد.
ستاره شش‌گوش
این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی»ها شناخته شده و به آن ستاره «داودی» یا «مهر سلیمان» نیز می‌گویند ولی در حقیقت این نماد جزو نمادهای الحادی بوده که براساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد و الهه‌های ماه و خورشید هم می‌باشد. البته این علامت در میان مکاتب دیگری مانند هندویسم و...مفهوم مشابهی دارند. آنچه مهم است شیطان‌پرستان نیز این علامت را قوی‌ترین علامت خود می‌دانند و از آن در مراسم شیطانی یا در سردر منازل و یا ماشین‌های خود استفاده می‌کنند. ستاره شش‌گوش از شش ضلع، شش زاویه و شش مثلث کوچک درست شده که معرف عدد 666 می‌باشد و این عدد بین شیطان‌پرستان عدد ویژه‌ای است.
اشتراک این نوع علامت‌ها بین صهیونیست‌ها، فراماسون‌ها و شیطان‌پرستان این مفهوم را القا می‌کند که همگی آنها در هدف مشترکند و در ضدیت با دین و خداپرستی اشتراک دارند.
آنچه گفته شد، بیان حقیقتی است از دشمنی آشکار و همه‌جانبه دشمنان با دین. به عنوان آیین زندگی توام با معنویت و رستگاری یعنی اسلام ناب با به وجود آوردن حیله‌های نوظهور و کژراهه‌های مدرن. پرواضح است این دشمنی تازگی نداشته و هماره از بدو خلقت حق و باطل در نزاع بوده و فراز و نشیب‌ها و شکست و پیروزی‌های ظاهری داشته‌اند، چرا که حق همیشه پیروز است اگرچه ظاهری شکست‌خورده داشته باشد. آنچه مهم است شناخت کژراهه‌ها و حیله‌ها است. برای مبارزه با دشمن می‌بایست به سلاح مربوطه مجهز شد، سلاح مبارزه با کژراهه‌های فکری و اعتقادی عقل و ایمان از یک سو و شناخت ترفندها و راه‌های مقابله با آنها از سوی دیگر است. ترویج خرافات دینی و جادوگری کژراهه‌‌ای است با هدف استحاله فرهنگی جهان اسلام. دشمن دیرینه اسلام به خوبی دریافته است بر امت اسلامی پیروز نخواهد شد مگر با استحاله فرهنگی و اعتقادی مسلمین. پس در این شرایط حساس از زمان که تمامی کفر به مبارزه با تمامی ایمان و خداپرستی آمده است بر دانشمندان اسلامی است که با صراحت و شجاعت از اصول و مبانی اعتقادی اسلام دفاع نموده و حیله‌ها و کژراهه‌های دشمنان اسلام را برای جوانان مسلمان در سراسر جهان افشا کنند و بر امت اسلامی است تا با تقویت بنیه‌های دینی و اعتقادی و هوشیاری و شناخت هرچه بیشتر حیله‌های آنان به دفاع از ارزش‌های دینی و اسلامی برخیزند.